زير سايه فوتبال توپ ميزنيم
تلويزيون و برنامههاي آن يكي از سرگرميهاي اصلي و اساسي روزگار فعلي شده است.
به نوشته همشهری، جمعيت كشور ما هم اساسا جوان هستند و اين امر باعث شده تا مسئولان به فكر ساخت برنامههاي گوناگون باشند. در همين راستا شبكههاي تلويزيوني به گروههاي مختلف تقسيم شده است.
يكي از اين شبكهها، شبكه 3 است كه اعم برنامههايش در حوزه ورزش است. اما اينكه چقدر اين شبكه در حوزه خود موفق عمل ميكند و آيا اساس برنامههاي ورزشي كه پخش ميشود پوشش دادن به كل برنامههاي آن است؛ چيزي است كه فكر همه را بهخود مشغول كرده است.
در تمام دنيا وقتي يك مسابقه فوتبال پخش ميشود عده زيادي هستند كه پاي تلويزيونهاي خود مينشينند تا بازي مورد علاقه شان را ببينند و همين باعث شده تا فوتبال از يك مسابقه صرفا ورزشي تبديل به يك صنعت پردرآمد شود كه يكي از دلايل افزايش ساخت برنامههاي ورزشي است، بهطوري كه برنامههاي ورزشي و مسابقات ديگر را هم زير سايه خود قرار داده است.
بهنظر خيلي از كارشناسان و متخصصان حوزه ورزش، تلويزيون ما كه يك رسانه دولتي است و تنها يك شبكه را به ورزش اختصاص داده، خوب عمل كرده است اما آنچه پيداست همه از اين امر راضي و خرسند نيستند و بيشتر تمايل به اين دارند كه تلويزيون ما يك رسانه خصوصي باشد تا هر رشته ورزشي بتواند يك شبكه مختص بهخود داشته باشد يا اگر هم نيست يك شبكه اختصاصي كه تمام ساعاتش به ورزش اختصاص دارد وجود داشته باشد.
بهنظر دكتر بيژن ذوالفقار نسب كه خود يكي از فعالان فوتبال ايران است تلويزيون به اندازه كافي به ورزش ميپردازد اما بخش عمده برنامههايش بهصورت زنده پخش ميشود و بخش كوچكي از آن توليدي است. بهنظر وي بيشتر برنامهها در حوزه فوتبال، بسكتبال و كشتي است و به ساير ورزشهاي ديگر بسيار كم پرداخته ميشود كه آن هم از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست و تنها مسابقات خارجي از كيفيت مطلوبي برخوردار هستند.
مهدي اسلامي، كارشناس هندبال و يكي از گزارشگران ورزشي سيما درباره چرايي پخش مسابقات فوتبال ميگويد:طبيعي است كه اين ورزش طرفدار زيادي داشته باشد و در دنيا هم به همين شكل است. همه چيز به سياستهاي سازمان باز ميگردد. در شبكه 3 ، سياست حمايت از تمامي رشتههاي ورزشي است و تاكنون هم اين كار را انجام داده است و برنامههايي مانند توپ و تور در زمينه واليبال و هندبال، فنون شرقي در زمينه ورزشهاي رزمي و همگام با ورزش كه برنامهاي مستقيم است را ساخته كه اين ويژگي خوبي است.
در اين بين، جايگاه فوتبال را نميتوان رد كرد چرا كه مخاطب عمومي دارد و ورزشكاران ديگر هم اين رشته را ميبينند اما در ورزشهاي ديگر فقط مخاطب خاص وجود دارد. بررسي افكارسنجي سازمان كه از طريق اسام اس، تلفن و... انجام ميشود نشان ميدهد كه فوتبال مخاطب بيشتري دارد. ضمن اينكه فدراسيون فوتبال نسبت به ديگر فدراسيونها فعالتر است و بازيهاي بيشتري برگزار ميكند و چون مسابقات بيشتري هم برگزار ميكند فوتبال، فعالترين و با برنامهريزترين فدراسيون حال حاضر است. اين موضوع ميطلبد كه مسابقات بيشتري از رسانه ملي پخش شود.
اسلامي در زمينه برنامههايي كه در اين زمينه ساخته ميشود و مورد توجه قرار ميگيرد نيز ميگويد: برنامه نود علاوه برمجري و برنامه گذاراني كه دارد، صداقت درگفتارش هست و سخت نمي گيرد، ملاحظات سياسي و دستهبندي در آن وجود ندارد و همين عامل باعث ميشود بر دل مردم بنشيند. جداي از انتقادهايي كه صورت ميگيرد برنامه پرطرفداري است و اين باعث ميشود كه برنامه حمايت شود.
اسلامي در ادامه ميگويد: برنامهاي كه انتقادي است خيلي به مذاق ديگران خوش نميآيد و اين طبيعي است وقتي تيمي ميبازد مربي ميخواهد از كار خود و يارانش دفاع كند و تقصيرات را برگردن عوامل ديگر بيندازد. اما اگر برنامهاي منتقدانه و بدون غرض ورزي كار كند و مسابقه را در بخشهاي ديگرتجزيه و تحليل كند باعث كيفيت كارخود شده و نقاط ضعف را در بخشهاي ورزشي نشان ميدهد.
اما اينكه چرا تمام برنامههاي تلويزيون اين روزها به مسابقات فوتبال اختصاص يافته و مسابقات ديگر در سايه اين ورزش هستند بهنظر اسلامي به عملكرد فدراسيونها باز ميگردد: خيلي از رئيس فدراسيونها نميخواهند عملكردشان نشان داده شود و به همين دليل برد و باختها و ضعفها را نشان نميدهند و حتي با نشريات هم اين همكاري ديده نميشود چرا كه ميخواهند در حاشيه امن باشند. ولي فوتبال بهدليل فشار افكار عمومي و درخواست مردم نميتواند دور از ديد باشد. خيلي از فدراسيونها بهدليل اينكه ارزيابي ميشوند علاقهاي ندارند تا مسابقاتشان از سيما پخش شود و اين نقطه ضعف بزرگي است بر ورزش ما.
اسماعيل كبوتران، كارشناس ورزش قهرماني و مربي تيم دو وميداني نيز ميگويد: وقتي شما تمام برنامههاي ورزشي را كه از سيما پخش ميشود نگاه ميكنيد ميبينيد كه بهترين زمان ممكن مختص به مسابقات فوتبال است و مسابقات ديگر رشتههاي ورزشي در زماني نامناسب پخش ميشود. فوتبال علاوه بر ورزش، صنعت است اما در كنار اين صنعتي شدن تجارت هم بايد در نظر گرفته شود و اين بايد عموميت پيدا كند.
بهنظر كبوتران، برنامههايي كه پخش ميشوند اصولي نيستند چرا كه كارشناسي در مورد ورزش به دست مردم عام افتاده است و نظر كارشناسان هم خيلي در اين زمينه مثمر ثمر نيست. او ميگويد:تصميمگيريهاي ما براساس نظر مردم عامي شده است و اين درست نيست. ما نميتوانيم روي نظر افراد عام كار كنيم. اتفاقي كه براي فوتبال ما و علي دايي افتاد كارشناسي نبود و تنها براساس نظر مردم عام اتفاق افتاد. اين مشكل بزرگي است كه كارشناسي ما روي نظر عوام باشد.
حسن رنگرز كه يكي از كشتي گيران كشور است، عملكرد شبكه 3 را بهمراتب بهتر از شبكههاي ديگر ميداند و عقيده دارد: ما در كشورمان درصد جمعيت جواني داريم كه اهميت ورزش را بالا ميبرد و هر چقدر به اين امر پرداخته شود به شكل بنيادي و فرهنگي كه متولي آن هم ميتواند صدا و سيما باشد جاي كاركردن دارد. رنگرز ميگويد: با وجود اينكه كشتي ما حرف اول را در دنيا ميزند اما زير سايه فوتبال قرار گرفته است نه تنها كشتي بلكه ديگر رشتههاي ورزشي هم به همين شكل زير سايه قرار گرفتهاند و بهنظر من اگر همين طور پيش برود آسيب بزرگي بر بدنه ورزش وارد ميشود.
رنگرز درباره مفيد بودن برنامههاي ورزشي سيما ميگويد:مفيد بودن و نبودن بحث ديگري است، فوتبال به شكل صنعت پر درآمد در دنيا در آمده است و ارتباط دوسويهاي بين فوتبال و رسانه وجود دارد. بهنظرم بايد پخش برنامه در اين زمينه معقول و به اندازه باشد. ورزش فوتبال، حاميان زيادي دارد اما در ساير رشتهها چنين حمايتي نداريم و پرداخت به فوتبال ساير رشتهها را به لحاظ جمعيتي و انگيزش قهرمانان آسيب پذير ميكند.


