نگاهي به فيلم تلويزيوني «يک گوشه پاک و پرنور»
شبنم موسوي، از بينندگان «تابناك»، در پيامي نوشت: فيلم تلويزيوني «يک گوشه پاک و پرنور» ساخته علي موذني، سهشنبه ششم اسفند ساعت 16 از شبکه يک سيما پخش شد.
در خلاصه داستان فيلم آمده: جواد جانباز شيميايي است که به تازگي دوست همرزمش حاج مهدي را که او هم از جانبازان بوده، از دست داده است. شهادت حاج مهدي در حالي است که پزشکان غير مستقيم از کوتاهي زمان حيات جواد خبر دادند. حاج مهدي قبل از شهادت به جواد توصيه ميکند تا زنده است، ازدواج کند؛ در حالي که حال جواد نيز رو به وخامت است.
در اين فيلم، روند آشنايي جانباز شيميايي با همسر آيندهاش بسيار ناملموس و غير منطقي است. جواد جوانمرد به قول خودش همانطور كه ديروز پشت به خودي در برابر دشمن سينه سپر كرده است، امروز ميخواهد براي اصلاح جامعه، دختر فراري را پناه دهد و با او ازدواج كند!
در فيلمنامه تلاش ميشود با استمداد از روش رابين هودي هم قهرمان داستان به وصيت دوست شهيدش عمل نمايد و هم مشكل ريشه دوانده دختران فراري را حل نمايد.
بيشك امثال جواد جنگ را به نحو احسن مديريت كردند كه ايران عزيز امروز سربلند به قامت قله دماوند ايستاده است و در اين مديريت، جان خود را روي تك تك مينها گذاشتند. اما جناب فيلمساز محترم! فهم كوتاه خود را در حل معضل جامعه چرا به پاي بچههاي جبهه ميگذاريد؟
در نگاه ابتدايي چنين است كه «جواد» فرشته نجات «سارا» است. آيا شروع يك زندگي مشترك ميتواند براساس ترحم يك جوانمرد باشد؟ همانطور كه امثال سارا از خشونت و بيغيرتي پدر فراري ميشوند، از ترحم بيپايه و منطق قبل از ازدواج نيز در سرسراهاي دادگستري سالها در رفت و آمدند.
در تعجبم كه چگونه تلاش شده است تا ضعفهاي فيلنامه با حضور چهره موجه يك جانباز پوشيده شود!
چگونه ميتوان حس مسئوليتشناسي يك فرد آگاه و مثبت در جامعه را با رفتار ساده لوحانه او يكجا جمع كرد؟
ضعف فيلمنامه در جايي به اوج خود ميرسد كه براي اثبات فرضيه فساد مضاعف افرادي كه آگاهانه مرتكب گناه ميشوند، 1) خواب را منطق تصميم و عمل يك جانباز معرفي ميكند؛ 2) زن را در برابر زن (همسر برادر جواد در برابر سارا) قرار ميدهد؛ 3) تصويري ضعيف از نيروي انتظامي ارايه ميدهد؛ 4) و از همه مهمتر زيركترين و معصومترين چهره فيلم، سارا ـ دختر فراري ـ است!
جانبازان چشم و چراغ این مملکت هستند و ما نباید با پخش اینگونه برنامه ها باعث آزار آنان بشویم.
من یک سوال دارم که از خود گذشتگی فقط مخصوص این قشر از جامعه باید باشد ؟ که خوب می دانیم که این عزیزان واقعا از خود گذشته بودند و هستند .آیا نمی شد داستان را به نحو دیگری به پیش برد ؟ آیا فیلم نامه نویس و کارگردان و تهیه کننده خود حاضر به چنین کاری هستند ؟حالا دیگر در سیمای جمهوری اسلامی ایران نسخه پیچی می کنند ، برویم و برنامه سازی را از یک کشور لائیک یاد بگیریم که ساخت یک برنامه مذهبی و فروش آن به یک کشور مسلمان همسایه چه تعداد مخاطب را به سوی این برنامه جلب کرده است . و بدا به حال ما که یک فرد به خاطر ناموس و شرف و میهن و دین خود به جنگ رفته و تمام هستی خود را در این راه داده حاضر شود دختری را فقط به خاطر اینکه اسمی از او باقی باشد بدبخت کند



