اوباما، فرصت يا تهديد
سرويس بينالملل «تابناک» ـ با آغاز به کار «باراک اوباما»، يکي از مباحث اساسي که مطرح ميشود، فرصت يا تهديد بودن آن براي جمهوري اسلامي ايران است؛ در اينباره، ديدگاههاي متنوعي به ويژه در ميان نخبگان فکري کشورمان وجود دارد. دو تن از اين صاحبنظران در گفتوگو با «تابناک» به اين موضوع پرداختهاند.
دکتر صادق زيباکلام، استاد دانشگاه و تحليلگر سياسي ميگويد: از نظر من، حضور اوباما، بهترين فرصتي است که در سه دهه گذشته براي تنشزدايي و از بين بردن دشمني بين ايران و آمريکا پديد آمده است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه تهران ميافزايد: جريانهايي در کشور وجود دارد که نميخواهند رابطه با آمريکا شکل بگيرد، زيرا آنها به فضاي تنش نياز دارند.
زيباکلام ادامه ميدهد: در دولت نيز اين خواست وجود ندارد، زيرا هر سخني كه اوباما ميگويد يا هر رفتاري که انجام ميدهد، آن را تبليغي عنوان ميکنند و هرچند دولت شعار گفتوگوي بدون پيششرط با آمريکا را سر ميدهد، در عمل نميخواهد روابط عادي شود.
وي بر اين باور است که دولت کنوني، در عمل پيششرطهايي خواهد گذاشت که غيرعملي باشد و امکان تن دادن به آن از سوي آمريکا نباشد. البته اوباما نيز تا برگزاري انتخابات ايران در خرداد ماه آينده، منتظر خواهد ماند و پس از آن شاخه زيتونش را به سوي ايران دراز خواهد کرد.
اين استاد دانشگاه افزود: اگر در خرداد 88 کسي همچون ميرحسين يا خاتمي و درواقع اصلاحطلبان رأي بياورند، روند عاديسازي روابط به مراتب دشوارتر خواهد بود؛ زيرا جريانهايي هستند که اين اجازه را نميدهند، اما اگر اصولگراها و به ويژه احمدينژاد رأي بياورند، به نظر من روابط برقرار خواهد شد.
اما دکتر اصغر زارعي، عضو هيأت علمي دانشگاه و کارشناس مسائل بينالملل، نظر متفاوتي دارد.
دکتر زارعي درباره آغاز به کار اوباما و نگرش او نسبت به ايران ميگويد، اوباما در سخنان خود هنگام مراسم تحليفش، همچنان موضوعاتي مانند تروريسم و دستيابي برخي کشورها به سلاح هستهاي را به عنوان دغدغه اصلي مطرح ميکند اما به صورت کلي و مبهم، اما با توجه به سخنان چند روز پيش وي مبني بر تغيير رويکرد در برخورد با پرونده هستهاي ايران و حل ديپلماتيک آن که مورد استقبال کشورهاي اروپايي هم قرار گرفت، انتظار ميرفت سخنان شفافتري بيان کند؛ البته اين تناقضها را در انتخاب کابينه و به ويژه تيم امنيتي و سياست خارجي اوباما هم ميتوان ديد.
دکتر زارعي بر پايه موارد ياد شده بر اين باور است که اين موارد به ما پيام ميدهد که شعار تغييري که اوباما در تبليغات انتخاباتي خود از آن دم ميزند، به نظر ميرسد تنها کاربرد انتخاباتي داشته است و اکنون ترديد جدي نسبت به اين مسأله هست که تغيير سياستهاي کلان و نهادينه شده ايالات متحده از عهده افرادي مانند اوباما بيرون است.
اين استاد دانشگاه افزود: حتي در تعيين اعضاي کابينه و انتخاب افرادي مانند «هيلاري کلينتون» به عنوان وزير امور خارجه، ميتوان تأثير عواملي مانند لابي صهيونيستي ـ آيپک ـ را ديد.
دکتر زارعي معتقد است: طرح مسائلي مانند برچيدن زندان گوانتانامو يا توجه به حقوق شهروندان آمريکايي، درواقع سرپوشي خواهد بود بر عمل نکردن اوباما به وعده تغيير در ابعاد گسترده. همچنين بايد توجه داشته باشيم که اوباما بر بهرهگيري از همکاري متحدان اروپايي و غيراروپايي خود اصرار دارد، زيرا او در پي آن است که هزينههاي اقداماتش در عرصه بينالمللي را از طريق آنها کاهش دهد.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه علامه ميافزايد: از نگاه من، اوباما در کوتاهمدت براي پيروي از سياستها و راهبردهاي سنتي کاخ سفيد اجبار دارد، اما در بلندمدت، اين احتمال هست که بتواند به طور تدريجي چرخش کرده و سياستهاي امنيتي خود به ويژه در منطقه خاورميانه را متعادل سازد.
زارعي ادامه ميدهد: اوباما دير يا زود، قدرت و نفوذ جمهوري اسلامي ايران و ضعف و فقدان مشروعيت حاکمان عرب در منطقه را درک خواهد کرد.
وي در پايان يادآور ميشود: در سالهاي پس از انقلاب، همواره دولتهاي دمکرات در آمريکا به جاي تغيير نظام در ايران، به دنبال تغيير رفتار آن بودهاند. از سوي ديگر، استفاده از ابزار تحريم، مانند قوانين «داماتو» و «هلمز برتون» عليه ايران و ليبي، محوريترين استراتژي دمکراتها بوده است؛ بنابراين، هرچند اوباما شعار تغيير سر ميدهد، با نگاهي به عملکرد گذشتگان همحزبياش، ميتوان پيشبيني کرد که او نيز در صورت تمکين نکردن ايران در برابر خواستههايش، از اين ابزار شايد هم سختتر از پيش استفاده کند. درواقع، تهديد نرم عليه ايران، سلاح اوباما خواهد بود. به عبارتي، نميتوان نگرش تهديد يا فرصت مطلق نسبت به حضور اوباما داشت؛ هرچند بايد براي تبديل تهديدها به فرصت، برنامه داشته باشيم.







