تأخير هر ساله هر فاز، يك تا دو ميليارد دلار ضرر دارد
يک كارشناس حوزه نفت و گاز گفت: پارس جنوبي بين ايران و قطر مشترك است كه سهم ايران از اين ميدان گازي، 40 درصد بوده و اكنون با چند فازي كه راهاندازي شده، ميزان برداشت ايران و قطر با هم مساوي شده است.
كمال دانشيار در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» در ادامه افزود: چون قطر ده سال زودتر از ايران، اقدام به برداشت از اين ميدان كرده، تقريبا تاكنون شش برابر ايران گاز برداشت داشته است. حال از انتقاداتي است كه به مديريت وزارت نفت وقت وارد است و بايد پرسيد اين است كه اين آقايي كه وزير بوده، چگونه تشخيص نداده بايد شروع به استخراج گاز كند؟
رئيس سابق كميسيون انرژي مجلس با اشاره به آثار سوء تحريم در صنايع نفت و گاز اظهار داشت: تحريمها در بحث عسلويه اثر گذاشته و شركتهاي خارجي در بستن قرارداد با ايران احتياط ميكنند. شركتهاي چيني و روسي قراردادهاي خوبي با ايران بستند تا به عنوان شريك شركتهاي ايراني، كار خود را در منطقه عسلويه به زودي آغاز كنند.
وي در ادامه افزود: تحريمها نه تنها به ايران ضرر ميرساند، بلكه تمام دنيا بر سر اين تحريمها ضرر ميدهند چون يكي از عواملي كه باعث افزايش قيمت نفت شده، همين است، زيرا نفت و گاز كالاهاي جانشين هستند به گونهاي كه در صورت افزايش عرضه گاز، تقاضا براي نفت كاهش يافته و به طور طبيعي، قيمت آن نيز كاهش مييابد.
اين كارشناس حوزه نفت و گاز خاطرنشان كرد: بايد پروژه پارس جنوبي با بودجه داخلي و پيمانكار داخلي با تمام قدرت فعال شود تا بتوانيم توليد گاز را بالا ببريم. براي همين، بايد براي تحقق اهداف بلندمدت كشور تا ده برابر ميزان كنوني، يعني سقف توليد گاز ايران از عسلويه 5 / 1 ميليارد متر مكعب در روز افزايش يابد، ولي بايد توجه كنيم كه براي تحقق توليدي معادل 750 ميليون مترمكعب گاز به ده سال زمان و بالغ بر يكصد ميليارد دلار سرمايهگذاري نياز است و براي تحقق اين هدف، پيشنهاد ما اين است كه فازهاي عسلويه به چهل فاز افزايش يابد.
وي در ادامه با اشاره به تأثير تورم جهاني بر هزينههاي راهاندازي پالايشگاههاي نفت و گاز گفت: هر سال تأخير در افتتاح هر فاز عسلويه بين يك تا دو ميليارد دلار زيان خالص دارد. پس اگر بخواهيم تمام فازها را با هم در نظر بگيريم، هر سال تأخير در برنامههاي توسعه پارس جنوبي، چندين ميليارد دلار خسارت به بار ميآورد.
اين در حالي است كه بر اثر تورم جهاني، هزينه تأسيس هر فاز نيز افزايش مييابد. بنابراين، براي تسريع امور و جبران عدم سرمايهگذاريهاي خارجي، در مجلس هفتم مصوب شد 3 درصد درآمد نفتي به توسعه ميادين نفت و گاز تخصيص يابد.
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به مشكلاتي كه تحريمها براي صنايع داخلي ايجاد كردهاند، اظهار داشت: تحريمها با وجود ايجاد مشكلات بسيار، فرصتهايي را نيز براي صنعتگران پديد آورده تا بتوانند با انگيزه و مجال بهتري به كپيبرداري و تهيه و طراحي ابزارآلات مورد نياز صنعت نفت و گاز بپردازند و براي كشوري مثل ايران كه عادت كرده از درآمدهاي نفت و گاز بدون زحمت استفاده كند، گاه سختيها و دشواريها بهتر است تا بدون اتكا به پول بادآورده خويش به دنبال توسعه توليدات و صنايع داخلي باشند.
از سوي ديگر، پيمانكاراني كه جرأت ورود به عرصه اين صنعت را نداشتند، هماكنون در حال گسترش فعاليتهاي خود در اين ميدان هستند. براي توسعه صنعت نفت و گاز بايد در صدد باشيم تعامل خود با دنيا را افزايش دهيم كه اين بخش به وزارت نفت ارتباطي ندارد و بيشتر به دولت برميگردد و روشن است كه ميزان سود ما از تعامل با دنيا، بيشتر از وقتي است كه بين دنيا و ما تنش وجود داشته باشد. براي همين توصيه ميشود كه دولت آقاي احمدينژاد، اين تنشها را كم كند.
1- با راه اندازی هر چه سریعتر این فازها برای تعداد زیادی از فارغ التحصیلان و جوانان فرصت شغلی ایجاد می شود.
2- با راه اندازی این مجموعه مبزان تولیدی گاز در کشور به حد قابل توجهی افزایش پیدا می کند و در زمستان دچار کمبود گاز نمی شویم تا به کشورهایی چون ترکمنستان که از این موضوع حداکثر استفاده را میکنند بی نیاز شویم و همچنین دچار کمبود سوخت برای نیروگاههای کشور نشویم و قطعی برق را به حداقل برسانیم.
3- از طرفی این مجموعه خوراک واحدهای بزرگ پتروشیمی ها در منطقه را تامین می نماید که هم اکنون با توجه به پایین بودن ظرفیت تولید این فازها پتروشیمی ها نمی توانند به میزان لازم تولید داشته باشند چه بسا با از سرویس خارج شدن یکی از فازها یا در وضیعت اورحال تعدادی از پتروشیمی ها به طبع از سرویس خارج می شود که این مهم کلی به صنعت و صادرات کشور آسیب میرساند.
4- پس بهتر است در چنین شرایطی بستری را فراهم آوریم که شرکتهای معتبر و خوب خارجی و داخلی با آسودگی فعالیت کنند و فضای رقابتی برای بستن قراردادهای معقول ایجاد شود. و از تعویض وجابجا کردن شرکتها تا حد ممکن جلوگیری شود که در هر تعویض علاوه بر صرف وقت کلی به این صنعت صدمه وارد میشود به کرات دیده شده که پس از هر قطعنامه تعدادی از این شرکتها از ایران خارج شده اند.
5- آیا بهتر نیست با توجه به بودجه موجود به جای کار کردن در تمام فازها و یا افزایش آنها بر چهار یا پنج فار تمرکز کرده و به بهره برداری برسانیم و بعد به سراغ بقیه برویم چرا که با این روند کاری با اینکه نمی توانیم به قطر برسیم بلکه بعد از مدتی خواهیم دید که کلی سرمایه و فرصت را از دست داده ایم.
کارشناس ارشد مسایل نفتی- خواهشمندست منعکس نمایید






