تغييرات اوباما، نهايتا تاكتيكي خواهد بود
دكتر اطهري، استاد دانشگاه و عضو هيأت علمي مركز تحقيقات استراتژيك خاورميانه در گفتوگو با سايت «تابناك»، تركيب كابينه اوباما را كه چند روز پيش از سوي وي معرفي شدند، خيلي دور از انتظار ندانسته و شگفتي محافل سياسي در ايران و كشورهاي خاورميانهاي از اين انتخاب را ناشي از نداشتن شناخت جامع از جامعه آمريكا دانست.
اطهري در پاسخ به اين پرسش كه تحليل وي از انتخابهاي اوباما براي كابينه آينده چيست، گفت: مشكل اساسي كه در تحليل دقيق برنامهها و رفتار آينده اوباما در كشورمان ديده ميشود، اين است كه عموما آرزوها و انتظاراتمان را به جاي تحليل ارايه ميكنيم و اين گونه ميانديشيم كه گويي، فهم مشتركي از مسائل متقابل بين جامعه ما و آمريكا وجود دارد، در صورتي كه اين گونه نيست؛ مثلا مفهوم تغيير (Change) كه پايه شعارهاي اوباما در مبارزات انتخاباتياش را تشكيل ميداد، يكي از اين موارد است.
بسياري گمان ميكردند، منظور اوباما از تغيير صرفا آمريكاست و يا اين كه تغييرات بنياديني خواهد بود و حتي برخي بر اين باور بودند كه ممكن است اين تغيير، باعث انقلاب در آمريكا شده يا حتي آن كشور را تجزيه كند. در حالي كه بايد توجه ميكرديم كه اولا اين شعار، بيشتر رنگ و بوي انتخاباتي داشت و غلظت آن براي همان روزهاي انتخابات بود.
دوم آن كه نظام سياسي و اجتماعي، به گونهاي است كه جابجايي رؤساي جمهور، تنها باعث تغيير در تاكتيكها خواهد شد و راهبردهاي كلان دست نخواهند خورد.
و نكته سوم اين است كه تصور غالب در جامعه ما نسبت به بحرانها و مشكلات جامعه آمريكا، پندار واقعگرايانهاي نيست. هماكنون مشكل اساسي بحران اقتصادي است؛ البته در زمينه امنيت ملي، تاكتيكهاي سياست خارجي، حقوق شهروندي و رفاه و تأمين اجتماعي، شكافهايي به چشم ميخورد، اما اينها، بسيار محدودتر و جزييتر از آني است كه ما در كشورمان آنها را تصور ميكنيم.
عضو هيأت علمي مركز تحقيقات استراتژيك خاورميانه در پاسخ به پرسش ديگر «تابناك» درباره اين كه اين بخش از كابينه كه معرفي شده است، تا چه ميزان با شعارها و برنامههاي اوباما به ويژه در دوره تبليغات انتخاباتي تناسب دارد، اين گونه ابراز عقيده كرد: براي پاسخ به اين پرسش، من استناد ميكنم به آخرين جملهاي كه اوباما در مراسم معرفي بخشي از اعضاي كابينه جديدش داشت. او در آخرين جمله خود گفته است كه: «اين افراد، افراد كابينه آينده من خواهند بود، اما واقعيت اين است كه من حرف آخر را خواهم زد».
معناي اين جمله اين است كه اوباما دريافته است كه رئيسجمهور ايالات متحده، از چه جايگاه و قدرتي برخوردار است. پس تحليل ما ميتواند اين باشد كه اوباما، با معرفي اين افراد ـ كه بعضا ديدگاههايي مخالف با او دارند ـ تا اندازهاي فضاي رواني جامعه سياسي آمريكا را تلطيف كرده و خود را از مظان اين اتهام كه با دشمنان آمريكا بيش از اندازه مدارا خواهد كرد، دور ساخته است.
مسأله ديگر، نزديكي مدل تحليل رفتارهاي اوباما ـ مدل سبيهسازي ـ چه در جامعه آمريكا، اروپا و حتي در خاورميانه است، افراد بسياري رفتار اوباما را با استفاده از مدل شبيهسازي با بوش پدر يا كندي، مقايسه ميكنند و احتمال رفتارهايي مانند اينها را براي او متصور ميدانند؛ اين تحليل حتي در سطح اتاقهاي فكر ايالات متحده هم مطرح است.
وي افزود: خوب، نتيجه اين شبيهسازي چه خواهد بود؟ نتيجه همان بحث ابتدايي ماست؛ اين كه رفتارهاي اوباما سرانجام در حد يك تغيير تاكتيكي قابل تحليل است و نميتوان انتظار داشت كه او تحول بنيادين پديد آورد و اين كه بسياري از دمكراتها در تاريخ آمريكا، رفتارهاي دشمنانهاي نيز از خود نشان دادهاند، خود ميتواند شاهدي بر اين مدعي باشد؛ نمونه نزديك به آن را ميتوان اقدام نظامي در سودان يا ايجاد منطقه ممنوعه پرواز در كردستان عراق در دوران رياستجمهوري بيل كلينتون ذكر كرد.
يا به اين نكته توجه كنيد كه اوباما آنگاه كه متهم به كم تجربگي در عرصه سياست خارجي و امنيتي شد، در سفرهاي دورهاي دوران انتخابات به افغانستان و عراق رفت و سپس بايدن متبحر و با تجربه را به معاون اولي خود گمارد و سرانجام گيتس جمهوريخواه و هيلاري كلينتون كه منتقد سياستهاي او در برابر موضوعاتي مانند ايران يا عراق بوده را به عنوان وزير خارجه خود برگزيد. اينها حكايت از آن دارد كه اوباما درك درستي از شرايط خود دارد و در اندازه يك رئيسجمهور اقدام ميكند.
وي در ادامه افزود: بسياري در تحليلهايشان به اين موضوعات اشاره ميكنند كه رئيس كاركنان كاخ سفيد و در واقع، رئيس دفتر اوباما، يك صهيونيست است يا اين كه خانم سوزان رايس، روحيات جنگطلبانه دارد يا اين كه اوباما در شعارهايش درباره مذاكره با ايران چيزي گفته و آن صرفا مربوط به دوران انتخابات بوده است، اما به اين موضوع توجه نميكنند كه حضور يك صهيونيست در كاخ سفيد يا استفاده از متخصصان با ديدگاههاي مخالف، اصلا براي آمريكاييها موضوع مهمي نيست. آنها مسير كلي را نگاه ميكنند و چشمشان به رئيسجمهور است و در واقع، اين مسأله را بايد لحاظ كنيم كه رئيسجمهور آمريكا چه در ايالات متحده و چه در نظام بينالملل، آنقدر جايگاه استراتژيك و مهمي دارد كه نميتواند به راحتي سخنان خود را بر زبان بياورد و سپس فراموش كند.
در هر حال، هماكنون جامعه جهاني روي سخنان اوباما حساب باز كرده و او خود نيز اين واقعيتها را درمييابد. براي همين، در موضوعي مانند رابطه با ايران، هرچند ظواهر امر مانند انتخاب وزراي كليدي كابينه حكايت از تقابل با ايران دارد، مطمئن باشيد اوباما موضوع رابطه با ايران را به جديت دنبال خواهد كرد.
اين استاد دانشگاه در بخش ديگري از گفتوگوي خود با «تابناك» به سياستهاي راهبردي اوباما اشاره كرده و گفت: به نظر من، همانگونه كه راهبرد نئومحافظهكاران سياستهاي سخت و استفاده از فشار نظامي بود، دمكراتها در يك رويه سنتي به سياستهاي نرم روي خواهند آورد و در واقع، اوباما مانند گذشتگان خود، به دنبال استفاده از ابزارهايي مانند حقوق بشر، حفظ صلح و تحريمهاي اقتصادي بهره خواهد برد.
هنگامي كه اوباما سخن از تغيير به ميان ميآورد، منظورش تغيير از آن سوي ميز هم هست. پس اين تصور خامي است كه بپنداريم اوباما بدون اين كه به دنبال تغيير در رفتار هستهاي ايران، مباحث حقوق بشر و يا نوع كنش ايران در منطقه خاورميانه باشد، به سوي عاديسازي روابط خواهد رفت؛ موضوع تقويتكننده اين تحليل سخن بايدن است. او گفته است كه دنيا در شش ماهه نخست، ميخواهد اوباما را بيازمايد، پس ميتوان اينگونه نيز گفت كه اوباما از مقبوليت كنوني خود استفاده خواهد كرد و تغييرات مورد نظرش را دنبال خواهد كرد و آن گاه راهبردهاي سنتي دمكراتها، يعني اقدامات نرم را در پيش خواهد گرفت. بنا بر همين تحليلهاست كه خيليها دوره اوباما را از لحاظي به دوره كارتر تشبيه ميكنند؛ يعني اين كه سياستهاي حمايت از حقوق بشر و پافشاري بر آنها، ممكن است منجر به تغييراتي در معادلات بينالمللي شود.
دكتر اطهري در پاسخ به اين پرسش كه پيشنهاد شما براي مديريت سياستهاي اوباما در قبال ايران چيست، گفت: به نظر من، فرصتها و تهديدها را بايد شناخت و سپس اقدام كرد، براي همين توصيه من اين است كه ما به صورت اساسي، بايد ظرفيتسازي از درون را در كشور پيگيري كنيم. منظور از ظرفيتسازي از درون اين است كه از نگاه خوشبينانه يا بدبينانه افراطي خودداري كنيم و در فهم دقيق و درست طرف مقابل بكوشيم و از هماكنون در ازاي هر حركت احتمال پاسخ مناسبي را پيش روي خود داشته باشيم.


