صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پيشنهاد تشكيل اتحاديه كوهنوردان ايران

کد خبر: ۳۱۴۷۰
| |
1747 بازدید

قريب به پنج سال قبل به استاد هادي ضياء‌الديني پيشنهاد كردم در صورت امكان چند تنديس كوچك از جنس برنز يا بتن از زنده‌ياد محمد اوراز بسازد تا من آنها را به ياد آن قهرمان ملي بر فراز قله‌هاي دماوند، علم كوه، سبلا‌ن، دنا و جوپار (چهارگوشه كشور) نصب كنم.

به نوشته اعتماد ملي، در پاسخ به اين تقاضا، استاد با درايت و نكته‌سنجي خاص خود گفت كه ساخت و نصب تنديسي بزرگ از زنده‌ياد محمد اوراز (هيماليانوردي كه سال 82 از ارتفاع 7900 متري گاشر بروم يك، سقوط كرد) در يكي از ميادين شهر، هم در شأن آن قهرمان ملي است و هم تاثير بسيار نافذتري دارد. به راستي كه من مو را ديدم آن بزرگوار پيچش مو.

هرچند در گرماگرم اولين روزهاي مرگ اوراز، مسوولا‌ن فدراسيون و سازمان تربيت‌بدني ساختن مجسمه اوراز را مطرح كرده بودند،‌مانند بسياري از مواعيد ديگر به فراموشي سپرده شد11.) اما خلق اين اثر بي‌بديل از كسي برنيامد، به جز با دستان سرآمد هنرمندان اين ديار استاد هادي ضياء‌الديني.

به هرحال در اوايل امسال به همت شهرداري سنندج سفارش طراحي و ساخت تنديس قهرمان ملي ايران، زنده‌ياد اوراز به ضياءالديني داده شد و اواخر آبان‌ماه شاهكار تنديس اوراز در ميداني به همين نام نصب شد. ‌

از شش ماه پيش با تلا‌ش‌هاي فريدون پوررضايي شهردار سنندج طرح ساخت و نصب تنديس آغاز شد و شهرداري وظايف مربوط به اخذ مجوزهاي‌هاي اداري در تهران را به اينجانب محول كرد. از چهار ماه پيش با هماهنگي‌هاي بين من و شهرداري سنندج، قرار شد براي ارائه بهتر اين شاهكار هنري، همايشي سه‌ساعته در بزرگداشت آن مرحوم در كنار پرده‌برداري از تنديس برگزار شود.

اوايل آبان ماه امسال به‌عنوان هماهنگ‌كننده و مسوول برگزاري اين مراسم معرفي شدم و براي انجام امور، هشت نامه رسمي به امضاي شهردار محترم سنندج به فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي، انجمن كوهنوردان ايران، هيات كوهنوردي استان تهران، خانه كوهنوردان، مجله كوه، باشگاه كوهنوردي دماوند، گروه آرشو و... و 53 كارت دعوت براي ارگان‌‌‌‌‌ها و گروه‌هاي فوق‌الذكر، پيشكسوتان كوهنوردي كشور، همنوردان مرحوم اوراز و آقاجاني رئيس سابق فدراسيون و تني چند از بزرگان ورزش كشور ارسال شد. (در نامه‌ها و كارت‌ها محل و زمان همايش بزرگداشت و محل پرده‌برداري دقيقا قيد شده بود.)

اما با وجود همه اين هماهنگي‌ها كه چهار ماه قبل با شهرداري و در چندين جلسه با رئيس هيات كوهنوردي كردستان به بهانه‌هايي مانند نداشتن اعتبار (كل هزينه 4 ميليون تومان برآورد شده بود كه تعدادي از كوهنوردان هزينه مذكور را نيز تقبل كرده بودند) انجام شده بود، ‌با كمال تاسف و در ميان ناباوري همگان، مراسم لغو شد. با اينكه در زمان ساخت تنديس، به جز تني چند از كوهنوردان راستين آن ديار، هيچگونه همكاري و تشويقي از طرف تشكيلا‌ت هيات كوهنوردي از دست‌اندركاران ساخت تنديس نشد، با اين حال به‌عنوان هماهنگ‌كننده و مسوول برگزاري آن همايش، زمان سخنراني رئيس هيات استان، شهردار، رياست فدراسيون، ضياءالديني، نجاريان همنورد اوراز، دكتر صالحي سردبير فصلنامه كوه، عظيمي، عباس جعفري و فرخنده صادق و خودم را به اطلا‌ع تك‌تك افراد رساندم.

شعار اصلي آن مراسم كه با كمك كوهنوردان سنندج مدنظر قرار گرفته بوديم‌ بود. متني هم كه براي اين مراسم تهيه كرده بودم، بر اساس همين شعار و براي انسجام صعودهاي مستقل و تعامل جامعه كوهنوردي ايران بود. ‌

با توجه به اتفاقاتي كه در چند ماهه اخير در كوهنوردي ايران افتاد و در حوادثي نفراتي نظير سامان نعمتي و دكتر سعيد بهاءلو جان خود را در صعود به قلل هيماليا از دست دادند، ترجيح دادم مقاله‌اي را كه براي مراسم پرده‌برداري از تنديس مرحوم اوراز آماده كرده‌ بودم، منتشر كنم.


غافل از اينكه اين درگيري‌ها پيروزي ندارد و تنها نتيجه آن ضربات جبران‌ناپذير بر بدنه جامعه كوهنوردي در داخل و بي‌اعتباري كوهنوردي ايران در منظر مقامات جهاني كوهنوردي و كوهنوردان مستقل جهان است. ‌

متاسفانه مصاحبه‌هاي اخيري كه توسط برخي از مقامات فدراسيون و برخي از گروه‌هاي كوهنوردي كشور در جرايد ثبت شده است، آتش اين بحران و كينه را شعله‌ورتر ساخته است.

آيا نه اين بود كه از ديرباز ديگر ورزشكاران، كوهنودان را انسان‌هايي فهيم، انسان‌دوست، مقاوم در برابر ناملا‌يمات، صادق و پاك مي‌دانستند. آنها مجموعه‌اي از صفات برجسته انساني را در اعمال كوهنوردان مي‌جستند. آيا اين قضاوت با برخي از درگيري‌هاي دوران كنوني سنخيت دارد؟ ‌

نكته مهم در اينجاست كه قبل از آسيب‌شناسي حوادث سقوط و مفقود شدن كوهنوردان ايراني در خارج از كشور بايد به آسيب‌شناسي اين مورد بپردازيم كه: چرا از دهه هفتاد به بعد در مقايسه با كوهنوردي سال‌هاي 40 تا 60 روز به روز دچار سقوط اخلا‌قي شده‌ايم و در اكثر موارد فقط قله را مي‌بينيم و بس و هدف اصلي كوهنوردي را گم كرده‌ايم؟ راه چاره چيست؟

در آن همايش قرار بود به ياد اسطوره و قهرمان جاودانه تاريخ كوهنوردي ايران زنده‌ياد محمد اوراز در كنار هم جمع شويم. درواقع تواضع، فروتني و انساندوستي، اوراز را جاودانه كرد؛ نه ركورد فتح پنج قله از 14 قله هشت هزار متري جهان. پس چه بهتر آنكه دين‌مان را در نكوداشت بزرگان و قهرمانان ملي خود در زمان حيات‌شان ادا كنيم. بدون شك نجاريان‌ها، چشمه‌قصاباني‌ها، اولنج‌ها، نقوي‌ها، شعاعي‌ها، افلا‌كي‌ها، فريديان‌ها، طوسي‌ها، مهدي‌زاده‌ها، زارعي‌ها، گودرزي‌ها، اعتمادي‌فرها و فرخنده صادق‌ها، كشاورزها و كليه اعضاي ايراني باشگاه هشت هزار متري‌ها و پيشكسوتان اين رشته، قهرمانان و سرمايه‌هاي ملي اين كشور به حساب مي‌آيند. بدون شك حرمت و منزلت جامعه كوهنوردي بايد توسط خود كوهنوردان نگه داشته شود. به راستي كه:

بزرگش نخوانند اهل خرد
كه نام بزرگان به زشتي برد

حرمت فدراسيون به‌عنوان مركزثقل كوهنوردي كشور بر كليه كوهنوردان و باشگاه‌هاي كوهنوردي واجب و حرمت تك تك باشگاه‌ها و گروه‌هاي كوهنوردي و استفاده از تجارب قهرمانان مستقل (كه مايه افتخار ملي ما هستند) و پيشكسوتان و نسل جوان خوشفكر عصر حاضر بر فدراسيون كوهنوردي واجب و ضروري است. نه با غرور و تكبر و بي‌محلي به فدراسيون مي‌توان خدمتي به جامعه كوهنوردي كشور كرد و نه با تيول قدرت‌طلبي مي‌توان گروه‌هاي كوهنوردي را از افراط‌كاري و تبعيت از فدراسيون واداشت.

كوه از ديرباز مكمن انبيا و مقربان الهي و بشردوستان پاك‌سيرت بوده است. اگر ما تحت‌تاثير وسوسه‌هاي شيطاني در حاشيه كوهنوردي، خودآگاه يا ناخودآگاه دودستگي، چندرويي، دروغ و تخطئه يكديگر را پيشه خود سازيم راه باطلي رفته‌ايم و كوهستان اين پاك‌ترين آفريده الهي را آلوده كرده‌ايم.

نقطه‌عطف كوهنوردي نوين ايران به اواخر دهه 70 برمي‌گردد كه بزرگان كوهنوردي ايران قدم در راه بزرگي گذاشتند كه با صعود به قلل هشت هزار متري جهان و قلل پامير شكوفا شد. ادامه صحيح و مطمئن اين راه به جز با تعامل و همگرايي جامعه كوهنوردي ممكن نيست.

اگر تجارب‌مان را بي‌‌كم و كاست- همانند تمام كوهنوردان بزرگ دنيا- در اختيار يكديگر نگذاريم، اگر اطلا‌عات و جزئيات گزارش‌هاي صعودهايمان را در محيطي باز و شفاف در كمال صداقت به اطلا‌ع جامعه كوهنوردي ايران نرسانيم، اگر در كمال صداقت و با شهامتي جوانمردانه به اشتباهات خود اعتراف نكنيم و اگر تنگ‌نظري و خودخواهي را از خود نزداييم، بدون هيچگونه تعارفي از هم‌اكنون بايد در تدارك مجلس‌هاي ختم و عزاداري عزيزان‌مان و بسياري از قهرمانان كوهنوردي كشورمان در سال‌هاي آينده باشيم.

در اين فضاي هرج و مرج و آب گل‌آلود تعدادي، شرافت و صداقت در كوهنوردي را فداي تجارت كوهنوردي كرده‌اند.

آيا پس از مرگ اوراز‌ها، سامان نعمتي‌ها و دكتربهاءلوها بايد به فكر فرهنگ‌سازي هيماليانوردي باشيم؟

كوهنوردي نوين در ايران در مرحله گذار از آماتور به حرفه‌اي شدن است. تب و هوس رسيدن به ارتفاعات هفت هزار متري و هشت هزار متري در بين جامعه كوهنوردي و خصوصا جوانان ما به طور روزافزوني در حال رشد است و همه در فكر آنند كه در كلكسيون صعودهايشان حداقل يك هفت هزار متري و اگر امكان داشته باشد يك هشت هزار متري را بگذارند.

‌ هنر بزرگان فدراسيون، پيشكسوتان و صاحبنظران كوهنوردي در اين مرحله، گذر صحيح با مهار احساسات و با كمترين تلفات و در محيطي همگرا و متعامل است. ‌

اين مهم امكان‌پذير نيست مگر آنكه ديدگاهي حرفه‌اي و جهاني داشته باشيم و از تجارب ديگران به خوبي استفاده كنيم. بدون تعارف بايد نگرش‌هايمان را نسبت به كوهنوردي حرفه‌اي اصلا‌ح كنيم.
قدمت تجارب ما از كوهنوردي حرفه‌اي به‌عنوان هيماليا‌نوردي 15 سال بيشتر نيست، لذا به حكم عقل، بايد عملا‌ از تجربه 80 ساله كوهنوردي جهان استفاده كنيم.

مناسب‌ترين محمل اين انتقال تجربه، نوع سازماندهي تشكيلا‌ت سيستماتيك كوهنوردي در كشور‌هاي ديگر است.

با توجه به اينكه كوهنوردي در حد حرفه‌اي براي كشور‌ها مدال‌آور نيست، ركورد‌هاي آن در زمينه‌هاي سرعت و استقامت و در درجه‌هاي مختلف سختي ارتفاعات در رده‌هاي سني مختلف بسيار فراگير است به طوري كه از جوان 16 ساله تا پيرمرد 70 ساله و از آدم معمولي تا نابينا بر فراز اورست ايستاده‌اند.

پس دنيا مدت‌هاست به طرف صعود‌هاي مستقل و با پشتيباني مالي موسسات دولتي و خصوصي پيش مي‌رود. اين قهرمانان تك‌تك و به طور مستقل براي وطن خود در قالب تيم‌هايي از كشور خود يا در قالب تيم‌هاي بين‌المللي افتخار كسب مي‌كنند.

در نتيجه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صعود‌هاي مستقل و غيردولتي به گونه‌اي بسيار فراگير در جامعه كوهنوردي كشور رسوخ كرده و مي‌كند.

تشكيلا‌ت كوهنوردي كشورهايي مانند نپال، پاكستان، چين و چند كشور اروپايي و آمريكاي جنوبي در كنار وزارتخانه‌هاي جهانگردي، گردشگري و توريسم خود، كوهنوردي را يكي از جذبه‌هاي اكوتوريسم مي‌دانند و بعضا ممر درآمد بسيار مطمئني براي كشور تابعه خود هستند. ضروري است كه فدراسيون كوهنوردي در كنار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري براي اين هدف بسيار جدي‌تر اقدام كند.

همچنانكه پيش‌تر اشاره كردم، شعار اصلي اين گردهمايي همگرايي، وحدت و تعامل جامعه كوهنوردان ايران بود. با توجه به اين شعار و براي مقدمه‌اي براي رفع بحران حاكم بر جامعه كوهنوردي كشور پيشنهادي را مطرح مي‌كنم كه اميد است نظر مسوولا‌ن فدراسيون و پيشكسوتان كوهنوردي را جلب كند؛‌
اگر كميته انتقالي اتحاديه مشترك جامعه كوهنوردان ايران با مشاركت رئيس فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي، پنج نفر نماينده باشگاه‌ها و گروه‌هاي كوهنوردي مستقل در سطح كشور، پنج نفر نماينده مستقل از بين قهرمانان ايراني باشگاه هشت هزار متري جهان، يك نفر نماينده پيشكسوتان، سه نفر نفر نماينده شركت‌ها و آژانس‌هايي كه تورهاي كوهنوردي به خارج از كشور اعزام مي‌كنند، يك نفر نماينده سازمان ميراث فرهنگي و جهانگردي و يك نفر نماينده فصلنامه كوه، تشكيل شود، اين گروه مي‌تواند كارگروه‌هايي را براي تنظيم اساسنامه و اهداف اتحاديه مشترك جامعه كوهنوردان ايران [تشكيل داده]، دستورالعمل‌هاي لا‌زم را براي كنترل كلا‌س‌هاي آموزشي و تنظيم دستور‌العمل و موازين اعزام تيم‌هاي ملي و كليه گروه‌ها و افراد مستقل به صعود‌هاي برون‌مرزي و تيم‌هايي كه توسط تورهاي كوهنوردي به خارج از كشور اعزام مي‌كند، بدهد. ‌

به عبارت ديگر داشتن صلا‌حيت و شرايط احراز سرپرستان، مربيان، پزشك و كليه نفرات تيم‌ها طبق دستورالعمل‌هاي اعزام در اين اتحاديه، چه از نظر توانايي فني و انجام تست‌هاي پزشكي و چه از نظر قوانين حقوقي مي‌تواند شرط اصلي اعزام به صعود‌هاي برون‌مرزي باشد و بر اين اساس هر يك از تيم‌هاي ملي يا گروه‌هاي مستقل و شركت‌هاي اعزام‌كننده تور‌هاي كوهنوردي فقط در چارچوب قوانين و اساسنامه و مقررات اتحاديه مشترك جامعه كوهنوردان ايران اعزام شوند. البته اين اتحاديه بايد از نظر آژانس‌هاي معتبر خارجي نيز رسميت داشته باشد. ‌

كارگروه‌هاي خاصي نيز بايد در اين اتحاديه نسبت به مستندسازي همه صعود‌هاي برون‌مرزي تيم‌هاي ملي از سال 1374 تاكنون، ‌همه صعود‌هاي مستقل برون‌مرزي باشگاهاي كوهنوردي، همه صعود‌هاي مستقل برون‌مرزي تيم‌هايي كه توسط تورهاي كوهنوردي به خارج از كشور اعزام مي‌كنند (‌EXPEDITION ‌‌ها) اقدام كنند.

اين مستندسازي بايد شامل كليه فيلم‌ها، عكس‌ها و گزارش‌هاي كامل برنامه‌هاي برون‌مرزي باشد و دسترسي عموم افراد به اين مستندات در سايت‌هاي اينترنتي امكان‌پذير باشد.

پرواضح است كه اين پيشنهاد در مراحل اوليه بوده و در صورت اقبال جامعه كوهنوردي ايران مي‌توان در تنظيم اساسنامه تبيين و تشرح اهداف و شرح خدمات آن اقدام كرد.> ‌

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟