چه كساني ديپلماسي را نميفهمند؟
نگاهي به سياست خارجي دولت نهم
کد خبر: ۳۹۵۲
| | 9812 بازدید
سعيد منتظر
دكتر احمدينژاد در گزارش تلويزيوني خود در 25 آذر ماه، منتقدان حوزه ديپلماسي را به نفهميدن پيچيدگيها و ظرايف سياست خارجي متهم كرد و از عملكرد مطلوب خود در عرصه ديپلماتيك خبر داد.
اينكه سياست خارجي، پيچيدهترين عرصه سياستورزي است و به دليل دخيل شدن دهها پارامتر و عامل مستقيم و غيرمستقيم در روابط بينالملل، هنر ديپلماسي بيش از ديگر فنون سياست، نيازمند دانش، مهارت و تجربه است، ترديدي نيست و شايد در بياطلاعي بخشي از منتقدان سياست خارجي دولت نهم از ظرايف و پيچيدگيهاي ديپلماسي، حق با رئيسجمهور باشد، اما پرسش اينجاست كه آيا سياست خارجي دولت نهم كارآمد و پربار و جامع است؟
به عبارت ديگر، آيا عملكرد سي ماهه دكتر احمدينژاد و يارانش در روابط خارجي، دستاوردهايي متناسب و دستكم بيش از هزينهها را براي ايران به همراه آورده است؟
پيش از جستجوي پاسخ اين پرسش، بايد به انتظارات دولت نهم از نتايج و دستاوردهاي فعاليت خود در عرصه سياست خارجي نيز توجه كنيم؛ هنوز چند ماهي از آن روز نگذشته است كه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، اقدام سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور سابق در ارايه طرح گفتوگوي تمدنها را منفعلانه و بدون نتيجه براي كشور خواند؛ اقدامي كه منجر به ناميده شدن سال 2001 به سال «گفتوگوي تمدنها» از سوي سازمان ملل و به دنبال آن، استقبال بيشتر كشورهاي جهان از اين ايده شد. منفعلانه ناميدن سياست خارجي دولت اصلاحات از سوي دولت نهم در شرايطي صورت ميگيرد كه رياست محترم آن در دو سال و نيم گذشته، اقدام به انجام 41 سفر خارجي كرده كه بيشتر اين سفرها به كشورهاي منطقه بوده است.
انجام چهار سفر به عربستان سعودي، سه سفر به جمهوري آذربايجان، دو سفر به قطر، تركمنستان، ارمنستان و سوريه و يك سفر به افغانستان، بحرين، كويت، امارات، عمان و قرقيزستان نشان ميدهد كه دكتر احمدينژاد به جز عراق كه از نظر امنيتي، امكان سفر به آنجا فراهم نبوده است و تركيه و پاكستان كه دعوت رسمي از ايشان نكردهاند، دست كم يك بار به كشورهاي منطقه سفر كردهاند، اما آيا حاصل اين 41 سفر خارجي در اين مدت كوتاه قابل پذيرش است؟
براي پاسخ به اين پرسش، به بررسي دو كشوري كه دكتر احمدينژاد بيشترين سفر خارجي را به آنها انجام داده است، بسنده ميكنيم؛ انجام چهار سفر به عربستان سعودي در فاصله دو سال، در حالي صورت ميگيرد كه اميرعبدالله، پادشاه عربستان به رغم دعوتهاي پيدرپي از سوي دولت نهم، از آغاز پادشاهي خود به جمهوري اسلامي سفر نكرده و در يكي از اظهارات خود، علت آن را جلوگيري از استفاده تبليغاتي دولت ايران از اين مسئله عنوان كرده است.
اين در حالي است كه رئيسجمهور ايران با شادماني به عنوان يكي از هزار ميهمان ويژه حج امسال، راهي عربستان سعودي ميشود و علاوه بر آنكه امكان شركت در مراسم «برائت از مشركين» را نمييابد، اين دعوت را كه شامل سران كشورهاي اسلامي بوده و به صورت هر ساله و عمومي از همه كشورهاي اسلامي به عمل ميآمده و در بيست سال گذشته مورد قبول رؤساي جمهور ايران واقع نشده، افتخار و پيروزي براي سياست خارجي دولت نهم ميخواند.
كشور ديگري نيز كه دكتر احمدينژاد در دو سال گذشته سه بار به آن سفر كردهاند؛ يعني جمهوري آذربايجان كاري در اقدامي بيسابقه رسما جمهوري اسلامي را به طراحي كودتا در اين كشور متهم ميكند؛ كاري كه حتي با كشورهايي كه روابط چندان مناسبي با آنان ندارند، كمتر رخ ميدهد، اما در يك سال اخير، علاوه بر كشورهايي چون يمن، حتي در بحرين و جمهوري آذربايجان كه هر دو كشور در گذشتهاي نه چندان دور، جزيي از ايران بودهاند و به لحاظ وسعت، جمعيت، توان اقتصادي و نظامي، قابل مقايسه با ايران نيستند، رخ داده است.
به راستي، اگر هر رئيسجمهور كشور بزرگ و قدرتمندي مانند ايران سه بار به كشور كوچك و آسيبپذيري نظير جمهوري آذربايجان سفر كند و حتي نتواند اين همسايه كوچك را به رعايت كمترين مناسبات ديپلماتيك؛ يعني متهم نكردن همسايگان براي حل مشكلات داخلي خود وادار كند، اين سفرها چه دستاوردي خواهد داشت؟
جالبتر آنكه مواضع ضدايراني باكو در سالهاي اخير در نزديكي به آمريكا و اسرائيل و حتي قرار دادن نوار مرزي با ايران براي استفاده نظامي اين كشورها به اندازهاي آشكار است كه حتي پوتين، بارها به استفاده ابزاري آمريكا از جمهوري آذربايجان جهت تهديدات امنيتي عليه ايران اعتراض كرده است، اما دولت نهم با متهم كردن منتقدان خود به نفهميدن ديپلماسي بر اين رويه پافشاري ميكند.
اگر دولت نهم و سياست خارجي دولتهاي گذشته را منفعل ميخوانند، به صراحت اعلام كنند دستاورد سه سفر دكتر احمدينژاد به جمهوري آذربايجان در آذر ماه 1384، ارديبهشت 1385 و مرداد 1386 چه بوده است و چرا پس از اين سه سفر پياپي و بيسابقه، چنين گستاخيهايي از سوي جمهوري آذربايجان با ايران، رخ مينمايد.
به نظر ميرسد اكنون كشورهاي منطقه بيش از گذشته، به خويش اجازه گستاخي و گرفتن مواضع جاهطلبانه عليه ايران را ميدهند، چه اگر اينگونه نبود، پادشاه بحرين جرأت رد دعوت به ايران را به رغم سفر معذرتخواهانه وزير خارجه جمهوري اسلامي به اين جزيره كوچك نميداد و دبير شوراي همكاري خليج [فارس] شجاعت قرار دادن پيششرط بازپس دادن جزاير سهگانه به امارات را براي بررسي پيشنهادهاي دوازدهگانه ايران به اين شورا مطرح نميكرد. آيا وضعيت به حدي نزول كرده است كه خود را با كشورهاي چون عراق و يمن كه هر دو دچار جنگ داخلي بوده و دولت مركزي توانايي ندارند، مقايسه كنيم و از اينكه با وجود تمايل اين دو كشور به همراهي ايران، تنها رئيسجمهور ايران به شوراي همكاري كشورهاي خليج (فارس) دعوت شده است، احساس مسرت و پيروزي ميكنيم.
آيا نبايد دستاوردهاي ديپلماسي در حوزههاي اقتصادي، حقوقي، امنيتي و فرهنگي به نتايج ملموس تبديل شود كه اگر اينگونه است، دستاورد 41 سفر خارجي رئيسجمهور در دو سال را كه بيش از سفرهاي خارجي آيتالله خامنهاي و آيتالله هاشمي رفسنجاني طي مجموعا شانزده سال رياستجمهوري آنها بوده است، را بايد در كجا ببينيم؟
به پرسش نخستين بازميگرديم؛ جناب رئيسجمهور، ممكن است منتقدان عملكرد سياست خارجي دولت نهم، پيچيدگيهاي ديپلماسي شما را درنيابند؛ لطفا آن را براي افكار عمومي روشن كنيد.
دكتر احمدينژاد در گزارش تلويزيوني خود در 25 آذر ماه، منتقدان حوزه ديپلماسي را به نفهميدن پيچيدگيها و ظرايف سياست خارجي متهم كرد و از عملكرد مطلوب خود در عرصه ديپلماتيك خبر داد.
اينكه سياست خارجي، پيچيدهترين عرصه سياستورزي است و به دليل دخيل شدن دهها پارامتر و عامل مستقيم و غيرمستقيم در روابط بينالملل، هنر ديپلماسي بيش از ديگر فنون سياست، نيازمند دانش، مهارت و تجربه است، ترديدي نيست و شايد در بياطلاعي بخشي از منتقدان سياست خارجي دولت نهم از ظرايف و پيچيدگيهاي ديپلماسي، حق با رئيسجمهور باشد، اما پرسش اينجاست كه آيا سياست خارجي دولت نهم كارآمد و پربار و جامع است؟
به عبارت ديگر، آيا عملكرد سي ماهه دكتر احمدينژاد و يارانش در روابط خارجي، دستاوردهايي متناسب و دستكم بيش از هزينهها را براي ايران به همراه آورده است؟
پيش از جستجوي پاسخ اين پرسش، بايد به انتظارات دولت نهم از نتايج و دستاوردهاي فعاليت خود در عرصه سياست خارجي نيز توجه كنيم؛ هنوز چند ماهي از آن روز نگذشته است كه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، اقدام سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور سابق در ارايه طرح گفتوگوي تمدنها را منفعلانه و بدون نتيجه براي كشور خواند؛ اقدامي كه منجر به ناميده شدن سال 2001 به سال «گفتوگوي تمدنها» از سوي سازمان ملل و به دنبال آن، استقبال بيشتر كشورهاي جهان از اين ايده شد. منفعلانه ناميدن سياست خارجي دولت اصلاحات از سوي دولت نهم در شرايطي صورت ميگيرد كه رياست محترم آن در دو سال و نيم گذشته، اقدام به انجام 41 سفر خارجي كرده كه بيشتر اين سفرها به كشورهاي منطقه بوده است.
انجام چهار سفر به عربستان سعودي، سه سفر به جمهوري آذربايجان، دو سفر به قطر، تركمنستان، ارمنستان و سوريه و يك سفر به افغانستان، بحرين، كويت، امارات، عمان و قرقيزستان نشان ميدهد كه دكتر احمدينژاد به جز عراق كه از نظر امنيتي، امكان سفر به آنجا فراهم نبوده است و تركيه و پاكستان كه دعوت رسمي از ايشان نكردهاند، دست كم يك بار به كشورهاي منطقه سفر كردهاند، اما آيا حاصل اين 41 سفر خارجي در اين مدت كوتاه قابل پذيرش است؟
براي پاسخ به اين پرسش، به بررسي دو كشوري كه دكتر احمدينژاد بيشترين سفر خارجي را به آنها انجام داده است، بسنده ميكنيم؛ انجام چهار سفر به عربستان سعودي در فاصله دو سال، در حالي صورت ميگيرد كه اميرعبدالله، پادشاه عربستان به رغم دعوتهاي پيدرپي از سوي دولت نهم، از آغاز پادشاهي خود به جمهوري اسلامي سفر نكرده و در يكي از اظهارات خود، علت آن را جلوگيري از استفاده تبليغاتي دولت ايران از اين مسئله عنوان كرده است.
اين در حالي است كه رئيسجمهور ايران با شادماني به عنوان يكي از هزار ميهمان ويژه حج امسال، راهي عربستان سعودي ميشود و علاوه بر آنكه امكان شركت در مراسم «برائت از مشركين» را نمييابد، اين دعوت را كه شامل سران كشورهاي اسلامي بوده و به صورت هر ساله و عمومي از همه كشورهاي اسلامي به عمل ميآمده و در بيست سال گذشته مورد قبول رؤساي جمهور ايران واقع نشده، افتخار و پيروزي براي سياست خارجي دولت نهم ميخواند.
كشور ديگري نيز كه دكتر احمدينژاد در دو سال گذشته سه بار به آن سفر كردهاند؛ يعني جمهوري آذربايجان كاري در اقدامي بيسابقه رسما جمهوري اسلامي را به طراحي كودتا در اين كشور متهم ميكند؛ كاري كه حتي با كشورهايي كه روابط چندان مناسبي با آنان ندارند، كمتر رخ ميدهد، اما در يك سال اخير، علاوه بر كشورهايي چون يمن، حتي در بحرين و جمهوري آذربايجان كه هر دو كشور در گذشتهاي نه چندان دور، جزيي از ايران بودهاند و به لحاظ وسعت، جمعيت، توان اقتصادي و نظامي، قابل مقايسه با ايران نيستند، رخ داده است.
به راستي، اگر هر رئيسجمهور كشور بزرگ و قدرتمندي مانند ايران سه بار به كشور كوچك و آسيبپذيري نظير جمهوري آذربايجان سفر كند و حتي نتواند اين همسايه كوچك را به رعايت كمترين مناسبات ديپلماتيك؛ يعني متهم نكردن همسايگان براي حل مشكلات داخلي خود وادار كند، اين سفرها چه دستاوردي خواهد داشت؟
جالبتر آنكه مواضع ضدايراني باكو در سالهاي اخير در نزديكي به آمريكا و اسرائيل و حتي قرار دادن نوار مرزي با ايران براي استفاده نظامي اين كشورها به اندازهاي آشكار است كه حتي پوتين، بارها به استفاده ابزاري آمريكا از جمهوري آذربايجان جهت تهديدات امنيتي عليه ايران اعتراض كرده است، اما دولت نهم با متهم كردن منتقدان خود به نفهميدن ديپلماسي بر اين رويه پافشاري ميكند.
اگر دولت نهم و سياست خارجي دولتهاي گذشته را منفعل ميخوانند، به صراحت اعلام كنند دستاورد سه سفر دكتر احمدينژاد به جمهوري آذربايجان در آذر ماه 1384، ارديبهشت 1385 و مرداد 1386 چه بوده است و چرا پس از اين سه سفر پياپي و بيسابقه، چنين گستاخيهايي از سوي جمهوري آذربايجان با ايران، رخ مينمايد.
به نظر ميرسد اكنون كشورهاي منطقه بيش از گذشته، به خويش اجازه گستاخي و گرفتن مواضع جاهطلبانه عليه ايران را ميدهند، چه اگر اينگونه نبود، پادشاه بحرين جرأت رد دعوت به ايران را به رغم سفر معذرتخواهانه وزير خارجه جمهوري اسلامي به اين جزيره كوچك نميداد و دبير شوراي همكاري خليج [فارس] شجاعت قرار دادن پيششرط بازپس دادن جزاير سهگانه به امارات را براي بررسي پيشنهادهاي دوازدهگانه ايران به اين شورا مطرح نميكرد. آيا وضعيت به حدي نزول كرده است كه خود را با كشورهاي چون عراق و يمن كه هر دو دچار جنگ داخلي بوده و دولت مركزي توانايي ندارند، مقايسه كنيم و از اينكه با وجود تمايل اين دو كشور به همراهي ايران، تنها رئيسجمهور ايران به شوراي همكاري كشورهاي خليج (فارس) دعوت شده است، احساس مسرت و پيروزي ميكنيم.
آيا نبايد دستاوردهاي ديپلماسي در حوزههاي اقتصادي، حقوقي، امنيتي و فرهنگي به نتايج ملموس تبديل شود كه اگر اينگونه است، دستاورد 41 سفر خارجي رئيسجمهور در دو سال را كه بيش از سفرهاي خارجي آيتالله خامنهاي و آيتالله هاشمي رفسنجاني طي مجموعا شانزده سال رياستجمهوري آنها بوده است، را بايد در كجا ببينيم؟
به پرسش نخستين بازميگرديم؛ جناب رئيسجمهور، ممكن است منتقدان عملكرد سياست خارجي دولت نهم، پيچيدگيهاي ديپلماسي شما را درنيابند؛ لطفا آن را براي افكار عمومي روشن كنيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



