خاطره اي مدفون زير غبار شکست
در فوتبال گاهي نشانه ها راه را نشان مي دهند؛ به شرطي که تيم ها فراست لازم را داشته باشند.
به نوشته اعتماد و به نقل از گاردین، اتفاقات نيز در مقاطعي مشابه رقم مي خورد. در اين نماها بازنده رقابت فينال 365 روز پيش پيروز شد و تيمي که حتي فرصت نيافت در تورنمنت بزرگ پارسال (يورو 2008) حضور يابد باز هم باخت. تيمي که با پيراهن سفيد يکي از سنگين ترين شکست هاي خانگي تاريخ رقيب ديرينه را رقم زد با همان رنگ طرف مغلوب يک طرفه ترين فينال رقابت هاي پايه نام گرفت. با آن تلاقي اتفاق و اين نشانه در بازي نهايي جام زير 21 سال اروپا بين آلمان و انگليس، دشمنان ديرينه به ياد آورده شد. ژرمن ها براي کسب اولين عنوان قهرماني در اين رده سني يک بازي منطقي انجام دادند و در سوي مقابل انگليس پايان انتظار 25 ساله را از طريق ساق هاي هنرمند جمعي از برترين متوسط هاي حال فوتبال جزيره جست وجو مي کرد.
چه اتفاقي رخ داد
کاسترو مانند بازي قبلي دو تيم در مرحله گروهي سرشار از انگيزه بود و بار ديگر به کمک پاس زيباي هم تيمي هايش و البته تک ضربه يي زيبا توپ را از «کواچ» عبور داد. از آنجا به بعد لازم نبود مهاجمان آلمان زجر زيادي متحمل شوند چون جانشين جوهارت دروازه بان محروم انگليس مي توانست به تنهايي برتر از هر مهاجمي توپ را به سمت تور دروازه سه شيرها رهنمون کند. درست در شرايطي که پيرس منتظر عملي شدن تدابير تاکتيکي خود بود، اوزيل يک ضربه ايستگاهي زيبا نواخت و در نهايت با اشتباه مسلم کواچ توپ درون چارچوب آرام گرفت. تعويض هاي پيرس اشتباه به نظر نمي رسيد اما بي گمان تدابير تاکتيکي هروبش بهتر از اقدامات بازيکن سابق تيم ملي انگليس بود. در اين شرايط بازيکن تازه وارد عضو بايرن را ديديم که چگونه به محض حضور در جريان بازي دو گل زيبا درون دروازه رقيب جاي داد. آلمان اينچنين براي نخستين بار فاتح رقابت هاي زير 21 سال شد تا اين افتخار به ساير دستاوردهاي فوتبال پايه ژرمن ها الصاق شود. انگليس باخت تا از سال 1993 همچنان در حسرت کسب يک قهرماني در تمام سطوح ملي فوتبال جهان بماند. آخرين فاتحان انگليسي امثال بکام، بات، نويل، فاولر و جمعي از بزرگ ترين ستاره هاي اوايل هزاره جديد نام داشتند. بر سر آخرين انگليسي موفق چه آمده؟
خاطره 1993
تد پاول سال 1993 جمعي از نخبه ترين نوجوانان جزيره را رهسپار رقابت هاي زير 18 سال اروپا کرد. بي گمان «جوليان جوچيم» بازيکن ساليان آتي استون ويلا که از سوي مربي وقت خود در لسترسيتي يکي از بزرگ ترين مهاجمان تاريخ فوتبال جزيره تلقي مي شد، ستاره اصلي آن تيم نام داشت. پنج تن از بازيکنان زير 16 سال اکنون در آخرين سال هاي دوران حرفه يي به سر مي برند؛ افرادي مانند نيکي بات، رابي فاولر، گري نويل، سول کمپل و پل اسکولز. عده يي نظير کريس کاسپر به دليل آسيب ديدگي خيلي زود فوتبال را کنار گذاشتند.
کريس در 24 سالگي چمن سبز را بوسيد و شش سال بعد يکي از جوان ترين مربيان تاريخ فوتبال شناخته شد. اکثر بازيکنان آن تيم طلايي عضو ليدزيونايتد و منچستريونايتد بودند. به هر حال دو رقيب ديرينه پاي ثابت فينال جام حذفي تلقي مي شدند و بهترين جوانان را در اختيار داشتند. اگر دنبال نام ديويد بکام مي گرديد، بايد بدانيد او در روزهاي ابتدايي بازي براي منچستريونايتد چندان مورد توجه تيم هاي پايه انگليسي قرار نداشت. برخلاف بکس، اسکولز ستون جوخه زير 16ساله محسوب مي شد. کمپل هم از سوي نويسنده گاردين لقب پسر آهنين را دريافت کرده بود، هرچند به دستور پاول مجبور شد به جاي بازي در دفاع مياني جنگ با هافبک هاي رقيب را تجربه کند.
ديگر مهره هاي کليدي کريس دي و دارن کاسکي (هافبک و دروازه بان ليدزيونايتد) نام داشتند. با چنين دارايي هايي اتخاذ يک تاکتيک مناسب اصلاً دشوار به نظر نمي رسيد. اسکولز در خط حمله قرار مي گرفت، فاولر نقش حامي او را برعهده داشت و خود از پشت سر توسط جوچيم و فورستر (گالن) حمايت مي شد. کاسکي بازي سازي مي کرد و تنکلر و اسکولز (بات) به موازات اين بازيکن در خط مياني توپ مي زدند. نويل، شارپ، کمپل و کاسپر نيز جلوي دروازه بان به هنرنمايي مي پرداختند. در روزگار آغاز سلطه منچستريونايتد بر فوتبال جزيره هر يک از نام برده ها به واقع توانايي خلق معجزه را داشتند، مثل کوين گالن که در فصل 1993-1992، 64 بار براي تيم جوانان کوئينزپارک رنجرز گل زد و در نخستين بازي فصل آينده نيز به تنهايي هشت بار تور دروازه رقيب تيمش را لرزاند؛ مي توان از جوليان جوچيم موتور محرک استون ويلا در فصل 2000-1999 هم نام برد. اين بازيکن مدت ها قبل از چهره شدن، به دليل ثبت دو گل فوق العاده زيبا و باورنکردني در جام حذفي مقابل بارنزلي و پورتسموث شهرت زيادي به دست آورد. حالا سوال اينجاست؛ بازيکنان مطرح سال 1993 اکنون کجا هستند؟ شايد بتوان با تحقيق زياد از زندگي شخصي آنها مطلع شد اما حتي کوهي از دلايل هم نمي تواند پاسخگوي سوالي با اين مضمون باشد؛ چرا بازيکنان جوان و پديده هاي فوتبال جزيره فقط از صافي باشگاه هايشان فرصت رشد و نمو را مي يابند؟ چرا گمنام هاي ملي پوش تنها به خاطر يک انتخاب نامناسب بي باشگاه مي مانند و محو مي شوند؟
سرنوشت هاي نامرتبط
انگليس 1993 با گذر از سد فرانسه داکور، ژتو و سيبرسکي، هلند سيدورف، کلايورت و جيو و البته اسپانياي ژاوي مورنو و دني به عنوان تيم اول گروه به بازي فينال راه يافت. آنجا هم ترکيه مدافع عنوان قهرماني رقابت هاي زير 19 سال مغلوب پنالتي کاسکي در دقيقه 77 شد. چه جالب، 16 سال بعد نيز يکي از دو سهميه صعود در اختيار انگلوساکسون ها قرار گرفت و درام نيمه نهايي نيز فرجام خوشي در پي داشت. پايان فيلم اما اصلاً شبيه سکانس هاي ماقبل پاياني نبود؛ آنجا که انگليس 1993، بي نام و نشان گام پاياني را محکم برداشت و در سوي مقابل جمعي از کارآزموده ترين جوانان انگليس، هشت سال پس از برتري پنج بر يک بزرگسالان کشورشان مقابل آلمان، با همان اختلاف گل مقابل رقيب ديرينه سر تعظيم فرود آوردند؛ آن هم در يک فينال.


