تفسيرهايي متفاوت از منابع سريال يوسف
کد خبر: ۲۷۲۱۴
| | 14917 بازدید
يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي چنين نوشته است: هفته گذشته در سريال حضرت يوسف (ع) که از شبکه يک سيما پخش شد، به موضوعي اشاره شد که هم ترجمه نادرست از آيه قرآن بود و هم عصمت جناب يوسف را مخدوش نمود.
داستان در سريال به اين شکل بيان شد که دو زنداني خوابشان را براي تعبير به يوسف (ع) عرضه داشتند که حضرت يوسف به يکي از آنها ميگويد تعبير خواب تو اين است که تو نجات پيدا ميکني و ساقي شاه ميشوي. سپس ميگويد وقتي نجات پيدا کردي در دربار شاه يادي از من بکن، شايد باعث آزادي من شود و سريال به اينگونه ادامه پيدا ميکند که چون يوسف با تمسک به ديگران از ياد خداوند غافل شد، دوران زنداني او هفت سال طول کشيد و يوسف بارها خود را سرزنش کرد که چرا من غافل شدم من اشتباه کردم.
قطعا نويسندگان سريال منبعشان براي چنين برداشتي آيه 42 سوره يوسف بوده است.
اينک با استفاده از تفسير «الميزان» به ترجمه و تفسير آيه فوق ميپردازيم:
َوقالَ لِلََّّذي ظَنَّ اَنَّهُ ناجٍ مِنهُمَا اذکُرني عِندَ رَبِّکَ فَانسيهُ الشَّيطانُ ذِکرَ رَبِّه فَلَبِثَ فِي السِّجنِ بِضعَ سِنين.
ترجمه: آنگاه يوسف از رفيقي که ميدانست نجات مييابد، درخواست کرد که مرا نزد صاحبت ياد کن، ولي شيطان در آن حال ياد صاحبش را از نظرش ببرد، بدين سبب در زندان چند سالي ماند.
همه ضميرها در «قال» و در «ظن» و در «لبث» به يوسف بر ميگردد و ضميرها در جمله « فانسيه الشيطان ذکر ربه» به کلمه «الذي» برميگردد؛ در تنيجه معناي آيه چنين ميشود:
يوسف به آن کسي که ميپنداشت که به زودي نجات مييابد، گفت که مرا در نزد َربّت (منظور فرمانرواي مصر) يادآوري کن و به او بگو شايد مرا از زندان بيرون آورد ولي شيطان از ياد رفيق زنداني يوسف محوکرد که نزد رّبش از يوسف سخن به ميان آورد و همين فراموشي باعث شد که يوسف چند سالي ديگر در زندان ماند.
و بنا به بيان علامه «ذکر رب» ياد کردن نزد رب است نه ياد خداوند. و اگر دو ضمير مذکور «فانسيه الشيطان ذکر ربه» را به يوسف برگردانيم معنا چنين ميشود: شيطان ياد پروردگار را از دل يوسف برد و به ناچار يوسف براي رهايي خود از زندان دست به دامان غير شد به همين جهت خداوند او را عقاب کرد و چند سال ديگر در زندان ماند (برداشتي که در سريا ل از آيه شده است ) که بعضي از مفسرين چنين تفسيري کردهاند و چه بسا براي تاييد نظريه خويش به رواياتي نيز استناد کردهاند که با نص کتا ب مخالفت دارد. (يعني جناب علامه چنين ترجمهاي را از اين آيه قبول ندارند)
علاوه بر اين در همين سوره (سوره يوسف) ايه 24 خداوند از حضرت يوسف تمجيد نموده و فرموده است «اِنَّهُ مِن عِبادِنا المُخلَصين» و نيز تصريح نموده که مخلَصين کساني هستند که شيطان در آنها راه ندارد.
البته بايد توجه داشت که مخلص بودن سبب نميشود که انسان به اسباب معمول متوسل نشود و توسل به اسباب گناه و اشتباه نيست. که حالا اين توهم بوجود آيد که حضرت يوسف(ع) که مخلص بود چرا براي رهايي خود به آن زنداني متوسل شد. بلکه اخلاص سبب ميشود که انسان به سببها دلبستگي و اعتماد پيدا نکند و در جمله «اذکرني عند ربک» دليلي بر دلبستگي يوسف (ع) به غير خدا وجود ندارد.
تفسيرالميزان، تاليف علامه سيد محمد حسين طباطبايي
مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني
جلد 11، صص 246 و 247
گردآورنده: طاهره قزويني
داستان در سريال به اين شکل بيان شد که دو زنداني خوابشان را براي تعبير به يوسف (ع) عرضه داشتند که حضرت يوسف به يکي از آنها ميگويد تعبير خواب تو اين است که تو نجات پيدا ميکني و ساقي شاه ميشوي. سپس ميگويد وقتي نجات پيدا کردي در دربار شاه يادي از من بکن، شايد باعث آزادي من شود و سريال به اينگونه ادامه پيدا ميکند که چون يوسف با تمسک به ديگران از ياد خداوند غافل شد، دوران زنداني او هفت سال طول کشيد و يوسف بارها خود را سرزنش کرد که چرا من غافل شدم من اشتباه کردم.
قطعا نويسندگان سريال منبعشان براي چنين برداشتي آيه 42 سوره يوسف بوده است.
اينک با استفاده از تفسير «الميزان» به ترجمه و تفسير آيه فوق ميپردازيم:
َوقالَ لِلََّّذي ظَنَّ اَنَّهُ ناجٍ مِنهُمَا اذکُرني عِندَ رَبِّکَ فَانسيهُ الشَّيطانُ ذِکرَ رَبِّه فَلَبِثَ فِي السِّجنِ بِضعَ سِنين.
ترجمه: آنگاه يوسف از رفيقي که ميدانست نجات مييابد، درخواست کرد که مرا نزد صاحبت ياد کن، ولي شيطان در آن حال ياد صاحبش را از نظرش ببرد، بدين سبب در زندان چند سالي ماند.
همه ضميرها در «قال» و در «ظن» و در «لبث» به يوسف بر ميگردد و ضميرها در جمله « فانسيه الشيطان ذکر ربه» به کلمه «الذي» برميگردد؛ در تنيجه معناي آيه چنين ميشود: يوسف به آن کسي که ميپنداشت که به زودي نجات مييابد، گفت که مرا در نزد َربّت (منظور فرمانرواي مصر) يادآوري کن و به او بگو شايد مرا از زندان بيرون آورد ولي شيطان از ياد رفيق زنداني يوسف محوکرد که نزد رّبش از يوسف سخن به ميان آورد و همين فراموشي باعث شد که يوسف چند سالي ديگر در زندان ماند.
و بنا به بيان علامه «ذکر رب» ياد کردن نزد رب است نه ياد خداوند. و اگر دو ضمير مذکور «فانسيه الشيطان ذکر ربه» را به يوسف برگردانيم معنا چنين ميشود: شيطان ياد پروردگار را از دل يوسف برد و به ناچار يوسف براي رهايي خود از زندان دست به دامان غير شد به همين جهت خداوند او را عقاب کرد و چند سال ديگر در زندان ماند (برداشتي که در سريا ل از آيه شده است ) که بعضي از مفسرين چنين تفسيري کردهاند و چه بسا براي تاييد نظريه خويش به رواياتي نيز استناد کردهاند که با نص کتا ب مخالفت دارد. (يعني جناب علامه چنين ترجمهاي را از اين آيه قبول ندارند)
علاوه بر اين در همين سوره (سوره يوسف) ايه 24 خداوند از حضرت يوسف تمجيد نموده و فرموده است «اِنَّهُ مِن عِبادِنا المُخلَصين» و نيز تصريح نموده که مخلَصين کساني هستند که شيطان در آنها راه ندارد.
البته بايد توجه داشت که مخلص بودن سبب نميشود که انسان به اسباب معمول متوسل نشود و توسل به اسباب گناه و اشتباه نيست. که حالا اين توهم بوجود آيد که حضرت يوسف(ع) که مخلص بود چرا براي رهايي خود به آن زنداني متوسل شد. بلکه اخلاص سبب ميشود که انسان به سببها دلبستگي و اعتماد پيدا نکند و در جمله «اذکرني عند ربک» دليلي بر دلبستگي يوسف (ع) به غير خدا وجود ندارد.
تفسيرالميزان، تاليف علامه سيد محمد حسين طباطبايي
مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني
جلد 11، صص 246 و 247
گردآورنده: طاهره قزويني
*** *** ***
همچنين يكي ديگر از بينندگان «تابناك» در همين زمينه نوشته است: با توجه انتقادات مطرح شده درباره قسمت گذشته سريال «يوسف پيامبر»، اينجانب به عنوان طلبه و دانشآموز کوچکي از مدرسه بزرگ علوم شيعي، ضمن احترام به اساتيد محترمي که در اين باره اشکال نمودهاند و نيز با اقرار به برخي کاستيهايي که در اين مجموعه وجود دارد، لازم به ميدانم يادآوري كنم که موضوع ترک اولاي يوسف پيامبر و انابه ايشان به درگاه احديت با توجه به ظاهر آيه شريفه (فانساه الشيطان ذکر ربه فلبث في السجن بضع السنين) از موارد مورد اختلاف ميان مفسرين فريقين شيعه و سني است، به گونهاي که بسياري از مفسرين اهل سنت چون طبري و نيز اجله مفسرين شيعي ضمن عدم رد احتمال بازگشت ضمير در (فانساه الشيطان) به ساقي فرعون، با عنايت به روايات بسياري که در اين زمينه از فريقين نقل شده، بعضا ضمير مذکور را به يوسف نبي بازگرداندهاند که در نتيجه معناي آيه ميشود: «و شيطان يوسف را از ياد پروردگار غافل کرد.» اين در حالي است که برخي ديگر از متأخرين اهل تفسير همچون علامه طباطبايي ـ رحمه الله عليه ـ اين تفسير را بر خلاف نصوص وارد در عصمت انبيا دانسته و آن را رد کردهاند.
در زير به برخي از نظرات مفسرين بزرگ شيعي در اين خصوص اشاره ميشود:
1. مرحوم طبرسي در مجمع البيان (ج 5 ص 404): ...يعني انسي الشيطان يوسف ذکر الله تعالي في تلک الحال... يعني شيطان در آن حال يوسف را از ذکر خدا غافل کرد
1. مرحوم طبرسي در مجمع البيان (ج 5 ص 404): ...يعني انسي الشيطان يوسف ذکر الله تعالي في تلک الحال... يعني شيطان در آن حال يوسف را از ذکر خدا غافل کرد
2. شيخ طوسي در تبيان (ج6 ص 144): فانساه تعود الي يوسف في قول ابن عباس و... و قال ابن اسحق و الحسن و الجبائي يعود الي الساقي
مرجع ضمير در فانساه بنا بر روايت منقول از ابن عباس يوسف است و بنابر روايت ابن اسحق و حسن و جبائي ساقي فرعون
3. فيض کاشاني در تفسير صافي (ج3 ص 22): فانساه الشيطان ذکر ربه قيل فانسي الشيطان صاحب الشراب ان يذکره لربه او انسي يوسف ذکر الله حتي استعان بغيره...
در اين رابطه دو قول وجود دارد که يکي منظور آيه را يوسف و يکي ساقي ميداند... ايشان در ادامه روايتي طولاني از حضرت صادق عليه السلام را در تأييد قول دوم نقل کردهاند
4. الشيخ الهويزي در تفسير نور الثقلين(ج 2 ص 426)
و...
از رواياتي که مؤيد نظر فوق مبني بر رجوع ضمير در آيه به يوسف نبي است نيز ميتوان به نبوي منقول از ابن عباس و نيز رواياتي که از حضرت اميرالمومنين، حضرت امام علي بن الحسين و حضرت صادق عليهم اجمعين السلام، اشاره کرد.
براي مثال، صاحب مجمع، قمي و عياشي ـ رضوان الله عليهم ـ در روايتي از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ کيفيت انابه و استغفار حضرت يوسف صديق را شرح نمودهاند که علاقهمندان ميتوانند در اين زمينه به تفسير نور الثقلين جلد 2 ص 426 مراجعه نمايند.
افزون بر اين، بايد توجه داشت که منابع قرآني و حديثي به موازات تأکيد بر عصمت علي الاطلاق انبيا اشاراتي نيز بر ظهور ترک اولي از ايشان داشتهاند؛ همچنانكه خداوند به نوح نبي که از اعاظم انبيا و شيخ پيامآوران است، با توجه به درخواست نجات فرزند متمرد به لحن عتاب ميفرمايد (اني اعظک ان تکون من الجاهلين) که اين عتاب استغفار نوح نبي را در پي دارد.
با اين ترتيب، به نظر ميرسد عوامل سريال در اين باره چندان غير محققانه عمل ننموده و راه به بيراهه نبردهاند؛ هرچند خداوند خود اعلم به تفسير کتاب خويش است.
محمدعلي م.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
به خصوص در قسمت آخر پخش شده اين مسئله كاملا مشهود است.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



