صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
آن نشد، اين...

تکلیفمان را با تئاتر روشن کنیم

نگاهی به تئاتر از دریچه تئاتر
کد خبر: ۹۹۳۰۶
| |
3663 بازدید
سرویس فرهنگ و هنر "تابناک" ـ آدمي مرهون چيزي مي شود كه كسب مي كند معمولا دعاي دهش و خواهش اين مرز و بوم حكايت آن دارد خداوندا مرا آن ده كه آن به و اگر زيادتي طلب مي كند در راه علاقه و دوست داشته هايش است هنرمند نيز مصرتر بر اين خواهش "طبع چون آب و غزل هاي روان ما را بس" حافظ در اين جا رهايي اش را از دنياي مادي اعلام مي دارد و شاكر خداوند مي شود به خاطر توانايي در سرودن غزل هاي زيبا حال طي قرن جاري ظرف هاي تازه هنر وارد شدند از جمله داستان نويسي نوين عكاسي سينما نقاشي نوين و تئاتر كه هريك مورد اقبال كساني قرار گرفت و آنان آهسته آهسته هنرمند ناميده شدند در اين زمان مترجمين بار اصلي اين نهضت را به دوش كشيدند و با همراهي و معاونت خود كنار اين كاروان ميهمان ماندند و به حق خود نيز هنرمند اين كاروان شدند.

 مينياتور كاشيگري شعر خط معماري و موسيقي هنرهاي ايران ميزبان بودند و هنرمند ايراني زيادت خواهي اش كسب معرفت و فراگيري بود كوزه گر دنبال فوت كوزه گري بود نوازنده و خواننده دنبال پرده و دستان شاعر به دنبال قافيه و شعر و طرح نو خطاط به دنبال كرسي و قوس حروف معمار دنبال جفت و جور شدن طرح و نقش كاشي ها و هر يك حاضر بودند فرسنگها راه بپيمايند تا معرفتي و دانشي بجويند و كامل شوند اما دريغ كه ظرف هنري ميهمان وارد شده و نهضت ترجمه آرام آرام هنر و قالبهاي هنري ايران را كنار گذاشت و چهار پايه همراهش را در هر كوي و برزن اين سرزمين قرار داد و بر آن جلوس كرد و قيافه اي حق به جانب گرفت و روي ترش كرد با اين وجود پس از يك قرن همان گونه كه نعلبند يك چكش به نعل مي زند و يكي به ميخ تا هر دو به هم خو بگيرند و نعل به سم بنشيند و ميخ به نعل در هنر هم كمابيش اين اتفاق افتاده است.

 البته يك قرن براي ممزوج شدن هنر چند هزار ساله ايراني با قالب هاي وارداتي زماني اندك است اين كه خوش بنشيند و خوش بدرخشد بسته به شرايط و احوال اصحاب هنر دارد يك نكته مهم و قابل اعتنا كه خصايص هنر و هنر مند ايراني بوده و مي رود كه ناپيدا شود فزوني خواهي در راه فراگيري و سلوك است چراكه هنر همچون صاعقه از بالا به هنرمند وارد مي شود و بازتاب آن محصول هنري و اثر هنري است حال اگر طلبه هنر اين خصيصه را نداشته باشد اين امكان به وجود مي آيد كه فزوني خواهي را در جايي ديگر جستجو كند و سود و زيان خود را در سود و زيان مادي دنيا ببيند و به عوض اين كه گداي معرفت شود گداي رزق مي شود.

 به قول شيخ اشراق "ره تويي منزل تويي رهرو تويي" هشدار كه راه خود به خود گم نكني اين جاست كه اگر از راه معرفت لغزيديم و بيرون شديم بدست آمده هاي مادي مارا از مسير دورتر خواهند كرد.

 اكنون در اين چند سال اخير برخي صحابه هنر زياده خواهي رزق را پيشه ساخته اند و گوي سبقت را از اسلاف هم مرام خود ربوده اند و حسن و قبح را در هم آميخته اند و ديوار بلند احترام رسانه را به زير كشيده اند و نبايدها را بايد مي دانند و بايد ها را نبايد و اين همه را در انباني مي كنند و از ديوار كوتاه صبر رسانه به درون اجتماع و اذهان مي پراكنند كه چه؟ شايد آن طرف قرارداد خوف كند و سر كيسه بيت المال را شل كند و سكه اي بيرون بجهد تا صداي آن ساكتشان كند و دست از قلم بدارند.

 كجاست آن حريم و حرمت هنرمندي؟ حرمت امامزاده را متولي آن نگاه مي دارد سر هر كوي و برزن سمينار نشست جشنواره افتتاحيه اختتاميه ... دم از نداري و فقر و كم درامدي مي زنيم ... به خدا خجالت دارد كدام هنرمند در كدام مكان اعلام كرده است كه به من پول بدهيد تا من حرفم را بزنم چرا به من كم پول مي دهيد تا من حرفم را به خوبي بزنم چرا به من بودجه و پول فراوان نمي دهيد كه در لفاف ناسزا گويمتان چرا به من پول نمي دهيد طنز بنويسم چرا ... پدر جان اگر بلدي حرف بزني و حرفت خريدار دارد تهيه كننده هم برايش پيدا مي شود مكفي، اگر خريدار ندارد ديگران چه بايد بكنند ما كه جزو گروه مقبول هنر كه يادآور شديم نيستيم اهل معرفت و سلوك به مانند فردوسي اند كه ارث پدر را بر سر شاهنامه گذاشت ناصر خسرو ثروت فراوان را ره توشه سفرنامه كرد و الخ ...

پس ما مانند ديگر صنوف توليد مي كنيم اما هنر، پس بياييم مانند ديگر صنوف ايمان بياوريم به رونق و كسادي بازار. زياد عرضه مي كنيم مشتري نداريم، كم عرضه مي كنيم بد عرضه مي كنيم مشتري نياز دارد شما نداريد. كارفرما مي گويد ما نمي توانيم ديگران مي توانند ما فرياد عصبانيت مي كشيم آيا اين اعمال تجديد نظر نمي خواهد اگر يكديگر را يك صنف بدانيم آيا اين رونق يا كسادي در صنوف ديگر نيست يك روز مرغ گران مي شود يك روز باران نمي آيد يك روز منزل گران مي شود يك روز نمي شود روز ديگر مي شود آيا شايسته است هر صنفي هر وقتي دلش خواست يا نخواست يا نتوانست نه را به زمين ديگران بياندازد چه برسد به مطبوعات.

 واقعا فرهيختگي كدام است ناراحتي و مخالفت هنرمند زمين گذاشتن قلم است نه حرمت شكني توسط قلم حرف در اين است بازار تئاتر سال هاست كه به راه است و همه معترضان اين صنف در مرحله اي غرفه اي داشته اند و مطاعي را ارايه داده اند چگونه مي شود بعد از سال ها به يكباره دنبال شتر قرباني گشت. ما گناهي نكرديم خرمهره به بازار فروختيم و ناتوان از جذب مشتري و تماشاگر به هدررفت بودجه نشستيم؟! اين فرافكني نيست ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد خرد خودمان تا به خود آييم.

 ماكه خود مي دانيم پس از گذشت يك قرن هنوز تئاتر در سبد فرهنگي خانوارهاي ايراني جا نگرفته است آيا از آشنايان و اقوام صحابه هنر تئاتر و مردم سالانه 800000 هزار نفر براي ديدن نمايش مي روند اگر بروند يك صدم است. انصاف را پيش روي بگذاريم هنري كه در نونهالي است چرا يكسره خودمان با ايجاد شرايط توفاني ريشه اش را سست مي كنيم. ما تئاتر را براي خود كار مي كنيم و بودجه اش را از دولت مي گيريم چرا حرمت نگه نمي داريم آيا واقعا مردم ما را از طريق تلوزيون و سينما زودتر مي شناسند يا از طريق بازيگري روي صحنه پس اگر صحنه را ترجيح مي دهيم يا به دلايلي مجبوريم در بخش صحنه كار كنيم بهتر نيست حرمت خود را خود نگاه داريم با نداري ها و خون دلهايش خو كنيم.

 حداقل خود به خود احترام بگذاريم تا حس خوبي به پيرامون منتقل كنيم يا درامدمان را از طريق ديگر هموار سازيم قريب به 7000 هزار فاغ التحصيل در اين رشته وجود دارند چه بايد كرد با اين بودجه و اين خيل؟ وقتي غرفه عرضه تئاتر پس از صد سال هنوز كوچك مانده است گلگي به كه بايد برد؟ به يك دوره و يك شخص؟ نود و پنج سال اين مسير را يا ساكت بوديم و راضي و يا ناراضي و منفعل آيا بهتر نيست مشكل را در جايي ديگر جستجو كنيم آيا بزرگان اين حرفه نود و پنج سال ندانستند و اكنون ما دانسته شديم؟! بياييم تكليف خودمان را با تئاتر روشن كنيم. از تئاتر منزل اتومبيل نان و سفر مي خواهيم يا معرفت و هنرمندي؟!

والسلام

مسعود رضازاده فر
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟