در دوره جنگ با 6ميليارد دلار كشور اداره ميشد، الان با 60ميليارد...
دكتر عابدي جعفري در گفتوگو با «تابناك» با انتقاد از مديران كنوني كشور گفت: ما امروز بيش از شصت ميليارد دلار ذخيره ارزي داريم، در حالي كه در دوره جنگ با تحريم كامل كل درآمد ارزي كشور شش ميليارد دلار بود كه بيش از 4.3 ميليارد دلار صرف هزينه جنگ ميشد و 1.4 ميليارد براي تأمين نيازهاي مردم صرف شد.
وي با اشاره به اين كه وزارت بازرگاني ويترين اقتصادي دولت است، گفت: در آن سالها ارزيابي مردم از مجموع اوضاع آن روز، مثبت بود، هرچند تحريم به حد اعلا برقرار و جنگ مسلط بود. حضور چشمگير مردم و اداره خوب آقاي موسوي، كارنامه خوبي را به جاي گذاشته است. اين مقايسهها براي دوستاني كه امروز گله ميكنند و ما كه آن دوران را ديدهايم و كار كردهايم، بسيار جالب است.
وزير بازرگاني مهندس موسوي ادامه داد: بازرگاني آن روز با حضور خود مردم اداره ميشد. يك پشتوانه علمي خوب داشتيم كه از بيرون حمايت ميكرد و به اين ترتيب، مجموع عوامل كمك ميكرد كه رضايت نسبي مردم در آن دوران با وجود تنگناها فراهم شود. من پس از آن دوران، حضور مردم در بازرگاني را سراغ ندارم. يكپارچگي بين مردم و اصناف و بازرگاني به صورت كامل وجود داشت و اين بود كه مردم احساس نميكردند بازرگاني در دولت يك چيز است و مردم به عنوان مصرفكننده يك چيز ديگر كه اين خيلي از مشكلات را حل ميكرد. اما هرچه جلوتر آمديم، به رغم اينكه گفته ميشود در آن دوران مديريت دولتي بوده و دولت در كارها دخالت ميكرده، به نظر من اصلا اينطور نبود.
عابدي جعفري درباره انتخاب مقامات و ميزان انطباق برنامه پيشنهادي آنها با برنامه توسعه و سند چشمانداز گفت: افرادي كه وارد ميشوند، در ابتدا ميخواهند برنامه توسعه را عوض كنند كه طبيعي است انطباق با سند چشمانداز را زير سؤال ببرند. اما آيا ممكن است، آيا درست است؟!
وي ادامه داد: دولتهايي كه سر كار ميآيند، معمولا يك عمر چهار ساله يا هشت ساله دارند و پس از آن، قانونا بايد كنار برود و يك دولت ديگر بيايد. در سال اول دولتها آشنايي با كار پيدا ميكنند. دو سال بعد كه آشنايي با كار پيدا كردند، تلاش ميكنند كارنامهاي از خود بر جاي گذارند و اين كارنامه خلاصه ميشود در طرحهاي زودبازده. براي اينكه قرار نيست اين طرحها در دولت بعدي جواب دهد و بايد در دولت ما جواب بدهد.
كانديداي ائتلاف اصلاحطلبان توضيح داد: حال اگر فردي تازهكار بر سر كار بيايد كه نه سندها و نه اجرا را خوب بشناسد و نه بداند چه چيز به كجا مربوط است، دو سال صرف ميشود كه فقط سرنخها را به دست آورد و بفهمد چي به چي مربوط است؛ آن هم با تلاطمي كه در كشور ما وجود دارد؛ بنابراين، زمينه تحقق نيافتن برنامههاي پنج ساله و سند چشمانداز به عنوان سندهاي بالادستي كه دولت بايد به آنها بپردازد، به طور بالفعل وجود دارد و تعارضي ميان دولت و مجلس ولو يك همسويي با هم باشند در اين زاويه حتما ايجاد ميشود، همانگونه كه در حال حاضر ميبينيم.
وي در خصوص جايگاه نظارتي مجلس گفت: شهيد رجايي با صراحت فرمودند: من فرزند مجلس هستم. نسبت دولت و مجلس نسبت فرزند و والدين است. من يادم نميآيد در هشت ساله خدمت آقاي خاتمي، كوچكترين عبارتي كه شايبه تضعيف مجلس را به ذهن بياورد، بر زبان بياورند. اگر ملاك، نشان دادن كارنامه و اعتبار و حيثيت باشد، آنوقت دولت تلاش ميكند توپ را به زمين مجلس و مجلس تلاش ميكند توپ را به زمين دولت بيندازد. اين اصلا درست نيست. نسبتها اينجا خدشهدار ميشود كه نبايد اين گونه بشود.
متن كامل را در ستون سمت راست بخوانيد.




