نشانههايي از واقعگرايي در آمريكا درباره ايران و رهبر انقلاب
برخي اظهارات رهبري در يزد را پيامي براي جلوگيري از برخي اقدامات ناپخته ارزيابي ميكنند....وي در پژوهشي نزديک به 40 صفحه، به کنکاش در مواضع رهبر انقلاب در 3 دهه گذشته پرداخته و مينويسد: شايد در جهان، هيچ رهبري وجود نداشته باشد که به اندازه آيتالله خامنهاي براي مسائل جاري جهان اهميت داشته باشد، اما همزمان تا اين حد براي جهانيان ناشناخته باشد.
کد خبر: ۸۵۸۸
| | 23809 بازدید
انتشار برخي تحليلها و ديدگاهها، از بروز تحليلهاي نزديك به واقعيت درباره ساختار جمهوري اسلامي ايران در مراكز پژوهشي ايالات متحده حكايت دارد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، مقاله «نگاه جهان به قدرتمندترين رهبر ايران» The world view Iran's most powerful leader كه توسط كريم سجادپور، كارشناس مسائل ايران بنياد صلح كارنگي در واشنگتن نگاشته شده، از اين دست است.
وي در پژوهشي نزديک به چهل صفحه، به کنکاش در سخنرانيها، نوشتهها و مواضع رهبر انقلاب در سه دهه گذشته پرداخته و مينويسد: شايد در جهان، هيچ رهبري وجود نداشته باشد که به اندازه آيتالله خامنهاي براي مسائل جاري جهان اهميت داشته باشد، اما همزمان تا اين حد براي جهانيان ناشناخته باشد.

برخي اين اظهارات ايشان در آن مقطع را پيامي براي جلوگيري از برخي اقدامات ناپخته ارزيابي ميكنند.
کريم سجادپور در بخشي از مقالهاش مينويسد: مقامهاي آمريکايي هنگامي که با اين انتقاد مواجه ميشوند که «چرا به تماس با ايران نميپردازند»، در پاسخ ميگويند، با چه کسي در ايران بايد گفتوگو کرد. با اينکه پاسخ شايد آيتالله خامنهاي باشد، واقعيت آن است که تا زماني که [آيتالله] خامنهاي رهبر باشد، تغيير بنيادي در سياست داخلي يا خارجي ايران هم غيرمحتمل است.
سجادپور مي افزايد: آيتالله خامنهاي به اين دليل به مقام رهبري انتخاب شد كه به آرمانهاي انقلابي و آموزههاي آيتالله خميني وفادار بود.
البته در اين مقاله به انعطافهاي رهبر انقلاب نيز اشاره شده است.
نويسنده مقاله ميگويد: هر طرحي که آمريکاييان براي برقراري تماس با ايران طراحي کنند و آيتالله خامنهاي را در نظر نياورند، پيشاپيش محکوم به شکست است.
کريم سجادپور مينويسد: رابطه موفق، رابطهاي است که در پي برقراري مجراهاي ارتباطي با دفتر رهبري و ترجيحا شخص آيتالله خامنهاي باشد.
وي ميافزايد: اقدام ناموفق دولت کلينتون که [آيتالله] خامنهاي را دور ميزد و همچنين پرداختن به خاتمي و اصلاحطلبان در سال 2000، نمونههايي در همين زمينه به شمار ميروند.
اما در اين مقاله همچنين گفته شده است که طرف قرار گرفتن با رهبر انقلاب، شاخصها و ويژگيهايي نيز دارد که بايد رعايت شوند.
در مقاله به دو مورد اشاره شده است: [آيتالله] خامنهاي بايد متقاعد شود که ايالات متحده آماده است مشروعيت جمهوري اسلامي را به رسميت بشناسد و به آن احترام بگذارد و همچنين بايد متقاعد شود که سياست آمريکا، تغيير رفتار ايران است و نه تغيير رژيم.
نويسنده ويژگي دوم را اين چنين برمي شمارد: [آيتالله] خامنهاي هرگز توافقي را که متضمن قبول عقبنشيني يا پذيرفتن شکست باشد نخواهد پذيرفت و حتي در برابر اعمال فشار هم تن به مصالحه نخواهد داد. چون عميقا باور دارد سازش در برابر فشار، نتيجه معکوس ميدهد و به افزايش اعمال فشار منجر ميشود.
سجادپور در پايان ميافزايد: اما اگر فقط يک نکته باشد که آزموده شده و درست است، همانا اين نکته است که ديدگاه تماس با ايران اگر هدف خود را ناديده گرفتن، دور زدن يا دست کم گرفتن [آيتالله] خامنهاي قرار دهد، محکوم به شکست است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
مسئله اصلی مبارزه با استکبار است
حمایت از اسراییل است
عراق است
اسلام است و ...
نه امریکا از اسراییل دست می شوید و نه ایران از آرمانهای اسلام
پس ای آمریکا بدان که هنوز هم در اشتباهی
هرگاه امریکا و دشمنان این نظام مقدس در فکر طراحی نقشه ای برای ضربه زدن به این نظام و مرم بودند مقام معظم رهبری پیش از اینکه کسی متوجه آن خطرات شوند آنها را به مسئولین و مردم متذکر میشدند.
و هرگاه که ما متوجه ضربه ای از طرف دشمنانمان شدیم نتیجه بی توجهی یا کم توجهی به منویات و فرمایشات ایشان بوده.
نمونه این بینش و آینده نگری ایشان را می توان در مسائلی همچون تهاجم فرهنگی یافت که بی توجهی مغرضانه یا نا آگاهانه مسئولین وقت موجب پیشروی اهداف دشمن در این زمینه شد.
چرا که ایشان سالها قبل خطر تهاجم فرهنگی را گوشزد کرده بودند.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





