متن سخنرانی مهم باراک اوباما
اوباما چگونه قلبها را تسخیر میکند؟
من پسر مرد سياهپوستي از کنيا و زن سفيدپوستي از کانزاس هستم و اقوامي را از همه رنگها و نژادها در سه قاره جهان دارم و در جريان يک سال تبليغات نيز ديديم که ملت ما چقدر تشنه چنين پيامي هستند و به رغم تلاشهايي که براي نشان دادن نامزدي من با لنزي نژادي شده بود، ما بزرگترين پيروزيهايمان را در ايالاتي به دست آورديم که جمعيت سفيد بيشتري دارند.
کد خبر: ۸۲۴۷
| | 21916 بازدید
«باراک اوباما» حتي اگر رئيسجمهور آمريکا يا نامزد دمکراتها هم نشود، قطعا پديده اين دور از انتخابات ايالات متحده است، اما اين که باراک اوباماي سيهچرده چگونه با جامعه آمريکا ارتباط برقرار ميکند، مسألهاي است که بايد بررسي شود.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناک»، او هفته گذشته در يکي از تأثيرگذارترين سخنرانيهايش با جامعه آمريکا سخن گفت و از برخي شکافهاي عميق جامعه پر سر و صداي آمريکا پرده برداشت.
اين سخنراني اوباما از نظر سياسي، سخنراني مقتدرانه و از نظر معنوي تأثيرگذار و نافذ بود و اين در حالي است که واکنشهاي کليساي سياهان هم نشان ميدهد که افرادي مانند «جرمي رايت» از منتقدان اوباما از جريان اصلي اجتماعي در آمريکا فاصله گرفتهاند و با تصويري که اوباما ارايه داده است، يک دنيا فاصله دارد.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناک»، او هفته گذشته در يکي از تأثيرگذارترين سخنرانيهايش با جامعه آمريکا سخن گفت و از برخي شکافهاي عميق جامعه پر سر و صداي آمريکا پرده برداشت.
اين سخنراني اوباما از نظر سياسي، سخنراني مقتدرانه و از نظر معنوي تأثيرگذار و نافذ بود و اين در حالي است که واکنشهاي کليساي سياهان هم نشان ميدهد که افرادي مانند «جرمي رايت» از منتقدان اوباما از جريان اصلي اجتماعي در آمريکا فاصله گرفتهاند و با تصويري که اوباما ارايه داده است، يک دنيا فاصله دارد.

متن سخنراني باراک اوباما در رقابتهاي انتخاباتي در فيلادلفيا، پنسيلوانيا در هجدهم مارس اين گونه است:
«مردم آمريکا براي ساختن اتحادي کاملتر»
دويست سال پيش، گروهي از مردان آمريکايي، تجربه بينظير کشور ما در اجراي دمکراسي را به اجرا درآوردند. کشاورزان و دانشجويان دولتمردان و وطنپرستان، سرانجام اعلاميه استقلال آمريکا را در کنوانسيون فيلادلفيا به تصويب رساندند که از سال 1787 تا به حال پاي بر جا مانده است.
سندي که در آن زمان تهيه شده بود، امضا شد، اما هنوز هم کاملا اجرا نشده است. يکي از مهمترين لکههاي ننگ اين سند، موضوع گناه بردگي بود که باعث اختلاف ميان ايالات آمريکا شده و اين کنوانسيون را به نوعي به حالت تعليق درآورد تا زماني که بنيانگذاران آمريکا، تصميم به مجاز شمردن تجارت برده تا حدود بيست سال پس از تصويب سند پرداخته و راهكار نهايي را موکول به تصميم نسلهاي آينده کردند. هرچند پاسخ به پرسش بردگي در قانون اساسي ما که در هسته مرکزي خود، ايده تابعيت و شهروندي برابر تحت قانون و وعده آزادي مردم و عدالت و اتحاديهاي را داده بود که بايد در زمان کامل ميشد، همچنان مبهم مانده بود.
امروزه هنوز هم متون قانوني ما به اندازه کافي براي تضمين رهايي بردگان از قيود موجود و يا تضمين حقوق و تکاليف برابر براي مردان و زنان با رنگهاي متفاوت قدرت کافي را دارا نيستند. کاري نيز که نسلهاي پيشين ما از راه مبارزات حقوقي و خياباني انجام ميدادهاند، تلاش براي کاهش خلأ بين ايدهآلهاي موجود در قانون و واقعيات زمان آنها بوده است.
اين يکي از مهمترين اهداف ما در آغاز رقابتهاي انتخاباتي بود. ادامه دادن تلاشهاي پيشينيان براي دستيابي به تساوي و آزادي بيشتر و آمريکايي کاملتر و من به اين علت نامزد رياست جمهوري شدم که بر اين باورم در اين برهه از زمان، ميتوانيم با «با هم بودن» اين مشکلات را حل کنيم.
من پسر مرد سياهپوستي از کنيا و زن سفيدپوستي از کانزاس هستم و اقوامي را از همه رنگها و نژادها در سه قاره جهان دارم و در جريان يک سال تبليغات نيز ديديم که ملت ما چقدر تشنه چنين پيامي هستند و به رغم تلاشهايي که براي نشان دادن نامزدي من با لنزي نژادي شده بود، ما بزرگترين پيروزيهايمان را در ايالاتي به دست آورديم که جمعيت سفيد بيشتري دارند.
موضعگيريهاي اخير افرادي مانند رورند رايت به عنوان يک رهبر مذهبي، تنها ارايه کننده اختلافاتي ميان ايالات و مردم ما و ترويجکننده نوعي نژادپرستي سفيدپوستان است. اين سخنان تفرقهانگيز در زماني مطرح ميشود که ما بيش از هر زمان ديگري، به اتحاد نياز داريم و در زماني با اتهامات نژادي روبهرو هستيم که ميبينيم درگير دو جنگ بوده و تهديدات تروريستي و سقوط اقتصادي، بحران بهداشتي و تأثيرات بالقوه و نابودکننده تغييرات آب و هوايي که همگي آنها نه سفيد هستند و نه سياه و نه لاتين و نه آمريکايي، کشور ما را تهديد ميکند.
به هر روي، مسئله نژاد چيزي است که من نميتوانم ناديده گرفتن آن در اوضاع کنوني کشورمان را تأييد کنم و بايد هشيار باشيم که اشتباهات ديگران را دوباره تکرار نکنيم.
واقعيت اين است که موضعگيريهاي چند هفته اخير در داخل آمريکا عليه مسئله نژاد نشان دهنده پيچيدگي اين مسئله در کشور ماست؛ کاري که بايد آن را در اين کشور تکميل کنيم و اگر هماکنون از آن عقب نشيني کنيم، ديگر هيچگاه نميتوانيم دور هم جمع شده و مسائلي مانند بهداشت يا آموزش و پرورش و يا نياز به يافتن شغلهاي خوب براي هر شهروند آمريکا را حل کنيم.
فهم اين واقعيت نيازمند بازگشت به گذشته و دنبال کردن راهي است که به وضعيت کنوني منجر شده است. همان گونه که «ويليام فالکنر» هم ميگويد: «گذشته نمرده و دفن نشده است. در واقع حتي نميتوان نام آن را گذشته گذاشت.»
مدارس و سيستم آموزشي تبعيضآميز و نبود فرصتهاي اقتصادي براي سياهپوستان، بيعدالتيهاي اجتماعي و قانوني نسبت به آنان براي تملک زمين و گرفتن وام و ... از گذشتههاي دور و يا ممنوعيت سياهپوستان از ايجاد حزب و گروه و يا استخدام در نيروي پليس و ... نمونههايي از اين تبعيضها بودهاند.
ما هماکنون به يک بن بست نژادي رسيدهايم که رسيدن به آن سالها به طول انجاميده است. بر خلاف گفتههاي منتقدان سياه و سفيدپوست، من اعتقاد دارم که نميتوانيم با يک چرخه انتخاباتي صرف همه اين مشکلات نژادي را حل کنيم، اما اعتقاد قوي دارم که با همکاري با هم ميتوانيم بسياري از زخمهاي نژادي کهنه خود را خوب کنيم که اين اعتقاد من نيز ريشه در باور من به خدا و مردم آمريکا دارد.
بايد متوجه بود که تفکر تبعيض نژادي عليه سياهان از نظر سفيدپوستان، تنها زاده ذهن آنها نيست، بلکه مشروعيت تبعيض و وقايع کنوني، رخدادهاي واقعي هستند که بايد با سرمايهگذاري در مدارس و جامعه و اجراي قوانين حقوق مدني و تضمين عدالت در سيستم کيفري براي نسل جديد، نردباني از ترقي ايجاد کنيم که در اختيار نسلهاي قبلي نبوده است؛ فراهم آوردن شانسهاي مساوي براي همه رنگها، نژادها و اقوام که به داشتن يک اتحاديه واقعي و تکامل يافته کمک ميکند و سرانجام به آموزهاي که در همه اديان بزرگ دنيا تکرار شده خواهيم رسيد که آنچنان با ديگران رفتار ميکنيم که دوست داريم ديگران نيز با ما رفتار کنند.
نژاد براي ما تنها نمونه و نماد مبارزات ما براي ايجاد تساوي خواهد بود، همانگونه که در دادگاه او جي يا پس از طوفان کاترينا شاهد آن بوديم. اين ديدگاه ميتواند در همه کانالهاي زندگي مردم آمريکا در جريان باشد.
بايد اين بار متفاوت باشيم و به فکر مدارسي باشيم که آينده کودکان سياه و سفيد و آسيايي و لاتين و بومي آمريکا را ميسازند. اين بچهها فرزندان آمريکا نيستند. فرزندان ما هستند و ما اجازه نخواهيم داد که آنها از اقتصاد قرن بيستم عقب بيفتند. اين بار نه.
اين بار ما از مردمي سخن ميگوييم که از هر رنگ و هر نژادي در کنار همديگر در خدمات اضطراري در کشور ميدرخشند و از مردان و زناني با رنگها و نژادهاي گوناگون سخن ميگوييم که همراه يکديگر زير يک پرچم جنگيده و خون خود را فدا ميکنند. ما در اين باره کار ميکنيم که چگونه آنها را از جنگي باز گردانيم که هيچ گاه نبايد اجازه آن داده ميشد و وطنپرستي را با توجه به آنان و خانوادههايشان و جبران واقعي زحمات آنها اثبات خواهيم کرد.
اگر من با تمام وجودم اعتقاد نداشتم که اين چيزي است که بيشتر مردم آمريکا خواهان آن هستند، نامزد رياست جمهوري نميشدم.
در همين حال، «واشنگتنپست» در تحليلي بر سخنراني باراک اوباما در آستانه يک عيد مذهبي مسيحي نوشت که يک هفته پس از اين سخنراني در فيلادلفيا هماکنون بيشتر سياستمداران و روزنامهنگاران به اين نتيجه رسيدهاند که «يک اتحاد تکامل يافته» که عنوان اين سخنراني او نيز بوده است، محور و مهمترين بحث تبليغات انتخاباتي باراک اوباما از سال 2004 تا کنون در جبهه دمکراتها بوده است.
اما اين سخنراني اوباما از نظر سياسي که يک سخنراني مقتدرانه و از نظر معنوي تأثيرگذار و نافذ بود و اين در حالي است که واکنشهاي کليساي سياهان هم نشان ميدهد که افرادي مانند جرمي رايت از منتقدان اوباما از جريان اصلي اجتماعي در آمريکا فاصله گرفتهاند و با تصويري که اوباما ارايه داده است، يک دنيا فاصله دارد.
رايت کسي بود که بنياد متعلق به او براي نخستين بار مسائل مربوط به «حسين»، نام مياني اوباما را مطرح کرد و اوباما با اين سخنراني تا حدي موفق شد پاسخ اين انتقادات او را بدهد.
هدف دوم اوباما هم شبيهسازي فضايي براي گفتوگوي سالم ميان آمريکاييها بود و ميتوان تمام سخنرانيهاي قبلي او را تنها شعارهاي انتخاباتي دانست، اما خط مشي سخنراني فيلادلفيا را ميتوان يک جريان براي رئيسجمهور واقعي آمريکا دانست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


