روزه يکسو شد و عيد آمد و دلها برخاست
به بهانه عيد سعيد فطر
کد خبر: ۱۹۸۰۰
| | 3691 بازدید
سيداميرحسين اصغري
عيد، سراسر بردن است در قماري عاشقانه که آدمي زيادتهاي ناپاک را از خود ميزدايد و به «فطرت» و «دين» بازگشت ميکند. همانجا که خانه اصلي درک «توحيد» است.
عيد فطر، عيد رجوع به توحيد است؛ گويي پس از آن همه صوم و صلاة و ليالي قدر که نزول از عالم بالا رخ داد، اکنون نوبت «يوم القيامه» اي است که صعود به قله فهم و درک توحيد در آن رخ ميدهد.
ماه رمضان در باطن خود که همراه با علم، ايمان، عبادت و تقوي است، در پي بازگرداندن آدمي به دين فطري و توحيد است. اگر آدمي در ماه رمضان مسيري به سوي توحيد بيابد آنگاه عيدي را درک ميکند که به تعبير امام سجاد(ع)، عيد اولياي خداست.
همه ذنوب و گرفتار شدن در کثرات آدمي را از توحيد و دين فطرت جدا ميکند و رمضان کريم با تمام اوصافي که دارد، مانند آنکه دروازههاي بهشت در آن گشوده، شيطان در آن مغلق و درهاي جهنم در آن بسته است، در پي آن است که آينه دل آدمي را از شوائب اوهام خالي کند و عبد بودن انسان را در مقابل پروردگار بزرگي که خالق اوست، بنماياند.
آيينه شو جمال پريطلعتان طلب
جاروب کن خانه و پس ميهمان طلب
چون مستعد نظر نيستي وصال مجوي
که جام جم نکند سود وقت بي بصري...
بندگي با فهم معنادار توحيد به کمال ميرسد و فهم معناي فطري توحيد با باطني کثرتزده و مملو از شواهب اوهام و گناهان امکانپذير نيست.
دوش رفتم به در ميکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوسکنان مغبچه بادهفروش
گفت بيدار شو اي رهرو خوابآلوده
شستشويي کن و آنگه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
اگر آدمي در مسير عيد فطر است، بايد اين مسير را در جهت معرفت توحيد و بازگشت به توحيد دانسته وبداند که چنين معرفتي با تصفيه باطن، قابل حصول و وصول است. طرفه آنجاست که خداي کريم براي رسيدن انسان به معرفت خالصانه چنان توحيد فطرياي، همه اسباب را فراهم ميکند و چه اسبابي عظيمتر از ماه رمضان و ليلةالقدر؟!
در واقع از سويي ديگر بايد گفت، معرفت توحيد فطري را مقدماتي چنان عظيم و بزرگ نياز است چه اينکه انزال قرآن نيز که در شب قدر واقع ميشود، مقدمه درک توحيد است. اصل آن است که گرچه کتاب و حديث و اخبار در پي ابلاغ پيام توحيدند، اما فهم فطري توحيد با اينها حاصل نميشود. اين معرفت اولا محتاج تصفيه درون و سپس نيازمند تحقق آن در نفس آدمي است. تا توحيد في نفسه در آدمي درک و کشف نشود همه آنچه درباب توحيد ميدانيم تقليدي است و نه تحقيقي و تصديقي. آنچه در باب معرفت توحيد مهم است ،تحقيقي بودن آن است نه تقليدي بودن.
ماهي که آدمي را به فهم و تصديق توحيد ميرساند خود بسيار مبارک و صاحب قدر و ارزش است و وداع با آن از سختترين وداعهاي انسان مؤمن است. تأملي در دعاي چهل و پنجم صحيفه سجاديه، اين دشواري را براي آدمي به تصوير ميکشد.
امام العارفين حضرت سيد الساجدين(ع) به گاه وداع از اين ماه شريف ميفرمايد:
اَقامَ فينا هذَا الشَّهْرُ مُقامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ اَرْبَحَنا اَفْضَلَ اَرْباحِ الْعالَمينَ، ثُمَّ قَدْ فارَقَنا عِنْدَ تَمامِ وَقْتِهِ، وَانْقِطاعِ مُدَّتِهِ، وَ وَفآءِ عَدَدِهِ، فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ
اين ماه در نزد ما ستوده زيست، و با ما همنشينى پسنديده بود، و برترين منفعت جهانيان را براى ما به ارمغان آورد، پس به هنگام پايان گرفتن وقت، و سرآمدن مدت، و كامل شدن روزهايش از ما جدا شد، اينك آن را وداع مىگوئيم
وِداعَ مَنْ عَزَّ فِراقُهُ عَلَيْنا، وَ غَمَّنا وَ اَوْحَشَنَا انْصِرافُهُ عَنّا، وَ لَزِمَنا لَهُ الذِّمامُ - الْمَحْفُوظُ، وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِيَّةُ، وَ الْحَقُّ الْمَقْضِىُّ، فَنَحْنُ قآئِلُونَ: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَ، وَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَكْرَمَ مَصْحُوبٍ...
وداع كسى كه هجرانش بر ما غمانگيز است، و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده،
و بر عهده ما پيمان ناگسستنى، و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد، به اين خاطر مىگوييم: سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد عاشقان حق. سلام بر تو اى كريمترين همنشين ...
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ اَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ اَليفٍ انَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ، وَ اَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ.
سلام بر تو اى همنفسى كه قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت بسيار دردناك است، و اى مايه اميدى كه دوريت رنجآور است. سلام بر تو اى همدمى كه چون رو كنى ما را مونس شادكنندهاى، و چون سپرى شوى وحشتآور و دردناكى.
قلب مؤمن از فراق رمضان کريم محزون است؛ چه فراق رمضان، ترک سفره برکات است اما در عيد حظي است براي او که اين فراق را آسان مينمايد.
عارف وارسته، ملكى تبريزى، درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى به جاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمىبرند».
امام باقر ـ عليهالسلام ـ از پيامبر اكرم ـ صلىاللهعليهوآله ـ روايت كردند:
«اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛
هنگاهى كه روز اول ماه شوال فرا مىرسد، منادى ندا مىدهد: هان اى مؤمنان! براى دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است».
آمدن عيد بر جان مؤمن، مژده وصل ميدهد و با همين حال است که ميسرايد:
عيد آمد و عيد آمد و آن بخت سعيد آمد
برگير و دهل ميزن، کان ماه پديد آمد
يا در زبان حافظ:
روزه يکسو شد و عيد آمد و دلها برخاست
مي ز خمخانه به جوش آمد و مي بايد خواست
جوش خمخانه جوش معرفت و دانستن توحيد فطري است. تا خدا نصيبمان کند!
عيد، سراسر بردن است در قماري عاشقانه که آدمي زيادتهاي ناپاک را از خود ميزدايد و به «فطرت» و «دين» بازگشت ميکند. همانجا که خانه اصلي درک «توحيد» است.
عيد فطر، عيد رجوع به توحيد است؛ گويي پس از آن همه صوم و صلاة و ليالي قدر که نزول از عالم بالا رخ داد، اکنون نوبت «يوم القيامه» اي است که صعود به قله فهم و درک توحيد در آن رخ ميدهد.
ماه رمضان در باطن خود که همراه با علم، ايمان، عبادت و تقوي است، در پي بازگرداندن آدمي به دين فطري و توحيد است. اگر آدمي در ماه رمضان مسيري به سوي توحيد بيابد آنگاه عيدي را درک ميکند که به تعبير امام سجاد(ع)، عيد اولياي خداست.
همه ذنوب و گرفتار شدن در کثرات آدمي را از توحيد و دين فطرت جدا ميکند و رمضان کريم با تمام اوصافي که دارد، مانند آنکه دروازههاي بهشت در آن گشوده، شيطان در آن مغلق و درهاي جهنم در آن بسته است، در پي آن است که آينه دل آدمي را از شوائب اوهام خالي کند و عبد بودن انسان را در مقابل پروردگار بزرگي که خالق اوست، بنماياند.
آيينه شو جمال پريطلعتان طلب
جاروب کن خانه و پس ميهمان طلب
چون مستعد نظر نيستي وصال مجوي
که جام جم نکند سود وقت بي بصري...
بندگي با فهم معنادار توحيد به کمال ميرسد و فهم معناي فطري توحيد با باطني کثرتزده و مملو از شواهب اوهام و گناهان امکانپذير نيست.
دوش رفتم به در ميکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوسکنان مغبچه بادهفروش
گفت بيدار شو اي رهرو خوابآلوده
شستشويي کن و آنگه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
اگر آدمي در مسير عيد فطر است، بايد اين مسير را در جهت معرفت توحيد و بازگشت به توحيد دانسته وبداند که چنين معرفتي با تصفيه باطن، قابل حصول و وصول است. طرفه آنجاست که خداي کريم براي رسيدن انسان به معرفت خالصانه چنان توحيد فطرياي، همه اسباب را فراهم ميکند و چه اسبابي عظيمتر از ماه رمضان و ليلةالقدر؟!
در واقع از سويي ديگر بايد گفت، معرفت توحيد فطري را مقدماتي چنان عظيم و بزرگ نياز است چه اينکه انزال قرآن نيز که در شب قدر واقع ميشود، مقدمه درک توحيد است. اصل آن است که گرچه کتاب و حديث و اخبار در پي ابلاغ پيام توحيدند، اما فهم فطري توحيد با اينها حاصل نميشود. اين معرفت اولا محتاج تصفيه درون و سپس نيازمند تحقق آن در نفس آدمي است. تا توحيد في نفسه در آدمي درک و کشف نشود همه آنچه درباب توحيد ميدانيم تقليدي است و نه تحقيقي و تصديقي. آنچه در باب معرفت توحيد مهم است ،تحقيقي بودن آن است نه تقليدي بودن.
ماهي که آدمي را به فهم و تصديق توحيد ميرساند خود بسيار مبارک و صاحب قدر و ارزش است و وداع با آن از سختترين وداعهاي انسان مؤمن است. تأملي در دعاي چهل و پنجم صحيفه سجاديه، اين دشواري را براي آدمي به تصوير ميکشد.
امام العارفين حضرت سيد الساجدين(ع) به گاه وداع از اين ماه شريف ميفرمايد:
اَقامَ فينا هذَا الشَّهْرُ مُقامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ اَرْبَحَنا اَفْضَلَ اَرْباحِ الْعالَمينَ، ثُمَّ قَدْ فارَقَنا عِنْدَ تَمامِ وَقْتِهِ، وَانْقِطاعِ مُدَّتِهِ، وَ وَفآءِ عَدَدِهِ، فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ
اين ماه در نزد ما ستوده زيست، و با ما همنشينى پسنديده بود، و برترين منفعت جهانيان را براى ما به ارمغان آورد، پس به هنگام پايان گرفتن وقت، و سرآمدن مدت، و كامل شدن روزهايش از ما جدا شد، اينك آن را وداع مىگوئيم
وِداعَ مَنْ عَزَّ فِراقُهُ عَلَيْنا، وَ غَمَّنا وَ اَوْحَشَنَا انْصِرافُهُ عَنّا، وَ لَزِمَنا لَهُ الذِّمامُ - الْمَحْفُوظُ، وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِيَّةُ، وَ الْحَقُّ الْمَقْضِىُّ، فَنَحْنُ قآئِلُونَ: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَ، وَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَكْرَمَ مَصْحُوبٍ...
وداع كسى كه هجرانش بر ما غمانگيز است، و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده،
و بر عهده ما پيمان ناگسستنى، و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد، به اين خاطر مىگوييم: سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد عاشقان حق. سلام بر تو اى كريمترين همنشين ...
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ اَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ اَليفٍ انَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ، وَ اَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ.
سلام بر تو اى همنفسى كه قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت بسيار دردناك است، و اى مايه اميدى كه دوريت رنجآور است. سلام بر تو اى همدمى كه چون رو كنى ما را مونس شادكنندهاى، و چون سپرى شوى وحشتآور و دردناكى.
قلب مؤمن از فراق رمضان کريم محزون است؛ چه فراق رمضان، ترک سفره برکات است اما در عيد حظي است براي او که اين فراق را آسان مينمايد.
عارف وارسته، ملكى تبريزى، درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى به جاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمىبرند».
امام باقر ـ عليهالسلام ـ از پيامبر اكرم ـ صلىاللهعليهوآله ـ روايت كردند:
«اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛
هنگاهى كه روز اول ماه شوال فرا مىرسد، منادى ندا مىدهد: هان اى مؤمنان! براى دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است».
آمدن عيد بر جان مؤمن، مژده وصل ميدهد و با همين حال است که ميسرايد:
عيد آمد و عيد آمد و آن بخت سعيد آمد
برگير و دهل ميزن، کان ماه پديد آمد
يا در زبان حافظ:
روزه يکسو شد و عيد آمد و دلها برخاست
مي ز خمخانه به جوش آمد و مي بايد خواست
جوش خمخانه جوش معرفت و دانستن توحيد فطري است. تا خدا نصيبمان کند!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


