صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اروپا، چين و نظم چند جانبه جهاني

محمد همتي
کد خبر: ۳۹۲۰۴
| |
2112 بازدید

با آنكه انتقال قدرت از غرب به شرق، آشكار است و نظم جهاني در حال چند قطبي شدن است، اما اين سيستم چندجانبه نوظهور، تاكنون چندان روي خوشي از خود نشان نداده است و اين سؤال را تداعي مي‌كند كه با توجه به ادعاي كشورهاي قدرتمند و همكاري متقابل آنها آيا اين فرآيند به شكل رقابتي درآمده يا قوانين بين‌المللي در شكل گيري آن دخيل بوده است؟

«رابرت كاگان» همه چيز را پيش‌بيني كرده و معتقد است قدرت‌هاي مختلف مايل به برقراري روابط اصولي با يكديگر هستند، بنابراين روسيه و چين مي‌توانند به محور حكومت‌هاي مطلق تبديل شده و با توجه به عدم علاقه‌مندي‌شان به ليبراليسم سياسي با هم متحد شوند. چه، آنها با يك محور دموكراتيك شامل آمريكا، اروپا، ژاپن و احتمالاً هند روبرو هستند.

در ميان اين قدرت‌هاي بزرگ تنها اتحاديه اروپا مي‌تواند به طور پيوسته به حمايت از سازمان ملل، سازمانهاي بين‌المللي و پيمان‌نامه‌ها بپردازد. در مقابل چين، هند، روسيه و آمريكا بسته به اينكه بهترين ابزار در جهت پيشرفت منافع آنان چه چيزي است، به صورت يكجانبه، دو جانبه يا چندجانيه عمل خواهند كرد.

اينكه اين نظم چند جانبه در حال ظهور است، اتفاق خوبي است و طبيعتاً آمريكا با ضعيف شدن تدريجي خود و با رشد كردن اين كشورها، سازمانها را مجبور خواهد كرد كه به اين كشورها فشار بياورند.

در اصل هيچ اتحاد تنگاتنگي ميان روسيه و چين وجود ندارد و سياستمداران دو كشور از اساس به هم اعتماد ندارند؛ در واقع روسيه مي‌داند در صورت هر گونه شراكت با چين، قدرت اقتصادي چين موجب مي‌شود تا شريك برتر چين باشد.

روس‌ها از اين نگرانند كه روزي چيني‌ها از حد قلمرو خود در آسيا فراتر روند؛ چرا كه رهبران چين بيشتر به اين توجه مي‌كنند كه آمريكا در مورد روسيه چه فكري دارد و به نظر مي‌رسد كه مهمترين ارتباط جغرافيايي ـ استراتژيك قرن 21 ميان چين و امريكا در حال شكل گرفتن است.

همچنين ارتباط چين با اتحاديه اروپا به شكل گرفتن نظام بين‌المللي كمك خواهد كرد و صد البته هسته مركزي اين ارتباط، اقتصاد است. در واقع اتحاديه اروپا بزرگترين شريك تجاري چين است و تجارت دوطرفه آنها در سال گذشته، رقم 300 ميليارد دلار را در بر داشت و حتي اروپايي‌ها از اين گله‌مند بودند كه چين به تعهدات خود عمل نكرده، ارزش ارز خود را بالا برده و مانع از سرمايه‌گذاري خارجي شده است و از طرفي مقامات چيني هنوز نگران موضع جانبدارانه اروپا و خطر به كار بردن ابزار تجاري عليه صادرات چين مي‌باشند.

اما به طور كلي نقش چين در اين نظم نوين جهاني چيست؟ هم‌اكنون، در دولت چين بحث ميان اينترناسيوناليست‌هاي (جهانگرا) ليبرال كه معتقد به چندجانبه‌گرايي است و ملي‌گرايان مدعي كه مخالف آن هستند، وجود دارد. اتحاديه اروپا بايد به چين پيشنهاد شراكت استراتژيك بدهد و اولويت‌ها بايد در تغيير شرايط فعلي اقليمي، بازداري توليد سلاح‌هاي هسته‌اي، آفريقا، و در دست گرفتن نظام تجارت جهاني باشد.

نكته آنكه اتحاديه اروپا نسبت به آمريكا در جايگاه بهتري براي كمك به رهبري چين براي كسب منافع ملي از طريق همكاري با سازمان‌هاي بين‌المللي قرار دارد و اين بدين خاطر است كه اتحاديه اروپا نه تنها پيوسته حامي ثابت چند جانبه‌گرايي بوده بلكه برعكس آمريكا رقيب استراتژيك چين نيست. پس اروپا مي‌تواند شرايطي را به وجود بياورد تا سازمان‌هاي بين‌المللي در خدمت منافع ملي چين باشند.

• از آنجايي كه چين پس از آلمان بزرگترين صادركننده جهان است، به بازارهاي وسيع، قوانين تجارت و مكانيزم‌هاي قدرتمند رقابتي، سخت معتقد است.

• اگر گرم‌شدن زمين همچنان ادامه يابد، چين بيش از اتحاديه اروپا متحمل زيان آن خواهد بود و اگر چين از شركت در برنامه منع انتشار كربن كه توسط ژاپن طرح‌ريزي شده، خودداري كند، آن‌وقت صادرات صنايع انرژي آن تعرفه‌بندي مي‌شود. همچنين چين تاوان سياسي اين عدم انتخاب را پس خواهد داد. اروپاييان معتقدند كه تغيير شرايط اقليمي بزرگترين مشكل دراز مدتي است كه بشر كنوني با آن درگير است و همه قدرت‌هاي بزرگ همچون چين وظيفه دارند تا در حل اين بحران مشاركت كنند.

• اگر بر تعداد كشورهاي هسته‌اي اضافه شود، از اهميت موقعيت چين به عنوان يكي از معدود كشورهاي هسته‌اي حال حاضر كاسته شده و كره زمين به محلي خطرناك و بي‌ثبات تبديل خواهد شد. چين بايد نقشي فعال در برنامه منع توليد سلاح هسته‌اي ايفا كند. همچنين چين بايد ايران را به اجتناب از جاه‌طلبي‌هاي هسته‌اي خود تشويق كند.

• چين به آفريقا علاقه روزافزوني دارد، جايي كه سرمايه‌گذاري و تفكرات اقتصادي آن شرايط كمك به فقيرترين كشورهاي جهان را بوجود آورده است.

با توجه به اين شرايط، گفت‌وگوي سازنده ميان چين و اتحاديه اروپا مي‌تواند به اداره كردن كره زمين كمك كند. اما اين گفت‌وگو بايد آشكارا سازمان‌هاي حكومت جهاني را نيز در بر داشته باشد چرا كه خيلي از اين سازمانها در حال از دست دادن قدرت خود بوده، IMF و بانك جهاني نياز به بازسازي دارند، شوراي امنيت سازمان ملل نياز به قدرت بيشتري براي احياي مشروعيت رو به زوال خود دارد و تا زماني كه كشورهايي چون هند و چين به عضويت كامل G8 در نيايند، اين گروه نمي‌تواند از عهده مشكلات جدي اقتصاد جهاني بر بيايد.

همچنين اتحاديه اروپا بايد گفتماني با چين مبني بر تأسيس سازمانهاي جديد داشته باشد. حقيقت اين است كه چين در حال تبديل شدن به يكي از ابرقدرت‌هاي جهان است و نياز دارد كه رهبري حكومت جهاني را به عهده بگيرد تا جايي كه با شكل‌دادن به نظام بين‌المللي، به منافع خود برسد. جالب اينكه از اين نظر، اتحاديه اروپا و چين در نيل به نظم چند جانبه جهاني داراي وجه اشتراك هستند.

نوشته «چارلز گرانت»، مدير مركز اصلاحات اروپايي

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟