صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

فصل محبوب عروس‌ها و دلال‌ها

يكي ديگر از عوام فريبي‌هاي مشمئز‌كننده فصل نقل‌وانتقالات، «قرارداد سفيد» است. فكر كن! هوادار بيچاره دلش خوش است به اين همه تعصب ستاره. طفلك خبر ندارد، «سفيد» يعني صفرهاي چك را خودت رديف كن. تو ديده‌اي وقت پايان ماجراهاي عاشقانه، ميان يك اختلاف، قراردادي سفيد روي ميز كميته انضباطي برود؟!
کد خبر: ۵۱۲۶۱
| |
1852 بازدید

عاقبت فصل محبوب عروس‌ها و خواستگارها و دلال‌ها از راه رسيد. نمي‌بيني! بره‌كشون دلال‌هاست و خواستگارها سركيسه را شكل كرده‌اند و عروس‌ها خوب مي‌دانند بايد درست پس از سومين «قبول است؟» بله را بگويند و خلاص.

به نوشته دنیای فوتبال؛ حرف عشق را نزن كه فرهادش هم اگر بود، حالا ديگر بايد تيشه را مي‌فروخت و پولش را مي‌گذاشت كف دست شيرين، بلكه نگاهش كند. پس بگذار سوژه‌هاي سوررئال را فراموش كنيم و با نگاهي زميني، بپردازيم به فصل جذاب نقل‌وانتقالات. اينكه يكي كجا مي‌رود و كدام تيم، چه كسي را مي‌خواهد و غيره و غيره، البته بحث جذابي است اما مي‌شود به اين فصل خارج از جزئيات هم نگاه كرد. فصل فوتبال هميشه به اين روزها كه مي‌رسد، ماجراهايي تكرار مي‌شوند كه شايد مرورشان در فصل موعود براي سرگرم شدن بد نباشد.

دانه به دانه چشم بچرخان و برو تا انتهاي مطلب.

ما به مال شما چشم نداريم

رقيب عشقي حريف شدن هم عالمي دارد توي اين فوتبال. همين است كه تا فصل به زمان نقل‌وانتقالات مي‌رسد، عروس‌ها گوشه چشم نازك مي‌كنند و نام رقيب را به زبان مي‌آورند. چه مي‌گوييم؟ استقلال، پرسپوليس؛ آن ماجراي رقابت ديرينه آبي و قرمز.

اوايل عروس‌ها زرنگ بودند و خواستگارها، ببخشيد، پخمه. همين بود كه توي فصل نقل‌وانتقالات كافي بود قراردادت تمام شده باشد و بگويي: «من مي‌روم پرسپوليس» يا چه مي‌دانيم، «استقلال». آن وقت خون مسئولان استقلال و پرسپوليس به جوش مي‌آمد كه: «مگر ما غيرت نداريم؟! عروس ما برود خانه رقيب؟» بعد؟ بعد ندارد ديگر، كيسه شل و دل‌ها نرم و دنيا به كام عروس‌ها!

بعد‌ها خواستگارها هم زرنگ شدند. و اين آغاز تولد ماجراي مضحكي به نام تفاهمنامه دو رقيب ديرينه بود. چند سالي مي‌شود كه توي اين روز‌ها استقلال و پرسپوليس تفاهمنامه جذب نكردن بازيكن از يكديگر را امضا مي‌كنند. جالب‌ترين نمونه‌اش به چند سال پيش برمي‌گردد كه مسئولان استقلال مشغول ارسال متن تفاهمنامه با پرسپوليس به خبرگزاري‌ها بودند. همان لحظه بود كه خبر رسيد نيكبخت با شورت قرمز وسط زمين تمرين پرسپوليس بالا و پايين مي‌پرد. خب ظاهرا اين تفاهمنامه‌‌ها خيلي اعتبار دارند. يكي هم همين چند روز پيش بين دو تيم امضا شد. پس امسال هيچ بازيكني از دو تيم پيراهن مخالف نمي‌پوشد. به امضاي پاي تفاهمنامه قسم!

كي داده؟ كي گرفته؟

هرچه تلاش مي‌كنيم، فضاي مطلب از تشابه با عقد و عروسي و اين حرف‌ها بيرون نمي‌آيد كه نمي‌آيد. مثلا فكر كن جريان قرارداد داخلي چقدر شبيه است به مهريه. قبل‌ترها اصلا يك ضرب‌المثل معروف درباره مهريه بود كه مي‌گفتند: «حالا كي داده، كي گرفته.» از آن طرف بازيكن مي‌آمد قرارداد داخلي مي‌بست و چشم خواستگاران در صف ايستاده‌اش را درمي‌آورد. بعد خواستگارها مي‌افتادند دنبالش و عاقبت بله رسمي را به پولدارترين داماد مي‌داد. طرف ديگر ماجرا، داماد عروس پريده مي‌ماند با برگه بي‌اعتبار قرارداد داخلي. به هر جا هم كه شكايت مي‌بردند، نهايت عروس مي‌آمد و گفت: «چيه هوار مي‌زني؟! قرارداد داخلي كه حساب نيست.»

اما بشنويد از آن طرف قصه. همان طور كه يك روز اعلام كردند «مهريه نداري، بايد بروي زندان» و خيلي‌ها به حساب همان خوش‌خيالي «كي داده، كي گرفته» رفتند، ماجراي قرارداد داخلي هم پيچيده شد.

طبق معمول هر فصل، بازيكنان مثلا زرنگ رفتند و قرارداد‌هاي داخلي را بستند و منتظر وعده‌هاي بهتر ماندند اما... اين تو بميري ديگر از آن توبميري‌ها نبود. كميته انضباطي فدراسيون فوتبال اعلام كرد: «از اين به بعد قرارداد داخلي هم اعتبار دارد.» حالا عروس‌هاي بدبخت را به‌شمار، آمدند دل ببرند، نقره‌داغ شدند. دو دستي مي‌زنند توي سرشان كه: «ما فكر كرديم قرارداد داخلي اعتبار ندارد.» خب ديگر، آدم بعضي وقت‌‌ها هم چوب زرنگي‌اش را مي‌خورد. نوش‌جان!

ساير موارد

يكي ديگر از عوام فريبي‌هاي مشمئز‌كننده فصل نقل‌وانتقالات، «قرارداد سفيد» است. فكر كن! هوادار بيچاره دلش خوش است به اين همه تعصب ستاره. طفلك خبر ندارد، «سفيد» يعني صفرهاي چك را خودت رديف كن. تو ديده‌اي وقت پايان ماجراهاي عاشقانه، ميان يك اختلاف، قراردادي سفيد روي ميز كميته انضباطي برود؟!

تو چه ساده‌اي كه دل‌ خوش مي‌كني به روايت‌هاي اين روزنامه‌ها. جريان را نمي‌داني؟! هرچه نام بزرگ است، رديف كن در فهرست باشگاه‌هاي سرشناس بالاخره ميان اين همه يكي هم درست از آب درمي‌آيد. نشد هم فروش رفتن تيتر‌هاي جنجالي را بچسب!

يك نفر مي‌گفت توي اين مملكت هيچ شغلي به اندازه دلالي‌ نان و آب ندارد. خدا بدهد بركت به فصل بره‌كشون دلال‌هاي فوتبال

مي‌گويند يك نفر رفت آريشگاه كه ريش‌هايش را بتراشد. آرايشگر گفت ريش‌هاي آدم‌هايي كه فلان مشكل را داشتند با كف مي‌تراشيم و آنهايي كه نداشته‌اند را بدون كف، طرف گفت: «من مشكل نداشتم، بدون كف بتراش.» آرايشگر شروع كرد و درد در اندام مشتري پيچيد. گفت: «صبر كن، يك چيزهايي يادم مي‌آيد.» حكايت، حكايت بازيكناني است كه مي‌روند استقلال يا برعكس، پرسپوليس و مي‌گويند: «بهترين تصميم را گرفتم.» بعد مي‌پيچند طرف تيم رقيب و انگار چيز‌هايي يادشان مي‌آيد: «از بچگي هم طرفدار اين تيم بودم.»!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟