فرق دستاوردهای دوربان در غیبت خاتمی و حضور احمدينژاد
در اجلاس دوربان 1 در غياب آقاي خاتمي، سرپرستي هيات شرکت کننده از ايران در اين اجلاس به عهده وزير خارجه کشورمان بود. هيات غير رسمي متشکل از سه نفر از نمايندگان مجلس و تعداد قابل توجهي سازمانهاي غير دولتي بود که انصافا با عده کم (در مقايسه با ديگر کشورهايي که در اجلاس حضور داشتند) فعاليت چشمگير و تاثيرگذار داشتند.
کد خبر: ۴۵۱۵۷
| | 21230 بازدید
جاويد قربان اوغلي، سفير وقت ايران در آفريقاي جنوبي همزمان با اجلاس دوربان 1 در يادداشتي نوشت:
کنفرانس دوربان 2 که چند روز قبل در مقر اروپايي سازمان ملل متحد در شهر ژنو برگزار شد، ادامه کنفرانسي است که شهر دوربان آفريقاي جنوبي در سال 2001 ميلادي ميزبان اولين اجلاس آن بود. دوربان مرکز استان کوازولوناتال ، شهري در 640 کيلومتري جنوب شرقي پرتوريا پايتخت اين کشور است. در آن زمان بزرگترين مکان برگزاري اجلاسهاي بينالمللي اين کشور را در خود جاي داده بود.
کنفرانس دوربان 2 که چند روز قبل در مقر اروپايي سازمان ملل متحد در شهر ژنو برگزار شد، ادامه کنفرانسي است که شهر دوربان آفريقاي جنوبي در سال 2001 ميلادي ميزبان اولين اجلاس آن بود. دوربان مرکز استان کوازولوناتال ، شهري در 640 کيلومتري جنوب شرقي پرتوريا پايتخت اين کشور است. در آن زمان بزرگترين مکان برگزاري اجلاسهاي بينالمللي اين کشور را در خود جاي داده بود.
اينکه ميگويم «در آن زمان» به اين علت است که در فاصله 2-3 سال دو مرکز همايشهاي بين المللي با استانداردهاي بسيار بالا در شهرهاي ژوهانسبورگ (سندتون) و کيپ تان ساخته و مورد بهره برداي قرار گرفت. اجلاس دوربان در حقيقت ادامه دو اجلاس «کنفرانس جهاني عليه نژاد پرستي، تبعيض نژادي، بيگانه ستيزي و نابردباري» بود که در سالهاي 1978 و 1983 در مقر اروپايي سازمان ملل متحد در شهرژنو برگزار شده بود. انگيزه و هدف اصلي برگزارکنندگان اين کنفرانس که تحت هدايت يونسکو نوعا توسط سازمانهاي مردم نهاد(NGO)هدايت ميشد فشار بر رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي بود که کريه ترين چهره حکومت در قرن بيستم بود. در آن سالها هنوز رژيم آپارتايد بر سرزمين زيباي آفريقاي جنوبي حاکم بود.
علت برگزاري سومين نشست اين کنفرانس در دوربان نيز شايد به پاس به ثمر نشستن تلاشهاي بين المللي براي فروپاشي نظام آپارتايد (1994) و روي کار آمدن نظامي دموکراتيک، غير نژادي و بر اساس يک نفر يک راي بود.
در اجلاس دوربان 1 در غياب آقاي خاتمي، سرپرستي هيات شرکت کننده از ايران در اين اجلاس به عهده وزير خارجه کشورمان بود. هيات شرکت کننده از کشورمان دو بخش بود. هيات رسمي به رياست وزير خارجه و تيم چند نفرهاي از مديران و کارشناسان بخش بين المللي وزارت خارجه. هيات غير رسمي متشکل از شامل سه نفر از نمايندگان مجلس و تعداد قابل توجهي سازمانهاي غير دولتي بود که انصافا با عده کم (در مقايسه با ديگر کشورهايي که در اجلاس حضور داشتند) فعاليت چشمگير و تاثيرگذارداشتند.
همراهان آقاي خرازي چند نفر از کارشناسان بخش امور بين المللي وزارت خارجه بودند که دو روز قبل از آقاي خرازي تحت سرپرستي دکتر ظريف معاون امور حقوقي و بين المللي وارد آفريقاي جنوبي شده و بحثهاي پرچالش و نفس گير نشست کارشناسان را اداره ميکردند. اگر اشتباه نکرده باشم (به دليل ضيق وقت نگارش اين مطلب فرصت مراجعه به منابع فراهم نشد) سران کشورهايي که در اين کنفرانس حضور داشتند حدود 20 رئيس کشور بود. دولت ميزبان احترام فوق العادهاي به هيات ايراني گذاشت و آقاي دکتر خرازي در حد همان روساي کشورها (کوبا، الجزاير، ياسرعرفات و...) پذيرايي شد.
اغراقآميز نيست اگر گفته شود هيات نمايندگي رسمي کشورمان در مذاکرات کميتههاي متعدد و از جمله کميته تدوين بيانيه جو اجلاس را کاملا در دست گرفته و کارشناسان متبحر همراه دکتر ظريف به نحو غير قابل تصوري بر تدوين بيانيه نهايي تاثير گزار بودند. همان بيانيهاي که خشم امريکا و اسراييل و ترک زود هنگام از سوي اين دو را در پي داشت. اين همان بيانيهاي است که طي 8 سال گذشته پس از اجلاس دوربان آمريکا، اسرائيل و برخي ديگر از کشورهاي غربي در پي لغو بندهايي از آن هستند. اگر باور داريم که در دنيا هيچ کشوري انگيزه جدي رويارويي و مقابله با اسراييل را ندارد لاجرم بايد بپذيريم که اين هيات ايراني بود که يک تنه ابتکار عمل کنفرانس و بند بند بيانيه نهايي به ويژه درباره اسرائيل و صهيونيسم را در دست داشتند و با درايت و بهکارگيري ديپلماسي هوشمندانه و تاثير گذار به اهدافي که مد نظر نظام مقدس جمهوري اسلامي بود جامه عمل پوشاندند.
در زمان سخنراني خرازي هيچ هيات غربي محل اجلاس را ترک نکرد. هيچ توهيني به کشورمان صورت نگرفت و امريکا و اسراييل که بازنده اصلي کنفرانس دوربان بودند با شرمندگي اجلاس را ترک کردند.مصوبه جنجالي برابري صهيونيسم با نژاد پرستي حاصل کار همان تيم چند نفره ايران بود که با شگردهاي ديپلماتيک و به دور از هياهو و غوغا بود که جو اجلاس را در دست گرفته و تمام هياتهايي را که انگيرههاي کمتري داشتند را با خود همراه کرده و يک اجلاس عادي را به آتشفشاني عليه اسرائيل تبديل نمودند.
هفته گذشته آقاي رئيسجمهور به اتفاق يکي از معاونين (مشايي) و سه تن از وزار (از جمله وزير خارجه) در اجلاس دوربان 2 شرکت کرد. علي رغم تلاشهاي امريکا، اسرائيل و تعدادي از کشورهاي غربي براي حذف بندهاي ضد صهيونيستي مصوبات دوربان 1 و موفقيت نسبي به دليل جو شديد ضد صهيونبستي و احتمال تشديد آن در اجلاس تعدادي از کشورهاي غربي پيشاپيش در اعتراض به مفاد پيش نويس بيانيه نهايي اقدام به تحريم کنفرانس کردند و در حالي که روند اجلاس نشان از کنفرانسي ضد صهيونيستي داشت با سخنراني تند و تيز و تکراري آقاي احمدي نژاد جو کنفرانس به شدت از ضد صهيونيستي به سمت و سوي ضد ايراني تغيير کرد.
تعداد زيادي از هياتهاي نمايندگي محل اجلاس را در حين سخنراني رئيس جمهور کشورمان ترک کردند که در عرف ديپلماتيک توهين تلقي ميشود. به سوي ايشان اشيايي را پرتاب کردند و او را نژادپرست خواندند. تقريبا تمامي کشورهاي غربي شرکت کننده وآقاي بان کي مون دبير کل سازمان ملل در بيانيهها ي جداگانهاي سخنان احمدي نژاد را با الفاظ غير معمول و تندي محکوم کردند و از همه مهم تر جو اجلاس کاملا به نفع اسراييل تغيير کرد.
قصد پرداختن به حادثه تلخ و دردناک ژنو را نداشتم ولي چگونه ميتوان در مقابل واقعهاي تلخ و غير قابل تحمل ساکت بود. نميدانم بر اساس قانون اساسي رئيس جمهور کشور در مقابل اعمال خود بايد به کجا جواب دهد. مجلس يا.....؟
نگارنده اين سطور قصد ورود به مسائل داخلي، ندارد...اما توهين به حثييت و آبروي ملت در مقابل ديدگان ميليونها بيننده در تلويزيونها و سايتها چگونه جبران خواهد شد؟ به اذعان صدا و سيماي جمهوري اسلامي، ميليونها نفر در سراسر جهان اين رويداد را مشاهده کردند و بسياري ديگر هم که به صورت زنده موفق به تماشاي آن نشدند، در بخشهاي مختلف خبري، از شبکههاي گوناگون تلويزيوني، و يا با يک جستجوي ساده در اينترنت، به تماشاي آن نشستند. چرا بايد کاري کرد که حتي دبير کل سازمان ملل که اين کنفرانس تحت اشراف همين سازمان و رئيس آن برگزار ميشود آن بيانيه غير متعارف (و توهين آميز) را عليه سخنراني رئيس جمهور کشورمان صادر نمايد.
رئيس جمهور سمبل يک ملت است. توهين به رئيس يک کشور توهين به يک ملت است. چه کسي در مقابل اين ندانم کاريها که ممکن است خداي ناکرده اغراض سياسي و شخصي در پشت آن باشد مسول است؟
قضاوت من اين است که هيات کارشناسي ايران در سال 2001 با بهره گيري از کارشناسان قوي و ديپلماسي هوشمندانه يک اجلاس عادي را به آتشفشاني عليه اسراييل تبديل نمود و در اجلاس 2009 هيات بلند پايه کشورمان در سطح رئيس جمهور و چندين معاون رئيس جمهور و وزيريک اجلاس ساخته و پرداخته ضد صهيونيستي را به طوفاني ضد ايراني تبديل کردند.
واقعا کدام روش عقلاني و به صلاح کشورمان است؟ مقايسه اين دو اجلاس و قضاوت را به خوانندگان واگذار ميکنم.
علت برگزاري سومين نشست اين کنفرانس در دوربان نيز شايد به پاس به ثمر نشستن تلاشهاي بين المللي براي فروپاشي نظام آپارتايد (1994) و روي کار آمدن نظامي دموکراتيک، غير نژادي و بر اساس يک نفر يک راي بود.
در اجلاس دوربان 1 در غياب آقاي خاتمي، سرپرستي هيات شرکت کننده از ايران در اين اجلاس به عهده وزير خارجه کشورمان بود. هيات شرکت کننده از کشورمان دو بخش بود. هيات رسمي به رياست وزير خارجه و تيم چند نفرهاي از مديران و کارشناسان بخش بين المللي وزارت خارجه. هيات غير رسمي متشکل از شامل سه نفر از نمايندگان مجلس و تعداد قابل توجهي سازمانهاي غير دولتي بود که انصافا با عده کم (در مقايسه با ديگر کشورهايي که در اجلاس حضور داشتند) فعاليت چشمگير و تاثيرگذارداشتند.
همراهان آقاي خرازي چند نفر از کارشناسان بخش امور بين المللي وزارت خارجه بودند که دو روز قبل از آقاي خرازي تحت سرپرستي دکتر ظريف معاون امور حقوقي و بين المللي وارد آفريقاي جنوبي شده و بحثهاي پرچالش و نفس گير نشست کارشناسان را اداره ميکردند. اگر اشتباه نکرده باشم (به دليل ضيق وقت نگارش اين مطلب فرصت مراجعه به منابع فراهم نشد) سران کشورهايي که در اين کنفرانس حضور داشتند حدود 20 رئيس کشور بود. دولت ميزبان احترام فوق العادهاي به هيات ايراني گذاشت و آقاي دکتر خرازي در حد همان روساي کشورها (کوبا، الجزاير، ياسرعرفات و...) پذيرايي شد.
اغراقآميز نيست اگر گفته شود هيات نمايندگي رسمي کشورمان در مذاکرات کميتههاي متعدد و از جمله کميته تدوين بيانيه جو اجلاس را کاملا در دست گرفته و کارشناسان متبحر همراه دکتر ظريف به نحو غير قابل تصوري بر تدوين بيانيه نهايي تاثير گزار بودند. همان بيانيهاي که خشم امريکا و اسراييل و ترک زود هنگام از سوي اين دو را در پي داشت. اين همان بيانيهاي است که طي 8 سال گذشته پس از اجلاس دوربان آمريکا، اسرائيل و برخي ديگر از کشورهاي غربي در پي لغو بندهايي از آن هستند. اگر باور داريم که در دنيا هيچ کشوري انگيزه جدي رويارويي و مقابله با اسراييل را ندارد لاجرم بايد بپذيريم که اين هيات ايراني بود که يک تنه ابتکار عمل کنفرانس و بند بند بيانيه نهايي به ويژه درباره اسرائيل و صهيونيسم را در دست داشتند و با درايت و بهکارگيري ديپلماسي هوشمندانه و تاثير گذار به اهدافي که مد نظر نظام مقدس جمهوري اسلامي بود جامه عمل پوشاندند.
در زمان سخنراني خرازي هيچ هيات غربي محل اجلاس را ترک نکرد. هيچ توهيني به کشورمان صورت نگرفت و امريکا و اسراييل که بازنده اصلي کنفرانس دوربان بودند با شرمندگي اجلاس را ترک کردند.مصوبه جنجالي برابري صهيونيسم با نژاد پرستي حاصل کار همان تيم چند نفره ايران بود که با شگردهاي ديپلماتيک و به دور از هياهو و غوغا بود که جو اجلاس را در دست گرفته و تمام هياتهايي را که انگيرههاي کمتري داشتند را با خود همراه کرده و يک اجلاس عادي را به آتشفشاني عليه اسرائيل تبديل نمودند.
هفته گذشته آقاي رئيسجمهور به اتفاق يکي از معاونين (مشايي) و سه تن از وزار (از جمله وزير خارجه) در اجلاس دوربان 2 شرکت کرد. علي رغم تلاشهاي امريکا، اسرائيل و تعدادي از کشورهاي غربي براي حذف بندهاي ضد صهيونيستي مصوبات دوربان 1 و موفقيت نسبي به دليل جو شديد ضد صهيونبستي و احتمال تشديد آن در اجلاس تعدادي از کشورهاي غربي پيشاپيش در اعتراض به مفاد پيش نويس بيانيه نهايي اقدام به تحريم کنفرانس کردند و در حالي که روند اجلاس نشان از کنفرانسي ضد صهيونيستي داشت با سخنراني تند و تيز و تکراري آقاي احمدي نژاد جو کنفرانس به شدت از ضد صهيونيستي به سمت و سوي ضد ايراني تغيير کرد.
تعداد زيادي از هياتهاي نمايندگي محل اجلاس را در حين سخنراني رئيس جمهور کشورمان ترک کردند که در عرف ديپلماتيک توهين تلقي ميشود. به سوي ايشان اشيايي را پرتاب کردند و او را نژادپرست خواندند. تقريبا تمامي کشورهاي غربي شرکت کننده وآقاي بان کي مون دبير کل سازمان ملل در بيانيهها ي جداگانهاي سخنان احمدي نژاد را با الفاظ غير معمول و تندي محکوم کردند و از همه مهم تر جو اجلاس کاملا به نفع اسراييل تغيير کرد.
قصد پرداختن به حادثه تلخ و دردناک ژنو را نداشتم ولي چگونه ميتوان در مقابل واقعهاي تلخ و غير قابل تحمل ساکت بود. نميدانم بر اساس قانون اساسي رئيس جمهور کشور در مقابل اعمال خود بايد به کجا جواب دهد. مجلس يا.....؟
نگارنده اين سطور قصد ورود به مسائل داخلي، ندارد...اما توهين به حثييت و آبروي ملت در مقابل ديدگان ميليونها بيننده در تلويزيونها و سايتها چگونه جبران خواهد شد؟ به اذعان صدا و سيماي جمهوري اسلامي، ميليونها نفر در سراسر جهان اين رويداد را مشاهده کردند و بسياري ديگر هم که به صورت زنده موفق به تماشاي آن نشدند، در بخشهاي مختلف خبري، از شبکههاي گوناگون تلويزيوني، و يا با يک جستجوي ساده در اينترنت، به تماشاي آن نشستند. چرا بايد کاري کرد که حتي دبير کل سازمان ملل که اين کنفرانس تحت اشراف همين سازمان و رئيس آن برگزار ميشود آن بيانيه غير متعارف (و توهين آميز) را عليه سخنراني رئيس جمهور کشورمان صادر نمايد.
رئيس جمهور سمبل يک ملت است. توهين به رئيس يک کشور توهين به يک ملت است. چه کسي در مقابل اين ندانم کاريها که ممکن است خداي ناکرده اغراض سياسي و شخصي در پشت آن باشد مسول است؟
قضاوت من اين است که هيات کارشناسي ايران در سال 2001 با بهره گيري از کارشناسان قوي و ديپلماسي هوشمندانه يک اجلاس عادي را به آتشفشاني عليه اسراييل تبديل نمود و در اجلاس 2009 هيات بلند پايه کشورمان در سطح رئيس جمهور و چندين معاون رئيس جمهور و وزيريک اجلاس ساخته و پرداخته ضد صهيونيستي را به طوفاني ضد ايراني تبديل کردند.
واقعا کدام روش عقلاني و به صلاح کشورمان است؟ مقايسه اين دو اجلاس و قضاوت را به خوانندگان واگذار ميکنم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
مطمئنا آنها به کسی که در جهان سمبل صهیونیزم ستیزی
شده توهین می کردند، ولی این توهین هیچ اثر بدی برای کشور ما ندارد زیرا چشم مردم جهان نظاره گر این عمل زشت بود، چشمی که سالهل از ستم های همین اروپاییان خونین بوده و هست...
من ایران را برنده می دانم
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





