دو پرده از سياستهاي كلان ورزش
1- ركورد دوپينگ شكست:
به نوشته اعتماد ملی؛ پديده شوم دوپينگ در ورزش ايران، در چهار سال گذشته با استناد به آماري كه طبيعتا مديران ورزش دولت تيم علاقهاي به انتشار آن ندارند، رشد وحشتناكي داشت. فاجعه 9 ريشتري در اردوي تيم ملي وزنهبرداري، منجر به محروميت فدراسيون وزنهبرداري و 9 وزنه بردار ملي پوش شد.
غيراز يك وزنه بردار كه با برخي اقدامات(!)، از مهلكه آن روز به سلامت عبور كرد، بقيه دو سال محروم شدند. شاهين نصيري نيا مجبور شد از دنياي قهرماني خداحافظي كند و براي زندگي به خارج از كشور برود.
همين سعيدعليحسيني كه از او به عنوان ركورددار آينده جهان ياد ميشود، يكي از قربانيان آن ماجراست. سپس در فاصله زماني كوتاه، سه كشتيگير آزاد كار و فرنگي كار براي دومين بار مرتكب اين اقدام غيرورزشي شده و مطابق مقررات وادا، مادامالعمر محروم شدند.
محروميت دسته جمعي وزنه برداران پيشكسوت، محروميت و ماجراي دنبالهدار دوپينگ فوتباليستها، دوپينگ در واترپلو، دوپينگ در دو وميداني و واليبال، دوپينگ و محروميت حميدرضا كشاني، محمدعلياكبري و مرتضي روشن ضمير، محرم پناهي و مهدي نخوديان از اعضاي تيم پرورشاندام، دوپينگ عبيد محمدي و عليبهزادي در جودو، نمونه دوپينگ علي فرخي در قايقراني، دوپينگوزنهبرداران معلول، محروميت تطهيري مقدم عضو تيم سپكتاكرا و حتي حسن بيابانزاده از رشتههاي كم توان ذهني هم از جمله دستاوردهاي متوليان ورزش در دولت نهم بوده است.
همين ماه گذشته نيز مسعود واحدي كشتيگير مليپوش در مسابقات جهاني بوداپست، يك رزميكار و يك خانم! به نام محبوبه بيدل نيز به خاطر استفاده از مواد نيروزا با محروميت مواجه شدند.
فاجعهاي كه منجر به مرگ برخي از ورزشكاران در شهرهاي مختلف نيز شده. استفاده از قرص و آمپول در چهارسال گذشته فقط به اين اسامي محدود نميشود. فقط برخيها گير افتادند و بسياري ديگر نيز همچنان مبادرت به تزريق ميكنند اما فعلا دستشان رو نشده.
2- حمايت از فلسطين با برگههاي پزشكي: زماني كه ورزشكاران ايراني در مسابقات مختلف با قرعه رژيم صهيونيستي مواجه ميشود، اطلاعرساني كليشهاي به اين صورت انجام ميشود كه فلاني در حمايت از ملت مظلوم فلسطين از رفتن روي زمين يا تشك يا تاتامييا شياپ چانگ خودداري كرد. اما آيا رسما هم اينگونه است؟ يا فقط در داخل كشور چنين انعكاسي مييابد؟
زيرا آنچه ورزشكاران و مسوولان و خبرنگاران خارجي حاضر در آن مسابقات ميبينند، اين است كه مسوولان همراه تيم ايران؛ با رجوع به پزشك مسابقات، برگه استراحت پزشكي ميگيرند تا توجيهي براي مبارزه نكردن ورزشكار ايراني ارائه كنند. يعني به هيچ وجه اعلام نميشود كه ورزشكار ايراني در حمايت از فلسطين از مبارزه خودداري كرده. اگر چنين كنند، بايد محروميت را هم به جان بخرند.
حال بايد پرسيد آيا متوليان ورزش صرفا در راستاي سياستهاي كلي نظام در به رسميت نشناختن رژيمصهيونيستي از مبارزه خودداري ميكنند يا حقيقتا بنا را بر اين گذاشتهاند كه در عرصه ورزش نيز مستقلا و به نوبه خود، انزجار از اين رژيم را ابراز كند. اگر چنين است، برگههاي پزشكي ديگر چه صيغهاي است؟ اين چگونه حمايت و همدردي با فلسطينيان است كه لبخندهاي معنادار را روي چهره پزشكان صادركننده برگههاي پزشكي غيرواقعي مينشاند؟
ورزش ما در دولت نهم در قبال مساله فلسطين، به شدت آرمانگراست اما فقط در داخل كشور! همه ساله مراسميهم تحت عنوان تجليل از ورزشكاران جوانمرد برگزار ميكنيم و به ورزشكاراني كه در رشتههاي مختلف با رژيم اشغالگر روبهرو نشدهاند، جايزه ميدهيم اما آيا اين تمام واقعيت است؟
نكته ديگر در اين باب، قضيه شناي المپيك پكن است. جايي كه رقابت شناگر ايراني در يك راند، با شناگر اسرائيلي نيز همزمان بود. ابتدا كفاشيان، دبير وقت كميته ملي المپيك اعلام كرد: منعي وجود ندارد و اين دو چند خط با هم فاصله دارند. اما شناگر ايراني نيز با همان برگههاي پزشكي فوق الاشاره از پريدن توي آب خودداري كرد.


