منحني توليد نفت در نقطه اوج
درحالي كه بهاي نفت تا مرز 135 دلار يعني دو برابر بهاي آن در مقايسه با سال قبل افزايش يافته است، برخي کارشناسان ميگويند نقطه اوج توليد نفت در جهان به زودي فراخواهد رسيد.
به گزارش خبرگزاري ايسنا، عبدالله سالم البدري - دبيركل سازمان کشورهاي صادرکننده نفت (اوپك) - عامل اصلي افزايش بهاي نفت را نه ناهمخواني عرضه و تقاضا، بلکه گمانهزني درباره آينده اين ماده سوختي توسط دلالان در بازارهاي نفتي ميداند.
وي در ديدار خود از اکوادور، با اظهار ناخشنودي از افزايش بيسابقه بهاي نفت، تأکيد کرده است که اوپک نه توليد خود را افزايش ميدهد و نه قصد دارد مبادلات خود را با يورو انجام دهد.
اين درحالي است كه روز پنجشنبه، بهاي نفت خام در بازارهاي جهاني به 135 دلار در هر بشکه يعني دو برابر بهاي آن در سال گذشته رسيد.
آيا به زودي منابع موجود ته خواهند کشيد؟
برخي از کارشناسان معتقدند که منحني توليد نفت امروزه به نقطهي اوج خود (Peak Oil) رسيده است و به اين ترتيب انسان وارد عصر جديدي شدهاست. بنا بر نظريه پيک اويل، بشر در 165 سال گذشته تاکنون تقريباً نيمي از نفت قابل استخراج در سراسر جهان را مصرف کردهاست. اگر اين تئوري صحيح باشد، به اين معناست که ذخاير نفتي موجود بر روي کره زمين با افزايش بيسابقه تقاضا، کمتر از 160 سال آينده به پايان خواهند رسيد؛ بنابر اين تئوري، با رسيدن به اوج قله استخراج نفت، منحني توليد سال به سال نزول خواهد کرد و به زودي به پايان خواهد رسيد.
آغاز يک فاجعه؟
در عين حال، سودبرندگان از افزايش بهاي نفت، تئوري پيکاويل را رد ميکنند.
يك از اتحاديههاي اقتصادي اروپا در پيشبينيهاي خود براي سال 2025 مينويسد: ذخاير نفتي جهان در آينده نزديک به پايان نميرسد. برخي از کارشناسان نيز با اين اتحاديه همعقيدهاند. سخنگوي مطبوعاتي شركت شل هم معتقد است فاکتورهايي مانند کمبود نيروي متخصص وتجهييزات حفاري براي استخراج نفت، عامل اصلي محدوديتها در توليد اين ماده سوختي هستند و نه تقليل منابع نفتي.
به اعتقاد اين کارشناسان، در محاسبات مربوط به تئوري پيک اويل، حوزههاي نفتي غيرمرسوم در نظر گرفته نشدهاند. مخالفان اين تئوري معتقدند که با افزايش بهاي نفت و کاهش منابع موجود، فنآوريهاي جديد براي استخراج نفت مثلا از اعماق دريا به وجود خواهند آمد.
به گزارش دويچه وله، از سوي ديگر اما نهاد فدرال علوم زمينشناسي و مواد خام آلمان پيشبيني ميکند پيک اويل ميآيد و نقطه اوج توليد نفت در سال 2020 خواهد بود.
ولفگانگ بلنديگر - قائم مقام انجمن مطالعات پيک نفت و گاز (ASPO) و تنها استاد رشته جغرافياي نفت خام در آلمان - هم معتقد است که نقطه اوج منحني توليد در سال 2010 فرا خواهد رسيد.
او معتقد است که حوزههاي غير متداول نفتي را نبايد در نظر گرفت، چرا که از پيشرفتهاي تکنيکي سالهاست که سخن ميرود و هيچکاري عملاً در اين زمينه نشدهاست.
او ميافزايد: براي به دست آوردن يک ليتر نفت خام از برخي از اين منابع، بايد دو ليتر نفت خام مصرف شود. قضيه در مورد منابع دريايي هم همينگونه است. عملياتهاي حفاري در عمق زياد و کوچک بودن وسعت اين حوزههاي نفتي، استخراج نفت را مقرون به صرفه نميکند.
به اعتقاد او بشر در آينده تنها با يک واقعيت روبروست و آن هم اينکه با پايان يافتن منابع موجود "هيچ گزينهاي براي آينده نداريم".
در اين ميان، برخي کارشناسان، سرمايهگذاري در انرژيهاي تجديدپذير را، تنها راه گريز از بحران "عصر بينفتي" ميدانند.
پيک اويل تا چه اندازه واقعيت دارد؟
اما شرکتهاي بزرگ نفتي مشکلي با کمبود توليد اين ماده سوختي ندارند. بازار تجارت با نفت سکه است. آنها ميتوانند در روزگار "بينفتي" با سرمايه اندوخته شده، در بخشهاي ديگر سرمايهگذاري کنند. کمبود نفت مشکل جدي بشريت است نه صنعت نفت.
اکنون دهها سال از عمر تئوري پيک اويل ميگذرد. برخي کارشناسان صنعت نفت در سال 1956 نقطه اوج توليد در حوزههاي نفتي ايالات متحده را براي سال 1970پيش بيني کرده بودند؛ پيشبيني که درست از آب درآمد. زنگهاي خطر مدتهاست که به صدا درآمدهاند.
نفت پايه و اساس اقتصاد، جابهجايي و در يک کلام، زندگي بشر امروزي است. 96درصد از حجم عبور و مرور با وسائل نقليه زميني، هوايي و دريايي امروزه بر دوش نفت است. جهان بدون نفت براي انسان امروزي غير قابل تصور است.
براي مقابله با روز بينفتي چه بايد کرد؟
تنها راه حل واقعي و عملي براي مقابله با پايان منابع نفتي، به اعتقاد برخي از کارشناسان، سرمايهگذاري در بخش انرژيهاي تجديدپذيرو ذخيرهي انرژيهاي کنونيست.


