استقرار حجاب و عفاف؛ از ملت جنبه می خواهد، از حکومت انعطاف
دهه اخیر، دهه بحران های اجتماعی است. این نکته مهم پیش از این از سوی جامعه شناسان و محققان مسایل اجتماعی بارها گوشزد شده است. با گذشت زمان شاهد هستیم که بزه ها و ناهنجاری های فردی و اجتماعی رو به فزونی می گذارد. می خواهم بدون هیچ موضع گیری سیاسی و بدون هیچ غرض ورزی و یکجانبه گرایی بر نکته مهم و ضروری "بحران ها و معضلات رو به تزاید اجتماعی" و این بار در خصوص حجاب و عفاف با هم مروری مختصر داشته باشیم.
معتقدم پاشنه آشیل حکومت اسلامی زدودن عفت و حیا از بستر جامعه آن است و اگر امروز شاهد رفتارهای منزجر کننده اجتماعی و کنار رفتن پرده حیا و آزرم از جامعه خود هستیم نشات گرفته از کوتاهی های بسیار از سوی دستگاه های فرهنگی، آموزشی، مذهبی و اجرایی کشور است و دیگر عدم ایفای مسئولیت تک تک افراد جامعه نسبت به یکدیگر که به طرق مختلف قابل حصول است و در اصل معنا همان امر به معروف و نهی از منکر به نحو مستقیم و یا غیر مستقیم و به انحای روشمند و مبتنی بر قاعده که ما را به نجات و صلاح رهنمون می شود.
اگر دستگاه های تصمیم ساز، برنامه ریز و مجری و نهادهای پژوهشی و مطالعاتی قوی و توانمند و آینده نگری داشتیم، ناهنجاری ها و عواقب اجتماعی اینگونه دامن گیر جامعه نمی شد که البته هنوز ما را با خود به قعر تباهی و رذالت مطلق نکشانده است و... پس چاره ای باید.
همه ما که در جامعه ایرانی زندگی می کنیم شاید به نوعی احساس کرده باشیم سوار بر موج توسعه و تجدد وانگهی به سمت قله پیشرفت و تمدن رهسپاریم. شهد عصاره جامعه جهانی نصیب ملت ما هم شده است و به گونه ای دیگر باید اندیشید، نوع دیگری از کسب و معاش را برگزید و ارتباطات فردی و اجتماعی را گونه ای دیگر سامان داد و ... همه اینها ناشی از بروز دنیای نوینی است که سنت را مثله می کند و مدرنیته را بر تخت می نشاند. آری نوعی توهم ناشی از محوریت انسان بر امور که او را از یاد خدا و هر چه پایبندی به اعتقادات و اصول شرعی، عرفی و اخلاقی است، باز می دارد.
چقدر ما عقبیم! حتی از اصل معرفت. از آنچه دیروز و امروز داعیه آن را داشتیم و داریم یعنی مباهات به مردمی که هماره تاریخ خداجو و معتقد بوده اند. ای کاش که اینگونه می بود! یحتمل پایداری عده ای در مسیر حق را به پای همه آورده ایم. وقتی مغرب زمین پس از همه تبعات مدرنیته بازگشت به سنت ها را می جوید ما آنقدر در لاک خود فرو رفته ایم که در الگو سازی از رفتارهای فرنگی مآب خود نیز به روز نیستیم و به اصطلاح ورژن ها آمده است و ما در ترجمان معرفت و شناخت وامانده و واداده ایم. این منبعث از جامعه ای است که دنبال کسب معرفت و آگاهی نیست و اصولا در خود نیازی نمی بیند که برای خود پاسخگو باشد که من که ام، از کجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود؟
جامعه به سمت ناکجا آبادی رهسپار است که اگر حکومت اقدام مقتضی را بعمل نیاورد دار مکافات بحران های روز افزون اجتماعی دامن گیر آن خواهد بود و سلامت از جامعه رخت خواهد بست.
آیا بی حجابی و یا بدحجابی موضوعی است که می توان بدون حساسیت از آن عبور کرد؟ آیا شما خواننده محترم مانند افراد بسیار دیگر فکر می کنید اگر بی حجابی و مناسبات زن و مرد در جامعه آزاد باشد به تدریج این مساله عادی خواهد شد و اینگونه معضلات نیاز به بوق و کرنا و بگیر و ببند ندارد؟
تردیدی نیست که مقید شدن به رعایت آداب و مناسک دینی، اخلاقی و عرفی مبتنی بر شرع مقدس یا قانون ملی نیازمند فرهنگ سازی، درونی شدن و بر محوریت تربیت، پرورش و آموزش است. این موضوع به جا و مهم است با تاکید بر اینکه امر فرهنگی یک روند بطئی و آرام است. می بایست حکومت نقش اساسی در فرهنگ سازی و آموزش رفتارهای اجتماعی و اخلاقی بر اساس موازین دینی و اخلاقی تدوین و اجرا کند. اما گفتیم که این موضوع یک روند بطئی است با این همه معضلات و این سیر رو به تزاید رفتارهای زننده چگونه باید مقابله کرد؟ این هم خود قاعده و اصولی دارد. اینجاست که به موضوع داشتن جنبه عمومی می رسیم.
عدم رعایت حجاب و عفاف صرفا منحصر به ظاهر و سر و وضع افراد نیست. تمامی رفتار و سکنات یک جامعه دینی می طلبد عفاف را پیش بگیرد چه مرد و چه زن. بنابراین از آنجا که عدم رعایت حدود و موازین به گونه ای در جامعه روبه فزونی گذاشته است که هر فرد سهل انگار و یا خطا کار نقش تبلیغی و ترویجی برای گسترش فحشا و بی اخلاقی را در اجتماع بازی می کند، ناگزیر به ورود رفتارها و برنامه های بازدارنده برای حفظ سلامت و امنیت جامعه هستیم. همانطور که تاکید کردم این رفتارها باید قاعده مند باشد، با قوه قهریه و خشونت نمی توان کسی را به صراه مستقیم هدایت کرد که البته این یک موضوع شخصی است، آن فرد و یا افراد میل خودشان است که راه و مسلک خود را برگزینند اما نباید عقاید باطل و رفتارهای انحرافی خود را به تمام جامعه تعمیم دهند و قطعا مجاز نیستند.
برخی تصور می کنند با رها سازی، این قبیل مسایل به تدریج برای جامعه عادی می شود. عوام از این حرف های بی سر و ته زیاد می زنند که قطعا ملاک و مبنای جامعه شناختی ندارد. این موضوع مردود است زیرا نخست اینکه تا این به تدریج عادی شدن سیر خود را طی کند چیزی از قداست این جامعه باقی نخواهد ماند. کافیست در این دیزی باز بماند که ایرانی جماعت متشرع، قانونمدار طوری حیای خود را به رخ عالمیان بکشاند که حیثیت تمام تمدن داشته و نداشته خود را خرج آن کند باز هم نتواند آب رفته را به جوی باز گرداند. رفتار مسبوق ما چقدر هم نشان می دهد اهل رعایت و اعتدال هستیم ! وقتی قوه شهوت پادشاه اقلیم انسان شد این عقل است که به زوال می رسد و قطعا رهاورد بپیشرفت نسبی مغرب زمینیان ناشی از بی بند و باری نیست که عامل موفقیت آنان عقلانیتی است که بر جامعه ارزشی آن حاکم است. این تصور که غرب در مستی و ولنگاری به پیشرفت رسیده، تلقی عده ای کوته نظر است که از اصل معرفت شناسی مهجورند.
دومین نکته مهم این است که قاطبه افراد جامعه ما را مسلمانان اهل تشیع پوشش می دهند. جامعه ای که دغدغه زندگی دینی و توجه به آموزه های اسلامی و اعتقادی در آن ریشه دوانیده، لذا نمی توانیم این جامعه را با جوامعی چون لبنان، چین، هند و ... و کشورهای اروپایی و آمریکا مقایسه کنیم. تعدد آیین ها و مکاتب و یا چند پارگی فرهنگی و ملیتی در این جامعه وجود ندارد که هر کس بخواهد ساز خود را بنوازد چرا که بخش عظیمی از جامعه به یک اصل و معنا آن هم جامعه اسلامی و مذهب تشیع اعتقاد دارند و لذا ضرورت دارد بر اعتقادات خود استوار و پایبند باشند و نگذارند عده ای جوان و نا آگاه و یا عده ای نادان و مغرض کرامت و منزلت انسانی آحاد جامعه را به یغما ببرند.
عده ای اقلیت دینی در جامعه ما زندگی می کنند که به حق همواره به قانون و ضوابط حاکم بر جامعه احترام نهاده اند. اصل در این موارد هم احترام گذاشتن به معیارها و ملاک های مصرح قانون و حاکمیت است چرا که همه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که موظف به رعایت حدود و ثغور آن هستیم.
وقتی عده ای آزادی را با بی بند و باری، ولنگاری و بی قید و بندی اشتباه می گیرند، لازم است توجیه و متنبه بشوند که آزادی یعنی تبعیت از قانون، شناخت حدود خود و رعایت حریم ها. انسان وقتی آزاد است که به حقوق دیگری تجاوز نکند، امنیت و سلامت جامعه را تباه نسازد، به راستی که آزادی جنبه می خواهد ... .


