انگلیسی ها،ما و شاه عباس
خبر تشکیل نمایشگاهی برای شاه عباس اول در موزه بریتانیا که با همکاری موزههای ایران برگزار شد، خبر جالبی بود. بیشتر از این رو که اختصاص دادن یک مجموعه نمایشگاهی برای مدت چند روز به پادشاه قدرتمند ایرانی که حق بزرگی بر آب و خاک این کشور دارد، به هر روی شایسته توجه است. از این که موزههای ایران در این کار مشارکت کردهاند نیز باید خرسند بود.
اما پرسش این است که چرا ما ، یعنی ما ایرانیان داخل کشور، برای شاه عباس که در میان پادشاهان ایرانی بعد از اسلام، دارای امتیازات استثنائی است، اهمیتی قائل نیستیم و برای مرور و بازخوانی سیاست های داخلی و خارجی او در بخش های فرهنگی، اقتصاد و سیاست حسابی باز نمیکنیم؟
طی ده سال گذشته با بزرگداشت هایی که برای برخی از عالمان برجسته ایرانی از دوره صفوی برگزار شده است، مانند علامه مجلسی، مقدس اردبیلی، آقا حسین و آقا جمال خوانساری و اخیرا نیز شیخ بهایی و روشن شده است که ایرانیان فرهیخته، برخلاف آنچه که پیش از انقلاب بر ضد صفویه جریان داشت، اهمیت توجه به این مقطع تاریخی را دریافتهاند. ساختن فیلم زندگی ملاصدرا و شیخ بهایی نیز دو قدم مؤثر به شمار میآمد.
اما باید توجه داشت که این امر تنها در حوزه علما نیست بلکه شاهان صفوی و حتی برخی از سلاطین قاجاری و امیران این دو سلسله نیز زندگی قابل تأملی دارند و لازم است تا برای بازشناسی سیاست های گذشته ایران در منطقه که بسیاری از آنها الزاما باید مورد توجه مجدد قرار گیرد، کارهای جدیدی صورت دهیم.
در این میان چهره شاه عباس، چهره ممتازی است نه از این بابت که او بدون عیب است، بلکه از این بابت که نقاط امتیازی دارد که در کمتر سلطانی در دوره پس از اسلام دیده میشود.
به عبارت دیگر عناصر و مؤلفه های موجود در سیاست داخلی و خارجی شاه عباس، با توجه به موفقیت درخشانی که وی در دوره سلطنت خویش به دست آورد، عناصری است که شایسته تأمل بوده و همچنان می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
این درست است که سلطنت به لحاظ اسلام شیعی مشروعیت فقهی ندارد. اما به هر حال، علمای شیعه در ادوار گذشته تاریخ، بنا به هر ضرورتی، وجود سلطنت شیعی را برای حفظ اقتدار تشیع و همین طور اقامه شریعت اسلامی منطبق بر مذهب اهل بیت لازم دانستهاند. بنابرین باید در چهارچوب دیدگاههای علما و فقهای دوره های گذشته، اجازه ندهیم صرفا نوعی دیدگاه منفی نسبت به آنان سبب غفلت ما از گذشته تاریخیمان شود.
طبیعی است که در این بررسیها تجربه های مثبت و منفی مورد تأمل قرار خواهد گرفت و در کنار شاه عباس میتوان زندگی شاه سلطان حسین صفوی را هم به عنوان پادشاهی که در عهد او دولت مذهبی صفوی از میان رفت، مورد تأمل و بررسی قرار داد.
بنابرین جا دارد ما افزون بر آن که برای عالمان وفرهیختگان مجالسی را برای بازشناسی فکر آنان برپا میکنیم، نسبت به سلاطینی هم که نقش مؤثری در شکل گیری حوزه های جغرافیایی و مذهبی ما داشته اند، حساسیت داشته و به خصوص برای افرادی مانند شاه عباس که سیاست های وی بسیار قابل تأمل بوده و امروزه به کار ما میآید نشست های ویژه داشته باشیم.
رسول جعفریان - آینده


