«روشن كردن تكليف سينماگران» با انديشه امام سنخيت ندارد
در پي حذف برخي از آثار سينمايي از حضور در جشنواره بيستوششم فجر، حدود پنجاه تن از سينماگران، به اين روند كه آن را «حذف سينماي انديشهورزي» خواندند، اعتراض كردند و اعتراضشان با واكنش صفار هرندي روبهرو شد.
وزير ارشاد در پاسخ به اين سينماگران اظهار داشت: انديشهاي كه داراي مخاطب مردمي نباشد، شايسته نيست و جمال شورجه، عضو هيأت انتخاب جشنواره امسال نيز در نامهاي گفت: دعوت به قيام عليه نظام، انديشه نيست.
در اين حال، احمد ميراحسان، منتقد سينما و سردبير نشريه فارابي به خبرنگار «تابناك» گفت: اينكه گفته ميشود بايد تكليف نظام فرهنگي كشور با سينماگران معترض روشن شود، با انديشه امام و انقلاب سنخيت ندارد.
وي توضيح داد: طرح اين مطالب، نشاندهنده نگاه توتاليتاريستي بخشي از مسئولان و افراد نزديك به دولت نسبت به سينماست. بايد پرسيد كه در يك جامعه آزاد، چه چيزي طبيعيتر از اين است كه گروهي از افراد يك صنف دست كم به بيان اعتراض و ديدگاه خود نسبت به دولت يا بخشي از اعضاي هيأت انتخاب يك جشنواره يا يك سليقه حاكم و يا نوعي مديريت بپردازند؟
وي افزود: به نظر ميرسد بيان آقاي شورجه مبني بر اينكه تكليف با سينماگران روشن شود، به هيچ وجه با ديدگاه بنيانگذار انقلاب اسلامي و همفكران و متفكران درجه يك آن از حضرت امام(ره) گرفته تا استاد مطهري و ... سنخيت ندارد. اين نوع نگاه يا اين نوع درخواست، نشاندهنده آن است كه سليقهاي ديگر، ميكوشد تا بر اداره امور، حاكم شود كه البته با پيمانهاي انقلاب اسلامي بيگانه است. اين نوع نگاه كه با عصبانيت و با ادبيات اتهام و ارعاب به حوزه فرهنگ مينگرد، هيچ تناسبي با يك جامعه رشديافته ندارد. اگر تهديد سبب ترس و رعب پارهاي هم شود، مسلما چنين فضايي، نه با رشد فرهنگ در يك نظام اجتماعي كه با مرگ فرهنگ قرين است.
ميراحسان گفت: هيچگاه نميتوانم تصور كنم كساني چون جعفري جلوه، معاون سينمايي و امور سمعي و بصري ارشاد، با اين نگاه خصمانه و عصباني نسبت به سينماگران معترض موافق باشند. به هر حال مجموعه اين رفتارها نشان ميدهد كه ما نيازمند گفتوگو، ارزيابي و بررسي براي حل مسائل گوناگون مديريتي در جمهوري اسلامي هستيم.
وي ادامه داد: اينكه آقاي صفار هرندي گفته است، سينماي دوره بيستوششم فجر، محصول دولت نهم است، سخن خوبي نيست.
وي كه از منتقدان جدي اين دوره از سينماي فجر است، در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار «تابناك» كه پرسيد: سينماي صفار را در مقايسه با دورههاي قبل چگونه ارزيابي ميكنيد، گفت: مسئول فرهنگي دولت نهم (آقاي صفار هرندي) گفته سينماي اين دوره، محصول خودشان است. به نظر نميآيد بيان جالبي باشد. اين بيان ظاهرا بايد مفهومش اين باشد فيلمهايي كه در دوره نهم ساخته شده، هيچگاه ويژگيهايش براي سينماي متعارف جهان در كشورهاي داراي نظام غيرمتمركز، قابل دفاع نيست، چون دولتها ميآيند و ميروند.
ميراحسان توضيح داد: در حوزه فرهنگ، نهادها كار خودشان را ميكنند. البته بيان آقاي هرندي وجه ديگري هم دارد كه غالبا يا پرسيده نميشود يا انكار ميشود، به اين معنا كه دولت، نهادهاي گوناگون را پديدههايي در ذيل خود تعريف ميكند. ظاهرا متوجه نيستيم كه چنين امري افتخار به شمار نميرود كه بگوييم اين كارها محصول يك دولت است. ايشان همچنان پافشاري ميكنند كه دولت بايد تجديدنظري بر سينما داشته باشد، در حالي كه هيچ سينمايي نبايد محصول دولت باشد. البته اين معنياش آن نيست كه دولت نظارت و مميزي نداشته باشد.
اين منتقد سينمايي گفت: تنها اينجا به يكي، دو نكته اشاره ميكنم؛ يكي اينكه مگر «اسكار» را دولتها به وجود ميآورند؟ اگر هم باشد، خيلي ظريف وارد ميشوند. بايد ما به اينجا برسيم كه يك نهاد عمومي، توليد مستقل خودش را داشته باشد و به حساب هيچ كابينهاي قرار نگيرد. يكي از اركان انقلاب اسلامي، «آزادي» بود. ما وقتي احترام به آزادي و رقابت را مطرح ميكنيم، معنياش اين است كه درواقع، نفوذ و رأي سردمداران بوروكراسي و نهادهاي دولتي نباشد. البته اين به معناي اين نيست كه دچار خيالپردازي شويم و مطلقا هرچه به جشنواره رسيد، بايد نمايش داده شود. در هر جشنوارهاي «انتخاب» وجود دارد. گزينه جشنوارهها، امري مبتني بر استانداردها و قراردادها، مبنايي براي انتخاب برترينها در هر جاي دنياست و مراد اين است كه حذف مسلكي و حذف سليقهاي را دخالت ندهيد. اگر قرارداد اين باشد كه جشنواره فيلمهاي مسيحي برگزار شود، طبيعي است فيلمهايي كه رويكرد غيرمسيحي دارند، كنار گذاشته ميشوند.
وقتي جشنواره ما عمومي است، استانداردهاي ما زيباشناختي است؛ بنابراين، آيا حق داريم نگاه مسلكيمان را وارد داوريها كنيم؟!


