دخالتنظاميان درسياست، ازبزرگترين معيارهاي خروج جامعه از راهامام
آنها ميتوانند ترك نظاميگري كنند و سپس وارد عرصه سياست شوند. عدم حضور نظاميان در ميدان سياست يك معيار براي بقاي جريان و انديشه سياسي امام است....كساني كه مدعي هستند به امام(ره) وفادارند، بايد نسبت به دستور صريح امام(ره) با تمام وجود حساسيت نشان دهند. اگر اينگونه نباشد يا دروغ ميگويند و يا دچار تناقض هستند.... گاهي فردي 6 صبح تا 12 شب كار ميكند، اما اين فعاليتها براي خداوند نيست، يا فردي سادهزيست است، اما هيچگاه از قدرت دست برندارد و...
کد خبر: ۶۲۴۴
| | 32017 بازدید
در حالي كه اظهارنظرهاي برخي افراد با انتقاداتي روبهرو شده، فرزند يادگار امام گفت: يكي از بزرگترين معيارهايي كه ميتوان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است يا نه، حضور نظاميان در عرصه سياست است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، حجتالاسلاموالمسلمين سيدحسن خميني افزود: كساني كه مدعي هستند به امام(ره) وفادارند، بايد نسبت به دستور صريح امام(ره) با تمام وجود حساسيت نشان دهند. همان طور كه وقتي فردي مدعي شود ولايت از آن فقيه نيست، همه بايد بگويند در انديشه امام هست و نسبت به اين موضوع حساسيت نشان دهند، بايد در برابر «ورود نظاميان به عرصه سياست» هم حساسيت داشته باشند. اگر اينگونه نباشد يا دروغ ميگويند و يا دچار تناقض هستند. لذا به نظر ميرسد، انگيزه الهي به دنبال طرد نفسانيات است و نفسانيات هم در طرد ثروتطلبي و قدرتطلبي خلاصه ميشود. گاهي فردي 6 صبح تا 12 شب كار ميكند، اما اين فعاليتها براي خداوند نيست و همين كه اين مسئله سر زبانها باشد، برايش شيرين است. يا فردي سادهزيست است، اما هيچگاه از قدرت دست برندارد و ... .
به گزارش خبرنگار «تابناك»، حجتالاسلاموالمسلمين سيدحسن خميني افزود: كساني كه مدعي هستند به امام(ره) وفادارند، بايد نسبت به دستور صريح امام(ره) با تمام وجود حساسيت نشان دهند. همان طور كه وقتي فردي مدعي شود ولايت از آن فقيه نيست، همه بايد بگويند در انديشه امام هست و نسبت به اين موضوع حساسيت نشان دهند، بايد در برابر «ورود نظاميان به عرصه سياست» هم حساسيت داشته باشند. اگر اينگونه نباشد يا دروغ ميگويند و يا دچار تناقض هستند. لذا به نظر ميرسد، انگيزه الهي به دنبال طرد نفسانيات است و نفسانيات هم در طرد ثروتطلبي و قدرتطلبي خلاصه ميشود. گاهي فردي 6 صبح تا 12 شب كار ميكند، اما اين فعاليتها براي خداوند نيست و همين كه اين مسئله سر زبانها باشد، برايش شيرين است. يا فردي سادهزيست است، اما هيچگاه از قدرت دست برندارد و ... .
سيدحسن خميني با اشاره به اينكه عدم حضور نظاميان در سياست از آنجا كه در وصيتنامه ايشان آمده و براي آيندگان نوشته شده است، در پاسخ به پرسش خبرنگار كه اگر امام حيات داشتند، با اين پديده چگونه رفتار ميكردند، پاسخ داد: آنها ميتوانند ترك نظاميگري كنند و سپس وارد عرصه سياست شوند. عدم حضور نظاميان در ميدان سياست يك معيار براي بقاي جريان و انديشه سياسي امام است براي اينكه اولا مشخص شود كه چه مقدار به انديشه امام(ره) وفاداريم و ثانيا اگر عنصر نظامي ميخواهد وارد عرصه سياست شود، بايد نظاميگري را فراموش كند؛ چراكه حضور تفنگ در عرصه سياست يعني پايان گفتمان سياسي.
وي با ياد كردن از «اتكال به خدا» به عنوان نخستين ركن جمهوري اسلامي اظهار داشت: با اين وصف، انقلابيون بيش از من به خدا ميانديشند و نماد اين مسئله، شهيد حسين فهميده است.

انهدام نفسانيت، رمز بزرگي در توفيق انقلاب اسلامي بوده است. پس از انقلاب اسلامي به صورت مثال، اين مسئله در وجود مرحوم آيتالله طالقاني بسيار روشن است. اگر منيتها در ايشان قوي بود، به ظن قوي ميتوانستند مشكلاتي را براي امام ايجاد كنند. البته سدي بر سر راه رهبري انقلاب نميتوانستند ايجاد كنند، ولي ميتوانستند براي مسير انقلاب، مشكلساز شوند. مرحوم طالقاني با توجه به باور ديني نيرومندي، نفسانيت خود را نميبيند، هرچند گلايههايي داشت، اما پس از ديدار با امام، سخنراني معروفي در دفاع از انقلاب و امام انجام ميدهند.
نوه امام خميني(ره) نماد نفسانيت را پس از جنگ دانست و گفت: بنده نميخواهم بگويم كه علت بروز اين مسئله جنگ است يا نيست؛ بلكه جنگ پايان يك پارادايم در جامعه ماست كه آغاز سازندگي، شايد پارادايم ديگري را ميطلبيد. اين پارادايم روح و سنت ده ساله را تغيير داد. البته نميگويم كه بايد آن روند و روال گذشته ادامه مييافت، بلكه ميتوانستيم برخي تغييرات را در سرفصل گفتمان پس از جنگ ايجاد كنيم تا بروز «نفسانيت» شكل نگيرد. شايد هم اين پارادايم جديد به جنگ مربوط نبود، بلكه عمر انقلاب، نيازمند روح جديدي بود تا دميده شود. از سوي ديگر، نميتوان كاريزماي حضرت امام(ره) و خلأ كاريزماي پيامبرگونه ايشان را ناديده گرفت، چراكه برخي در اين خلأ به يك دوران جديدي انديشيدند.
نوه امام خميني(ره) نماد نفسانيت را پس از جنگ دانست و گفت: بنده نميخواهم بگويم كه علت بروز اين مسئله جنگ است يا نيست؛ بلكه جنگ پايان يك پارادايم در جامعه ماست كه آغاز سازندگي، شايد پارادايم ديگري را ميطلبيد. اين پارادايم روح و سنت ده ساله را تغيير داد. البته نميگويم كه بايد آن روند و روال گذشته ادامه مييافت، بلكه ميتوانستيم برخي تغييرات را در سرفصل گفتمان پس از جنگ ايجاد كنيم تا بروز «نفسانيت» شكل نگيرد. شايد هم اين پارادايم جديد به جنگ مربوط نبود، بلكه عمر انقلاب، نيازمند روح جديدي بود تا دميده شود. از سوي ديگر، نميتوان كاريزماي حضرت امام(ره) و خلأ كاريزماي پيامبرگونه ايشان را ناديده گرفت، چراكه برخي در اين خلأ به يك دوران جديدي انديشيدند.
متن کامل را در ستون «گفتگو» بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
از ايشان پرسيدند چيست جهاد اكبر، فرمودند مبارزه با نفسانيت!
ببخشيد كه منبع حديث را به ياد ندارم ولي روايت معروفي است.
برادران و خواهران اين جهاد اكبر بسيار بسيار سخت است ما كه در حال شكست از نيروهاي آنيم ولي اميدمان را از دست نداديم و به اميد نظر الهي هستيم. شما را به حقانيت رسول الله (ص) قسم به اين انقلاب رحم كنيد و نفس خود را به روح انقلاب و راه امام، رحمت الله عليه، ترجيح ندهيد. انقلاب هميشه اول دعايتان در ادعيه باشد بخاطر خودتان.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




