تأملي در باب انتخابات و مجلس
دكتر غلامعلي رجايي
کد خبر: ۸۰۰۵
| | 7649 بازدید
gholamalirajaee@yahoo.com
سرانجام هرچه بود، بحمدالله انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، به خير و خوشي ـ به ويژه براي برخي! ـ تمام شد و مثل هميشه، ملت بزرگ ما از اين آزمون حساس، سربلند و پيروز بيرون آمد و با حضور خود در پاي صندوقهاي رأي، ديگر بار، علاقهمندي و وفاداري خود را به نظام مقدس جمهوري اسلامي ـ كه برخاسته از خون مطهر شهيدان است ـ آشكار نمود.
تنها پيروز اين صحنه و عرصه، ملت بزرگ ايران بود كه امضا كرد چه كساني به حساسترين و كليديترين مركز كشور، يعني مجلس راه يابند؛ مجلسي كه گذرگاههاي حساس تاريخ سياسي پس از انقلاب و حوادثي مانند راي عدم كفايت بنيصدر از رئيسجمهوري با هوشمندي خاص خود پشت سر گذاشته است؛ مجلسي كه جرأت و جسارت آن را داشت كه درباره بركناري آيتالله منتظري از منصب قائممقامي رهبري به امام امت نامه بنويسد، از امام تقاضاي توضيح كند كه از امام هم توضيح شنيد؛ مجلسي كه حضرت امام تصميم درباره آزادي يا عدم آزادي گروگانهاي لانه جاسوسي آمريكا را به عهده آن نهادند و اين كار خطير را در عهده وكلا و نمايندگان مردم دانستند، هرچند اين مجلس به تدريج از اندازههاي خود كناره گرفت و از شأن و منزلت واقعي خود دور ماند تا جايي كه شايد هماكنون هرگز در مخيله نمايندگان آن ورود به چنين حوزههايي كه گفته شد، نگنجد و متأسفانه، بيشترين حد جسارت مجلس پيشين و مجلس كنوني خودنمايي و استفاده از اختيارات خود در حد پرسش از چند وزير و استيضاح آنان، آن هم در سالهاي پيشين! ـ خلاصه شده است. چه رسد به اينكه بخواهد رؤساي جمهور را به مجلس بكشاند، البته با يكنواخت شدن نسبي تفكر سياسي دو قوه مجريه و مقننه، نبايد به چنين جسارتهاي ملتپسند و عدالتگرايانه و حقمنشانه دل بست كه اين كمترين آفت، حاكميت تكصدايي و يكصدايي در اداره امور كشور و نظام است.
اميد كه با شكسته شدن حاكميت يك تفكر در مجلس ـ از هر گرايش كه باشد ـ و ورود هرچه بيشتر نامزدهاي مستقل به خانه ملت، مجلس بتواند دوباره در حد و اندازههاي اوليه خود ظاهر شود و از رخوتي كه در ساليان اخير گريبانگير آن شده و حتي صداي خود نمايندگان را هم درآورده است، به درآيد و اين امكان ندارد، مگر آنكه مجلس در درون خود، به پالايش انقلابي دست زند و در گام نخست، حساب خود را از كساني كه مؤيدالدولهاند و يا كاسب و مجلس را با محل كسب درآمد چند نسل پس از خود گرفتهاند، جدا كند.
در سفر حج امسال، يكي از نمايندگان خوشنام پنج دوره مجلس كه از قضا بر مشي استقلال از جناحها حركت ميكند، از نمايندهاي ميگفت كه حداكثر روزي يك ساعت، آن هم براي اينكه از مجلس به دليل كثرت غيبتهاي خود اخراج نشود، در جلسات آن حضور پيدا ميكند. همين چند روز پيش، همكاري ميگفت، هر كاري ميكند، فرزندانش راضي به رأي دادن نميشوند، آن هم به اين دليل كه يك نماينده كه فاميل و همسايه اوست، زير پاي هر فرزندش يك خودرو آخرين سيستم شخصي گذاشته و خانهاي مجلل در ولنجك تهران ميسازد. او ميگفت فرزندانم ميگويند برويم رأي بدهيم كه امثال اين آقا، پولشان از پارو بالا رود و فرزندانشان با تفاخر و اشرافيگري جلوي ما ويراژ بدهند! البته خدا را شكر كه در مجلس هستند بسيار كساني كه هنوز بر سر پيمانهاي خود با امام مردم و شهيدان محكم و پابرجا ايستادهاند، اما مجلس از چنان جايگاه حساسي برخوردار است كه حتي اگر دو نمونه گفته شده كه متأسفانه اين مصاديق منحصر به آنها نميشود هم در آن ديده شود، باز قابل تحمل نيست.
نكته مهم ديگر در باب انتخابات مجلس و به ويژه در سطح تهران است. به نظر ميرسد ادامه دادن به رسم و سنتهاي گذشته، گاه كار شايستهاي نباشد. هماكنون جمعيت كشور نسبت به شرايط سالهاي اول پيروزي، از مرز دو برابر فراتر رفته است. تعداد نامزدهاي داوطلب ورود به مجلس و شوراها، دوره به دوره افزونتر از پيش ميشوند، اما قانون تبليغ نامزدها كمتر از يك هفته است و اين امر در كلان شهري مانند تهران كه تنها مطالعه دقيق اسامي ليستهاي نصب شده در حوزههاي رأيگيري نيم ساعت طول ميكشد، خندهآور است. به نظر ميرسد در اين باب بايد تأمل جدي كرد و قانون و آييننامههاي موجود را تغيير داد.
يك نماينده چگونه ميتواند در كلانشهري مانند تهران در كمتر از يك هفته در مراكز گوناگون اعم از مدارس، مساجد، حوزههاي علميه و دانشگاهها، مراكز غيردولتي، كارخانهها ... حاضر شود و با مردم سخن بگويد و به پرسشهاي آنان پاسخ گويد و خود را معرفي كند، آن هم در شرايطي كه نامزدها قانونا نميتوانند از راديو و تلويزيون كه تأثير آن براي اطلاعرساني به مخاطبان هرگز قابل مقايسه با رسانههاي مكتوب نيست با افكار عمومي در ارتباط باشند و عجيب آنكه اين امر براي نمايندگان خبرگان كه چند نفر بيشتر نيستند و بايد با رأي مردم به چنان مرتبت والايي برسند كه از سوي مردم بر رهبري و امور وابسته به ايشان نظارت كنند نيز يكسان است.
البته اين امر ارتباط نزديكي دارد با ملي بودن و دولتي بودن صداوسيما و اگر در كشورمان مثل خيلي از كشورهاي ديگر اعم از مسلمان و نامسلمان يا شرقي و غربي رسانه خصوصي داشتيم، وضع اين گونه نبود، اما چه ميشود كرد كه يكي از اصليترين شعارهاي انقلاب يعني «آزادي» البته در حد دين و قانون، هنوز در حد مطلوب جدي گرفته نشده و مترادف با واژه استقلال به معناي رهايي از حاكميت خارج و بيگانه ديده شده و سرانجام چيزي در حد و اندازه رهايي از استبداد ستمشاهي كه براي هميشه به قبرستان تاريخ سپرده شده، معنا گرديده است. حال آنكه معناي آزادي اين نيست و به نظر اين كمترين ظرفيتهاي معطله و استفاده نشده از اين شعار كليدي و محوري، هنوز فراوانند كه آزادي جريان اطلاعرساني درست و مفيد فارغ از حاكميت دولت و نهادهاي رسمي تصميمگيرنده نظام و البته در چهارچوب قانون و شرع مقدس، از ابتداييترين آنهاست.
كمترين ضرر در روند كنوني در انتخابات آن است كه مردم اولا به دليل كثرت نامزدها و ثانيا به دليل فرصت بسيار كم تبليغ و شناخت آنها، تن به انتخاب ليستي يكپارچه ميدهند، چون به اندازهاي در امر انتخابات و شناخت نامزدهاي شايسته دچار تنگنا و محدوديت شناخت هستند كه راهي جز اين امر برايشان باقي نميماند و هم از اين رهگذر است كه از آغاز تاكنون در كلان شهري مانند تهران، غالبا ليستهاي يكي از دو جناح، حاكميت مطلق داشتهاند.
سرانجام هرچه بود، بحمدالله انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، به خير و خوشي ـ به ويژه براي برخي! ـ تمام شد و مثل هميشه، ملت بزرگ ما از اين آزمون حساس، سربلند و پيروز بيرون آمد و با حضور خود در پاي صندوقهاي رأي، ديگر بار، علاقهمندي و وفاداري خود را به نظام مقدس جمهوري اسلامي ـ كه برخاسته از خون مطهر شهيدان است ـ آشكار نمود.
تنها پيروز اين صحنه و عرصه، ملت بزرگ ايران بود كه امضا كرد چه كساني به حساسترين و كليديترين مركز كشور، يعني مجلس راه يابند؛ مجلسي كه گذرگاههاي حساس تاريخ سياسي پس از انقلاب و حوادثي مانند راي عدم كفايت بنيصدر از رئيسجمهوري با هوشمندي خاص خود پشت سر گذاشته است؛ مجلسي كه جرأت و جسارت آن را داشت كه درباره بركناري آيتالله منتظري از منصب قائممقامي رهبري به امام امت نامه بنويسد، از امام تقاضاي توضيح كند كه از امام هم توضيح شنيد؛ مجلسي كه حضرت امام تصميم درباره آزادي يا عدم آزادي گروگانهاي لانه جاسوسي آمريكا را به عهده آن نهادند و اين كار خطير را در عهده وكلا و نمايندگان مردم دانستند، هرچند اين مجلس به تدريج از اندازههاي خود كناره گرفت و از شأن و منزلت واقعي خود دور ماند تا جايي كه شايد هماكنون هرگز در مخيله نمايندگان آن ورود به چنين حوزههايي كه گفته شد، نگنجد و متأسفانه، بيشترين حد جسارت مجلس پيشين و مجلس كنوني خودنمايي و استفاده از اختيارات خود در حد پرسش از چند وزير و استيضاح آنان، آن هم در سالهاي پيشين! ـ خلاصه شده است. چه رسد به اينكه بخواهد رؤساي جمهور را به مجلس بكشاند، البته با يكنواخت شدن نسبي تفكر سياسي دو قوه مجريه و مقننه، نبايد به چنين جسارتهاي ملتپسند و عدالتگرايانه و حقمنشانه دل بست كه اين كمترين آفت، حاكميت تكصدايي و يكصدايي در اداره امور كشور و نظام است.
اميد كه با شكسته شدن حاكميت يك تفكر در مجلس ـ از هر گرايش كه باشد ـ و ورود هرچه بيشتر نامزدهاي مستقل به خانه ملت، مجلس بتواند دوباره در حد و اندازههاي اوليه خود ظاهر شود و از رخوتي كه در ساليان اخير گريبانگير آن شده و حتي صداي خود نمايندگان را هم درآورده است، به درآيد و اين امكان ندارد، مگر آنكه مجلس در درون خود، به پالايش انقلابي دست زند و در گام نخست، حساب خود را از كساني كه مؤيدالدولهاند و يا كاسب و مجلس را با محل كسب درآمد چند نسل پس از خود گرفتهاند، جدا كند.
در سفر حج امسال، يكي از نمايندگان خوشنام پنج دوره مجلس كه از قضا بر مشي استقلال از جناحها حركت ميكند، از نمايندهاي ميگفت كه حداكثر روزي يك ساعت، آن هم براي اينكه از مجلس به دليل كثرت غيبتهاي خود اخراج نشود، در جلسات آن حضور پيدا ميكند. همين چند روز پيش، همكاري ميگفت، هر كاري ميكند، فرزندانش راضي به رأي دادن نميشوند، آن هم به اين دليل كه يك نماينده كه فاميل و همسايه اوست، زير پاي هر فرزندش يك خودرو آخرين سيستم شخصي گذاشته و خانهاي مجلل در ولنجك تهران ميسازد. او ميگفت فرزندانم ميگويند برويم رأي بدهيم كه امثال اين آقا، پولشان از پارو بالا رود و فرزندانشان با تفاخر و اشرافيگري جلوي ما ويراژ بدهند! البته خدا را شكر كه در مجلس هستند بسيار كساني كه هنوز بر سر پيمانهاي خود با امام مردم و شهيدان محكم و پابرجا ايستادهاند، اما مجلس از چنان جايگاه حساسي برخوردار است كه حتي اگر دو نمونه گفته شده كه متأسفانه اين مصاديق منحصر به آنها نميشود هم در آن ديده شود، باز قابل تحمل نيست.
نكته مهم ديگر در باب انتخابات مجلس و به ويژه در سطح تهران است. به نظر ميرسد ادامه دادن به رسم و سنتهاي گذشته، گاه كار شايستهاي نباشد. هماكنون جمعيت كشور نسبت به شرايط سالهاي اول پيروزي، از مرز دو برابر فراتر رفته است. تعداد نامزدهاي داوطلب ورود به مجلس و شوراها، دوره به دوره افزونتر از پيش ميشوند، اما قانون تبليغ نامزدها كمتر از يك هفته است و اين امر در كلان شهري مانند تهران كه تنها مطالعه دقيق اسامي ليستهاي نصب شده در حوزههاي رأيگيري نيم ساعت طول ميكشد، خندهآور است. به نظر ميرسد در اين باب بايد تأمل جدي كرد و قانون و آييننامههاي موجود را تغيير داد.
يك نماينده چگونه ميتواند در كلانشهري مانند تهران در كمتر از يك هفته در مراكز گوناگون اعم از مدارس، مساجد، حوزههاي علميه و دانشگاهها، مراكز غيردولتي، كارخانهها ... حاضر شود و با مردم سخن بگويد و به پرسشهاي آنان پاسخ گويد و خود را معرفي كند، آن هم در شرايطي كه نامزدها قانونا نميتوانند از راديو و تلويزيون كه تأثير آن براي اطلاعرساني به مخاطبان هرگز قابل مقايسه با رسانههاي مكتوب نيست با افكار عمومي در ارتباط باشند و عجيب آنكه اين امر براي نمايندگان خبرگان كه چند نفر بيشتر نيستند و بايد با رأي مردم به چنان مرتبت والايي برسند كه از سوي مردم بر رهبري و امور وابسته به ايشان نظارت كنند نيز يكسان است.
البته اين امر ارتباط نزديكي دارد با ملي بودن و دولتي بودن صداوسيما و اگر در كشورمان مثل خيلي از كشورهاي ديگر اعم از مسلمان و نامسلمان يا شرقي و غربي رسانه خصوصي داشتيم، وضع اين گونه نبود، اما چه ميشود كرد كه يكي از اصليترين شعارهاي انقلاب يعني «آزادي» البته در حد دين و قانون، هنوز در حد مطلوب جدي گرفته نشده و مترادف با واژه استقلال به معناي رهايي از حاكميت خارج و بيگانه ديده شده و سرانجام چيزي در حد و اندازه رهايي از استبداد ستمشاهي كه براي هميشه به قبرستان تاريخ سپرده شده، معنا گرديده است. حال آنكه معناي آزادي اين نيست و به نظر اين كمترين ظرفيتهاي معطله و استفاده نشده از اين شعار كليدي و محوري، هنوز فراوانند كه آزادي جريان اطلاعرساني درست و مفيد فارغ از حاكميت دولت و نهادهاي رسمي تصميمگيرنده نظام و البته در چهارچوب قانون و شرع مقدس، از ابتداييترين آنهاست.
كمترين ضرر در روند كنوني در انتخابات آن است كه مردم اولا به دليل كثرت نامزدها و ثانيا به دليل فرصت بسيار كم تبليغ و شناخت آنها، تن به انتخاب ليستي يكپارچه ميدهند، چون به اندازهاي در امر انتخابات و شناخت نامزدهاي شايسته دچار تنگنا و محدوديت شناخت هستند كه راهي جز اين امر برايشان باقي نميماند و هم از اين رهگذر است كه از آغاز تاكنون در كلان شهري مانند تهران، غالبا ليستهاي يكي از دو جناح، حاكميت مطلق داشتهاند.
در حاكميت ليستي، مردم به افرادي رأي ميدهند كه بعضا نام، سابقه و چهره آنان برايشان ناشناخته است؛ افرادي كه تا پيش از چاپ پوسترها و تراكتهاي تبليغاتي حتي همسايگانشان نيز آنها را نميشناختند.
نكته مهم ديگر در باب انتخابات مجلس تهران كه به گونهاي به انتخابات شوراها هم مرتبط ميشود، اين است كه كلان شهر تهران يك شهر واحد ديده ميشود، حال آنكه همه ميدانند اين شهر به تنهايي با ظرفيت چند استان برابري ميكند. چه لزومي دارد كل تهران، يك شهر ديده شود، در حالي كه به راحتي مانند منطقهبنديهاي رايج در شهرداريها و آموزشوپرورش ميتوان حوزههاي انتخاباتي را منطقهبندي كرد؟ در اين صورت، چه بسا ديگر شاهد پديدهاي به نام كشيده شدن انتخابات به دور دوم كه معمولا در انتخابات تهران و غير آن شاهديم و هزينه كردن صدها ميليون توماني نخواهيم بود.
به راستي، چه دليل منطقي هست كه شهر ري، اسلامشهر، شميرانات و شهرهاي كوچك و بزرگ ديگر، همه در تهران هضم شوند و شهروندان آن تن به انتخاب كساني دهند كه در چهار سال نمايندگيشان شايد به تعداد انگشتان دست هم آنها را در محل خود نميبينند؟ ميگويند در پاريس كه به لحاظ وسعت با تهران ما قابل مقايسه نيست، به جاي يك شورا، مردم شوراهاي متعددي برميگزينند و هر كس با شناخت كاملي كه از نامزدهاي محلي و منطقهاي دارد، به فرد يا افراد مورد نظر خود رأي ميدهد. پس چرا ما از اين تجارب مفيد بينالمللي بهره نبريم؟ آيا صرفا به اين دليل كه از آغاز انقلاب، وضع به همين شكل بوده، مي توان همين روند را ادامه داد؟ قطعا اين طور نيست.
اميد كه حالا كه آبها از آسياب افتاده است، شاهد طرح اين گونه مباحث كارشناسي كه دقيقا در محتوا و نتايج انتخابات و حضور مردم در آن دخالت آشكار و مفيد و جدي دارد، در رسانههاي جمعي از جمله صداوسيما باشيم.
به نمايندگان قديم و جديدي كه توفيق خدمت به اين ملت بزرگ و شريف را داشتهاند، خسته نباشيد ميگويم و به نمايندگان راهيافته به مجلس تبريك عرض ميكنم؛ حقيقتا نمايندگي اين ملت تبريك دارد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نكته حائز اهميت پرداختن به طرح تقسيم بندي تهران بزرگ و شهرها و يا شهرك هاي حاشيه تهران است . اين طرح گرچه در همه دوره ها مطرح بوده ولي كسي جسارت اقدام نداشته است . طراحي واجراء اين طرح محتاج درايت و جسارت است.
به راستي، چه دليل منطقي هست كه شهر ري، اسلامشهر، شميرانات و شهرهاي كوچك و بزرگ ديگر، همه در تهران هضم شوند و شهروندان آن تن به انتخاب كساني دهند كه در چهار سال نمايندگيشان شايد به تعداد انگشتان دست هم آنها را در محل خود نميبينند؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



