صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اسرائيل به آمريكا: در مذاكره با ايران، ما را فراموش نكنيد

دولت واشنگتن، تنها به قيمت يک بليت هواپيما براي ويليام برنز، سومين مقام ديپلماتيک وزارت خارجه آمريکا، به سريعترين و مهمترين هدف خود رسيد و بلافاصله شاهد کاهش 12 درصدي قيمت نفت بود... اکنون اورشليم نيز بايد تغيير رويه دهد و به جاي اينکه به اميد واهي صدور دستور بمباران ايران توسط بوش باشد، بايد نگاه به جوانب مثبت گفت‌وگوي ايران و آمريکا را با تأکيد بر منافع حياتي اسرائيل آغاز کند.
کد خبر: ۱۴۲۸۵
| |
16136 بازدید

روزنامه «هاآرتص» در گزارشي كه به نظر با هدف تشريح «مطالبات اسرائيل از مذاكره احتمالي آمريكا با ايران» منتشر كرده، مدعي است: اسرائيل نشان داده که کاملاً در برابر چرخش اخير سياست آمريکا در برابر ايران غافلگير شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، اين روزنامه مي‌نويسد: دولت بوش پيش از اين‌که تصميم به اعزام يک ديپلمات ارشد آمريکايي را به مذاکرات ايران و اروپا بگيرد، با اسرائيل مشورتي نکرده بوده و در مورد قصد خود براي بازگشايي دفتر حافظ منافع در ايران هم هيچ اطلاعاتي در اختيار اسرائيل قرار نداده است.

دفتر نخست‌وزير اسرائيل، تقريباً در دقيقه نود از سياست جديد آمريکا آگاه شد و آن نيز تنها با اين هدف بود که شوکه نشدن شديد اسرائيل از اين کار را تضمين کند. اگر مذاکرات و پيشنهادهاي مخفيانه بين تهران و واشنگتن پيش از اطلاع به اسرائيل صورت گرفته باشد، آنگاه بايد اذعان کنيم که اسرائيل کاملا از آنها بي‌اطلاع بوده است.

تنش‌زدايي آمريکا و ايران، يک پيامد کاملاً روشن به دنبال دارد: تا هنگامي که بازي ديپلماتيک ادامه پيدا کند، هيچ شانسي براي اقدام شديد جامعه جهاني عليه ايران وجود نخواهد داشت که اين امر شامل بمباران نکردن تأسيسات اتمي، عدم تحريمات دريايي و پروازهاي تجاري که مورد توجه اسرائيل بوده است، مي‌شود. حتي اگر يک ديپلمات رده پايين آمريکايي هم به ايران فرستاده شود تا با مردم اين کشور رابطه برقرار کند، آنگاه رژيم ايران از مصونيت کامل در برابر جامعه جهاني برخوردار خواهد شد.

مقامات اسرائيلي هنوز هم اميدوار هستند همه چيز را از دست نداده باشند و آمريکا هنوز هم اقدام استراتژيکي صورت نداده باشد و اين مذاکرات نيم بند باعث هموار شدن راه براي حمله نظامي به ايران شود.

مردم آمريکا ديگر ظرفيت پذيرفتن يک جنگ ديگر را ندارند و ارتش اين کشور نيز با گشايش جبهه سوم در ايران بعد از افغانستان و عراق مخالف است. مردم آمريکا بيشتر نگران افزايش قيمت بنزين هستند تا تمايلات اتمي ايران و در ميان همه راهکارهايي که دولت بوش براي حل بحران انرژي اين کشور مدنظر داشته، بازنگري در ارتباطات آنها با ايران به عنوان كارسازترين راه بروز پيدا کرده است.

دولت واشنگتن، تنها به قيمت يک بليت هواپيما براي ويليام برنز، سومين مقام ديپلماتيک وزارت خارجه آمريکا، به سريعترين و مهمترين هدف خود رسيد و بلافاصله شاهد کاهش 12 درصدي قيمت نفت بود.

از همان پاييز گذشته، نشانه‌هايي از نرم شدن واشنگتن در برابر تهران ديده مي‌شد. مقامات آمريکايي همتايان اسرائيلي را توجيه کردند که هم اکنون هرگونه طرح براي اقدام نظامي عليه ايران ديگر به تاريخ پيوسته است. آنها با شوق تمام به مقامات اسرائيل گفتند راه گفت‌وگو را برگزيده‌اند و توصيه کردند بهتر است اسرائيل نيز همين راه را در پيش گيرد. حتي اگر ايران هم به بمب اتم دست يابد، وجود سفارت آمريکا در تهران، بهترين تضمين براي ثبات و آسايش منطقه خواهد بود.

انتشار گزارش سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا، مبني بر توقف برنامه تسليحاتي اتمي ايران در سال 2003 ايهود باراک، وزير دفاع اسرائيل را قانع کرد که دولت بوش، ديگر خود را درگير مشکل ايران نخواهد کرد و تصميم گيري در اين مورد را به رهبر بعدي کاخ سفيد موكول خواهد كرد.

به اين ترتيب، اسرائيل به شدت نگران دستيابي ايران به سلاح اتمي شد و اولمرت، نخست وزير اسرائيل در صدد برآمد تا موضع واشنگتن را تغيير دهد و پس از ارايه گزارش اطلاعاتي متناقضي به بوش درباره برنامه اتمي ايران، وي تقريباً گمان مي‌برد که موفق به خنثي کردن اثر گزارش سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريکا شده است. موفقيت اولمرت در نابودي تأسيسات اتمي مشکوک سوريه در تابستان گذشته، تقريباً وي را متقاعد کرده بود که اين کار در مورد هدف بعدي هم امکان‌پذير است و به اين ترتيب، در گفت‌وگويي با ‌هاآرتص در ماه آوريل، لحن خود را تندتر کرد و گفت: من به مردم اسرائيل اعلام مي‌کنم که ايران هرگز به توانايي‌هاي اتمي دست نخواهد يافت.

بوش در آغاز، حمله اسرائيل به سوريه را هشداري به ايران خواند تا نشان دهد با اين روش اسرائيل موافق است، اما ناگهان از ماه گذشته همه چيز تغيير کرد؛ پنتاگون شروع به افشاي اطلاعاتي مبني بر مخالفت قاطع با اقدام نظامي اسرائيل عليه ايران کرده و ماه گذشته بوش در اروپا اعلام نمود كه مي‌خواهد تا چهارچوب چندجانبه برخورد با پرونده ايران را تغيير داده و از آن فراتر رود.

مطمئناً اين موضع کسي نيست که در تابستان يا پاييز امسال قصد وارد شدن به يک جنگ را دارد، بلكه موضع کاملاً عادي فردي است که قصد ايجاد شبکه اي ديپلماتيک را پيش از ترک پست‌هاي دولتي دارد. از همين روي، اورشليم تصميم گرفت اين نشانه‌ها را نديده بگيرد و به تهديدات خود ادامه دهد.

سفير اسرائيل در آمريکا از تحريمات شديد نفتي عليه ايران سخن گفت، اما سه روز پس از آن، سياست آمريکا در راهي مخالف به جريان افتاد. اکنون اورشليم نيز بايد تغيير رويه دهد و به جاي اينکه به اميد واهي صدور دستور بمباران ايران توسط بوش باشد، بايد نگاه به جوانب مثبت گفت‌وگوي ايران و آمريکا را با تأکيد بر منافع حياتي اسرائيل آغاز کند.

اين گزارش در پايان مي‌افزايد: در درجه نخست، اسرائيل بايد به فکر اين باشد که تعطيلي برنامه اتمي ايران نبايد رودرروي تعطيلي نيروگاه ديموناي اسرائيل و يا هر تلاش ديگري قرار گيرد که منجر به تضعيف قدرت بازدارندگي اسرائيل شود.

علاوه بر اين، اسرائيلي‌ها بايد خواستار توقف فعاليت سانتريفيوژهاي ايران شوند و اگر هم در اين راه موفق نشدند، بايد خواستار جبران خسارت و تضمين‌هاي امنيتي مانند تکنولوژي‌هاي پيشرفته ضد موشکي شوند. بايد بدانيم ديپلمات‌ها بر خلاف خلبانان هيچ گاه به خاطر اعمال قهرمانانه‌شان مورد تقدير قرار نمي‌گيرند، هرچند بايد به آنها فرصت داد تا مانند ليبي و کره شمالي براي توقف برنامه اتمي ايران هم تلاش کنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟