دستی پر از خاطره، پایی بدون رمق
رابی فاولر، اسطوره سابق لیورپول که در آنفیلد لقب «خداوند» را دریافت کرده بود، راه لیگ استرالیا را در پیش گرفته و ما هواداران، همه دوستداران ستارگان بزرگ بار دیگر یا باید قلم به دست بگیریم و در سوگ پایان یک چهره استثنایی جملههای احساسی کنار هم بچینیم یا در هیبت خواننده، مقالههای نیشدار و طعنهآمیز بخوانیم و به یاد گذشته بزرگ یک انسان خاطرهساز، آهی از سر حسرت بکشیم.
به نوشته خراسان، شخصا در حال نوشتن بدترین مطلب دوران حرفهایام هستم. فاولر در لیگ استرالیا... باور نکردنی است! برای زعمای فدراسیون فوتبال کشور کانگوروها چه لذتی بالاتر از برنامهریزی برای لیگی که در یکی از تیمهایش نام چهارمین گلزن برتر تاریخ لیگ برتر وجود دارد؟
فاولر، در ماه آگوست در میادین فوتبال حضور مییابد اما زودتر از موعد راهی اقیانوسیه شده تا همسر و 4 فرزندش را با زندگی جدید آشنا کند. ظاهرا او از امکانات استادیوم خانگی تیم جدید ذوقزده شده و آماده است تجربه سالهای شورآفرینی در مستطیل سبز را به همتیمیهایش انتقال دهد.
هزینه انتقال یکطرف، بعد مسافت و چگونگی تطبیق یافتن با شرایط تازه، طرف دیگر. او برای بازگشت به وطن مسافرتی دشوار را تجربه میکند و این اتفاق مسلما فقط یکبار روی نمیدهد.
خدای آنفیلد از آسمان هبوط کرده و روی زمین سفت استرالیا، هنگام تماشای مسابقههای پرطرفدار لیگ راگبی خواهد رسید؛ من اینجا چقدر میارزم؟ یک کرهای 27 ساله با شور و شوق زیادی در مرکز خط دفاعی تیم جدید فاولر توپ میزند.
خب! او 23 بازی ملی انجام داده و برای ادامه دوران حرفهای هنوز شور و شوق زیادی دارد اما فاولر چطور؟
او که در ماه آوریل 34 ساله میشود، خاطرههای خوب گذشته را در هاله مصدومیت، تیره میبیند و شاید ضعف بدنی باعث شده حتی یک باشگاه استرالیایی نیز به دیده تردید رابی را بپذیرد. دان ماتسون، رئیس و ایان فرگوسن سرمربی تیم، بازیکنان آماده را به ستارههای از فرم خارج شده ترجیح میدهند. آنها بازیکنی سریع با توانایی تحت فشار قرار دادن رقیب میخواهند. فاولر در این چرخه مفید واقع میشود؟
فرگوسن چندی قبل گفته بود پیرترین بازیکن تیمش حداکثر 32 ساله خواهد بود و آشکارا اظهار داشت از پذیرش فوتبالیستهای 34 یا 35 ساله معذور است. شاید با تماشای فاولر نظر او عوض شده باشد. گذشتهها گذشته و تو نمیتوانی با خاطرهها زندگی کنی.
بله! دین زمانی اولین گل تاریخ لیگ برتر را به ثمر رساند و مدتها مورد توجه بود اما اکنون در سال 2009 به سر میبریم نه سال 1999 و تا جایی که میدانیم روزگار خوش «دین» یک دهه پیش پایان یافت. آیا منطقی است باشگاهی فقط به خاطر سابقه درخشان یک بازیکن او را استخدام کند؟ فاولر در کوتاه مدت مفید است اما اگر مصدوم شود، اتاق فیزيوتراپی تحمل فریادها و مراجعتهای گاه و بیگاه اسطوره را نخواهد داشت.
هواداران فوتبال در استرالیا صبر زیادی ندارند. فاولر در صورت عدم درخشش مانند جان آلویسی، بازیکن مطرح سیدنی مورد لعن و نفرین سکونشینان قرار میگیرد. لیگ استرالیا اکنون به انباشتی از ستارههای بالای 30 سال تبدیل شده و کندی رقابتها و عدم ظهور پدیدههای جدید را باید ناشی از «پیردوستی» رؤسای تیمها دانست. جونینیو، بنیتو کاربونی و ماریو ژاردل به استرالیا آمدند و جوانان بومی سرخوش از تماشای آنها، یادشان رفت چه فریب بزرگی خوردهاند.
بومیهاي پشت خط مانده اگر عزم امثال آگوستینو، فاکس، پوپوویچ و اوکان را داشتند، میتوانستند با غلبه بر مصدومیت جایگاه سابق را باز پس بگیرند. شانس بد، شروع ضعیف و مصدومیت در سقوط هر فوتبالیستی تأثیر به سزایی دارد. البته کوئینس لند توانایی فرار از سقوط را دارد.
تازه واردها کورسوی امیدی به وجود آوردهاند و اگر بخواهند، میتوانند مانع حضور تیمشان در جمع 2 باشگاه آخر لیگ شوند. درباره سایر همتیمیهای آینده فاولر باید بگویم جان کولینای 28 ساله پس از تجربه بازی در لیگ قهرمانان همراه آیندهوون به وطن بازگشته تا در فضای باز موجود برای هافبکها، یاد و خاطره بازیهای خوبش در جام جهانی 2006 را زنده کند.
آنجا صحبت از تشکیل تیم B است. به همین منظور اسکات چیپرفیلد از بازل آمده تا کنار فاولر (چیپر 8 ماه از رابی کوچکتر است) توپ بزند. سن بالا دلیلی برای تسلیم شدن مقابل کولینا نیست. داستان فاولر را تمام کنیم. او چرا به استرالیا رفته؟ آیا میخواهد استراحت قبل از آخرین درخشش را تجربه کند؟ تمام شده است؟ فقط خدا میداند. خدا، نه فاولر سابقا محبوب!


