نمونهاي از مسكنرساني با نامه به رئيس جمهور؛ از وبلاگستان
وبلاگ انار ترش نوشت:
رئيسجمهور براي ديدار با مردم و بازديد از محلههاي تهران، در جمع اهالي آن محل حاضر ميشود.
سعيد با شوق و اشتياق فراوان تلاش ميكند تا خود را به احمدينژاد برساند و در نهايت موفق ميشود رو در روي رئيسجمهور قرار گيرد.
نامهاش را به احمدينژاد ميدهد و ميگويد: آقاي احمدينژاد از نظر مسكن به طرز وحشتناكي در مضيقه و سختي هستم؛ چندين ماه است اجارهام را نتوانستهام بدهم؛ از شما تقاضا دارم مشكل مرا حل كنيد.
رئيسجمهور نامه را ميگيرد.
بعد از مدتي از دفتر رياست جمهوري با سعيد تماس ميگيرند: آقاي جهانديده؟
ـ بله خودم هستم شما؟
ـ من از دفتر آقاي احمدينژاد تماس ميگيرم خدمت شما...
تمام وجود سعيد را اشتياق و استرس و انتظار فرا ميگيرد... آقاي جهانديده براي مسئله مسكنتان با شماره (...) دبيرخانه وزارت مسكن تماس بگيريد؛ آقاي رئيسجمهور روي نامه شما دستور رسيدگي صادر كرده.
سعيد ميگفت: با وزارت مسكن تماس گرفتم. گفتند نامه در حال رسيدگي است. متن نامه احمدينژاد به وزير مسكن اين بود:
«جناب آقاي سعيدي كيا؛ رسيدگي و كمك كنيد تا مشكل مسكن خود را حل كنند و نتيجه را اعلام كنيد».
مدتي بعد، تلفن زنگ ميزند: از دفتر آقاي سعيدي كيا وزير مسكن تماس ميگيرم؛ گوشي...
آهنگ انتظار به پايان ميرسد: سلام عليكم؛ سعيديكيا هستم. در رابطه با آن نامهاي كه به آقاي احمدينژاد داده بوديد رسيدگي كرديم؛ پيشنهاد من اين است كه در زمينهاي 99 ساله ثبت نام كنيد.
اعصاب سعيد به هم ميريزد: ولي آقاي وزير! من الان به شدت در مضيقه هستم؛ شرمنده زن و بچهام شدهام؛ زمينهاي 99 ساله...
وزير ميگويد: در هر حال، اين تنها كاري بود كه از بنده بر آمد. خداحافظ شما...
و اين ماجرا نمونهاي بود از خروار...
آنچه كه مايه تأسف است، رسيدگي تشريفاتي به نامهها و درخواستهاي مردم است. چرا كه به عنوان مثال در همين نامه احمدينژاد به سعيديكيا وزير مسكن چند كلمه كليدي وجود دارد، شخص وزير تنها به يكي از آنها عمل كرده است.
كلمات كليدي نامه احمدينژاد به وزير مسكن اينهاست: رسيدگي، كمك، حل مشكل، اعلام نتيجه.



