چند ميگيري مال من باشي؟!
1)تعارف نداريم، يعني نميتوانيم داشته باشيم. فوتبال يك ورزش رقابتي متعلق به توده مردم است. از همين صغري و كبراي كوتاه ميتوانيم به اين نتيجه برسيم كه «سلامت نفس» در اين رشته ورزشي بسيار مهم است.
به نوشته گل، مردم اگر ميخواستند «تئاتر»نگاه كنند، بليت ورودي به ساختمان در آستانه ويراني تئاتر شهر را ميخرديند و با يك دست لباس شيك پلوخوري روي يكي از آن صندليهاي تميز لم ميدادند تا بدون لطمه خوردن از باد و باران و آفتاب، نمايش مطلوب خود را ببينند. مردم اما، چنين نيتي ندارند.
آنها در سينه كش گرما يا سوز ستم ساز سرما راهي ورزشگاههاي گوناگون ميشوند تا فوتبال ببينند؛ رشتهاي كه «سناريو» ندارد، هر شروعش با شروعي ديگر و هر پايانش با پاياني ديگر متفاوت است. يكي از اصول اوليه تماشاي يك فوتبال جذاب، رعايت قواعد جوانمردانه است. چگونه ميتوان به تماشاي رقابتي رفت كه دستي پنهان از پشت پرده، برخي از اجزاي وقوع آن را دستخوش تغيير كرده است؟
2) حرف و حديثهاي مربوط به رايزني پنهان تيمهاي گوناگون با برخي از بازيكنان حريف، چندي است كه در محافل فوتبالي اوج گرفته است. اساسا چنين شك و ترديدهايي هميشه در حوزه فوتبال وجود داشته، اما اخيرا شاهد شدت گرفتن عجيب و كم نظير اينگونه مسايل هستيم.
در مورد باشگاه صدرنشين استقلال، مذاكره با بازيكناني همچون اميرحسين صادقي و ادينهو از مس، اولروم از ابومسلم، آرفي از پيام و مهدي كريميان از برق قبل از رويارويي آبيپوشان با اين تيمها مطرح شده و اخيرا در مورد پرسپوليس هم بحث رايزني مسوولان اين تيم با پژمان جمشيدي و مهدي رحمتي قبل از بازي با فولاد و مس به ميان آمده است. شيوع وحشتناك اين اخبار، جدا در سلامت رقابتهاي فوتبال را هم به مخاطره انداخته و جالب اينكه تاكنون نه تكذيب سفت و سختي صورت گرفته و نه اقدام پيشگيرانه يا موشكافانه خاصي انجام پذيرفته است.
3) نميدانيم مبارزه با اين «ابهام»ها راست كار كميته انضباطي هست يا نه، اما اين را خوب ميدانيم كه گسترش چنين فضايي تماشاگران را آزار داده و صحنه فوتبال را آلوده خواهد كرد.
به جرات ميتوانيم ادعا كنيم كه عموم هواداران فوتبال، مشتاق تماشاي رقابتي سالم بين تيمها هستند، حتي اگر اين اتمسفر پاك منجر به زمينخوردن باشگاه محبوبشان شود. هيچ فوتبالدوست منصفي شكست جوانمردانه را با پيروزي مشكوك تاخت نميزند، چه اينكه مسلم است اگر آتش بياعتمادي برپا شود، دود آن دير يا زود به چشم همه خواهد رفت.
4)اينكه يادداشتي مبهم در مورد موضوعي مملو از ابهام بنويسي، كار سختي است. اينجا ما نميدانيم چه كسي را بايد هدف بگيريم يا در مورد اين دغدغه، چه راهكاري را پيشنهاد كنيم. اين فقط يك ابراز نگراني ساده بود در مورد جوي كه اين روزها آسمان فوتبال ايران را ابري كرده است. حرفمان هم همين است؛ اگر شايعات صحت دارد، برخورد ضربتي، جدي و كارشناسي شده ضرورت دارد و اگر هم چنين مسايلي وجود خارجي ندارد، «بايد» با حاشيهسازان برخورد شود.


