فوتبال ايران، در انتظار تبعات تصميمات سرمربي جوان
در فضاي کنوني ورزش کشور، چندان دور از ذهن نبود که انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال، همچون انتخابات اين فدراسيون، به حالتي فرسايشي مبدل شود و در نهايت گزينهاي خارج از اعلانات رسمي فدراسيون فوتبال، هدايت نيمکت تيم ملي کشورمان را بر عهده بگيرد. گزينهاي که در بدو ورود به تيم فوتبال ملي، همچون هنگامه حضور کلمنته در ايران، مورد حمايت قاطع رسانهها قرار گرفت و نگين انگشتري فوتبال ايران خوانده شد و نقادين حايز صراحت قلم نيز براي پيشگيري از متهم شدن به تخريب سرمربي تيم ملي، تنها بخشي از آنچه بايد بيان ميشد را مرقوم کردند تا همچنان فضاي رسانههاي ورزشي سياه و سفيد باقي بماند...
علي دايي يک روز بزرگترين عامل زمين خوردن فوتبال ملي ميشود و حتي براي دورهاي، ميان نيمکتنشينان تيم ملي نيز جاي نميگيرد و دورهاي ديگر برابر با يک اسطوره جهاني مربيگري، هدايت فوتبال ملي را برعهده ميگيرد و در اين اوضاع بازيکنان ملي پوش، مربيان و به طور خاص بلاشغلها، پيشکسوتان و در برخي موارد کارشناسان از دايي بت ميسازند تا بدين ترتيب حمايت بدون چون و چرا از سرمربي جوان حکم وظيفه را داشته باشد.
اما همانگونه که انتظار ميرفت، با عدم کسب نتيجه مقابل تيم ضعيف بحرين و تساوي دو بر دو ملي پوشان ايران برابر تيم ملي فوتبال کويت، به نظر ميرسد فضاي مستطيل سبز به آن سو ميرود که دايي يک بار ديگر در معرض شديدترين نقدها قرار گيرد و حاشيه، دامان تيم ملي را سخت بفشارد...
ابتدا بايد به بررسي سوابق و شخصيت حرفهاي علي دايي پرداخت. او فوتبال را از تيم استقلال اردبيل آغاز کرد و پس از آن به ترتيب پيراهن تيمهاي تاکسيراني، بانک تجارت، پرسپوليس، السد قطر، آرمينا بيله فلد، بايرن مونيخ، هرتابرلين، الشباب امارات، پرسپوليس، صبا باتري و سايپا را بر تن کرد. دايي در سطح ملي نخستين بازي رسمي خود را در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 1994 آمريکا مقابل عمان تجربه کرد و پس از آن با رکوردي نزديک به 150 بازي ملي و به ثمر رساندن 109 گل، عناوين برترين گلزن ديدارهاي ملي، برترين بازيکن گلزن آسيا، قهرماني در ليگ آلمان، نايب قهرماني جام قهرمانان اروپا، قهرماني در ليگ و جام حذفي ايران به انضمام عضويت در باشگاه صد گلههاي جهان و عضويت در کميته فني فدراسيون جهاني فوتبال را در ويترين افتخاراتش گردآوري کرده است...
اگرچه برخي مدعي هستند علي دايي پس از پذيرش نقش سرمربي تيم سايپا و پس از آن تيم ملي به کلي متحول شده و برخي رفتارهاي گذشتهاش را به فراموشي سپرده است، اما برخي برخوردها و اظهارنظرهاي اين سرمربي جوان در ايام پاياني سال 86 ثابت مينمايد او بايد هنوز در برخي موارد به صورت جدي تجديدنظر کند. آستانه صبر و تحمل دايي پايين است و اين امر مدتهاست آشکار شده است. دايي در پاسخ به گفت و گوي مهدوي کيا با يکي از رسانهها پيرامون عدم تماس فدراسيون با او در اظهارنظري تند عنوان داشت: قرار نيست با تک تک بازيکنان تماس بگيرم، مگر آن زمان که من دعوت نشدم، کسي با من تماس گرفت؟! البته اين اظهارنظر دايي ناقض حرفهاي گذشتههاي نه چندان دورش است که توقع داشت فدراسيون فوتبال جوياي احوال لژيونرهاي ايران که يکي از آنها خودش بود، باشد و اين امر نشان ميدهد دايي در برخي لحظات، حتي مسائلي خلاف تفکراتش بيان ميکند. او به دليل همين آستانه پايين نتوانسته با خبرنگاران نيز رابطهاي دوستانه و مسالمتآميز برقرار کند و برخي موارد اين مواجهه به برخوردهاي چکشي منتهي شده، کما اينكه در پاسخ به گفتههاي مجري برنامه 90 چندين بار الفاظ تندي را نثار اين مجري کرد...
هنوز فراموش نکردهايم علي دايي پس از انتخاب به عنوان سکاندار فوتبال ملي، در گفتوگو با برنامه 90 پيرامون عدم ارائه برنامه براي هدايت تيم ملي به فدراسيون کشورمان، از زندگي در ايران سخن به ميان آورد و به نحوي الفاظ را گردهم آورد که تصور شد در سطح ورزش کشور برنامه محوري کوچک ترين معنا و مفهومي ندارد و تنها در شعار خلاصه ميشود و با چنين طرز بياني اين ذهنيت را پررنگ تر نمود که فوتبال ملي فارغ از برنامه محوري پيش ميرود...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
بیایید دست به دست هم برای موفقیت تیم ملی از هیچ عملی فرو گزار نباشیم ، از تعصب خشک پرهیز کنیم و با قلم زنی های بی اساس و زود هنگام اذهان عمومی را تشویش نکنیم .
لطفا به علي دايي عزيز فرصت بدهيد
باور كنيم و باورش كنيم
تيم ملي احتياج به كار زيادي دارد
ولي حيف كه دوره سختي است براي راه يابي به جام جهاني
انشالله علي دايي ميتواند
ولي شما از دايي مي خواهيد 10 روزه معجزه كنه؟
نمی دونم چرا ما یاد گرفتیم خودمون و استاد در همه مسایل و رشتا ها قلمداد کنیم ؟
موقعی که بهترین بازیکنان ما در طی یکسال در مقابل تیمهای بسیار ضعیف نتو نستن کوچکترین عملکرد مثبتی داشته باشند . در صورتی که علی دایی را مورد انتقاد قرار میدادیم





