صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
پیشنهاد تامل برانگیز درودگر:

هياتي مامور بررسي فساد مالي فوتبال شود

زمان‌هايي هست كه فرد چيزي را باور دارد، ‌اما براي عملي ساختن آن باورها بايد اراده‌اي هم وجود داشته باشد، اراده‌اي كه نيرويي را براي انجام كار بسيج كند، اما اين گونه نيست و با اين موضوع به اين شكل برخورد نشده است. اين كه كميته‌اي براي خصوصي‌سازي تشكيل شود تا اين فرآيند شكلي عملي به خود بگيرد. اين نشان مي‌دهد كه خصوصي‌سازي از اهميت بالايي برخوردار نيست. اين خواست و ميل وجود دارد، اما با انگيزه چندان بالايي همراه نيست.
کد خبر: ۹۹۷۶۷
| |
1889 بازدید

معاون اجرايي اتحاديه فوتبال ايران گفت: در ايران هيچ برنامه‌اي راهبردي براي خصوصي سازي باشگاه هاي فوتبال وجود ندارد.

صادق درودگر در گفت و گو با ايسنا، درباره روند خصوصي سازي در فوتبال عنوان كرد: از مسئولين ورزشي كشور درباره فوتبال اظهارنظرهايي مي‌شنويم. برخي حتي در آستانه رويدادهاي سياسي وعده‌هايي مي‌دهند، از جمله وعده خصوصي‌سازي باشگاه‌هاي بزرگي همچون پرسپوليس و استقلال داده شده و از اسم و اعتبار آنها استفاده مي‌شود، ولي هيچ برنامه‌اي راهبري براي به فعل درآمدن اين وعده وجود ندارد. شايد هم برنامه وجود دارد ولي خواستي براي انجامش وجود ندارد. هميشه اخباري از اين اتفاق مهم مي شنويم، از موانع و فرصت هاي آن. اظهارنظرهاي دستگاه هاي مرتبط و غير مرتبط .اما اصل موضوع مورد سکوت است. فراموش نکنيم خصوصي سازي هديه دستگاه دولتي به بخش خصوصي نيست. ما در نامه اي به 12 شرط خصوصي شدن باشگاه ها اشاره كرديم. اين 12 اصل مي تواند پايه اصلي خصوصي سازي باشگاه ها باشد. اگر علاقه و اراده اي جدي وجود داشته باشد.

او افزود: به نظر من برخي مسئولين عالي رتبه کشور و روساي جمهور در گذشته و حال خواست و نيت خصوصي شدن باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس را داشته اند. فکر مي کنم برخي از تصميم‌گيري‌ها در زمينه فوتبال به علاقمندي رييس جمهور بر مي‌گردد. او دو بار در زماني كه شهردار تهران بود، تيم ملي فوتسال را مورد تقدير قرار داد و احكامي را هم به ما داد. همان زمان احساس كردم كه او به فوتبال علاقمند است. در يكي از همان ديدارها كه با تيم ملي فوتسال صورت گرفت، او در حضور من و انصاري‌فرد، مربي وقت تيم ملي فوتسال و بازيکنان به ما گفت كه در فوتبال ايران خصوصي‌سازي صورت نگيرد، رشدي در آن صورت نخواهد گرفت.

درودگر همچنين گفت: زمان‌هايي هست كه فرد چيزي را باور دارد، ‌اما براي عملي ساختن آن باورها بايد اراده‌اي هم وجود داشته باشد، اراده‌اي كه نيرويي را براي انجام كار بسيج كند، اما اين گونه نيست و با اين موضوع به اين شكل برخورد نشده است. اين كه كميته‌اي براي خصوصي‌سازي تشكيل شود تا اين فرآيند شكلي عملي به خود بگيرد. اين نشان مي‌دهد كه خصوصي‌سازي از اهميت بالايي برخوردار نيست. اين خواست و ميل وجود دارد، اما با انگيزه چندان بالايي همراه نيست.

او در بخش ديگري از صحبت هايش درباره خصوصي سازي عنوان كرد: نكته ديگر آن است كه منافع بسياري از افراد در گروه خصوصي‌نشدن اين دو باشگاه است. اين افراد شامل برخي مسئولين غير متعهد ، دلالان، جادوگران و هم‌چنين عده‌اي مي‌شود كه در بدنه فوتبال هستند و بايد منافع خاص خود را از كنار نقل و انتقال ها در فوتبال به دست بياورند. همان‌ها كه بايد استفاده خاص خود را از همه فوتبال حتي كارت‌هاي زرد و قرمز فوتبال ببرند و هم‌چنين از تعداد سهميه تعداد بازيکن. اين منافع با روحيات بخش خصوصي سازگار نيست. چون بخش خصوصي دنبال توسعه و رسيدن به منافع خودش است و از آنها هم گذر نمي‌كند.

درودگر با اشاره به تجربه هايش در فوتبال گفت: در دهه هفتاد و در همان زماني كه مديرعامل باشگاه‌هايي همانند كارگران، گسترش كارگران، بهنوش و الكتريك دماوند بودم، تجربه‌هاي خوبي را به دست آوردم و متوجه شدم كه در پس بدنه اجرايي فوتبال شبكه‌اي وجود دارد كه براي تغييرات در داوري، نتايج مسابقه‌ها، فشارآوردن به مسوولان براي تغيير نتايج و ... در حال فعاليت است. شبكه‌اي كه از رده‌هاي سني نوجوانان تا ليگ حرفه‌اي ايران به صورت هاي جداگانه وجود دارد. سال‌ها بعد كه در باشگاه بهمن درجلسات سياستگذاري حضور داشتم و در تعيين سياست‌هاي باشگاه نظر مي‌دادم، نيز همان افراد و ارتباطات را تجربه كردم. مي‌خواهم بپرسم چه عامل يا عواملي باعث نابودي باشگاه‌هاي خصوصي در ايران هستند؟ علت رفتار ما با افرادي چون طباطبايي ، شفيع‌زاده، بهمن مداح و فرمان كريمي كه به صورت خصوصي در فوتبال فعاليت مي‌كردند، چيست؟ چرا آنها را فراري مي‌دهيم؟ علت همه اين رخدادها آن است كه آن عوامل اجازه نمي‌دهند كه فوتبال كشور خصوصي شود. آنها مي‌خواهند فوتبال ايران هم‌چنان دولتي باقي بماند و از بودجه‌هاي ميلياردي و بدون حساب و كتابش بهره‌مند شوند.

درودگر گفت: آنها مي‌دانند در بخش خصوصي از هزينه‌هاي بي‌مورد و ريخت و پاش خبري نيست. در همين فوتبال دولتي است كه بازيكني با 70 ميليون وارد فوتبال مي‌شود و سال بعد قراردادي 370 ميليون توماني امضا مي‌كند ولي حتي مورد استفاده نيز قرار نمي‌گيرد. در باشگاهي همانند پگاه گيلان براي چهار بازيكن و يك مربي 945 ميليون تومان هزينه شد كه همگي در هفته پنجم آنجا را ترك كردند. رقمي نزديك به يك ميليارد تومان در آن زمان كه شايد معادل ارزش ده ميليارد تومان در شرايط كنوني باشد. چه كسي بازرسي اين هزينه‌ها را بر عهده دارد و به اين ارقام و آمار توجه نشان مي‌دهد؟ زمان حضور يکي از مديران در باشگاه پر طرفدار آذربايجاني در ده سال پيش و در يکي از تيم هاي ليگ برتر در چهار سال گذشته بخشي به نام هزينه‌هاي داوري وجود داشت. چه كسي بررسي هزينه‌هاي اين بخش را كه صرف مسئولين وقت و داوران مي‌شد، برعهده دارد؟ هزينه‌هايي كه از محل پاداش بازيكنان پرداخت مي‌شده است. اگر نهادهاي مسئول از من بخواهند، اطلاعات مربوط را به آنها ارايه خواهم داد. رقم‌هايي كه پرداخت شده و در اسناد به عنوان پاداش بازيكنان ثبت شده است.

رييس سابق كميته فوتسال فدراسيون فوتبال همچنين گفت: زماني كه در باشگاه بهمن كرج حضور داشتم، به چشم خودم نام افراد مسئولي را كه از اين باشگاه حقوق دريافت مي‌كردند، ديدم. زماني كه بهمن با هفت بازيکن حاضر در جام جهاني 98 به ليگ دسته دوم سقوط كرد، مدير آن باشگاه شدم و حساب‌هاي بهمن را بررسي كردم. همان زمان نام كساني را كه از اين باشگاه پول گرفته بودند، ديدم. به عنوان نمونه ديدم كه براي ترانسفر شدن يک بازيکن بهمن به آلمان چه رقمي به يكي از مسئولان فدراسيون فوتبال پرداخت شد. هم پول و هم يك دستگاه خودرو از باشگاه بهمن گرفته بودند. سوال من اين است كه در پانزده سال گذشته چند بازيكن فوتبال ترانسفر شده‌اند و از اين تعداد چند نفر به حساب فدراسيون فوتبال پول واريز كرده‌اند و اگر نكرده‌اند چرا؟ آيا دستورالعملي براي منع بازيكن از واريز كردن اين پول وجود دارد؟ در دوران رياست صفايي فراهاني و دادكان بر فدراسيون فوتبال از تمام بازيكنان ترانسفر شده به جز دو بازيکن كه با تخفيف ‌هايي مواجه شدند، اين پول دريافت شد. به نظرم بايد اين مسايل به طور دقيق و شفاف مورد بررسي قرار بگيرد و همانطور كه در اقتصاد كشورمان، هياتي براي بررسي فساد مالي در كشور تشكيل شده است، در فوتبال هم بايد اين كار انجام شود و سازماني براي اين منظور فعال شود.

درودگر با اشاره به ديدار اعضاي اتحاديه و رييس سازمان تربيت بدني ابراز داشت: سعيدلو درست پنجاه و يك روز پس از شروع به كارش در سازمان تربيت بدني با اعضاي اتحاديه فوتبال ديدار داشت و آنها را موظف كرد تورنمنت بين المللي بزرگداشت انقلاب اسلامي را با حضور استقلال و پيروزي و دو تيم خارجي و همچنين ليگ‌هاي دسته‌هاي پايين‌تر را برگزار كنند تا بعدها نوبت به برگزاري ليگ برتر برسد. دراين جلسه آقامحمدي، آجورلو، ساکت، کاشاني، قاسمي، اوليايي، بنده و چند نفر ديگر حضور داشتند . در همان زمان افتخاري مدير کل تازه حکم گرفته اداره کل تربيت بدني استان تهران هم وعده داد، ليگ فوتبال تهران را به كمك اتحاديه فوتبال برگزار كند. اما در عمل چه اتفاقي افتاد؟ همان بازوها و شبكه‌ها كه منافع‌شان در خطر بود، اجازه ندادند اين وعده‌ها عملي شود. چه رييس‌جمهور و چه رييس سازمان تربيت علاقمند داشتن كارنامه‌اي موفق در ورزش و فوتبال هستند. مطمئن هستم سعيدلو دوست دارد، در كارنامه اش راهيابي مدارج بالا در ورزش و فوتبال وجود داشته باشد ولي آن شبكه‌ها اجازه نمي‌دهند.

وي در بخش ديگري از گفت وگوي خود با ايسنا به ديدار دوستانه ايران و اسپانيا اشاره كرد و گفت: نمي‌خواهم در اين باره حرفي بزنم. اين خبري است كه يك خبرگزاري به نقل از من در زمان حضورمان در اسپانيا روي خروجي‌اش قرار داد. آن روز در اتحاديه فوتبال اسپانيا بودم. مسئولان اتحاديه به من گفتند كه قرار بود 29 مه ديداري دوستانه با تيم ملي فوتبال ايران انجام شود كه اين گونه نشد. من هم همين خبر را اعلام كردم با اين حال خبر به گونه‌اي بازتاب داده شد كه گويا در حال مذاكره براي انجام اين باز دوستانه هستم. در گذشته احساس مي‌كرديم، مي‌توانيم به فدراسيون فوتبال كمك كنيم. اكنون هم اگر واقعا نيازي به اين كمك احساس شود، مطمئنا اين كار را انجام خواهم داد. اما فدراسيون فوتبال كنوني تبديل به محيطي بسته شده است.

معاون اجرايي اتحاديه فوتبال اضافه كرد: فكر مي‌كنم برخي مسئولان و شخص كفاشيان در فدراسيون فوتبال به شكل‌گيري نهادهاي مدني در فوتبال ايران علاقه‌اي نداشته و با نهادهاي مدني نيز هيچ‌گونه همكاري ندارد. هم ‌اكنون كانون و اتحاديه بازيكنان، كانون مربيان، اتحاديه باشگاه هاي فوتبال همگي درخواست عضويت خود را به فدراسيون فوتبال ارائه داده‌اند اما فدراسيون هنوز هيچ كدام از اين درخواست‌ها را مورد تاييد قرار نداده است. آن هم در حالي كه مکاتبات فراواني شده و جلسه‌هاي مختلفي در اين باره تشكيل شده است؛ كارگروه تخصصي پيش‌بيني شده و نتايج اين كار گروه مشخص شده است. با آن ‌كه از ما خواسته شد، دو بند اساسنامه‌مان را عوض كنيم و ما هم اين كار را انجام داديم و اعلام وصول نيز شد و مورد تاييد نيز قرار گرفت، بازهم تا اين لحظه اتحاديه فوتبال به عضويت فدراسيون فوتبال در نيامده است. براي همين هم ما فكر مي‌كنيم بايد به عنوان كانون و سازماني مستقل كارمان را انجام بدهيم.

وي درباره فدراسيون فوتبال هم گفت: متاسفانه بايد بگويم كه در كشور ما مسووليت‌ها در حوزه فوتبال براساس لياقت‌ها تقسيم نمي‌شود. بلكه براساس شرايط زماني موقعيت و منافع دسته‌ها و گروه‌هاي سياسي تقسيم‌بندي مي‌شود. و شايسته سالاري به شايسته سواري تبديل شده است. كارشناسان فوتبال اندک نقشي در تصميم‌گيري‌هاي فوتبال دارند. در برخي موارد و به شكل كاملا نمايشي كميته‌هايي تشكيل مي‌شود و در آنها تنها از اسم افراد استفاده مي‌شود. به عنوان نمونه هيچ يك از تصميم‌ها درباره تيم ملي فوتبال در كميته فني گرفته نشد. كميته‌اي كه تشكيل شده فرمايشي و مشورتي بود، كه اعضايش حتي طرف مشورت هم قرار گرفته نمي‌شوند. نتيجه سيستم بسته و تك محور كنوني همين چيزي است كه اكنون شاهدش هستيم و بهتر از اين نيز نمي‌تواند باشد. کميته فني يکي ديگر را انتخاب مي کند و هيات رييسه شخص ديگري و رييس فدراسيون شخص سوم را.

او افزود: فوتبال ما به كسي نياز دارد كه به آن نظم بدهد. همين براي پيشرفت و ترقي فوتبال ايران كافي است. در حال حاضر در فوتبال ايران شاهد تيم كنار تيم نيستيم. در مقدماتي جام جهاني چه كسي در كنار علي دايي بود؟ مربياني كه در كنار افشين قطبي هستند، چه كساني هستند؟ اگر در كنار دايي 2،3 مهره بزرگ حضور داشتند، مطمئن هستم تيم ملي فوتبال نتيجه مي‌گرفت.

درودگر با اشاره به رييس فدراسيون فوتبال هم گفت: كفاشيان شخص بسيار محترم و متواضع است. انسان خوبي كه همواره لبخند به لب دارد و با منتقدانش هم همواره برخوردي خوب و قابل احترام داشته است. پاسخگو بودن او نيز براي من قابل احترام است. او در مدت حضورش در فدراسيون فوتبال همواره حتي در برابر تندترين انتقادها نيز با لبخند پاسخ مي‌دهد كه رفتاري ستودني است. اما فوتبال براي موفقيت به آدم خوب نياز ندارد، به مديري توانا نياز دارد. اداره فوتبال همانند كشورداري است. در قانون اساسي آمده است رييس جمهور كه اداره كشور برعهده اوست بايد رجل سياسي باشد. فوتبال هم اين گونه است و به خاطر نقشي و كاركردي كه در جامعه دارد، بايد به دست مديري كاربلد اداره شود.

درودگر به دخالت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ورزش اشاره كرد و گفت: تقاضاي من از كميسيون تربيت بدني مجلس شوراي اسلامي اين است كه كميته‌اي كارشناسي تشكيل بدهد. فوتبال ما به افراد توانا نياز دارد. شعار رييس‌جمهور "ما مي‌توانيم" است. پس نبايد در فوتبال خودمان را محدود كرده و الگويمان كره و ژاپن باشد. مي‌توانيم از الگوهاي كشورهاي معتبر و مطرح‌تر در اروپا مانند اسپانيا، آلمان، انگليس و ايتاليا استفاده كنيم. در صنعت خودروسازي به اختراع ماشين روي نياورديم و مانند همه پديده ها از تجربه‌هاي ديگر كشورها بهره گرفتيم و اكنون در شرايط كنوني‌مان از نقطه نظر ترقي به سر مي‌بريم. فوتبال نيز داراي همين گونه شرايط است. در سفر اخير به اسپانيا متوجه شديم كه مجلس اين كشور در سال 1990 با تشكيل جلسه ميان فدراسيون فوتبال اسپانيا و اتحاديه فوتبال اين كشور تقسيم وظايف كرد و به تنش ميان اين دو نهاد فوتبالي به شكل قانوني پايان داد. اگر اين كار باعث رشد و شكوفايي فوتبال اسپانيا شده است چرا ما نبايد اين كار را انجام بدهيم؟ چرا فدراسيون‌ فوتبال به اتحاديه كه 22 سال از تاسيس آن مي‌گذرد، توجه نمي‌كند؟ در کميته هاي انضباطي و داوران اعضاء بين اتحاديه و فدراسيون انتخاب مي شوند؛ در يکي دوعضو از اتحاديه است و يکي از فدراسيون و در ديگري بالعکس.

او ادامه داد: بازرسي از فوتبال كاري شدني است و دخالت در كار فدراسيون به شمار نمي‌آيد. فيفا در كشور ما تبديل به چماقي شده است. در صورتي كه اين گونه نيست و از هر تغيير و تحولي در فدراسيون در چهارچوب اساسنامه حمايت و استقبال مي‌كند. برخي‌ عادت كرده‌اند همين كه زمزمه‌هايي در مورد بركناري‌شان به گوش مي‌رسد، بگويند فيفا ما را محروم مي‌كند. هرگز اين طور نيست. اساسنامه براي تغيير و تحول راه گذاشته است.

درودگر در پايان گفت و گو با ايسنا درباره آينده كاري خود عنوان كرد: فعاليتم در اتحاديه تا پايان اين دوره كاري است و در پايان اين دوره اتحاديه – تيرماه – اين سنگر را به ديگران واگذار مي‌كنم و آرزو دارم افراد بعدي بتوانند آينده روابط سالم اتحاديه و فدراسيون را تضمين كنند. مي‌روم چون اتحاديه مورد توجه مسوولان فوتبال نيست و تلاش من در اينجا نمي‌تواند نتيجه‌بخش باشد. مگر آن كه روند كنوني تغيير كند. با توجه به پيشنهادهايي که دارم در مورد آينده ام تصميم خواهم گرفت. فراموش نکنيم که فعاليت هاي اين نوزده ماهه اتحاديه با فعاليت هاي سال گذشته از نقطه نظر کمي و کيفي قابل مقايسه نيست. ما با کمک همه مسئولين گذشته و حال اتحاديه گام هاي بسيار بزرگي برداشته ايم که قابل تامل است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟