صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جشن ده سالگي جرارد در ليورپول

کد خبر: ۲۷۲۸۶
| |
1965 بازدید

آن موقع ها نام هايي چون باگو، باوو، رايتي، کاس و درنهايت استيوي سر زبان ها مي چرخيدند. براي کادر فني ليورپول در مرکز استعداديابي باشگاه اين نام ها جنجالي تر از بقيه به نظر مي رسيدند؛ همان هايي که مي خواستند به هر ترتيب ممکن به ترکيب اصلي راه پيدا کنند.

به نوشته اعتماد و به نقل از تايمز، حتي بعضي از اعضاي تيم اصلي بايد حواس شان را جمع مي کردند که چطور مي خواهند با آنها رفتار کنند. براي اينکه شاهد مثالي براي کارهاي اين گنگ بياوريم کافي است به اين نکته اشاره کنيم که آنها يک بار متخصص ارتوپد را سه ساعت داخل رختکن قفل کردند.

درنهايت نوامبر 98 بود که استيون جرارد به تمرينات تيم اصلي دعوت شد. استفن رايت يا همان «رايتي» همان روز به «ملوود» دعوت شد اما اين جرارد بود که چشمان ژرار هوليه را به خود خيره کرد؛ مرد فرانسوي که آن موقع به تازگي سرمربي ليورپول شده بود. هوليه او را کنار کشيد و گفت؛ «بازي از همين جا آغاز مي شود.» همين لحن پدرانه هوليه بود که براي پنج سال و نيم مدام در گوش جرارد مي پيچيد؛«همان کاري را انجام بده که به تو مي گويم. همان چيزي را بخور که به تو مي گويم. هماني را بنوش که ما مي گوييم. مي خواهيم تو را براي تيم اصلي آماده کنيم. خيلي با رسيدن به آن فاصله نداري.»

اين همان روزي بود که زندگي جرارد عوض شد. او همواره روي اين قضيه تمرکز داشت تا تبديل به فوتباليستي حرفه يي در ليورپول شود و برخلاف آن چيزي که همواره هوليه مي گفت اين انتظار از او مي رفت تا پيشرفت کند و به عنوان ستاره سال هاي دور باشگاه برگزيده شود. اما تمرکز او تبديل به وسواس شد. جرارد تک تک جنبه هاي بازي اش را بهبود بخشيد. او سيستم غذايي اش را عوض کرد(ديگر همبرگر نمي خورد)، رفتارش را عوض کرد(ديگر مسخره بازي درنمي آورد و جواب سوالات را درست مي داد) و در هر تمرين طوري رفتار مي کرد که انگار در فينال جامي بازي مي کرد. در پايان اولين هفته حضورش در «ملوود»، او پل اينس کاپيتان آن موقع ليورپول و يکي از ستون هاي اصلي خط مياني انگليس را هم جا مي گذاشت.

پيشرفت آني او روز 29 نوامبر 98 حاصل شد يعني درست 10 سال پيش در چنين روزي. او در دقيقه 89 به عنوان دفاع راست جانشين وگاردهگم شد؛ مسابقه يي که ليورپول در خانه مقابل بلکبرن روورز با نتيجه دو برابر يک به پايان رساند. تعويض او براي کشتن وقت بود و در اکثر 41573 نفري که آن مسابقه را از نزديک تماشا مي کردند، کمترين حس ممکن به وجود آمد که ستاره يي در حال متولد شدن است اما جرارد که همواره به زمان هاي بزرگ علاقه داشت، نمي خواست کوتاه بيايد.

او در بازي هفته آينده مقابل تاتنهام در پست پيستون راست به ميدان رفت و وظيفه اش گرفتن ديويد ژينولا بود. جرارد بعدها اعلام کرد ژينولا که در پايان فصل به عنوان «بازيکن سال» انتخاب شد، او را تحقير کرد. به عقيده هوليه و خيلي ها، اين بازيکن 18 ساله آن روز وارد يکي از مهم ترين آزمايش هاي زندگي اش شد.

جرارد آن موقع کمي خام بود. او احساس کرد تکل زدن و گرفتن توپ مي تواند موثرتر از جلو بردن تيم باشد. اين به خصيصه اصلي او تبديل شد. در نتيجه اين حرکت، گاهي اوقات به نظر مي رسيد او در ميان مردها، پسربچه يي است که سعي مي کند اثرگذار باشد، تکل بزند، طوري که حرفه يي هاي باتجربه پيش خودشان فکر مي کردند چطور بچه يي لاغر با موهايي کوتاه اينچنين روي پايشان تکل مي زند.

در بازي مقابل ميدلزبورو در «آنفيلد» او مامور مهارپل گاسکويين بود؛ کسي که جرارد آنقدر نوار ويدئويي بازي هايش را ديده بود که نوار ديگر در دستگاه نمي خواند. بعد از پايان بازي گاسکويين که ديگر خسته شده بود، رو به جرارد کرد و گفت؛ «تو بازيکن خوبي هستي. ادامه بده.» و او ادامه داد. ظرف 10 سال او تبديل به يکي از مطبوع ترين بازيکنان فوتبال جهان شد.

او ابتدا بازيکني نابودگر بود و گاهگاهي هم گل مي زد. او توسط رافا بنيتس تبديل به نقطه اتکاي حمله ليورپول شد؛ بازيکني که با انرژي دروني اش تيم را به جلو هدايت مي کرد تا با خلاقيتش دفاع حريف را از هم بپاشد و اغلب اوقات هم با گل هاي خودش و شوت هاي سنگين پاي راست، جور تيم را مي کشيد.

او در پنج سال و نيم ابتدايي حضورش در تيم و در دوره هوليه 28 گل زد. در چهار سال و نيم گذشته و تحت هدايت بنيتس 76 گل زد. احتياجي به گفتن نيست که بنيتس او را به بازيکن بهتري تبديل کرده است؛ يک بازيکن متفاوت. جرارد هر جايي که از او مي خواستند، در حد يک بازيکن باکلاس جهاني ظاهر مي شد حتي در دفاع راست.

با وجود تمام نمايش هاي خوبي که از او ديده ايم، خيلي ها اعتقاد دارند او مي تواند فراتر از فوتبال انگليس بدرخشد. قطعاً اين مساله مربوط به تيم ملي مي شود؛ جايي که او هيچ وقت تا به حال نتوانسته آن اثرگذاري لازم مثل آنچه در ليورپول مي بينيم داشته باشد. گرچه او در باشگاهش در پست هاي مختلف بازي کرده اما همواره گفتند که پستش در تيم ملي مشخص نيست. چون اکثر اوقات مجبور بود به جاي قرار گرفتن در نقش يک هافبک مياني، جاهاي خالي را پر کند.

مشکلات او در پيراهن ليورپول کمتر باعث ناراحتي است به خصوص که او به سقفي رسيده که بازيکنان زيادي آرزويش را دارند. فينال باورنکردني و فراموش نشدني ليگ قهرمانان که در سال 2005 با پيروزي مقابل ميلان به دست آمد، نشانه بارز آن است از جمله فينال جام حذفي مقابل وستهام و درست يک سال بعد از آن. گرچه او هيچ وقت نتوانسته در ليگ برتر قهرمان شود اما تئوري معمول اين است که جرارد در 28 سالگي مي تواند به بالاترين نقطه ممکن نزديک شود. گرچه چنين ضمانتي در دنياي مدرن فوتبال وجود ندارد آن هم با ديدن تجربيات رونالدينيو و رونالدو و تازه اگر نخواهيم به مايکل اوون اشاره کنيم که اواسط دهه دوم زندگي به اوج مي رسند. جرارد اين طرز فکر را بارها در پيراهن ليورپول رد کرده و حتي گاهي اوقات واقعيت را هم انکار کرده است. اين اصلاً براي پسري از هويتون که سبک خودش را دارد بد نيست.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟