حباب وعدههاي سران دنياي آزاد!
گزارش «تابناك» از سه اجلاس اخير اروپا و آمريکا+عكس
کد خبر: ۴۲۸۴۳
| | 3399 بازدید
اميد به تحقق وعدهها و توافقات به عمل آمده در اجلاس اقتصادي گروه 20، اجلاس امنيتي ـ نظامي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) و اجلاس سياسي اتحاديه اروپا و آمريکا که طي يک هفته در لندن، استراسبورگ/بادن ـ بادن و پراگ برگزار شد، بسيار خوش بينانه و حتي بعيد به نظر ميرسد.
اجلاس گروه 20
اجلاس گروه 20
در يک ديدگاه خوشبينانه بايد بتوان به اين پرسشها پاسخ داد که آيا جهان در اجلاس سران گروه 20 و يا در اجلاس ناتو و اجلاس مشترک اتحاديه اروپا و آمريکا شاهد يک تحول تاريخي بود؟ و آيا نتايج و توافقات اين اجلاس، نقطه عطف تاريخي محسوب ميشود که زماني به عنوان منشا «جهاني بدون سلاح اتمي» و يک دنياي بدون بحران اقتصادي در کتابهاي تاريخ از آن ياد خواهد شد که شانسها و امکانات بطور عادلانه بين ساکنين آن تقسيم شده است؟
ناظران در پاسخ به اين سوالات بر اين باورند که جهان تنها شاهد سه اجلاس و چندين ديدار دوجانبه بود که محتواي آنها در غالب کنفرانس مطبوعاتي، اعلان ها، قطعنامهها و بيانيهها براي افکارعمومي منتشر شد اما هيچکس نميداند که اين جهان نوين مد نظر چگونه خواهد بود و آيا چنين دنيايي اصلا وجود خواهد داشت و يا اينکه اين دنياي زييا صرفا بر روي کاغذ و پروتکلها ترسيم شده است؟

اجلاس گروه 20، ايجاد يک مجمع نظارت مالي بين المللي را تصويب کرد اما کيفيت سازماندهي آن و چگونگي کنترل دقيق بازارهاي مالي و توليدات مالي همچنان ناشفاف ماند و در اين اجلاس صرفا در مورد مهار سيستم سرمايه داري و کاپيتاليسم و کنترل سيستم بانکي وحدت نظر وجود داشت.
تنظيم و کنترل صندوقهاي پوشش و تامين سرمايه گذاري و مسئوليت پذيري بيشتر «آژانسهاي رتبهبندي اعتبار» که وعده آن در اجلاس گروه 20 داده شد نيز جزو مسائل ناشفافي هستند که هنوز بايد منتظر اقدامات عملي در رابطه با آن بود. آژانسهاي رتبه بندي اعتبار شرکت و کشورها، بجاي اينکه اعتبار و ارزش سهام و کاغذهاي اعتباري را براي خريدار روشن کنند، با سکوت خود در باره وضعيت سهام، از فروشندگان سهام و ناشرين کاغذهاي اعتباري پول دريافت کردهاند. بنابراين اعتماد به مسئوليت پذيري بيشتر اينگونه آژانسهايي که افزايش سرمايه غيرقانوني هدف آنهاست، امري آسان نيست.
از سوي ديگر هر چند که شرکت کنندگان در اجلاس گروه 20 با تخصيص و کمک يک بيليون دلاري به صندوق بين المللي پول (آي.دبليو.اف.)، بانک جهاني و ايجاد تحرک در تجارت جهاني يک نيت و قصد مطلوب و خوب براي مقابله با بحران مالي و اقتصادي در جهان داشتند اما هنوز نميتوان نتيجه اين اقدام را بخوبي ارزيابي کرد و اين امر ابتدا زماني ميسر است که شروط اعطاء اين اعتبارات در آينده نيز مشخص شود.
بعلاوه هر چند که اجلاس گروه 20 در باره اعطاي حق اظهار نظر بيشتر در مورد سياست اقتصادي جهاني به کشورهاي در آستانه پيشرفت و صنعتي شدن از جمله چين و هند توافق کرد اما بسياري از کشورهاي قدرتمند و صاحب نظر جهان همچنان از اين امتياز بهره مند نيستند.

توافقات اجلاس گروه 20 در رابطه با کشورها و مناطق موسوم به «بهشت مالياتي» که با شعار «عصر ثروتمند شدن کلاهبرداران از طريق سوء استفاده مالياتي و مقرارت مربوط به اسرار بانکي پايان يافته است» صورت گرفت، نيز پوچ و بي محتوا به نظر ميرسد زيرا که صرفا چهار کشور در ليست سياه و کشورهايي چون سوئيس و لوکزامبورگ فقط در ليست خاکستري و «جرسي» يا «گورنزي» از جزاير قناري در ليست قرمز قرار گرفتند.
چنين به نظر ميرسد که شرکت کنندگان در اجلاس گروه 20 صرفا فکر شروعي جديد براي کنترل بازارهاي مالي جهان را در سر دارند و در باره علل بحران اقتصادي کنوني در جهان صرفا در پشت درهاي بسته و غيرعلني بحث و تبادل نظر ميشود، هر چند که «باراک اوباما» رئيس جمهوري آمريکا، نسبت به تقصير اين کشور در بروز چنين بحران اقتصادي عظيمي در جهان اعتراف کرد.
اجلاس ناتو
وضعيت سياست امنيتي در اجلاس سران ناتو که در شصتمين سالگرد تاسيس اين پيمان نظامي برگزار شد نيز بهتر از سياست اقتصادي و مالي در اجلاس گروه 20 نبود. هر چند که نيات و اهداف گستردهاي در اجلاس ناتو وجود داشت اما شرکت کنندگان به توافقات صريح و شفافي دست نيافتند و منافشه پيرامون سياست در برابر روسيه همچنان زنده است. در حاليکه همتاهاي شرقي ناتو خواستار مرزبندي شديد با روسيه هستند اما همتاهاي غربي، همزيستي سازشکارانه با اين کشور را ترجيح ميدهند. از سوي ديگر اروپا که پس از جنگهاي اول و دوم جهاني خود را به عنوان قارهاي حامي «صلح» معرفي ميکند، به آساني نميتواند خود را با شعار «برقراري صلح با سلاح بيشتر» وفق داده و در نقش ناتو به عنوان پليس جهاني سهيم باشد.

بعلاوه خواسته اوباما مبني بر «جهان بدون سلاح اتمي» که در اجلاس ناتو مطرح شد مکررا در 40 سال گذشته مطرح شده اما تاکنون موفقيتي در تحقق آن حاصل نشده است. اين عدم موفقيت بدين خاطر است که قدرتهاي داراي سلاح اتمي به ويژه آمريکا صرفا از ديگر کشورها ميخواهند که به دنبال سلاح اتمي نباشند. بدين خاطر براي سوالات بيشماري که در باره نمايش سياسي قدرتهاي بزرگ در اجلاس لندن، استراسبورگ/ بادن ـ بادن و پراگ وجود دارد، تنها يک پاسخ باقي ميماند که نيات و اهداف خوبي مطرح ميشود اما چنين به نظر ميرسد که زمان زيادي بايد هنوز منتظر بود و نظاره کرد که آيا اين اهداف باعث ايجاد تحولات سياسي، اقتصادي و نظامي شده و در نتيجه به بخشي از تاريخ جهان و بشريت تبديل خواهند شد و يا نه؟
از سوي ديگر انتظار ميرفت که اوباما به عنوان رئيس جمهوري کشوري که عامل اصلي بزرگترين بحران اقتصادي جهان و بحرانهاي نظامي / سياسي در افغانستان و عراق است و سياستهاي بوش در اين بحرانها را رد ميکند، با برنامههاي کارآرا و جدي در اين اجلاسها حضور يابد اما رئيس جمهوري آمريکا در اين سفر شش روزه که از اجلاسي عازم اجلاس ديگر ميشد، اولا نتوانست به ويژه اروپاييها را نسبت به تدابير و برنامههاي آمريکا براي بهبود وضعيت اقتصادي جهان و رهايي از بحران اقتصادي متقاعد کند که پيامدها و بارهاي منفي آن همچنان ادامه دارد، ثانياً اروپاييها نسبت به خواسته رئيس جمهوري آمريکا مبني بر اعزام نيروي بيشتر به افغانستان نيز استقبالي از خود نشان ندادند و تنها مرکل ماموريت يافت که ديداري از اين کشور داشته باشد تا اولا خطوط سياسي ـ نظامي ناتو در باره افغانستان را براي حامد کرزاي ترسيم نموده و از آن مهمتر در سال انتخاباتي آلمان و سرنوشت ساز براي مرکل، با نظاميان و امدادگران آلمان در افغانستان ديداري داشته باشد.

هر چند که اروپا بر حمايت خود براي ادامه ماموريت نيروهاي متفقين در افغانستان تاکيد دارد اما از وعدههاي جديد براي اعزام نيروي بيشتر و يا پول بيشتر خودداري ميکند.
رئيس جمهوري آمريکا درک کرده است که با توجه به ذهنيت اروپا از دوران يکجانبه گرايي بوش و تلاش وي براي تحميل ديدگاههايش به اروپا و جهان، نميتواند بر سر نظريات خود پافشاري کند و بيشتر بايد روند سازشکاري و توافق را پيش بگيرد و بدين خاطر در اجلاس گروه 20 نيز تاکيد کرد که آمريکا عامل اصلي، بزرگترين بحران اقتصادي در قرن اخير است. اوباما همچنين با توجه به مخالفت سارکوزي و مرکل، از طرح برخي از برنامه هايش براي بهبود وضعيت اقتصادي نيز خودداري کرد.
سفر شش روزه اروپايي اوباما
هر چند هدف اولين سفر اوباما به اروپا که همزمان نخستين سفر خارجي وي بود، ترسيم خطوط سياست خارجي جديد آمريکا و کاهش اختلاف نظرات و تنشهاي باقيمانده از دوران بوش بين آمريکا و جهان و به ويژه بين دو قاره آمريکا و اروپا بود و ديدارها و مذاکرات دوجانبه و وعدههاي بهبود مناسبات، شايد توانست برخي از کدورتهاي ناشي از يکجانبه گرايي و يکه تازي بوش را تا اندازهاي رفع نمايد اما ميتوان ادعا کرد که تنشها و اختلاف نظرات جديدي از جمله در رابطه با عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا به وجود آورد.
با توجه به اهميت بالاي اين سفر اوباما، اظهارات و موضع گيريهاي رئيس جمهوري آمريکا در اجلاس گروه 20، اجلاس ناتو، در برابر مردم در پراگ، در مجلس ترکيه و در پايگاه هوايي آمريکا در عراق با دقت کامل مورد توجه سياستمداران جهان به ويژه اروپا قرار گرفت.
دقت نظر سياستمداران جهان و اروپا نسبت به اين اظهارات بدين خاطر است که آنها اولا شناخت کاملي از اهداف نهايي اوباما در بخشهاي اقتصادي، سياسي و نظامي و همچنين ميزان خودداري وي از بلند پروازيهاي نظامي و تهديدي ندارند و نسبت به توانايي رئيس جمهوري آمريکا براي بازگرداندن اين کشور به جرگه کلوپ جهاني ترديد دارند، دوما اين شناخت را براي تصميم در باره ميزان همراهي با رئيس جمهوري آمريکا در تدابير حل بحرانهاي سياسي به ويژه افغانستان، عراق، فلسطين ـ رژيم صهيونيستي و بحران اقتصادي جهان بشدت ضروري ميدانند.
بنابراين سياستمداران اروپا بيشتر به دنبال تعيين تکليف خود در برابر رئيس جمهوري آمريکا هستند که با «شعارهاي تغيير» به صحنه آمده است.
بنابراين سياستمداران اروپا بيشتر به دنبال تعيين تکليف خود در برابر رئيس جمهوري آمريکا هستند که با «شعارهاي تغيير» به صحنه آمده است.

اوباما چالشهاي زيادي در داخل آمريکا و در سطح جهان پيش روي خود دارد تا بتواند وضعيت سياسي، اقتصادي و اجتماعي داخلي را از يک سوي بهبود بخشد و پيامدهاي شديد بحران اقتصادي را در جامعه آمريکا در حد امکان کاهش دهد و در سياست خارجي نيز بتواند آنچه را که از بوش به ارث برده است يعني وضعيت نظاميان آمريکا در عراق و افغانستان و عدام اعتمادها و تنشهاي باقيمانده از آن دوران نظامي گري را به نحوي به حالت و روابط عادي تبديل نمايد.
از سوي ديگر ضعف و ناتواني سياستمداران اروپا براي تحقق خواستههاي خود و حل مشکلات را نيز نبايد ناديده گرفت. جهان نمونهاي از اين ناتواني را در اجلاس اخير گروه 20 در لندن شاهد بود که صدراعظم آلمان و «نيکولاس سارکوزي» رئيس جمهوري فرانسه در نهايت از اهداف و ديدگاههاي خود در برابر آمريکا و انگليس عدول کردند و در نتيجه براي مقابله با بحران اقتصادي در جهان به همان ابزارهايي متوسل شدند که عامل اصلي بروز چنين بحران عظيم و فراگيري بوده است.
در کنار بحثها و گفت و گوها در اين سه اجلاس اروپا و آمريکا، سفر اوباما به ترکيه و ديدار غيرمنتظره رئيس جمهوري آمريکا از عراق نيز اهميت ويژهاي دارد.

اوباما در آنکارا پايتخت ترکيه، اهميت اين کشور به عنوان يک همتاي سازمان آتلانتيک شمالي (ناتو) را بسيار بالا دانست و تاکيد کرد، ترکيه پلي بين جهان اسلام و غرب است و بين آمريکاي مسيحي و ترکيه اسلامي ميتواند يک همتايي نمونه به وجود آيد. روند کنوني در عراق، تلاشها براي عدم تکثير سلاحهاي اتمي و صلح فلسطين/ اسراييل از موضوعات مهم مذاکرات اوباما با رئيس جمهوري ترکيه بود و «عبدالله گل» نيز بر تعميق همکاري اقتصادي و سياسي در آينده و مقابله با تروريسم تاکيد کرد. اوباما از تحول ترکيه به سمت يک دمکراسي مدرن و امروزينه سخن گفته و خواستار تقويت مناسبات بين دو کشور شد و با «رجب طيب اردوغان» نخست وزير ترکيه ديدار کرده و در مجلس گفت که قصد دارد مناسبات با آنکارا را مجددا احياء کند که در حال حاضر کمرنگ است.
ترکيه که دومين ارتش بزرگ در ميان 28 کشور ناتو را دارد، 1200 سرباز در افغانستان مستقر کرده، آمريکا از پايگاه هوايي خود در اينجيرليک در جنوب ترکيه براي تدارک نظاميان خود در عراق و افغانستان استفاده ميکند. ترکيه بعلاوه به کشورهاي نفت خيز در آسياي مرکزي و خاورميانه نزديک است و ميتواند از اين امکان براي انتقال نفت و گاز به اروپا و ديگر نقاط جهان بخوبي بهره ببرد. ترکيه همچنين از مذاکرات بين نمايندگان و سران افغانستان و پاکستان و همچنين در مذاکرات براي آتش بس در غزه نيز حمايت ميکند.
اجلاس پراگ
اوباما در اجلاس مشترک آمريکا و اتحاديه اروپا در پراگ خواستار عضويت ترکيه در اين اتحاديه شد. اين در حاليست که ترکيه در اجلاس ناتو در استراسبورگ از راي دادن به «آندرس فوگ راسموسن» به عنوان دبيرکل جديد ناتو خودداري کرد و ناظران بر اين باورند که رئيس جمهوري آمريکا مجبور شد با دادن امتيازاتي از جمله حمايت از آنکارا براي عضويت در اتحاديه اروپا، مقامات ترکيه را براي راي دادن به راسموسن متقاعد نمايد.
ترکيه به خاطر اينکه راسموسن از عذرخواهي در باره اهانتهاي مطبوعات دانمارکي در سال 2006 ميلادي به پيامبر مکرم اسلام خودداري کرد قصد داشت، از دادن راي خود به راسموسن اجتناب نمايد. ترکيه اميد داشت که راسموسن از اين اهانتها عذرخواهي کند اما نخست وزير دانمارک صرفا وعده داد که ديالوگ و همکاري با مسلمانان، يکي از نقاط محوري سياستش خواهد بود.
با وجود تمام تلاشها و امتيازات اوباما، هزاران نفر از مردم ترکيه در آنکارا و استامبول عليه اوباما تظاهرات کرده و شعارها و خواستههايي چون «ما ترا نميخواهيم»، «واشنگتن نبايست از ترکيه به عنوان کريدوري براي عقب نشيني نظاميان خود از عراق استفاده کند» را سر دادند و سکوت آمريکا نسبت به حملات رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه را محکوم نمودند.

ترکيه با موقعيت راهبردي خود يکي از همتاهاي نزديک آمريکا است اما در زمان حمله اين کشور به عراق، تنشهايي بين آنکارا و واشنگتن به وجود آمد زيرا که ترکيه اجازه نداد که نظاميان آمريکا از خاک ترکيه به عراق حمله کنند.
اما از يک سوي اوباما در ديدارش از استامبول و آنکارا تلاش کرد تا جو سياسي بين آمريکا و ترکيه را بهبود بخشد از طرف ديگر رئيس جمهوري آمريکا با اين ديدار، وجهه و جايگاهي را به دولت ترکيه داد که اروپا هنوز براي اين کشور قائل نيست.
اما از يک سوي اوباما در ديدارش از استامبول و آنکارا تلاش کرد تا جو سياسي بين آمريکا و ترکيه را بهبود بخشد از طرف ديگر رئيس جمهوري آمريکا با اين ديدار، وجهه و جايگاهي را به دولت ترکيه داد که اروپا هنوز براي اين کشور قائل نيست.
ناظران بر اين باورند که اوباما در شرايط کنوني با تعيين چنين جايگاهي براي ترکيه، هدف مشخصي را دنبال ميکند.
اوباما در سخنان خود در برابر مجلس ترکيه، اين کشور را يک «دمکراسي سکولار قوي» و «پل بين جهان اسلام و غرب» معرفي کرد و گفت، ترکيه بيش از حد نياز و لازم شرايط عضويت در اتحاديه اروپا را دارد. رئيس جمهوري آمريکا بدين ترتيب قصد دارد يک جايگاه خاص ژئوپليتکي به ترکيه به عنوان يک همتاي ناتو در يک نقطه حساس جهان بدهد و به گونهاي در باره ترکيه سخن گفت که اين کشور تاکنون از اروپاييها نشنيده است.
اوباما به دنبال بهبود وجهه آمريکا در ميان سياستمداران ترکيه و به ويژه مردم مسلمان اين کشور بود که درصد زيادي از آنها با «ارزشهاي آمريکايي» بوده و آمريکا را همچنان يک کشور مستکبر و نظامي گر ميدانند. مردم ترکيه هنوز گروگانگيري 11 سرباز ترک در سال 2003 ميلادي در شمال عراق توسط نظاميان آمريکا را فراموش نکردهاند که بر سر آنها کيسه کشيدند و چندين روز بازجويي شدند. همه پرسيها نشان ميدهد که مردم ترکيه مکررا شديدترين احساسات ضد آمريکايي در جهان را دارند.
اوباما در عين حال خواستار ادامه اصلاحات در ترکيه شد و با «احمد تورک» دبيرکل حزب جامعه دمکراتيک ترکيه (دي.تي.پي.) ديدار و تبادل نظر کرد که گفته ميشود که اين اولين گفت و گوي اوباما با يک سياستمدار کرد است.
رئيس جمهوري آمريکا همچنين خواستار حل مناقشات ترکيه و ارمنستان شد و گفته ميشود که در حاشيه ديدار خود از ترکيه يک گفت و گوي مشترک با وزراي امور خارجه ارمنستان و ترکيه داشت و خواستار ديالوگ دو کشور شد که روابط ديپلماتيک با يکديگر ندارند. جزييات اين گفت و گو منتشر نشده است.
«جيمز کيدنر» عضو بنياد کو ـ اکسيست در لندن، ديدار اوباما از ترکيه را يک شروع جديد توصيف کرد و گفت، اين فرصتي براي آمريکا است تا بسيار جدي تر از قبل با جهان اسلام تبادل نظر نمايد. اوباما نيز در برابر پارلمان ترکيه از شروعي جديد با کشورهاي مسلمان سخن گفت و تاکيد کرد، آمريکا در جنگ با اسلام نيست و اين کشور در آينده با دقت و توجه به ديدگاهها گوش فرا خواهد داد و همتايي با جهان اسلام، بالاترين اهميت را براي آمريکا دارد. آمريکا رفتاري محترمانه با اسلام خواهد داشت، هر چند که ديگران ديدگاه و نظر ديگري داشته باشند.
اوباما، ترکيه را يک بخش مهم اروپا خواند و از تلاشهاي ديپلماتيک آنکارا در خاورميانه نيز تقدير کرد و در عين حال خواستار اصلاحات در بخش آزادي بيان و دين شد و بر عضويت اين کشور در اتحاديه اروپا تاکيد نمود. اين خواسته اوباما مورد انتقاد شديد سياستمداران اتحاديه اروپا قرار گرفت و مداخله رئيس جمهوري آمريکا در امور داخلي اين اتحاديه قلمداد گرديد.
تاکيد اوباما بر عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا به ويژه باعث تنشهاي شديد و جديدي بين آمريکا و آلمان و واکنشهاي شديد سياستمداران اين کشور عليه اوباما شد.
تنش و کشمکش شديد آمريکا و آلمان به خاطر ترکيه
«هورست زه هوفر» رئيس حزب سوسيال مسيحي آلمان از رئيس جمهوري آمريکا بشدت انتقاد کرد و گفت، ترکيه که خود را نماينده جهان اسلام معرفي ميکند، قطعا در غالب اتحاديه اروپا نميگنجد که آمريکا به آن به عنوان يک همتاي معتمد و باثبات براي يک ساختار امنيتي پايدار و محکم نياز دارد. شرط اين وحدت داخلي، وجود ريشههاي معنوي و فرهنگي مشترک است که ترکيه قطعا جزو آن نيست.
«مارکوس فربر» ديگر سياستمدار حزب سوسيال مسيحي آلمان و نامزد انتخابات آتي اروپا (7 ژوئن) نيز نسبت به مداخله رئيس جمهوري آمريکا در امور داخلي اتحاديه اروپا هشدار داد و گفت، کيفيت مناسبات اتحاديه اروپا با ترکيه، صرفا يک موضوع مربوط به اروپاييها است. اتحاديه اروپا به تنهايي در باره عضويت کشور جديد در کلوپ خود تصميم ميگيرد.

«برند پوسلت» نماينده حزب سوسيال مسيحي آلمان در مجلس اروپا نيز تاکيد کرد، اتحاديه اروپا، توپ بازي اوباما نيست.
رئيس جمهوري آمريکا تلاش ميکند به هزينه اروپايي ها، به ترکيه پاداش بدهد. اوباما خود ترکيه را به عنوان پنجاه و يکمين ايالت در جرگه ديگر ايالتهاي آمريکا عضو کند. ترکيه، يک کشور اروپايي نيست و عضويت ترکيه، باعث گسترش بيش از حد و اندازه اتحاديه اروپا ميشود.
«دوروته بر» معاون دبيرکل حزب سوسيال مسيحي آلمان نيز گفت، شگفت آور و عجيب است که موضوع عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، يکي از اهداف اصلي اولين ديدار اوباما از اروپا است. صدراعظم آلمان نيز در واکنش به اظهارات اوباما گفت، برغم اين ديدگاه و نظر آمريکا، من همچنان بر موضع مخالفت خود با عضويت کامل ترکيه در اتحاديه اروپا پايبند هستم. سارکوزي همتاي مرکل نيز که با عضويت قريب الوقوع ترکيه مخالف است، نسبت به اظهارات اوباما واکنشي منفي داشت.
رئيس جمهوري آمريکا که سفر غيرمنتظره به افغانستان را به صدراعظم آلمان واگذار کرده بود، خود بطور غيرمنتظرهاي عازم عراق شد و در اين ديدار سه ساعته در برابر نظاميان آمريکا در «کمپ ويکتوري» بزرگترين پايگاه نيروهاي آمريکا در عراق گفت، 18 ماه آينده، يک مرحله مهم خواهد بود و تمام شما سهم بسزايي داريد که عراق باثبات بماند و محلي براي بازگشت «تروريست» نباشد تا ما بتوانيم نيروهاي خود را به آمريکا بازگردانيم و زمان آن رسيده است که عراقي ها، مسئوليت کشور خود را به عهده بگيرند. رئيس جمهوري آمريکا در عين حال تاکيد کرد که نظاميان آمريکايي هنوز با چالشهايي به ويژه در افغانستان مواجه خواهند بود و در اين کشور، اقداماتي پيش رو داريم.
ديدار کنوني اوباما، سومين ديدار اين سياستمدار آمريکايي از عراق و اولين ديدار از زمان رياست جمهوري وي است. اوباما که به عنوان يک سناتور در سال 2003 ميلادي با جنگ آمريکا عليه عراق مخالفت کرده بود، مدعي است که قصد دارد در ماههاي آينده بخشي از 140 هزار نظامي آمريکا در عراق را از اين کشور فراخواند. اما قرار است حدود 50 هزار نظامي آمريکا همچنان در عراق باقي بمانند.
اوباما که قبل از سفر به عراق، از ترکيه ديدار داشت در پاسخ به دانشجويان در باره فراخواني نظاميان آمريکا از عراق گفته بود، فراخواني نظاميان بايد بطور گام بگام انجام گيرد تا به فروپاشي عراق و يا از کنترل خارج شدن خشونت در اين کشور منجر نشود. اين در حاليست که چند ساعت قبل از ورود اوباما به يک منطقه بغداد، در اثر انفجار يک بمب، حداقل 9 نفر کشته شدند.

از زمان جنگ آمريکا عليه عراق تاکنون 4266 نظامي آمريکا و چندين هزار نفر عراقي جان سپردهاند. سفر غيرمنتظره مرکل به افغانستان و سفر غيرمنتظره اوباما به عراق بلافاصله پس از اجلاس ناتو حاکي از دغدغههاي شديد سران اين پيمان نظامي نسبت به وضعيت نامعلوم و عدم يک چشم انداز روشن و شفاف در مورد پايان اين بحران و پايان کشتار مردم اين کشورها توسط نظاميان متفقين و شکست سياست حضور بي معناي آنها در اين کشورهاست.
اين سفرهاي غيرمنتظره به عراق و افغانستان و تحرکات سياسي به ويژه در ماههاي اول رياست جمهوري اوباما، به معناي شکست سياستهاي غرب به ويژه آمريکا در عراق و افغانستان و خاورميانه است و از سوي ديگر تمرکز اوباما بر روي منطقه حساس خاورميانه نيز قابل تامل است.
«ديويد آکسلرود» مشاور اوباما با توجه به ديدار اروپايي رئيس جمهوري آمريکا گفت، ما با انجام اين سفر، يک گام بزرگ به سمت جلو برداشتيم تا براي آمريکا در جهان مجددا وجهه ايجاد کنيم.
هر چند که سه اجلاس لندن، استراسبورگ و پراگ، راه حلهاي عملي و دستاوردهاي قابل توجه و مهمي براي رهايي جهان از بحرانهاي اقتصادي و سياسي ارائه نکرد اما آمريکا و اروپا را حداقل به تفکر، اعتراف و بحث در باره علل شکست سياستهاي قبلي و لزوم بحث و ترسيم خطوط سياسي، اقتصادي و نظامي نوين و در عمل رهاييبخش وادار نمود.
گردآوري: مرتضي جواديان
گردآوري: مرتضي جواديان
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


