نامه نفتي بيژن زنگنه به احمدينژاد
به نظر نميرسد مناظرههاي دوگانهاي كه اين روزها بين مسوولان دولت خاتمي و دولت احمدينژاد به خصوص در حوزه نفت و صنعت آغاز شده است، به اين زوديها پايان يابد. چرا كه در تازهترين نمونه بيژن زنگنه، وزير نفت دولت سيدمحمد خاتمي نامهاي به رييسجمهور نوشته است و به اظهارات محمود احمدينژاد در نخستين برنامه انتخاباتياش كه از شبكه اول صدا و سيما پخش شد، پاسخ داده است. احمدينژاد در آن برنامه انجام فعاليتهاي نفتي در دولت خود را بيسابقه خوانده بود و از جمله شروع و پايان برخي پروژههاي نفتي و گازي را منحصرا در دولت خود دانسته بود.
اما بيژن زنگنه اظهارات محمود احمدينژاد را خلاف واقع خوانده و در نامه خود به احمدينژاد مستنداتش را ذكر كرده است.
البته پيش از اين هم مناظره غيرمستقيم ديگري بين زنگنه و محموداحمدينژاد و غلامحسين نوذري، وزير نفت در گرفته بود.
پيشتر زنگنه گفته بود كه در دولت احمدينژاد حتي يك دلار در حوزه نفت و گاز هم سرمايهگذاري جديد انجام نشده است و اوضاع صنعت نفت به شدت نااميدكننده است. اما وزير نفت و رييسجمهور اظهارات زنگنه را رد كردند و اعلام كردند كه در حوزه صنعت نفت و گاز دست كم 66 ميليارد دلار سرمايهگذاري جديد شكل گرفته است و البته احمدينژاد در برنامه تبليغاتياش به اين روند- يعني پاسخ به اظهارات نفتي زنگنه- پاسخ داد كه اينك جدلهاي نفتي با نگارش نامهاي از سوي زنگنه به احمدينژاد ادامه يافته است. متن كامل نامه بيژن زنگنه به محمود احمدينژاد به اين شرح است.
بسمه تعالي
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
رييس محترم جمهوري
با سلام و احترام، به استحضار ميرساند كه جنابعالي در برنامه مستند جمعه مورخ 08/03/1388 در سيماي جمهوري اسلامي در خصوص بعضي طرحهاي نفت اظهار داشتيد (پياده شده از نوار): «پالايشگاه گاز پارسيان كه بزرگترين پالايشگاه گازي كشور است در همين دولت كليد خورد، در همين دولت هم تمام شد. اصلا ما نرسيديم برويم افتتاح كنيم. بسياري از پتروشيميها، اينهاست، بعضي از فازهاي پارس جنوبي، فاز 9 و 10 در اين دولت شروع شد، در اين دولت هم تمام شد.»
در خصوص بيانات جنابعالي، اگر از منظر منافع ملي به موضوع نگاه كنيم، به نظر اينجانب چندان فرقي ندارد كه يك طرح را چه كسي شروع كرده و چه كسي به پايان رسانده است و آنچه مهم است منافع ملي ايران و ايرانيان و اين است كه به هر حال منفعتي به مردم برسد و خدمتي براي آنان انجام شود، ليكن با توجه به اهميتي كه گزارشهاي رياستجمهوري و مقامات عاليرتبه نظام براي مردم دارد، بر خود لازم ديدم كه مطالب زير را به استحضار برسانم:
1.در خصوص آنچه درباره طرح پارسيان اعلام كردهايد كه اين طرح در دولت نهم آغاز و به اتمام رسيده است، به استحضار ميرساند كه طرح جامع پارسيان، شامل توسعه ميدانهاي گازي تابناك، شانول، وراوي و هما و ايجاد پالايشگاه پارسيان در منطقه عمومي لامرد و مُهر در دو فاز طراحي شده و به اجرا درآمده است.
فاز اول اين طرح شامل احداث و تكميل 12 حلقه چاه در ميدان تابناك و نيز احداث پالايشگاه مرحله اول پارسيان با ظرفيت نمزدايي 20ميليون مترمكعب گاز طبيعي در روز در تاريخ 25 شهريور 1382 تكميل و در حضور جمع كثيري از مسوولان استانهاي فارس و بوشهر توسط جناب آقاي خاتمي رييس جمهور وقت افتتاح شد و اخبار آن در همان زمان از شبكه سراسري پخش شد و مستندات آن نيز در آرشيو سيماي جمهوري اسلامي موجود ميباشد. با افتتاح اين طرح در سالهاي 1382 و 1383 جمعا بالغ بر 2هزارميليون متر مكعب گاز طبيعي از طريق خطIGAT ا4 به شبكه سراسري گاز تزريق شد.
قرارداد مربوط به فاز 2 پالايشگاه پارسيان پس از برگزاري مناقصه و تعيين برنده آن در تاريخ 11 مهر ماه 1382 بين شركت ملي گاز ايران و شركتهاي پايندان و مديريت طرحهاي صنعتي ايران به امضا رسيد. همچنين اجراي بخش ديگري از تاسيسات پالايشگاه به شركت نفت مناطق مركزي ابلاغ شد كه در مجموع پيشرفت فيزيكي كلي پالايشگاه تا پايان دولت جناب آقاي خاتمي در مرداد 1384 به ميزان 36درصد بوده است. ميزان پيشرفت طرحهاي توسعه ميدانهاي تابناك، شانول، وراوي و هما نيز تا پايان دولت آقاي خاتمي به ترتيب 90درصد، 60درصد، 9/65درصد و 49درصد و پيشرفت فيزيكي كلي پالايشگاه 36درصد بوده است. جالب آن است كه مجري توسعه اين ميدانها در دولت جناب آقاي خاتمي شركت نفت مناطق مركزي به مديريت جناب آقاي نوذري وزير فعلي نفت بود و تقريبا ميتوان گفت كه همه دستاندركاران اين طرح اكنون نيز در عاليترين سمتهاي شركت ملي نفت ايران مشغول به كارند.
احداث خط لوله انتقال ميعانات گازي اين پالايشگاه به عسلويه نيز از جمله طرحهايي بود كه در دولت جناب آقاي خاتمي آغاز شد و به پايان رسيد.
من نميدانم كه چه كسي به شما گزارش داده است كه طرح پارسيان در دولت شما آغاز شده و به اتمام رسيده است.
اينجانب در طول مدت تصدي وزارت نفت، با توجه به اهميت طرح پارسيان، هر ماهه و به دفعات از پيشرفت اين طرح از نزديك و در كارگاههاي مربوطه بازديد ميكردم و هر دو هفته يك بار نيز پيشرفت فيزيكي آن را در جلساتي كه برگزار ميشد پيگيري ميكردم.
2.در خصوص طرح فازهاي 9و 10 پارس جنوبي نيز در صحبت خود اشاره فرموديد كه «فاز 9 و 10 در اين دولت شروع شد، در اين دولت هم تمام شد».
به استحضار ميرساند كه قرارداد اجراي فازهاي 9 و 10 فازهاي جنوبي پس از اعلام مناقصه بينالمللي، پس از طي مراحل طولاني در شهريور ماه سال 1381بين شركت ملي نفت ايران با برنده مناقصه يعني مجموعه مشاركتي متشكل از شركت مهندسي و ساختمان صنايع نفت (اويك) با نمايندگي آقاي دكتر ناصر توفيقي و شركت تأسيسات دريايي ايران با نمايندگي آقاي مسعود سلطانپور و شركت LG كره (كه بعدا به GS يا GOLDSTAR تغيير نام يافت) به امضا رسيد. پيش پرداخت به اين مشاركت در اسفند ماه 1381 انجام شد.
همچنين قرارداد فاينانس طرح به مبلغ 1700ميليون دلار نيز با كنسرسيومي از بانكهاي اروپايي به رهبري دويچ بانك آلمان در آذر ماه 1382 بين شركت ملي نفت ايران و اين بانكها به امضا رسيد.
در زمان انتقال دولت در مرداد 1384 پيشرفت فيزيكي پالايشگاه فازهاي 9 و 10(بخش خشكي) معادل 28درصد و پيشرفت ساخت و نصب سكوهاي دريايي 45درصد و پيشرفت فيزيكي خط لوله دريايي معادل 46درصد و پيشرفت كل پروژه معادل 31درصد بوده است و مستحضريد كه هنوز نيز اين طرح به پايان نرسيده است و بخش دريايي آن تكميل نشده و به همين دليل نيز اين پالايشگاه با گاز فازهاي 6 و 7 و 8 تغذيه و راه اندازي شده است.
عكسها، فيلمها، مصاحبهها و مستندات در اين خصوص به قدري روشن است كه كوچكترين شكي در رد ادعاي حضرتعالي در خصوص شروع اين كار در دولت نهم برجاي نمي گذارد.
3.در خصوص اين مطلب نيز كه بيان فرمودهايد كه بسياري از پتروشيميها در دولت نهم شروع شده و به پايان رسيده است، اگر تاكنون به جنابعالي گزارش نكردهاند، مستحضر باشيد كه عموم پتروشيميهايي كه جنابعالي تاكنون افتتاح كردهايد در زمان دولت آقاي خاتمي آغاز شده و پيشرفت فيزيكي بعضي از آنها در زمان تحويل دولت به جنابعالي در مرداد 1384به ترتيب زير بوده است:
واحد دوم پتروشيمي شهيد تندگويان 91درصد
پتروشيمي فناوران (اسيد استيك) 92درصد
پتروشيمي مارون (الفين هفتم) 97درصد
پتروشيمي لاله (پلي اتيلن سبك) 91درصد
پتروشيمي پارس (واحد استحصال اتان و گاز مايع) 98درصد
پتروشيمي غدير (آمونياك و اوره چهارم) 97درصد
پتروشيمي زاگرس (متانول چهارم) 96درصد
پليمر آرياساسول (الفين نهم) 81درصد
پتروشيمي جم (الفين دهم) 91درصد
پتروشيمي نوري (برزويه سابق – آروماتيك چهارم) 94درصد
تمامي اين پتروشيميها حداكثر بايد در سال 1385 به بهرهبرداري ميرسيدند كه به دليل مشكلات مديريتي در صنعت پتروشيمي با تاخير زياد به بهرهبرداري رسيدند.
در دولت جنابعالي جز پتروشيمي كاويان كه در دست ساخت است، هنوز هيچ قراردادي براي احداث واحدهاي پتروشيمي جديد منعقد و عملياتي نشده است كه به بهرهبرداري برسد.
با توجه به مطالبي كه بيان شد مشخص ميشود كه آنچه در خصوص طرحهاي پارسيان، فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي و طرحهاي پتروشيمي بيان شد كاملا خلاف واقع بوده است.
گرچه همانطور كه در صدر اين نامه آوردم براي اينجانب مهم نيست كه اين طرحها به نام چه كسي تمام شود، چون هر افتخاري كه در اين كشور حاصل ميشود متعلق به ملت بزرگ و سرافراز ايران است، ولي مهم اين است كه يك مسوول عاليرتبه نبايد به مردم حرف خلاف بزند و ثانيا اگر گزارش خلاف به او ميدهند به دفعات نبايد بر پايه اين گزارشهاي خلاف اين مطالب را به عنوان امين مردم به ايشان منتقل كند.
بزرگترين وظيفه رييس جمهور و مسوولان نظام امانت داري آنان است و شرط اول امانت داري، صداقت است. جنابعالي احتمالا بر اين نكته واقفيد كه به دنبال رسوايي اخلاقي آقاي بيلكلينتون آنچه در نهايت از جانب مردم آمريكا مورد اشكال و غير قابل گذشت تلقي شد نه رابطه غيراخلاقي رييسجمهور، بلكه دروغگويي وي بود.
با احترام – بيژن زنگنه
وزير اسبق نفت


