با او چه كنيم؟
کد خبر: ۲۷۴۹۷
| | 1988 بازدید
قانون با خداداد عزيزي كه يك روز پس از يازدهمين سالگرد گل تاريخياش به استراليا، خبرنگاري را در ورزشگاه ثامن مشهد كتك زد و به بيمارستان فرستاد، چه ميكند؟ مجتبي شريفي، رئيس كميته انضباطي ميگويد بي توجه به تصميم خبرنگار مضروب كه همان شب رضايت داد و خداداد را از بازداشت درآورد، پروندهاي تشكيل ميدهد و او را محاكمه ميكند.
به نوشته اعتماد ملي، نام خبرنگار مضروب كه از شيراز به مشهد رفته بود تا بازي پيام - مقاومت سپاسي را ببيند، قاسم محمدي است. او يك روز پس از آنكه با پادرمياني اطرافيان باشگاه مقاومت شكايتش را پس گرفت، در نامهاي سرگشاده با عنوان <براي اسطورهسازيهاي يكشبه> خداداد عزيزي را به امام رضا(ع) واگذار كرد. در بخشي از اين نامه كه ايسنا آن را منتشر كرد آمده است:
<سخت است پس از عمري نوشتن براي ورزش، حالا قلم به دست بگيري و از دردهايت بنويسي. كدام قلم؟ كدام دست؟ قلمي كه عصر شنبه در مشهد زير لگدهاي فوتباليها له شد و دستي كه حالا وبال گردن است؟ چقدر تصاوير رويايي از ستارهها خلق كرديم، پوسترهاي گلاسه و تمامقد حضرات را سينه ديوار اتاقهايمان چسبانديم و در وصف جوانمرديشان شاهنامهها سروديم. قصه قهرمانان و پهلوانان تمام شد. ديگر كسي برايم لالايي ملبورن را زمزمه نكند.
ديگر كسي كوچكترين رفتار اين به اصطلاح الگوهاي جامعه را برايم تيتر نكند.
وقتي بين زمين و آسمان فاصله سكوها تا زمين را معلق زدم، فارغ از دردي كه تمام استخوانهايم را هنوز هم دربرگرفته، زخميعميق بر دلم نشست. آنكه آن روز اينگونه لگد به پهلوي من ميزد، در روزي مانند ديروزش با ضربه زدن به توپ، قلب ميليونها ايراني را تسخير كرده بود. چه دنياي عجيبي!
وقتي فهميدم پس از آن همه كتكخوردن تازه به من لقب خوششانس هم دادهاند، به خودم باليدم! گويا قرار بوده آنجا كشته شوم، از اينكه طرح كشتن من ناتمام ماند متاسفم! شرمندهام كه به خواستهتان نرسيديد اما راستي من ديشب از شدت درد به خود پيچيدم و خوابم نبرد، شما چه؟ آيا توانستيد دور از درد وجدان آسوده بخوابيد؟ تو با خودت چه كردهاي؟ با ستاره ميليونها ايراني چه كردهاي؟
به هرجا كه نگاه ميكنم ردي از تو پيدا است. از همان روزي كه اردوي تيم ملي را در زمان علي پروين ترك كردي، روزهايي كه با محمد مايليكهن به مشكل برخوردي، از مشكلاتت با مربيان آلماني تا همايون شاهرخي، همانروزي كه در مصاف با آمريكا در جام جهاني پيراهن تيم ملي را بر زمين كوبيدي و هر آنچه بر زبانت آمد را نثار جلال طالبي كردي، روزي كه بلاژويچ از اردوي تيم ملي اخراجت كرد يا مشكلاتي كه با دنيزلي داشتي، وقتي با ناصر شفق دست به يقه شدي تا تمام روزهايي كه داوران را در امر هدايت گوسفند عاجز پنداشتي، همان زماني كه پس از صعود پيام، اهواز را به آشوب كشاندي همه و همه نشانگر چهره عاصي توست.
با خودت چه ميكني، چه زود اسطوره ميسازيم. يكي به <رستم و سهراب> به <تختي و پوريايولي> بگويد آسوده بخوابند، فوق ستارههاي پهلوان بيدارند. در پايان هم بايد بنويسم قانون و كميتهانضباطي به جاي خود اما تو را به امام رضا واگذار ميكنم.>
خداداد عزيزي، بايد ساعت 18 امروز در كميته انضباطي حاضر شود. اين در حالي است كه، مديرعامل باشگاه پيام مشهد، مدعي است او آنقدر كه رسانهها ميگويند مقصر نبوده است.
علي صلاحي در توضيح اتفاق عصر شنبه به ايسنا ميگويد: <گويا وقتي بازي تمام ميشود اين خبرنگار با صداي بلند صلوات ميفرستد كه اين موضوع واكنش خداداد عزيزي را در پي داشته و خداداد به او ميگويد: چه خبرت است، مگر چه كردهايد، يك گل شانسي زده و سپس 11 نفره دفاع كردهايد. اين صحبت خداداد توهين خبرنگار شيرازي را به همراه داشته و اين توهين باعث درگيري همراهان خداداد با اين خبرنگار ميشود. بعد از اينكه اين خبرنگار مورد ضرب و شتم اطرافيان خداداد قرار ميگيرد، به مادر خداداد عزيزي فحاشي ميكند و از آنجايي كه خداداد به شدت روي مادر مرحومش حساس است، كنترل خود را از دست داده و درگيري بالا ميگيرد>!
حجتالاسلام عباس عليپور، يكي از اعضاي سازمان ليگ فوتبال ايران پيشبيني ميكند كه عواقب سختي در انتظار خداداد عزيزي خواهد بود: <به همه خبرنگاران اين قول را ميدهم كه اهميتي به توصيه و سفارش هيچ فرد يا مرجعي نميدهيم و بهخاطر اينكه چنين رفتارهايي تكرار نشود، شديدترين برخورد را با او خواهيم داشت.>
به نوشته اعتماد ملي، نام خبرنگار مضروب كه از شيراز به مشهد رفته بود تا بازي پيام - مقاومت سپاسي را ببيند، قاسم محمدي است. او يك روز پس از آنكه با پادرمياني اطرافيان باشگاه مقاومت شكايتش را پس گرفت، در نامهاي سرگشاده با عنوان <براي اسطورهسازيهاي يكشبه> خداداد عزيزي را به امام رضا(ع) واگذار كرد. در بخشي از اين نامه كه ايسنا آن را منتشر كرد آمده است:
<سخت است پس از عمري نوشتن براي ورزش، حالا قلم به دست بگيري و از دردهايت بنويسي. كدام قلم؟ كدام دست؟ قلمي كه عصر شنبه در مشهد زير لگدهاي فوتباليها له شد و دستي كه حالا وبال گردن است؟ چقدر تصاوير رويايي از ستارهها خلق كرديم، پوسترهاي گلاسه و تمامقد حضرات را سينه ديوار اتاقهايمان چسبانديم و در وصف جوانمرديشان شاهنامهها سروديم. قصه قهرمانان و پهلوانان تمام شد. ديگر كسي برايم لالايي ملبورن را زمزمه نكند.
ديگر كسي كوچكترين رفتار اين به اصطلاح الگوهاي جامعه را برايم تيتر نكند.
وقتي بين زمين و آسمان فاصله سكوها تا زمين را معلق زدم، فارغ از دردي كه تمام استخوانهايم را هنوز هم دربرگرفته، زخميعميق بر دلم نشست. آنكه آن روز اينگونه لگد به پهلوي من ميزد، در روزي مانند ديروزش با ضربه زدن به توپ، قلب ميليونها ايراني را تسخير كرده بود. چه دنياي عجيبي!
وقتي فهميدم پس از آن همه كتكخوردن تازه به من لقب خوششانس هم دادهاند، به خودم باليدم! گويا قرار بوده آنجا كشته شوم، از اينكه طرح كشتن من ناتمام ماند متاسفم! شرمندهام كه به خواستهتان نرسيديد اما راستي من ديشب از شدت درد به خود پيچيدم و خوابم نبرد، شما چه؟ آيا توانستيد دور از درد وجدان آسوده بخوابيد؟ تو با خودت چه كردهاي؟ با ستاره ميليونها ايراني چه كردهاي؟
به هرجا كه نگاه ميكنم ردي از تو پيدا است. از همان روزي كه اردوي تيم ملي را در زمان علي پروين ترك كردي، روزهايي كه با محمد مايليكهن به مشكل برخوردي، از مشكلاتت با مربيان آلماني تا همايون شاهرخي، همانروزي كه در مصاف با آمريكا در جام جهاني پيراهن تيم ملي را بر زمين كوبيدي و هر آنچه بر زبانت آمد را نثار جلال طالبي كردي، روزي كه بلاژويچ از اردوي تيم ملي اخراجت كرد يا مشكلاتي كه با دنيزلي داشتي، وقتي با ناصر شفق دست به يقه شدي تا تمام روزهايي كه داوران را در امر هدايت گوسفند عاجز پنداشتي، همان زماني كه پس از صعود پيام، اهواز را به آشوب كشاندي همه و همه نشانگر چهره عاصي توست.
با خودت چه ميكني، چه زود اسطوره ميسازيم. يكي به <رستم و سهراب> به <تختي و پوريايولي> بگويد آسوده بخوابند، فوق ستارههاي پهلوان بيدارند. در پايان هم بايد بنويسم قانون و كميتهانضباطي به جاي خود اما تو را به امام رضا واگذار ميكنم.>
خداداد عزيزي، بايد ساعت 18 امروز در كميته انضباطي حاضر شود. اين در حالي است كه، مديرعامل باشگاه پيام مشهد، مدعي است او آنقدر كه رسانهها ميگويند مقصر نبوده است.
علي صلاحي در توضيح اتفاق عصر شنبه به ايسنا ميگويد: <گويا وقتي بازي تمام ميشود اين خبرنگار با صداي بلند صلوات ميفرستد كه اين موضوع واكنش خداداد عزيزي را در پي داشته و خداداد به او ميگويد: چه خبرت است، مگر چه كردهايد، يك گل شانسي زده و سپس 11 نفره دفاع كردهايد. اين صحبت خداداد توهين خبرنگار شيرازي را به همراه داشته و اين توهين باعث درگيري همراهان خداداد با اين خبرنگار ميشود. بعد از اينكه اين خبرنگار مورد ضرب و شتم اطرافيان خداداد قرار ميگيرد، به مادر خداداد عزيزي فحاشي ميكند و از آنجايي كه خداداد به شدت روي مادر مرحومش حساس است، كنترل خود را از دست داده و درگيري بالا ميگيرد>!
حجتالاسلام عباس عليپور، يكي از اعضاي سازمان ليگ فوتبال ايران پيشبيني ميكند كه عواقب سختي در انتظار خداداد عزيزي خواهد بود: <به همه خبرنگاران اين قول را ميدهم كه اهميتي به توصيه و سفارش هيچ فرد يا مرجعي نميدهيم و بهخاطر اينكه چنين رفتارهايي تكرار نشود، شديدترين برخورد را با او خواهيم داشت.>
گزارش خطا