عجيب ترين قرارداد تاريخ فوتبال برای مردی که تمام نمیشود
محمد مايلي کهن شخصيت کاريزماتيکي دارد، شخصيتي ويژه که حتي اطرافيانش را تحت تاثير قرار مي دهد، او قائل به اين است که بعضي از مسيرها را با مترو برود، در صف نانوايي بايستد و نوبت را در بانک رعايت کند، رفتاري جالب از آنهايي که معروفند و مايلي کهن به خاطر «اصولي» که به آن پايبند است حاضر نيست مثل خيلي هاي ديگر رفتار کند.
به نوشته ابتکار، بعد از سال ها که نيمکت تيم ملي به او تعارف شد و قبولش کرد، باز هم مي خواهد شخصيتش را حفظ کند چراکه ما ايراني ها ذاتا تحت تاثير افرادي هستيم که سرشان پايين است و کمترين چرکي پشت يقه پيراهنشان پيدا نمي شود، مرداني که از شدت مظلوميت در حال غرق شدن هستند و البته حاجي، کمي جنجال مثبت هم در دستور کارش است تا اوضاع به ضررش تمام نشود.
مايلي کهن به فدراسيون رفته و مقابل کفاشيان در کنار شومينه هميشه خالي دفتر رئيس نشست و شرايطش را گفت:«من قرارداد 2ساله مي بندم، براي اين 3بازي فايده ندارد و اگر خواستيد اخراجم کنيد بايد مبلغ قراردادم را به موسسات خيريه بدهيد» مبلغ قرارداد را هم حاجي اعلام مي کند:2«ميليارد تومان»!
مايلي کهن حتي اسامي 20 موسسه خيريه را روي برگه اي مي نويسد و به دست کفاشيان مي دهد:«شيرخوارگاه آمنه، موسسه خيريه محک، آسايشگاه کهريزک، موسسه بيماري هاي خاص، موسسه بيماري هاي کليوي، آسايشگاه جانبازان و معلولين» و چند مرکز ديگر. حاجي تنها شرطش را همين مي داند و بس، نه مثل بعضي ها کلاس مي گذارد و از تدارکات لازم مي گويد و نه مثل خيلي ها از کادرفني و کمک هايش حرف مي زند چراکه آنها حل شده است و کساني که با او کار کرده اند خيلي خوب توجيه هستند.
سردار عزيز محمدي درباره مذاکرات مايلي کهن مي گويد:«فعلا که قراردادي نبسته اما آن روزي که به فدراسيون آمد و به دفتر کفاشيان رفت، آنجا گفت خودم پول نمي خواهم و مثل سرباز در اختيار کشورم هستم» اما شرط حاجي از زبان رئيس سازمان ليگ خواندني است:«او گفت من براي تيم ملي مي آيم و اگر تيم را به جام جهاني بردم و شما خواستيد فرد ديگري را به عنوان سرمربي تيم ملي معرفي کنيد، 2ميليارد با شما قرارداد مي بندم و شما اين پول ها را به موسسات خيريه بدهيد. مايلي کهن گفت که در اين مقطع کمک مي کنم، وظيفه ام است و زماني است که آدم بايد احساس مسئوليت کند، شرطي هم ندارم و فقط بايد اين خواسته ام محقق شود.»
سردار البته خبر مي دهد فعلا قراردادي رسمي بسته نشده است و هنوز هم مايلي کهن هيچ شرطي نگذاشته است. حاجي عجيب ترين قرارداد تاريخ فوتبال ايران را مي بندد، قراردادي که هيچ مربي ديگري حاضر نيست چنين شرطي را بگذارد.
به هرحال مايلي کهن همين است، عاشق شناکردن خلاف جريان آب، روزي که همه از دايي حمايت مي کنند او تيزترين کلمات را عليه اش استفاده مي کند و آنگاه که همه از دايي متنفر مي شوند او در قامت قهرمان وارد بازي مي شود:«آقاي دايي! هر دو مقصر بوديم. شما ببخش»! حالا او قراردادي خواهد بست که شايد خوبي هايش در روزگاري که فوتبال را با پول حساب مي کنند به ستاره اي بي بديل تبديل شود که هيچکس تکرارش نکند. محمد مايلي کهن، مردي که انگار براي فوتبال ايران تمام نمي شود.


