صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
شما با او موافقيد يا مخالف؟

نيمه‌هاي پنهان صمد

خب آيا اين شكست نيست؟ همين دوباره مي‌تواند براي مرفاوي يك برگ بازنده باشد. يونگ مي‌توانست در بازي استقلال مقابل سپاهان از شكست دقايق پاياني اين تيم جلوگيري كند. مرفاوي دقيقا تعويضي انجام داد كه با تفكرات يونگ در تضاد بود. دقيقه 83 و بعد از اين تعويض يونگ به نشانه اعتراض به رختكن رفت و استقلال 5 دقيقه بعد دروازه‌اش باز شد... او از پايين دست‌هايش مشاوره نمي‌گيرد! اين بزرگ‌ترين ايرادي است كه نزديكان صمد بر پيشاني‌اش مي‌كوبند. همين امروز در مورد شكل همكاري مرفاوي با روته مولر نيز اين ترديد بزرگ وجود دارد!
کد خبر: ۵۳۶۰۵
| |
2615 بازدید

نوجواني 16 يا 17 ساله، وقتي چشمش به صمد مرفاوي افتاد كه از در ساختمان باشگاه در كوچه پس‌كوچه‌هاي خلوت محله سعادت‌آباد تهران بيرون آمده و مي‌خواهد سوار ماشينش شود، از آن سوي خيابان فرياد زد «صمد گوارديولا... دوستت داريم»! و بعد مردي آن طرف‌تر با كج‌خنده‌اي معني‌دار سري تكان داد و زير لب طعنه‌اي زد و رفت.

به نوشته جام جم؛ صمد مرفاوي شايد صداي رساي نوجواني را شنيد كه سرتاپاي وجودش را شوق بي‌پايان عشق هواداري پوشانده، اما بي‌شك در تمام روزهايي كه با حكم سرمربيگري استقلال در اين شهر زندگي كرده، با تمام اين تكان‌هاي پرمفهوم سر و شانه، تكه‌هاي تلخ و شيرين و البته نگاه‌هاي فراوان از ترديد اين جماعت روبه‌رو شده است.

نه فقط در خيل هواداران استقلال، كه در حقيقت در قشر عمومي جامعه، هستند بسياري كه او را باور كرده‌اند و بسياري ديگر كه با شك و نااميدي به آينده استقلالي كه همين جوان متولي‌اش خواهد بود نگاه مي‌كنند. مرفاوي، جامعه فوتبال را به دو دسته تقسيم كرده است... يك گروه كه به سابقه بازيگري و نيمه‌هاي پرليوان مربيگري‌اش نگاه مي‌كنند و دسته‌اي ديگر كه با بدبيني معتقدند او بازنده است، مگر اين كه خلافش ثابت شود! شما جزو كدام دسته هستيد؟ خوشبين يا مردد؟ مي‌توانيم نگاهي به تمام خوش‌بيني‌ها و بدبيني‌هايي كه حول او موج مي‌زند داشته باشيم.

اولين خوشبيني درباره صمد مرفاوي بي‌شك به سابقه بازيگري‌اش برمي‌گردد. يعني زماني كه او را با پيراهن استقلال مي‌ديديم. جشن‌هاي شادماني صمد با لباس لاجوردي البته فقط در ذهن كساني نقش بسته كه حالا بيش از 30بهار را تجربه كرده‌اند. او جزيي از شناسنامه تيم دهه 70 استقلال است و همين براي پيوند خوردن سريعش با تيم كفايت مي‌كند. لااقل از اين حيث آسودگي خاطر خواهد داشت كه سكوها اگر از قبل شانتاژ نشده باشند، عليه او موضعي غيرمعقول نخواهند گرفت.

اولين بدبيني هم به شخص او مربوط مي‌شود. مربي قديمي صمد در تيم‌هاي پايه او را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «اوايل فكر مي‌كرديم او چرا فوتباليست شده است. ذات او با خشونت‌هاي فوتبال سازگار نيست. هيچ وقت به اين كه چرا جايش را به ناحق به كس ديگري داده‌ايم اعتراض نمي‌كرد و اين اعتراض را فقط در زمين تمرين نشان مي‌داد»! آيا آن روحيه مصالحه‌گر (با بالادست) هنوز در رفتار او وجود دارد؟ گروهي با قاطعيت جواب مثبت مي‌دهند و بعضي معتقدند مي‌توان در طول تاريخ عوض شد!

خوشبيني يعني نگاه كردن به تمام نقاط روشن زندگي! حالا صمد مرفاوي را به ياد بياوريد كه مربيگري‌اش را از كجا استارت زد. او مربي تيم‌هاي پايه استقلال بود. آندرانيك تيموريان، حسين كاظمي، خسرو حيدري، مجتبي جباري، اميرحسين صادقي، پيروز قرباني، وحيد طالب‌لو و بسياري از نام‌هاي آشناي امروز، ديروز گمنام‌هايي بودند پرورش يافته زير دست همين مربي. آيا توقع نداريد همين بازيكنان امروز احترامي بيشتر براي مرفاوي قائل شوند؟ صمد ويژگي ساختن و پرورش دادن را در خون خود فرو برده و نمي‌توان به توانايي اين مربي در يافتن استعدادها چشم بست.

بدبيني هم دقيقا چشم دوختن به نيمه خالي ليوان است. حسين كاظمي 3 سال پيش و زماني كه مرفاوي را سرمربي استقلال ديد، ادعا كرد رابطه گروهي از بازيكنان با سرمربي تيم بيش از حد صميمانه و غيرمتعارف است. همين باعث بروز مشكلاتي در طول تمرينات و حتي در زمين بازي مي‌شد. مرفاوي چگونه مي‌خواهد ميان حرمت و رفاقت خود با بازيكنانش خط مميزي بكشد؟!
تيموريان، كاظمي حيدري، جباري صادقي، قرباني طالب‌لو و بسياري از نام‌هاي آشناي امروز ديروز گمنام‌هايي بودند پرورش يافته زير دست همين مربي

صمد مرفاوي را خوش شانس مي‌نامند. تيم او هرگز كيفيت بالايي از بازي را به نمايش نگذاشت، اما در بيشتر بازي‌هايش پيروز ميدان مي‌شد. اين كه استقلال تا آخرين هفته به قهرماني اميدوار بود، خود گواه اين حقيقت است كه او توانسته بود چهره يك مدعي را براي استقلال ترسيم كند. هرچند جام را از كف داد، ولي به ياد داشته باشيد كه صمد مرفاوي در قياس با فصل قبل‌تر (كه استقلال قهرماني را جشن گرفت) رضا عنايتي، نيكبخت واحدي و مجتبي جباري (مثلث قهرماني) را از دست داده بود. موافقانش مي‌گويند او شاهكار كرد!

اما مخالفان و منتقدان چنين نظري را با يك ادله محكم ديگر نقد مي‌كنند. بهترين جواب منفي، نگاه كردن به استقلال عمل اين مربي است. مرفاوي در تمام فصل به شكلي رفتار كرد كه باور كنيم او فقط در استقلال حافظ منافع امير قلعه‌نويي است. مردي كه به تيم ملي رفته بود، اما سايه سنگينش را روي سر تيم انداخت. اين كه قلعه‌نويي بعد از شكست استقلال مقابل مرصاد شيراز در جام حذفي سر تمرين اين تيم حاضر شد و در حالي كه صمد به گوشه‌اي رفته بود بازيكنان را تمرين داد، گواه اين ادعاست كه مرفاوي هرگز نمي‌توانست در ذهن بازيكنان استقلال يك نفر اول حقيقي شناخته شود!

حالا موافقان و حاميان مرفاوي مي‌توانند از او دفاع كنند. او زير بار حرف زور نمي‌رفت، چون تئودور يونگ را به رسميت نشناخت و حرف او را در تمام طول حضورش روي نيمكت استقلال اجرا نكرد. بخوبي به ياد داريم كه وقتي يك دلال بازيكن و مربي كه بتازگي به ايران برگشته بود يونگ را به استقلال برد، مديران وقت باشگاه براي استخدام او روي نظر مرفاوي پا گذاشتند و او را به نيمكت دعوت كردند، اما مرفاوي هرگز از او به عنوان يك مشاور هم بهره نبرد.

خب آيا اين شكست نيست؟ همين دوباره مي‌تواند براي مرفاوي يك برگ بازنده باشد. يونگ مي‌توانست در بازي استقلال مقابل سپاهان از شكست دقايق پاياني اين تيم جلوگيري كند. مرفاوي دقيقا تعويضي انجام داد كه با تفكرات يونگ در تضاد بود. دقيقه 83 و بعد از اين تعويض يونگ به نشانه اعتراض به رختكن رفت و استقلال 5 دقيقه بعد دروازه‌اش باز شد... او از پايين دست‌هايش مشاوره نمي‌گيرد! اين بزرگ‌ترين ايرادي است كه نزديكان صمد بر پيشاني‌اش مي‌كوبند. همين امروز در مورد شكل همكاري مرفاوي با روته مولر نيز اين ترديد بزرگ وجود دارد!

خوشبينانه‌ترين نگاهي كه در مورد صمد مرفاوي شكل گرفته، به انگيزه‌هاي او براي موفقيت برمي‌گردد. بسياري بر اين باورند كه او مي‌تواند كاريزماي يك مربي جوان و باانگيزه مثل قلعه‌نويي يا در مدل اروپايي‌اش ريكاردو گوارديولا را در استقلال پياده كند. او جوان است و براي دومين بار در راس نيمكت تيمي مي‌نشيند كه فصل قبل قهرماني را تجربه كرده. موافقان مرفاوي باور دارند كه او شهامت پذيرفتن تيم قهرمان (كه بر اساس قاعده ليگ برتر كشور، پس از هر قهرماني، يك سقوط وجود دارد) را در وجودش مي‌بيند.

اما بدبيني در همين نقطه هم ريشه مي‌دواند. مرفاوي روياهايش محدود است... اين را نه ما كه بخش اعظمي از منتقدان سرمربي كنوني استقلال مي‌گويند؛ اين باور كه او در پس سرمربيگري استقلال به روياهايي مانند مربيگري در تيم ملي و رسيدن به قله‌اي بالاتر در بخشي فراتر از ليگ ايران فكر مي‌كند، چندان قابل دسترسي نيست! آيا در حرف‌هاي صمد تا امروز نشانه‌اي از جاه‌طلبي ديده‌ايد؟ روح سازگار او، بزرگ‌ترين مشكلي است كه منتقدان مرفاوي با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند، مگر اين كه خلاف آن را نشان دهد!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟