صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تفسيري تازه از عدالت در بالا و پايين ورزش؛

قطبي گران‌تر از جرج بوش، قهرمان ارزان‌تر از كارگر

به راستي، آقاي سكاندار ورزش، پس از اين روزهايي كه چه پاسخي براي ملت خواهند داشت؟ دغدغه‌ها آوردن به اصطلاح مديراني بود كه به جز گوش به حرف بودن، تنها هنرشان خالي كردن خزانه بيت‌المال و جذب چند مربي امثال قطبي و راهي كردن آنها با يك گاوصندوق اسكناس بوده است؟ مديراني كه در صورت بوجود آمدن فاجعه‌اي همچون قرارداد قطبلي كه به زعم برخي رسانه‌ها حكم قرارداد تركمن‌چاي را دارد، هيچ تاواني نمي‌دهند و در كمال آرامش روي كرسي‌هاي مديريتي لم مي‌دهند.
کد خبر: ۲۷۱۸۹
| |
32045 بازدید
اعلام يك خبر جامعه ورزش را شوكه كرد؛ مردي كه لبخند مي‌زد، به سادگي مردمي مي‌خنديد كه نمي دانستند او در طول دو سالي كه ميهمان پرسپوليس خواهد بود، روزانه بيش از 2400 دلار به جيب خواهد زد.

به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، چندين سال بود كه نامش در برخي رسانه‌ها منتشر مي‌شد و حتي به نقل از او عنوان شده بود كه حاضر است FREE براي ايران كه وطن حقيقي اوست، مربگيري كند! او يك مربي بين‌المللي بود كه بالاخره پايش به ايران باز شد تا پس از يك سال موفق، آنكه چراغ سبز را به او نشان داد از دور خارج شود و بدين شكل مسير باقي ماندن قطبي در ايران هموار شود. در اين هنگام بود كه كم كم مشخص شد در فرهنگ بين‌المللي، هميشه FREE مفهوم رايگان را متبادر نمي‌سازد!

مربي ايراني- آمريكايي تيم شبه دولتي پرسپوليس با در اختيار گرفتن كلكسيون بازيكنان تكنيكي و منحصر به فرد كه هركدام به خودي خود و فارغ از تاكتيك‌هاي معمول مي توانند تعيين‌كننده باشند و نتيجه ديدارها را تغيير دهند، براي دومين بار روي نيمكت تيمي نشست و به اندازه‌اي كه اين تيم و هوادارنش را دوست داشت، بابتش دلار دريافت كرد.

او كه به نظر مي‌رسيد برخي رفتارهاي فوتبال بين‌المللي همچون لبخند زدن به هواداران در سخت‌ترين شرايط، بكارگيري الفاظ معمول اروپايي همچونCrazy و Animal و انجام يك گفتگوي تند براي رسيدن به خواست‌هايش، عقد قرارداد با ارزهاي بين‌المللي را از دستياري گاس هيدينگ، پيم وربيك و ادووكات فرا گرفته بود، از سوي برخي اشخاص مامور شد تا بار ديگر پرسپوليس را قهرمان ليگ برتر سازد تا مشخص شود با رفتن چند نفر از پرسپوليس هيچ اتفاقي نيافتاده و بدين سبب حاميان او كه در طبقه چهارم به استقبالش رفتند، تمامي شروط قطبي را پذيرفتند تا بهانه‌اي براي اين مربي نماند و او راهي جز قهرماني اين تيم نداشته باشد.
 
او قراردادي بست و شرايطي را در اين قرارداد گنجاند كه با انتشار آنها، آه از نهاد هرشنونده برخواست و به سادگي بي‌تدبيري گروهي كه پرطرفدارترين تيم كشور به آنها سپرده شده است را مشخص ساخت. نخستين خواست او بكارگيري مربي و بازيكني برزيلي بود كه سوابق آنها نشان داد، جايگاهشان در حد كوچك‌ترين مربيان و بعضاً بازيكنان تيم‌هاي ليگ برتري نيز نيست.
 

براي او منزلي در تهران و حتي منزلي در امارات براي سفرهايش تهيه شد و اجازه داده نشد، كوچك ترين كمي و كاستي وجود داشته باشد.

تيمي كه در طول سال‌هاي اخير يك روز بدون دغدغه‌هاي مالي را سپري نكرده بود، به معدن طلا خورده بود و هرآنچه اين مربي اراده كرد، فراهم شد اما انگار قطبي اين بار روي دور شانس نيست و تفكرات بين المللي او با در اختيار داشتن ارتشي از بهترين بازيكنان فوتبال ايران، نمي تواند حتي يك نيم‌فصل را مقتدرانه پشت سر بگذارند و همچون سال نخست از نيم‌فصل دو در دست‌انداز بيافتد.

او هرگاه مي‌باخت، بهانه اي ‌آورد، تا جايي كه برخلاف گفته اش كه تا پايان فصل قصد نداشت از داوري ها سخن به ميان آورد، پاي قضاوت‌ها را نيز وسط كشيد و اين مسئله را هم در شكست‌هايش دخيل كرد. با اين حال ضعف تاكتيكي تيم قطبي، علي‌الخصوص در خط دفاعي غيرقابل انكار بود و هيچ كارشناسي نتوانست منكر آن شود كه بسياري از سه امتيازهايي كه در چهارده هفته حضور اين مربي روي نيمكت به دست آمد، تنها دستاورد توانمندي‌هاي فردي بازيكنان توانمندي بود.

با يكي، دو شكست ديگر صداي معترضان به اين مربي به اطلاح بين‌المللي بالا مي‌رفت و اين بار او قرباني مي‌شد اما هيات‌مديره پرسپوليس با چندين شكست ديگر نيز بعيد به نظر مي‌رسد، تصميمي را اتخاذ كند، كه آن يك ميليون دلار آب مي خورد! در واقع در قرارداد قطبي بندي ذكر شد كه بر اساس آن در صورت اخراج قطبي اين باشگاه مكلف بود رقم كل قرارداد اين مربي را پرداخت كند.

مگر اين رقم شامل چه عددي مي‌شد؟ يك ميليون و هشتصد هزار دلار كه هشتصد هزار دلار براي سال نخست و مابقي براي سال دوم در نظرگفته شد بود! اما او در صورت اخراج ميليونري مي‌شد كه حتي باشگاه‌هاي عربي نيز حاضر نبودند، براي او سر كيسه را شل كنند. او ترجيح داد در هنگامه‌ ناكامي پرسپوليس و در وقاتي كه بهانه‌اي براي فرار از شكست‌ها وجود ندارد، با سابقه مربيگري پرسپوليس و دستياري گاس هيدينگ، پيم وربيك و ادووكات در يك كشور ديگر، به عنوان گران‌ترين مربي تاريخ ورزش ايران، محترمانه از پرسپوليس برود و منتظر پيشنهادهايي باشد كه قطعاً در رويايي‌ترين شرايط نيمي از رقم قراردادش با پرسپوليس نيز نخواهد بود.

يك خواست او كه احتمالاً حفظ برزيلي‌هايي بود كه بار فني شان در يك دوره خيلي كوتاه مشخص شده و هيات مديره پرسپوليس را واداشت تا آنها را محترمانه اخراج كند يا بهانه كذايي كمبود امكانات محل تمرين، ظرف چهارده روز اجابت نشد تا او طبق حقي كه براي او در قرارداد منعقده در نظر گرفته شده استعفاء دهد و كل مبلغ قرارداد آن سالش را دريافت كند.

در واقع با اين قرارداد، او مي‌تواند سي درصد از رقم قرارداد باقي مانده از سال نخستش (هشتصدهزار دلار) را نيز مطالبه كند و در صورتي كه از اين رقم نيز بگذرد،چيزي از دست نداده است.
او از يك باشگاه وابسته به دولت حقوقي دريافت كرد كه حتي از حقوق جرج دبليو بوش رئيس‌جمهور آمريكا(حدود 720 هزار دلار) نيز بيشتر باشد. در واقع او بالاترين حقوق ساليانه دولتي را (باتوجه به تامين بخش اعظمي از هزينه پرسپوليس از محل بودجه جاري سازمان ورزش) در ايران به خود اختصاص داد، رقمي كه شايد از اعتبارات  جاري برخي حوزه‌هاي حساس نيز بيشتر باشد.

شايد عده اي بگويند، به كسي چه ربطي دارد كه پرسپوليس چنين قراردادي را منعقد كرده و يك باشگاه حق دارد هر تصميمي بگيرد كه اين مسئله قابل قبول است اما نه يك باشگاه دولتي كه اعضاء هيات مديره اش توسط معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت‌بدني منصوب مي‌شوند.

اين بالاي ورزش بود كه صفرها مقابل رقم‌هايي كه براي اشخاص پرداخت مي‌شود، خودنمايي مي كند و حسرت را بر دل هر دلسوز ورزش باقي مي گذارد، آن هنگام كه سرها كمي خم مي‌شود و پايين ورزش نظاره مي‌شود.

كمي كه پايين‌ها را نگاه كرد، مربيان شهرستاني كه براي سرپا نگه داشتن تيم‌شان كه نه يك علي كريمي دارد و نه يك كريم باقري، صورتشان را سرخ مي‌كنند و نهار پيش از ديدارشان نان و تخم مرغ است، اوج حرفه اي‌گيري فوتبال و ثمرات خصوصي‌سازي را مشخص مي‌كند. به راستي بهتر نبود، اين تيم‌ها نيز دولتي مي ماندند و با نيمي از امكانات و اعتباري كه پرسپوليس از آن برخوردار است، زندگي را تجربه مي‌كردند‌؟

شايد مديري به واسطه لجبازي با ديگري درب يك خزانه كوچك را نيز به روي آنها مي‌گشود. با اين حال اينجا هنوز جاي اميدواري وجود دارد و شايد بهتر باشد از طبقه چهارم، سرمان را آنقدر خم كنيم كه اشك هاي يك قهرمان را ببنيم.

هنگامي كه پس از درخشش در المپيك به كشور بازگشته و بار ديگر در قامت كارگري قصد دارد، شغل اصلي‌اش را پيگيري كند اما تا مرز اخراج از كار پيش مي‌رود و در آخر نيز با هزار و يك التماس مي تواند شغلش را حفظ كند. او ملتمسانه مي خواهد تا حقوقي چند صدهزارتوماني يا چند صد دلاري به صورت ماهيانه و در طول سال براي دو درنظر بگيرند تا همچون يك فرد شاغل بتواند در تمرينات تيم ملي حاضر شود اما انگار كسي چيزي نمي‌شنود. به هر حال فدراسيون چنين بودجه‌اي در اختيار ندارد و علي‌الظاهر قيمت قهرمان ارزان تر از يك كارگر است! او نيز به همين سادگي از صحنه قهرماني كنار مي‌رود تا هرچه از713روز باقي مانده تا سفر به گوانگ ژو و البته 1335روز باقي مانده تا سفر به لندن مي گذرد، تشويش‌ها بيش از پيش شود.

به راستي، آقاي سكاندار ورزش، پس از اين روزهايي كه چه پاسخي براي ملت خواهد داشت؟ دغدغه‌ها، آوردن به اصطلاح مديراني بود كه به جز گوش به حرف بودن، تنها هنرشان خالي كردن خزانه بيت‌المال و جذب چند مربي امثال قطبي و راهي كردن آنها با يك گاوصندوق اسكناس بوده است؟ مديراني كه در صورت به وجود آمدن فاجعه‌اي همچون قرارداد قطبي كه به زعم برخي رسانه‌ها حكم قرارداد تركمن‌چاي را دارد، هيچ تاواني نمي‌دهند و در كمال آرامش روي كرسي‌هاي مديريتي لم مي‌دهند.

اين صرف و نحو ساده شرايط عادلانه از بالا تا پايين ورزشي است كه عنوان چهارم بازيهاي آسيايي گوانگ‌ژو و مدال‌هاي رنگارنگ بازيهاي المپيك لندن را نشانه رفته و قطعاً مي تواند به سادگي به آن دست يابد.

آيا به واقع اصلاحي در كار خواهد بود يا همه چيز نهايتاً به يك تذكر‌ آقاي رئيس و به‌به و چه‌چه مرئوسين ختم خواهد شد. همگان نشسته اند تا اجراي عدالت در ورزش محقق شود و پيش از آنكه عدالت را با متر در ورزشگاه‌ها سنجيد، با نزديك كردن، حرارت آتش گداخته به دست برادر ديني، يادآور شد چه عاقبتي در پيش است و چگونه اصلاحات كارساز خواهد شد. اما آيا اصولاً لزوم اصلاح احساس مي‌شود؟!
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۷ - ۱۳۸۷/۰۹/۰۹
ورزشكاران را برای كسب مدال به المپیك نفرستادیم،بلكه بازیهای المپیك تمرینی است براي جام هاي بين‌المللي!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۹ - ۱۳۸۷/۰۹/۰۹
وضعیت افراد علمی این کشور که در کمال گمنامی و کمی حقوق برای کشور خود افتخار می آفرینند با این افراد مقایسه کنید! براستی کجا می رویم؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۹/۰۹
این قرار داد نشان دهنده اوج هوش قطبی و حماقت برخي اقایان است...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۲ - ۱۳۸۷/۰۹/۰۹
خیلی بدبینانه وغرض ورزانه بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۷ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۰
قطبی کسی را مجبور نکرد که با او قرارداد ببندد. این مدیران باشگاه پرسپولیس هستند که باید پاسخگو باشند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۲ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۰
دمتان گرم تحليل جالبي بود البته قابل تامل.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۱ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۰
اين يك نمونه كوچك ازتاراج بيت المال دركشورماست . مملكتي كه بي قانون باشد وهرمديري سازخودرا بزند بهترازاين نميشود.كارمسئولين شده فقط حرف وشعار.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۴ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۰
اقایان بررسی کنید دیگر مربیان هم کمتر از اینها نمیگیرند در ثانی مقصر دولت است چرا این باشگاهها را به بخش خصوصی واگذار نمي كند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۰
فقط یک جمله می توان گفت :
"ترکمانچایی دیگر این بار در فوتبال "
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۹ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۰
مال مفت و دل بي رحم !!!
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟