توهین دوباره کارگردان حاشیه ساز به مراجع و بزرگان نظام
پس از تکرار چندباره نوشتههای محمد نوریزاد، در زمینه اهانت به مراجع و بزرگان نظام، وی این بار در نوشتهای که در سایت خود قرار داده، مطالب جنجالی دیگری را بیان کرده است.
نکته تأسفبرانگیز اینکه این کارگردان كه در قامت حامی دولت ظاهر میشود، علاوه بر نوشته توهینآمیز خود، در نظرات کاربرانی که در زیر مطلب خود قرار داده است، اقدام به توهین به ساحت مقدس امام راحل(ره) نموده است.
«تابناک» با پوزش از کاربران عزیز و دلسوز انقلاب، بخشهایی از این نوشته را صرفا به دلیل اطلاعرسانی و با توجه به سابقه نوشتههای پیشین نوریزاد، منتشر و در معرض عموم قرار میدهد تا شاید با این اقدام، گامی در زمینه کنترل خودسریها و هزینه کردن برخی جریانها ـ که خود را متصل به کر میدانند ـ از تمام نظام برداشته باشد.
نوریزاد در ابتدای نوشته خود آورده است: اگر اوقاتتان تلخ نمیشود، میخواهم به انقیاد وجوهی بپردازم که هم دنیای ما را سامان بدهد هم آخرت ما را. این را از محرم و کربلا آموختهام. و از پای منبرعلمایی که روزی روزگاری برای یک جلسه صحبت، ساعتها مطالعه میکردند. سطحیگرایی آزاردهندهای که این روزها دچارش شدهایم ما را به سینه دیواری میکوبد که در آن سویش یک فاجعه آذینبسته را تدارک میبینند. باور کنید اصلا خجالت نمیکشم از اینکه بحث شبهای محرمم به اموری سرایت کند که بوی دنیا و مملکتداری بدهد. بعضیها مسجد را جای عبادت صرف میدانند و مردمان را از ورود به مباحث دنیاوی منع میکنند. و من باورم بر این است که مسجدی که به کار دنیای ما نیاید، به کار آخرت ما نیز نخواهد آمد.
وی در ادامه نوشته است: هیچ هدفی برای فردای کشور نداریم. افقهایی مثل «سند چشمانداز» با همه آبروهایی که در آن مجتمع شده، به دلایل گوناگون، از طرف مسئولان ما به شوخی گرفته شده است و نمیتواند هدف غایی یا افق چندساله تلقی شود. این شوخ طبعی مسئولان، عوارض و انشعاباتی دارد که اولین شایبهاش میتواند خامی و کارنابلدی آنان باشد. حالا دستهای آلوده جمعی از آنان بماند.
این كارگردان كه پیش از این در نوشتهای توهینآمیز، مراجع عظام تقلید را مورد بیاحترامی قرار داده بود، در ادامه و با مغالطهای آشكار و آسمان و ریسمانبافی، جایگاه رفیع روحانیت در انقلاب را نادیده گرفته و مینویسد: با این تصور غلط که روحانیت میتواند در هر کجا و در هر شرایط بر مقدرات کلی و جزیی کشور پای بگذارد، آنچنان هیمنهای به طلاب و روحانیان و امامان جمعه بخشیدهایم که خودمان از سامان دادن به این همه آشفتگی درماندهایم. یعنی روحانیت را به جایگاهی نشاندهایم که اکنون به کمتر از آن راضی نیست. به اسم انفکاک ناپذیری دین از سیاست، به هر طلبهای اجازه دادهایم که از تریبون مسجد محل و دستگاهی که متولی آن است و تریبون نماز جمعه، بیملاحظه، هر چه به دهانش آمد به مسئولان و کارکردهای آنان بگویند. در عین حال که این خود فرصتی برای آزادی و آزادگی است، اما نه که محدود به روحانیت است وبس، بجای نشاط، نفرت میپراکند.
ما یک روز باید این رودربایستی را کنار بگذاریم و روحانیت را به کارکرد راستینش اشاره دهیم. و تا مادامی که این خجالت بزرگ از ما آویخته، راه به جایی نمیبریم. به خدا قسم این سخنان را کسی میگوید که خود از همه بیش به قدر و منزلت روحانیت ایمان و اعتماد دارد. اما روحانیتی که بر جایگاه مألوف خود قرارگرفته باشد.
نویسنده سابق «كیهان» همچنین دستگاه قضائی كه یادگار شهید بهشتی و بسیاری از دیگر از رادمردان انقلاب است و آخرین پناه و ملجأ مردم به شمار میرود را نیز از اهانتهای خود بینصیب نگذارده و مینگارد: قبول کنیم که سپردن دستگاه قضائی کشور به روحانیان و قضات جوانی که هنوز در ابتداییترین وجوه شخصی خود به مختصات عدل و انصاف و احترام و شعایر اینچنینی دست نیافتهاند، به مثابه آب دادن به درختیست که یا عقیم است و ثمری از آن مستفاد نمیشود، یا درختیست که ریشهاش بر زمین سفت نشانده شده و رشدی در کارش نیست و وقت مارا بیهوده تلف میکند.
نظام اقتصادی ما و مخصوصا بانکداری ما، یک آوار عنقریب است و ما مصرانه به زیر آن داربست میزنیم. در کنار همه این کارهای کودنانه، توجه کنید به غارت ثروت سوخت توسط کسانی که کار بلد نیستند و مافیاپروری را خواسته یا ناخواسته باب میکنند. چه فرقی میکند؟ چه به باد دادن ثروتها و چه بالا کشیدن ثروتها. در این میان بخندید به صنعت اتومبیل داخلی که به وحشیانهترین شکل ممکن، اتومبیل مسخرهای مثل پراید و سایر فضولات صنعتی را ناجوانمردانه به مردم ما تحمیل میکند؛ آن هم با چه قیمتی! حالا هی بر سر و سینه بزنیم که: مظلوم، غریب، عطشان، بی کس، تنها، ... مظلوم فعلی باور کنید انقلابی است که با آرزوهایی پاگرفت و به ما سپرده شد و ما مثل گرسنههای حریص به دندانش میکشیم و شقه شقهاش میکنیم.
مظلومیت حسین عزیز در تشنگی او و تنهایی او نیست. در غربت اندیشه اوست که خاک میخورد. وگرنه یکی از مراجع و روحانیان ما میآمد و جلوی صداوسیما خودش را برای این همه بیکاری و اعتیاد و فسادی که گریبانگیر جوانهای ما شده آتش میزد. به فتوای اینجانب محمد نوریزاد. من خودم جوابگوی این خودسوزی در پیشگاه خدای متعال خواهم بود. و اصلا هم خجالت نکشیم از اینکه در یک انقلاب ساختاری، مثلا نماز ادارات را برداریم و به تکریم ارباب رجوع بپردازیم. کارمندی که حقوقش را از ارباب رجوع میگیرد، چرا در اتاقش نیست؟ راز نفرتهای تلنبار در همین ظرافتها و غفلتهای مغفول است.
آقا خودشون هر چقدر دوست داشتن براي مسئولين و دولت گفتن و بافتن!
اما به قول خودشون هر طلبه اي حق نداره بياد پشت تريبون و به مسئولين چيزي بگه!
رطب خورده منع رطب چون كند؟
بعد از 17 سال چي داريم؟



