چه خوش روزي بود در باران گلوله، مراجع اعلاميه 9 نفري و 5 نفري ميدادند
برگهاي تازهاي از اسناد انقلاب اسلامي، پيرامون مردي که از وي با عنوان معلم اخلاق نام برده شده، منتشر شد. پرونده اسناد آيتالله مشکيني يکي از روحانيون مبارز پيش از انقلاب و مردي تأثير گذار در سالهاي پس از انقلاب که سرانجام در مرداد ماه 1386 از دنيا رفت.
به گزارش خبرنگار «تابناک» به نقل از سايت کتابخانه تاريخ اسلام و ايران، آيتالله مشکيني مانند ديگر مبارزان بارها گرفتار دستگيري و تبعيد شد و از اين بابت پرونده وي شبيه بسياري ديگري است.
اما از زاويه ديگر، درگير شدن وي در مباحثي چون شهيد جاويد، سبب شده است تا برگهايي در اين پرونده يافت شود که براي شناخت روند انقلاب اسلامي و ارتباط آن با برخي از دشواريهايي که در دهه پيش از انقلاب پيش آمد، بسيار سودمند باشد.
به علاوه، به نظر ميرسد جرأت و جسارت آيتالله مشکيني در داشتن مشي خاص خود، سبب شده است تا اين تفاوت اندکي بيشتر باشد. البته ايشان پس از انقلاب دست کم در مسائل انقلاب، به آن تفاوتها، بيتوجهي نشان داد؛ هرچند مشي حديثي خود را به مقدار زيادي دنبال کرد؛ مشي که با روند اجتهادي عادي تفاوتهايي داشت.
يکي از اسناد مهمي که در اين مجموعه هست، نامه اي است که ساواک در منزل امام خميني يافته و امضاي علي مشکيني پاي آن خورده است.
اين نوشته دو صفحهاي دربردارنده بندهاي چندي است که ايشان در پي اختلافات ايجاد شده در حول و حوش دارالتبليغ براي امام نوشته است.
نگاه وي در اين نامه پرهيز دادن امام از مسأله اختلاف بر سر دارالتبليغ بوده و نظر وي اين بوده است که «ادله ايشان راجع به مفاسد دارالتبليغ و اين که علل خطرناکي دارد، قانع کننده نيست».
نکته ديگر اين است که اين اختلافات سبب ميشود که نفوذ روحانيت از بين برود. وي مينويسد: «چه خوش روزي بوده آن روزي که باران گلوله به سر ما ميباريد، ولي مراجع وقت اعلاميه نه نفري و پنج نفري منتشر ميکردند. شما را به خدا... دست وحدت با هم بفشاريد، ماها هم غلام و برده شما. بياييد تا مسلمانان رمقي دارند... کاري درباره دين و مسلمين فعلي و آينده انجام دهيد.»
آقاي مشکيني در اين نامه روي ارادت خود پافشاري ميکند و در عين حال، انتقادات خود را صريحا بيان ميکند: «آقاي من، قربان شخص و نوع شما صدها امثال من ناقابل».
در پايان نامه باز هم مينويسد: «در خاتمه از جسارتهاي خود اعتذار ميجويم».
اين نکته جالبي است که شخصيتي مانند آيتالله مشکيني به کسي که اين قدر به او علاقه داشته، اينچنين انتقاد ميکند. اين که وارد است يا نه مطلب ديگري است. آيتالله مشکيني بدبيني موجود نسبت به دارالتبليغ را کار دولت ميداند با اين عبارت: «دولت با توصيه به روزنامهنگارها و اشخاص ديگر که از دارالتبليغ تأييد کنند، توانست خاطر آيتالله خميني را ظنيني کرده ايجاد اختلاف کند». (ص 94). به هر حال اين يکي از اسناد مهمي است که در اين کتاب انتشار يافته است. جالب است که در سال 47 ساواک با اشاره به نقشي که آيتالله شريعتمداري در جلوگيري از تبعيد وي داشته، تأکيد ميکند که او آقاي شريعتمداري را قبول ندارد (ص 111).
نامه آقاي مشکيني به آيتالله شيخ مهدي قاضي خرم آبادي حاوي نکات جالبي از ديدگاههاي وي درباره روحانيت و جز آن است. (103 – 106).
يک تعهد نامه شگفت هم در اينجا به قلم آقاي مشکيني هست:
رياست محترم سازمان امنيت قم:
پس از عرض سلام. اين که بر طبق امر حضرت آيتالله العظمي آقاي شريعتمداري دام ظله اينجانب علي مشکيني متعهد ميشود در حوزه علميه قم راجع به سياست روز و مخالف مصالح مملکتي صحبتي نکنم و جز اشتغال به تدريس علوم ديني و دروس مربوطه متصدي کار ديگري نشوم. ششم مهر 47 (ص 119).
يکي از برنامههاي سياسي آيت مشکيني برگزاري دعاي ندبه در مدرسه حجتيه بوده است. به گزارش ساواک وي در اين جلسات درباره مسائل سياسي سخن ميگفته است (ص 139).
آيتالله حکيم در خرداد 1349 درگذشت و شماري از علماي مبارز وقت قم، با نوشتن متنهايي لزوم تقليد از آيتالله العظمي خميني را مطرح کردند. متن نوشته آنها در اينجا درج شده که خواندني است: آيات منتظري، رباني شيرازي، فاضل لنکراني، حسين نوري، صالحي نجف آبادي، احمد جنتي، يحيي انصاري، علي مشکيني، ابراهيم اميني، محمد شاه آبادي. (ص 173 – 174).
اما نخستين سند درباره شهيد جاويد در بهمن 1348 مطرح شده است.
اين زمان موضوع شهيد جاويد موضوع روز بوده و آقايان منتظري و مشکيني که تقريظي براي کتاب نوشته بودند سخت مورد حمله قرار گرفتند. آيتالله گلپايگاني و مرعشي با کتاب مخالف بودند، چنان که منبريهاي قم نيز با آن سخت مخالف بودند. اسنادي که پس از اين درباره کتاب شهيد جاويد آمده است، ميتواند سياست ساواک را در قبال نشر اين کتاب و بهرهبرداري از آن در راستاي تضعيف نهضت امام را به خوبي نشان دهد.
داستان شهيد جاويد بسياري از روحانيون را نسبت به فعاليت انقلابي مردد کرد. در سال 1356 يک رابط ساواک که توانسته با پوشش نزد آيتالله يحيي انصاري شيرازي برود از قول او چنين نقل ميکند که: از قول من به آقاي خميني بگوييد عدهاي زير پوشش علاقهمندي به شما از مرام وهابيگري ترويج ميکنند. به آنان ميگوييم آقاي خميني از چهل سال قبل با تأليف کتاب کشف الاسرار با وهابيگري مبارزه کرد. آنان در جواب ميگويند اين کتاب نوشته ايشان نيست و عدهاي از آنان هم ميگويند آقاي خميني تغيير عقيده داده است. (ص 370). تحليلهاي بعدي ساواک هم از اين اظهارنظرها جالب است.
از اسناد موجود دامنه گسترده فعاليتهاي انقلابي آيتالله مشکيني آشکار ميشود. ساواک همه جا مراقب وي بوده و بارها و بارها وي را به شهرهاي گوناگون تبعيد کرده است.
يک سند جالب صورتجلسه موجودي کتابها و اعلاميهها و نامههاي انقلابي است که در تاريخ 23 خرداد 57 در منزل آيتالله مشکيني يافت شده و ساواک ثبت کرده است. از روي اين موجودي ميتوان نکات جالبي را دريافت. آثار جلالالدين فارسي، شريعتي، بازرگان، اعلاميههاي انقلابي، اشعار انقلابي و... در شمار اين اشياست.
در اسناد مربوط به سال 56 سندي آمده است، شخصي ميگويد که من در قم خدمت آقاي پسنديده رسيدم. وي سفارش کرد به مناسبت درگذشت دکتر شريعتي بدون سر و صدا از وي تجليل شود (ص 367).
يک گزارش شگفت ديگر مربوط به بازتابهاي ديدار آيتالله خويي با فرح پهلوي است. ساواک فهرستي از بازتابها را در ميان انقلابيون ايران منعکس کرده که از آن جمله، تلفنهاي فراوان از سوي معترضان به منزل آقاي لطفي، نماينده تامالاختيار آيتالله خويي در تهران است. داستان اين مقالات به قرار آنچه گزارش شده اين است:
شهبانوي ايران در حالي که آقاي خويي مريض بوده و خوابيده بوده است، بدون اطلاع قبلي با چند نفر مسلح عراقي ناگهان و غافلگير پيش آقاي خويي رفتهاند و خويي در مقام امر انجام شده قرار گرفته است و سخناني هم که خويي به شهبانوي ايران گفته است، کاملا با گفته راديو مخالفت دارد، زيرا خويي به ايران و ملت ايران اصلا دعا نکرده و آنها را دعوت به همبستگي و سرمشق گرفتن از علي ـ عليه السلام ـ كرده و آنچه راديو ميگويد نکرده است، بلکه خويي در اين ملاقات به سه موضوع اشاره کرده است:
* نفوذ بهاييان در ايران
* اشاره به حوادث اخير و کشتار دسته جمعي
* اهانت به علما و زندان و تبعيد کردن آنها. و در هر سه موضوع، خيلي با تندي صحبت کرده است؛ در ضمن اين ملاقات در کوفه انجام شده است نه در نجف. (ص 411).
ضمن تقدیر از خدمات رسانه ای شما مطلب وموضوع این بخش کمی برای خواننده ابهام در بردارد حتی باچند بار مطالعه مشخص نسیت که منظور نگارنده چیست تائید و تاکید بر شخصیت بی بدیل و شریف مرحول ایت الله مشکینی وخدمات بسیار ایشان است یا بررسی اوضاع واحوال آن زمان از نگاه اسناد تاریخی است





