سيفاللهي در گفتوگو با تابناك:
16 آذر متعلق به حزب يا گروه خاصي نبود
دانشجويان پيرو خط امام قصد تعرض به ساختمان و آدمها را هم نداشتند، بلکه ميخواستند نشان دهند که با استمرار سياستهاي مداخله جويانه و توهين آميز آمريکا مخالفند. به همين دليل با گروگانها در نهايت خوش رفتاري عمل ميکرديم. بحث ما ايالات متحده و سياستهاي آن بود. چنين موقعيت شناسي، انتخاب شعار دقيق و تواني در هيچ گروهي نبود. اگر کار ما اشتباه بود، امام و مردم از ما حمايت نميکردند و حرکت شکست ميخورد.
کد خبر: ۲۸۲۹۵
| | 4771 بازدید
قرار گرفتن در روزهاي قبل و بعد از 16 آذر سبب شد تا با رضا سيفاللهي، از فعالان دانشجويي روزهاي آغازين انقلاب و از عوامل تسخير لانه جاسوسي و از اعضاي ارشد دانشجويان پيرو خط امام به گفتوگو نشسته و به واكاوي جنبش دانشجويي و احوالات گذشته و حال آن بپردازيم:
• چرا جريان دانشجويي در مقطع انقلاب روحيات ضد آمريكايي شديدي داشت؟
در ابتدا روز دانشجو را به تمام دانشجويان عزيز تبريك ميگويم. حركتهاي دانشجويي در كشور ما جايگاه ويژهاي دارد و ما در مقاطع مختلف بويژه مقطع انقلاب شاهد اوج گيري فعاليتهاي دانشجويي و تاثير زياد آنها در جامعه بوديم اين مساله قبل از انقلاب به نوعي بود و بعد از انقلاب هم به نوعي ديگر تداوم يافت. در پاسخ سوال شما بايد بگويم كه آمريکا پيش از انقلاب در جريان ملي شدن صنعت نفت يک بار از طريق سفارت خود در امور داخلي کشور ما دخالت کرده بود و آنها يک دولت قانوني را سرنگون کرده بودند و با يک کودتا شاه را به کشور برگردانده بودند. اين کار آمريکا هيچ توجيهي ندارد آنها در پيشگاه ملت ايران نمي توانند بگويند که با چه توجيه و با چه مجوزي چنين کاري کردند.
اگر مناسبات ايران و آمريکا را روند شناسي کنيم، متوجه اين مسأله ميشويم که آمريکا بعد از انقلاب دشمن شماره يک ما بوده است و با انقلاب بخشي از خطر رفع شده بود، اما اين نگراني وجود داشت که آمريکا در قالب کودتاي نظامي عليه انقلاب توطئه کند؛ همچنانکه چنين توطئهاي در آن زمان کشف و خنثي شده بود. حتي آمريکاييها بعد از پيروزي انقلاب حاضر نشدند که نظام جديد جمهوري اسلامي را به رسميت بشناسند آنها در موضع تخاصم با ما بودند.
• چرا آمريکا با ما در موضع تخاصم بود؟
آمريکاييها نميتوانستند با به رسميت شناختن انقلاب از موقعيت سوقالجيشي و ويژگيهاي پليتيکي ايران که پيش از انقلاب در اختيار آنها بود صرف نظر کنند.
آمريکا بعدها از اين موضع تخاصم خارج نشد، حتي بعد از فروپاشي شوروي سابق آنها در تنظيمات بينالملل که به دنبال ايفاي نقش درجه اولي بودند، از موضع ضديّت عليه انقلاب ما عدول نکردند.
• علت اختلاف نظر دانشجويان پيرو خط امام با دولت موقت نيز در مورد نوع نگاه به آمريکا بود؟
اگر کسي به مناسبات ايران و آمريکا توجه ميکرد، متوجه ميشد که ايران و آمريکا مثل دو دولت دوست نميتوانند ارتباط داشته باشند. در برخي تفکرات ليبراليستي و يا حاميان رژيم پهلوي گرايش به آمريکا وجود داشت، اما چنين انتظاري از دولت برآمده از انقلاب وجود نداشت. اما دولت موقت به آمريکا گرايش داشت؛ مثلا يکي از مقامات اين دولت با برژينسکي که برترين استراتژيست دولت کارتر بود، ديدار کرد در حالي که هيچ يک از مقامات حتي امام (ره) از آن اطلاع نداشتند و اين مسأله نگرانيهايي را براي دانشجويان پيرو خط امام ايجاد کرده بود.
• در آن زمان حزب و يا جرياني بود که شما را تحريک به تسخير لانه کند؟
احزاب و گروهها معمولا در محيطهاي دانشگاهي ميخواهند نفع خود را ببرند و احيانا عضوگيري خود را داشته باشند، اما آن دسته از حرکتهاي دانشجويي که مستقل از احزاب شکل بگيرد اثرات بسيار عميق و اصيلي به جا ميگذارد. براي مثال 16 آذر منحصر به يک حزب يا گروه نبود بلکه متعلق به همه دانشجويان بود به همين دليل اثرات عميقي بر جريان دانشجويي و به تبع آن بر جامعه گذاشت. در حادثه 13آبان و تسخير لانه جاسوسي نيز حرکت دانشجويان متعلق به هيچ حزبي نبود؛ به همين دليل تودههاي ملت و تمام دانشجويان و تمام احزاب و گروههاي سياسي از آن حمايت کردند. تسخير لانه جاسوسي يک حرکت دانشجويي ناب بود که از انديشههاي عميق انقلاب اسلامي و رهبري آن امام خميني(ره) الهام و نشأت ميگرفت.
ما يک حزب را نمايندگي نميکرديم و متأثر از يک جريان فکري حزبي شناخته شده نبوديم. ويژگي تسخير کنندگان در ابتدا دانشجو بودنشان و بعد پيروي از خط امام و در وهله سوم زمان شناسي شان بود. آنها حاضر نشدند تابلو و عنوان هيچ گروه و جرياني را در جمع خود بپذيرند.
• آيا در آن زمان حزب يا گروهي بود که بخواهد خود را وارد جريان کند؟
بله تقريباً همه گروهها. به جز گروههاي همسو با انقلاب و امام منافقين و چريکهاي فدايي هم اين مسأله را دنبال ميکردند؛ آنها از ما ميخواستند که به داخل بيايند و اعلام همبستگي کنند. اما دانشجويان به گروههايي که همسو با انقلاب نبودند، راه ندارد. اينها با مباني عام انقلاب و امام تناسب نداشتند. امام حمايت همه اقشار مردم را دنبال خود داشت و فکر ميکرديم اگر اين حرکت رنگ و بوي سياسي بگيرد، به خطا ميرود. ما به گروههاي منحرف هم رسماً ميگفتيم که در مباني با آنها مشکل داريم.
• يعني بيشتر به خاطر اختلاف در مباني انقلاب آنها را راه نداديد؟
اساسا نميخواستيم حرکت ما منتسب به هيچ گروهي شود و يا رنگ و بوي حزبي بگيرد؛ چنانچه به غير از گروههايي که گفتم، گروههايي بودند که با ما هم فکر بودند، اما چون تابلوي حزبي داشتند، ما قبول نکرديم آنها به عنوان حزب و گروه وارد موضوع شوند. ما اين حرکت را به نام ملت و امام و عامه دانشجويان انجام داديم.
به نظر من همين مراقبتها بود که دانشجويان پيرو خط امام توانستند اعتماد رهبري و يک ملتي را در تمام طيفهاي خود ثبت کنند و بر تارک حرکتهاي دانشجويي عالم بدرخشند.
• کمي از بحث لانه که فاصله بگيريم واقعيت اين است که شما در موقعيتي در جنبش دانشجويي بوديد که به نوعي دوره گذار اين جنبش بود؛ يعني جنبش دانشجويي با ادبيات مبارزه در دوران استبدادي پهلوي روبهرو بود و خود را بر اساس آن پرورش داده بود، اما بعد از انقلاب با حکومتي رودر رو شد که ديگر استبدادي نبود و مبارزهاي با دولت در کار نبود. در اين مقطع جريان دانشجويي خود را به کدام سمتها براي حفظ خود سوق داد؟
اين دوران و اين مقطع گذار خيلي سخت بود. پيش از تسخير لانه دانشجويان خط امام به نقاط محروم و نيازمند کمک به کشاورزان و اقشار روستايي مانند روستاهايي در کردستان، گنبد، ترکمن صحرا و ديگر نقاط رفتند. و هدفشان اين بود که به مردم خدمات برسانند آنها اين حرکتها را سازماندهي کردند تا در کنار دولت محروميتها و واماندگيهاي پيش از انقلاب را جبران کنند، اما آنها بعد از مدتي متوجه شدند که تلاشهايشان با بياعتنايي دولت مواجه ميشود و نتيجهاي ندارد. جريان دانشجويي در آن زمان زمينههاي مختلف کار را آزمايش کرد. اما وقتي ديد که اين کارها به دليل انحراف در روند کلي نتيجهاي ندارد، دانشجويان از مناطق محروم برگشتند و با تحليل شرايط به اين نتيجه رسيدند که روند مديريتي و اجرائي انقلابي نيست و با افکار امام و انقلاب فاصله دارد و بايد تغيير کند. در آن زمان دولت به حرکتهاي اين چنين دانشجويان اعتقادي نداشت و تلاشهاي دانشجويان در اين زمينه وقتي نتيجه ميداد که اقدامي تکميلي براي اقدامات دولت باشد. از سويي با توجه به شرايط پيش آمده در کشور دانشجويان پيرو خط امام تحليلشان اين بود که انديشهها و خواستهاي حضرت امام (ره) در کشور در فضا و قلمرو حاکم بر اجرا و امور مديريتي کشور ملاک عمل قرار نميگيرد و احتياج به کمک اساسي دارد.
اكنون هم جريان دانشجويي بايد شرايط را به طور دقيق ارزيابي کند. اين که نااميدي سراغ دانشجويان بيايد، درست نيست. حرکت دانشجويي نميتواند نسبت به مقولههاي سياسي و محيطي بيتفاوت باشد و بدون توجه به مسئوليتهاي تاريخي عبور کند. اما اين که در شرايط گوناگون با چه تاکتيکي و مهمتر از همه با چه اهدافي وارد انتقاد از اوضاع و عارضهيابي شود، به نظر من بسيار بااهميت است. البته دانشجويان و جريان دانشجويي بايد فعاليت علمي را اساس کار خود قرار دهد. به موازات اين هم نبايد بيتفاوت از مسائل سياسي بگذرد.
• پيش از انقلاب که شما فعاليت دانشجويي ميکرديد؛ آيا دانشجويان با مقولاتي مانند محروميت از تحصيل و يا زندان مواجه بودند؟
بله. زندان محروميت از تحصيل وجود داشت؛ حتي ما را گاهي به خوابگاههايمان راه نميدادند. اين گونه اقدامات پيش روي همه فعاليتهاي دانشجويي در کشورهاي گوناگون با شدت و ضعف وجود دارد.
• در آن زمان کسي بود که با فعاليتهاي دانشجويي مخالف باشد؟ مثلا آيا دولت موقت مخالف فعاليتهاي دانشجويي بود؟
جريانات سياسي مخالف حرکت و جنبش دانشجويي نبودند، بلکه نوع رفتار و روش مبارزه و تاکتيک و اهداف مبارزه دانشجويي را نميپذيرفتند. پيش از انقلاب جريانهايي طرفدار رفرم بودند که ليبرالها از اين نوع بودند و سخني از انقلاب به ميان نميآوردند و سعي داشتند اين نگاه را به دانشجويان منتقل کنند. بناي انقلاب اسلامي و نظام اسلامي بر اين است که ما به هيچ قدرتي اجازه مداخله در تعيين سرنوشت خود در تمام عرصهها نميدهيم؛ در عين حال اهل تعامل با ديگر کشورها هستيم که اين هم در چشمانداز آمده است.
• در مقطعي که شما دانشجو بوديد، جريان دانشجويي با روحانيت چقدر ارتباط داشت؟
جريان دانشجويي در اين مقطع به رهبري انقلاب و اساس و مباني فکري ايشان اعتقاد كامل داشتند، چراکه ضد سلطه و استعمار و در عين حال مرجع ديني بود. دانشجويان با طيفي از روحانيون طرفدار امام ارتباط سيستماتيک پيدا کردند. يکي از دغدغههاي حرکت دانشجويي اين بود که ضمن حفظ اصالت صنفي خود، پيوند خود را با روحانيت برقرار کنند؛ بنابراين از طريق حضرت امام(ره) با شخصيتهاي بارز ديگري همچون مقام معظم رهبري كه در آن مقطع بودند، ارتباط برقرار كردند. خيليها هم در موضع حکومت هم نبودند، اما به دليل ويژگيهاي فردي و رفتاري، دانشجويان آنها را نيز برگزيده بودند و مسائل خود را با آنها مطرح ميکردند.
• برگرديم به بحث تسخير لانه، آيا در آن زمان بحث حمله به سفارت انگلستان هم مطرح شد؟
پس از تسخير لانه برخي گروهها ميخواستند اين کار را انجام ميدادند، اما ما آن را انحرافي دانسته و جلوي آن را گرفتيم.
• آيا غير از دانشجويان پيرو خط امام جريانهاي ديگري هم بودند که ميخواستند به سفارت آمريکا حمله کنند؟
مثلا چه کساني؟
• چرا جريان دانشجويي در مقطع انقلاب روحيات ضد آمريكايي شديدي داشت؟
در ابتدا روز دانشجو را به تمام دانشجويان عزيز تبريك ميگويم. حركتهاي دانشجويي در كشور ما جايگاه ويژهاي دارد و ما در مقاطع مختلف بويژه مقطع انقلاب شاهد اوج گيري فعاليتهاي دانشجويي و تاثير زياد آنها در جامعه بوديم اين مساله قبل از انقلاب به نوعي بود و بعد از انقلاب هم به نوعي ديگر تداوم يافت. در پاسخ سوال شما بايد بگويم كه آمريکا پيش از انقلاب در جريان ملي شدن صنعت نفت يک بار از طريق سفارت خود در امور داخلي کشور ما دخالت کرده بود و آنها يک دولت قانوني را سرنگون کرده بودند و با يک کودتا شاه را به کشور برگردانده بودند. اين کار آمريکا هيچ توجيهي ندارد آنها در پيشگاه ملت ايران نمي توانند بگويند که با چه توجيه و با چه مجوزي چنين کاري کردند. اگر مناسبات ايران و آمريکا را روند شناسي کنيم، متوجه اين مسأله ميشويم که آمريکا بعد از انقلاب دشمن شماره يک ما بوده است و با انقلاب بخشي از خطر رفع شده بود، اما اين نگراني وجود داشت که آمريکا در قالب کودتاي نظامي عليه انقلاب توطئه کند؛ همچنانکه چنين توطئهاي در آن زمان کشف و خنثي شده بود. حتي آمريکاييها بعد از پيروزي انقلاب حاضر نشدند که نظام جديد جمهوري اسلامي را به رسميت بشناسند آنها در موضع تخاصم با ما بودند.
• چرا آمريکا با ما در موضع تخاصم بود؟
آمريکاييها نميتوانستند با به رسميت شناختن انقلاب از موقعيت سوقالجيشي و ويژگيهاي پليتيکي ايران که پيش از انقلاب در اختيار آنها بود صرف نظر کنند.
آمريکا بعدها از اين موضع تخاصم خارج نشد، حتي بعد از فروپاشي شوروي سابق آنها در تنظيمات بينالملل که به دنبال ايفاي نقش درجه اولي بودند، از موضع ضديّت عليه انقلاب ما عدول نکردند.
• علت اختلاف نظر دانشجويان پيرو خط امام با دولت موقت نيز در مورد نوع نگاه به آمريکا بود؟
اگر کسي به مناسبات ايران و آمريکا توجه ميکرد، متوجه ميشد که ايران و آمريکا مثل دو دولت دوست نميتوانند ارتباط داشته باشند. در برخي تفکرات ليبراليستي و يا حاميان رژيم پهلوي گرايش به آمريکا وجود داشت، اما چنين انتظاري از دولت برآمده از انقلاب وجود نداشت. اما دولت موقت به آمريکا گرايش داشت؛ مثلا يکي از مقامات اين دولت با برژينسکي که برترين استراتژيست دولت کارتر بود، ديدار کرد در حالي که هيچ يک از مقامات حتي امام (ره) از آن اطلاع نداشتند و اين مسأله نگرانيهايي را براي دانشجويان پيرو خط امام ايجاد کرده بود.
• در آن زمان حزب و يا جرياني بود که شما را تحريک به تسخير لانه کند؟
احزاب و گروهها معمولا در محيطهاي دانشگاهي ميخواهند نفع خود را ببرند و احيانا عضوگيري خود را داشته باشند، اما آن دسته از حرکتهاي دانشجويي که مستقل از احزاب شکل بگيرد اثرات بسيار عميق و اصيلي به جا ميگذارد. براي مثال 16 آذر منحصر به يک حزب يا گروه نبود بلکه متعلق به همه دانشجويان بود به همين دليل اثرات عميقي بر جريان دانشجويي و به تبع آن بر جامعه گذاشت. در حادثه 13آبان و تسخير لانه جاسوسي نيز حرکت دانشجويان متعلق به هيچ حزبي نبود؛ به همين دليل تودههاي ملت و تمام دانشجويان و تمام احزاب و گروههاي سياسي از آن حمايت کردند. تسخير لانه جاسوسي يک حرکت دانشجويي ناب بود که از انديشههاي عميق انقلاب اسلامي و رهبري آن امام خميني(ره) الهام و نشأت ميگرفت.
ما يک حزب را نمايندگي نميکرديم و متأثر از يک جريان فکري حزبي شناخته شده نبوديم. ويژگي تسخير کنندگان در ابتدا دانشجو بودنشان و بعد پيروي از خط امام و در وهله سوم زمان شناسي شان بود. آنها حاضر نشدند تابلو و عنوان هيچ گروه و جرياني را در جمع خود بپذيرند.
• آيا در آن زمان حزب يا گروهي بود که بخواهد خود را وارد جريان کند؟
بله تقريباً همه گروهها. به جز گروههاي همسو با انقلاب و امام منافقين و چريکهاي فدايي هم اين مسأله را دنبال ميکردند؛ آنها از ما ميخواستند که به داخل بيايند و اعلام همبستگي کنند. اما دانشجويان به گروههايي که همسو با انقلاب نبودند، راه ندارد. اينها با مباني عام انقلاب و امام تناسب نداشتند. امام حمايت همه اقشار مردم را دنبال خود داشت و فکر ميکرديم اگر اين حرکت رنگ و بوي سياسي بگيرد، به خطا ميرود. ما به گروههاي منحرف هم رسماً ميگفتيم که در مباني با آنها مشکل داريم.
• يعني بيشتر به خاطر اختلاف در مباني انقلاب آنها را راه نداديد؟
اساسا نميخواستيم حرکت ما منتسب به هيچ گروهي شود و يا رنگ و بوي حزبي بگيرد؛ چنانچه به غير از گروههايي که گفتم، گروههايي بودند که با ما هم فکر بودند، اما چون تابلوي حزبي داشتند، ما قبول نکرديم آنها به عنوان حزب و گروه وارد موضوع شوند. ما اين حرکت را به نام ملت و امام و عامه دانشجويان انجام داديم.
به نظر من همين مراقبتها بود که دانشجويان پيرو خط امام توانستند اعتماد رهبري و يک ملتي را در تمام طيفهاي خود ثبت کنند و بر تارک حرکتهاي دانشجويي عالم بدرخشند.
• کمي از بحث لانه که فاصله بگيريم واقعيت اين است که شما در موقعيتي در جنبش دانشجويي بوديد که به نوعي دوره گذار اين جنبش بود؛ يعني جنبش دانشجويي با ادبيات مبارزه در دوران استبدادي پهلوي روبهرو بود و خود را بر اساس آن پرورش داده بود، اما بعد از انقلاب با حکومتي رودر رو شد که ديگر استبدادي نبود و مبارزهاي با دولت در کار نبود. در اين مقطع جريان دانشجويي خود را به کدام سمتها براي حفظ خود سوق داد؟
اين دوران و اين مقطع گذار خيلي سخت بود. پيش از تسخير لانه دانشجويان خط امام به نقاط محروم و نيازمند کمک به کشاورزان و اقشار روستايي مانند روستاهايي در کردستان، گنبد، ترکمن صحرا و ديگر نقاط رفتند. و هدفشان اين بود که به مردم خدمات برسانند آنها اين حرکتها را سازماندهي کردند تا در کنار دولت محروميتها و واماندگيهاي پيش از انقلاب را جبران کنند، اما آنها بعد از مدتي متوجه شدند که تلاشهايشان با بياعتنايي دولت مواجه ميشود و نتيجهاي ندارد. جريان دانشجويي در آن زمان زمينههاي مختلف کار را آزمايش کرد. اما وقتي ديد که اين کارها به دليل انحراف در روند کلي نتيجهاي ندارد، دانشجويان از مناطق محروم برگشتند و با تحليل شرايط به اين نتيجه رسيدند که روند مديريتي و اجرائي انقلابي نيست و با افکار امام و انقلاب فاصله دارد و بايد تغيير کند. در آن زمان دولت به حرکتهاي اين چنين دانشجويان اعتقادي نداشت و تلاشهاي دانشجويان در اين زمينه وقتي نتيجه ميداد که اقدامي تکميلي براي اقدامات دولت باشد. از سويي با توجه به شرايط پيش آمده در کشور دانشجويان پيرو خط امام تحليلشان اين بود که انديشهها و خواستهاي حضرت امام (ره) در کشور در فضا و قلمرو حاکم بر اجرا و امور مديريتي کشور ملاک عمل قرار نميگيرد و احتياج به کمک اساسي دارد.
اكنون هم جريان دانشجويي بايد شرايط را به طور دقيق ارزيابي کند. اين که نااميدي سراغ دانشجويان بيايد، درست نيست. حرکت دانشجويي نميتواند نسبت به مقولههاي سياسي و محيطي بيتفاوت باشد و بدون توجه به مسئوليتهاي تاريخي عبور کند. اما اين که در شرايط گوناگون با چه تاکتيکي و مهمتر از همه با چه اهدافي وارد انتقاد از اوضاع و عارضهيابي شود، به نظر من بسيار بااهميت است. البته دانشجويان و جريان دانشجويي بايد فعاليت علمي را اساس کار خود قرار دهد. به موازات اين هم نبايد بيتفاوت از مسائل سياسي بگذرد.
• پيش از انقلاب که شما فعاليت دانشجويي ميکرديد؛ آيا دانشجويان با مقولاتي مانند محروميت از تحصيل و يا زندان مواجه بودند؟
بله. زندان محروميت از تحصيل وجود داشت؛ حتي ما را گاهي به خوابگاههايمان راه نميدادند. اين گونه اقدامات پيش روي همه فعاليتهاي دانشجويي در کشورهاي گوناگون با شدت و ضعف وجود دارد.
• در آن زمان کسي بود که با فعاليتهاي دانشجويي مخالف باشد؟ مثلا آيا دولت موقت مخالف فعاليتهاي دانشجويي بود؟
جريانات سياسي مخالف حرکت و جنبش دانشجويي نبودند، بلکه نوع رفتار و روش مبارزه و تاکتيک و اهداف مبارزه دانشجويي را نميپذيرفتند. پيش از انقلاب جريانهايي طرفدار رفرم بودند که ليبرالها از اين نوع بودند و سخني از انقلاب به ميان نميآوردند و سعي داشتند اين نگاه را به دانشجويان منتقل کنند. بناي انقلاب اسلامي و نظام اسلامي بر اين است که ما به هيچ قدرتي اجازه مداخله در تعيين سرنوشت خود در تمام عرصهها نميدهيم؛ در عين حال اهل تعامل با ديگر کشورها هستيم که اين هم در چشمانداز آمده است.
• در مقطعي که شما دانشجو بوديد، جريان دانشجويي با روحانيت چقدر ارتباط داشت؟
جريان دانشجويي در اين مقطع به رهبري انقلاب و اساس و مباني فکري ايشان اعتقاد كامل داشتند، چراکه ضد سلطه و استعمار و در عين حال مرجع ديني بود. دانشجويان با طيفي از روحانيون طرفدار امام ارتباط سيستماتيک پيدا کردند. يکي از دغدغههاي حرکت دانشجويي اين بود که ضمن حفظ اصالت صنفي خود، پيوند خود را با روحانيت برقرار کنند؛ بنابراين از طريق حضرت امام(ره) با شخصيتهاي بارز ديگري همچون مقام معظم رهبري كه در آن مقطع بودند، ارتباط برقرار كردند. خيليها هم در موضع حکومت هم نبودند، اما به دليل ويژگيهاي فردي و رفتاري، دانشجويان آنها را نيز برگزيده بودند و مسائل خود را با آنها مطرح ميکردند.
• برگرديم به بحث تسخير لانه، آيا در آن زمان بحث حمله به سفارت انگلستان هم مطرح شد؟
پس از تسخير لانه برخي گروهها ميخواستند اين کار را انجام ميدادند، اما ما آن را انحرافي دانسته و جلوي آن را گرفتيم.
• آيا غير از دانشجويان پيرو خط امام جريانهاي ديگري هم بودند که ميخواستند به سفارت آمريکا حمله کنند؟
مثلا چه کساني؟
• تودهايها يا منافقين که خود را ضد آمريکايي ميدانستندو
بر فرض اينکه تودهايها و منافقين ميخواستند اين کار را بکنند، چنين تواني نداشتند و شعار آنها نميتوانست فراگير شود. شعار دانشجويان توانست در ميان مردم جا باز کند، اما حزب توده در معادلات وابستگي به شرق و شوروي اين کار را کرده بود. در حالي كه اصول اعتقادي ما و شعار ما زنده و ملموس بود.
دانشجويان پيرو خط امام قصد تعرض به ساختمان و آدمها را هم نداشتند، بلکه ميخواستند نشان دهند که با استمرار سياستهاي مداخله جويانه و توهين آميز آمريکا مخالفند. به همين دليل با گروگانها در نهايت خوش رفتاري عمل ميکرديم. بحث ما ايالات متحده و سياستهاي آن بود. چنين موقعيت شناسي، انتخاب شعار دقيق و تواني در هيچ گروهي نبود. اگر کار ما اشتباه بود، امام و مردم از ما حمايت نميکردند و حرکت شکست ميخورد. مردم و امام ديدند که دانشجويان زبان دروني يک ملت شدند. به نظر من صرف تعرض به يک ساختمان نه تنها درست نيست، بلکه عيب است. در اينجا دولت ايالات متحده آمريکا و سياستهاي نادرست آنها در ايران قبل و بعد از انقلاب و راه دادن شاه مورد تعقيب ملت ايران و احقاق ديگر حقوق تضييع شده ملت ايران مورد هدف بوده است.
• به عنوان يکي از اعضاي دانشجويان پيرو خط امام از سرانجام پرونده تسخير لانه راضي هستيد؟
به طور نسبي از سرانجام آن راضي هستيم. البته به نظر من کساني که از طرف دولت به گفتوگو با آمريكا پرداختند، ميتوانستند خيلي بهتر از اين عمل کنند.
• دانشجويان پيرو خط امام تا کي جلسات خود را ادامه داد؟
ما در تمام طول 444 روز که گروگانها در اختيارمان بود، تمام مسائل را از ابعاد مختلف سياسي جلسات خود را داشتيم.
• آيا ميتوانيد براي پايان دوره جريان دانشجويي که خود در آن بوديد، زماني را مشخص کنيد؟
خير؛ من نميتوانم دورهاي براي آن تعيين کنم. به نظر من جريان دانشحويي هيچ گاه ايستا نبوده و با ويژگي ثابت حرکت نکرده است، چراكه محيط سياسي و شرايط اقتصادي در حرکت دانشجويي بيتأثير نيست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


