عدهاي با لابي نام خود را براي تيم ملي مطرح ميكنند
مربي پيشين تيم ملي فوتبال گفت: بركناري علي دايي تصميمي احساسي و به ضرر فوتبال ايران بود.
محمد احمدزاده در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: تصميم فدراسيون فوتبال نه به صلاح فوتبال و نه به صلاح جامعهي مربيان ايراني بود و درواقع ما به شخصيت يك فرد بزرگ لطمه زديم. من نميدانم هدف از بركناري علي دايي چه بود. آيا قرار است با اين تغيير فوتبال ما نجات پيدا كند؟ چه تضميني وجود دارد كه با كنار گذاشتن علي دايي تيم ايران به جام جهاني برود و آيا واقعا براي تيمي كه كمتر از 10 درصد شانس حضور در جام جهاني را دارد، انجام چنين برخوردي با سرمربياش لازم بود يا نه؟
احمدزاده ادامه داد: ما شخصيت بزرگي چون علي دايي را از بين ميبريم و اين فرصت را ايجاد ميكنيم تا عدهاي با استفاده از لابيها و واسطههاي مخصوص به خود نام خودشان را براي تيم ملي مطرح كنند. اين تصميم نه تنها كارشناسي نبود بلكه كاملا احساسي و نشات گرفته از افكار عمومي جامعه بود.
وي خاطرنشان كرد: وقتي فوتبال كشوري بدون برنامه است، همين ميشود كه مسوولان فدراسيون به جاي عمل كردن طبق برنامه و اهداف تيم ملي مطابق نظر اذهان عمومي كه در يك لحظه احساساتي شده است، تصميم گيري ميكنند. كفاشيان مدعي است كه از كارشناسان نظرخواهي كرده است. اما، سوال من اين است وقتي خود كفاشيان ميگويد شب پس از بازي تا موقعي كه بخوابد گيج بوده است و ساعت 10 صبح روز بعد نيز خبر بركناري علي دايي بر روي خروجي برخي خبرگزاريها آمده است، او در اين فرصت چگونه و با چه كساني تماس گرفته است؟ اين كارشناسان چه كساني هستند كه رييس فدراسيون فوتبال حاضر نيست نام آنها را فاش كند؟ باز هم ميگويد بركناري دايي نه بر روي كار كارشناسي شده بلكه تنها براي رضايت جو جامعه بود.
احمدزاده افزود: در واقع فدراسيون بيشتر به دنبال بدست آوردن دل مردم و خبرنگاران بود تا حل كردن مشكل تيم ملي و اكنون مشخص نيست كه با اين تصميم عجولانه تيم ملي چگونه قرار است راهي جام جهاني شود. تمامي مديران ما از بحث مديريت بحران اطلاع دارند اما، چه زماني فرا ميرسد كه ما در فوتبال كشور مديريت بحران را به شكل واقعي ببينيم. مسوولان فدراسيون فوتبال در اين لحظهي بحراني تصميمي احساسي گرفتند و بدون هيچگونه كار برنامهريزي شده علي دايي فردي كه شايد هر 50 سال يكبار بازيكن و فوتباليستي چون او به فوتبال ايران معرفي شود را به راحتي كنار گذاشتند.
سرمربي ملوان خاطرنشان كرد: سوال ديگر من اين است كه با اين برنامهريزي مردم چگونه توقع صعود تيم ايران به جام جهاني را داشتند؟ آيا ما در فدراسيون خود اصلا تشكيلات داريم كه بخواهيم برنامهريزي داشته باشيم؟ جواب من اين است كه ما حتي تشكيلات مناسبي نيز در فدراسيون خود نداريم. روز جمعه برنامهي دو بازي آيندهي ملوان در ليگ برتر را از طريق تلويزيون شنيدم و آن هم در شرايطي بود كه ساعت اين بازيها نيز اعلام نشده بود. وقتي در حساسترين هفتههاي پاياني ليگ برتر تيمها اينگونه از وضعيت خود مطلع ميشوند، ديگر تكليف برنامهريزي در ساير مسايل مشخص است.
وي ادامه داد: به خاطر دارم در فدراسيون گذشته از طريق امور بينالملل فدراسيون با فدراسيون فوتبال ايتاليا مكاتبهاي انجام داديم و از آنها تقاضاي بازي دوستانه كرديم. در آن زمان مسوولان فدراسيون بسيار خوشحال بودند كه براي شش ماه آيندهي خود برنامهريزي ميكنند. اما، ايتالياييها پاسخ دادند ما نيز به اين بازي علاقه داريم اما، براي انجام آن شما ظرف چهار سال آينده برنامهريزي كنيد چرا كه تا چهار سال ديگر برنامههاي تيم ملي ايتاليا تكميل شده است. در واقع آنها اين چنين برنامهريزي ميكنند و ما با برنامهريزيهايي كه نمونههاي كوچكش را در ليگ برتر و جام حذفي و نمونههاي كلان آن را در تيم ملي شاهد هستيم، ميخواهيم به آنها برسيم.
احمدزاده تصريح كرد: ما همين رفتاري كه با علي دايي داشتيم پس از جام ملتهاي آسيا با قلعهنويي انجام داديم. در واقع ما به جاي آنكه قراردادي طولاني مدت با قلعهنويي ببنديم و تيمي كه از جام جهاني آمده بود را به او بسپاريم تا براي جام جهاني آينده آماده شود، تنها فكر خود را تا زمان بازيهاي جام ملتهاي آسيا كوتاه كرديم و همين موضوع باعث شد كه بلافاصله پس از جام ملتها قلعهنويي را قرباني كنيم. در واقع هم قلعهنويي و هم علي دايي قرباني بيبرنامگي و نبود آينده نگري در فوتبال ايران شدند.


