صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
سه برداشت از سه بازي بزرگ امروز؛

پيرمردها و لازانيا

کد خبر: ۳۶۰۰۶
| |
1675 بازدید

برداشت اول

1- اگر بخواهي به عنوان کسي که داربي هاي منجر به تساوي 4- 4 و برد 5 بر 4 به سود آرسنال را از دست داده، زيبايي هاي حساس ترين نبرد پايتخت انگليس را به تصوير بکشي، متهم به سطحي نگري مي شوي اما براي درک لذت آرسنال- تاتنهام از کتاب تا لازانيا نشانه وجود دارد. سردي بخش اول کتاب زندگينامه ديويد بکام اينجا مي شکند؛ «پدربزرگ هايم دو قطب فوتبال لندن را مي پرستيدند.

به نوشته اعتماد، يکي تاتنهام را دوست داشت و ديگري به آرسنال عشق مي ورزيد. غالباً مجبور بودم براي به دست آوردن دل آنها هم که شده تي شرت يکي از اين دو تيم را بپوشم، حال آنکه قلبم براي منچستريونايتد مي تپيد. پدربزرگ تاتنهامي من حتي وقتي به عبادت مي رفتيم هم با من از تاتنهام مي گفت. من و پدرم از کرکري هاي هيجان انگيز پيرمردها به ستوه مي آمديم. چه بعد از ظهرهاي جالبي.»

وقتي مجله را باز مي کني، گزارشي ويژه از حال و هواي اين داربي مي يابي و در گوشه يي، تصوير اسامه بن لادن را مي بيني که به گروه هواداران تاتنهام منتسب شده است. اگر خوب دقت کنيد درون لازانيا هم ردپايي از اين بازي پيدا مي کنيد. فراموش نکنيد لازانياي مسموم باعث باخت تاتنهام در بازي پاياني فصل و عدم راهيابي آنها به ليگ قهرمانان شد. آرسنال مسافر آخر بود. همه از توطئه مي گفتند.

2- لندن مختصات فوتبال خاص خود را دارد. کينه ازلي و ابدي نسبت به ليورپول و منچستر از مسائل اقتصادي و سياسي ناشي مي شود يا نه، اهميتي ندارد. دست هاي پينه بسته شمالي ها، شعار «کار از آنها، سود از ما لندني ها» را عينيت مي بخشد. اين عقده توانگري لندني ها ديدگاه هاي متنوعي را به وجود آورده است؛ يکي چلسي مي شود و به دربار مي چسبد. ديگري تاتنهام مي شود و رنگ سنت به جامه خود مي زند. سومي وستهامي نام دارد که متعلق به زاغه نشينان لندن است. تيم چهارم آرسنال، محبوب قلب کارگرها و يقه چرک ها نام دارد.

3- دوست داشتن تاتنهام سخت نيست چون ذاتاً تنفري برنمي انگيزاند. آرسنال هم اصولاً بي آزار است. هر زيبايي بي آزار است. اما چنانچه مشکل پسند باشي عاشق بي آزارها نمي شوي چون مي خواهي آبديده شوي.

4- براي رهايي از پيچيدگي ساير رقابت هاي بزرگ فوتبال دنيا، تجويز قرص آرسنال- تاتنهام ضروري جلوه مي کند؛ دو تيمي که فارغ از جناح بندي هاي فوتبالي مي تواني دوست شان داشته باشي و در پايان از ديدن فوتبالي زيبا لذت ببري.

برداشت دوم

1- فردي بوبيچ پنالتي را به دستان کان کوبيد و چندي بعد سرطان را به اوت زد. حد فاصل اين دو اتفاق، بايرن و دورتموند بوندس ليگا را به ملک شخصي خود تبديل کردند. براي بايرن هيچ رقابت حيثيتي وجود ندارد. پس از قديم الايام دورتموند بايد بر بار جذابيت جدال پرافتخارترين و پرطرفدارترين تيم هاي آلمان مي افزود و چه خوب افزود. از آن بازي رويايي فصل 1997- 1996 (همان رقابتي که بوبيچ پنالتي را خراب کرد) و تبديل شدن پيروزي دو بر صفر دورتموند به تساوي 2- 2 تا شکلک درآوردن البر در لحظه گشودن دروازه لمن و پيروزي بي حاصل دورتموند در روزهاي پيشتازي بي مثال بايرن، مي توان همه و همه احساسات آلماني (اگر چنين کلمه يي وجود داشته باشد،) را در اين رقابت ديد.

2- هيچ پديده يي از تئوري «عدم قطعيت» در امان نيست اما اين يک پديده چرا، مهر پرافتخارترين تيم آلمان را به پيشاني بايرن داغ کرده اند (فاصله قهرماني آنها با تيم دوم دورقمي است) و سند پرطرفدارترين تيم ديار ژرمن ها را هم به نام دورتموند زده اند (فقط شالکه هم ايالتي دورتموند کمي نزديک آمار تماشاگران زرد و مشکي هاست).

عدم دلواپسي باعث شده اين جنگ بزرگ چندان مورد توجه قرار نگيرد؛ به خصوص که دورتموند فعلاً در خواب زمستاني به سر مي برد. پس بهتر است از در احساس وارد نشويم و از پنجره آمار به قضايا بنگريم.

3- از پنجره آمار به قضايا بنگريم. دورتموند در 16 ملاقات قبلي از مونيخ هيچ بردي به دست نياورده و هيچ تيمي به اندازه بايرن آنها را زمينگير نکرده است. از طرفي باواريايي ها مقابل مهاجمان دورتموند دست و دلبازي بي سابقه يي نشان داده اند. دورتموند و بايرن تنها قهرمانان تکراري يک و نيم دهه اخير بوندس ليگا هستند.

4- به شکل دلخواه از بزرگ ترين نبرد غيرهمشهري ها در فوتبال آلمان لذت ببريد. حس يا آماري به طعم نوستالژي يا با سس انتقام.

برداشت سوم

1- ماجرا به هفته پاياني فصل 1995-1994 برمي گردد؛ زماني که بلکبرن با يک امتياز اختلاف نسبت به منچستريونايتد به مصاف ليورپول رفت تا با يک پيروزي پس از هشت دهه انتظار بر بام فوتبال جزيره بايستد. من يو نيز بايد مقابل وستهام هري ردنپ قرار مي گرفت. دست تقدير سرنوشت ليورپول و منچستريونايتد را به هم گره زده بود. ليورپول در صورت متوقف کردن بلکبرن اجازه مي داد شياطين سرخ تعداد قهرماني هاي خود را دورقمي کنند. جيمي ردنپ گل اول آنفيلدي ها را به ثبت رساند و به دليل کمک به يونايتد هو شد. بلکبرن فقط توانست بازي را به تساوي بکشاند.

تيم فرگي قهرمان شد؟ نه، پدر پسر گلزن ليورپول يقه اهالي اولدترافورد را گرفت. اينجا هم تساوي، مکنونات قلبي ليورپولي ها برآورده شد، بدون اينکه براي ابراز تنفر مجبور به قبول شکست عمدي شوند. چند سال بعد وستهام دست به دامن فرگوسن شد و او هم سخاوتمندانه «نه» نگفت. گل تبس برپايي جشن صعود چکش ها در اولدترافورد را در پي داشت. امروز ليورپول از وستهام التماس دعا دارد تا بلکه شکست يونايتد پلي براي صعود دوباره آنها به صدر جدول شود. مثلث سرنوشت يعني اين،

2- وستهام را با آن واکنش زيباي جو کول در لحظه قطعي شدن آخرين سقوط به ليگ قهرماني (او دردمندانه کاپشن خود را روي صورت گرفت تا اشک هايش ديده نشود) و فريادهاي دي کانيو، چند هفته قبل از آن سقوط منحوس به ياد مي آوريم. منچستريونايتد هم نيازي به خاطره سازي ندارد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟