این است هنرمندی به نام افشین قطبی!
نود؛ روزگاری هنرپیشهای گفت: عدهای در فیلم ها رل خود را در زندگی بازی میکنند و عده دیگری از آنها رلهای فیلمهایشان را در زندگی بازی میکنند و این گروه دوم، اکثرا بد بازی میکنند و این گروه دوم اکثرا بد بازیگرانی هستند.
اصطلاح «فیلم بازی کردن» از متداولـرین حرفهای روزمرده است و به کسی میگویند که دارای دو چهره و دو وجه و شاید اصطلاح زیباتر آن، «هنرپیشه بودن» است. برخی آدمها دوست دارند که با چهرههای مختلف ابراز وجود کنند و برای مخفی کردن چهره واقعی خود دست به هنری به نام هنرپیشگی زنند و شاید این مسأله در بین افراد مشهور، به شدت رواج دارد.
لبخندهای بیانقطاع و صحبت از فرهنگ و احترام به دیگران و استفاده از ادبیات گفتاری بخشنده و مهربان و ... از ویژگیهای متداول افراد مشهور است و شاید یکی از این مشهورترینها، افشین قطبی است که در آخرین گفوگوی غیررسمیاش در فرودگاه اصفهان نکات جالبی را از شخصیت پنهانش بروز داد که بد نیست به نقد آن بنشینیم.
1ـ ایشان در گفتوگوی خود با مردم، اوضاع تیم ملی را خوب عنوان کرده است. پرسش ما این است که هفتههاست تیم ملی در تعطیلات به سر میبرد پس چگونه ایشان اوضاع تیم را خوب تصور میکنند؟
آخرین باری که تیم ملی به میدان رفت، مربوط به بازی با تایلند بود که با همه ستارگانش در تهران به سختی با تک گل دقیقه 90، بازی را به پایان رساند و از آن روز، تیم ملی بازی نکرده است. حال از جناب امپراتور میپرسیم، از کجا اوضاع تیم ملی را خوب به مردم نشان میدهد؟ این امیدواری که به مردم میدهد، نشان از آن چهره دیگر سرشار از امید را ندارد که بارها از قلب شیر سخن گفته است؟
2ـ ایشان میگوید که تیم ملی نیاز به این داشت که کادر جوانی داشته باشد. میپرسیم، چرا؟ آیا در تمام دنیا، این ویژگی یعنی جوانی در کادر فنی وجود دارد و یا اینکه سرمربی با درایت و استفاده از کاپیتان و بزرگترهای تیم، این نقیصه را برطرف میکند؟
از سوی دیگر، اگر قرار بود تنها جوانی فاکتور حضور مربی دیگری در روی کادر فنی باشد و معیارهایی چون تجربه و کارایی و دانش دخیل نباشد، چرا تنها به گزینه منصوریان بسنده شد؟ آیا جوانان دیگری در این دیار نبودند که چون منصوریان تجربه فوتبالی داشته و در عین حال بیکار بوده باشند؟ آیا شایعه ملاک رفاقت با سرپرست تیم ملی و حرفگوشکنی از او در کنار جوانی منصوریان مطرح نبود؟ آیا ملاک دیگری مطرح بوده که ما از آن بیخبریم؟
3ـ خود قطبی در اینباره میگوید چندین ماه منصوریان را زیر نظر داشته است میپرسیم این زیر نظر گرفتن منصوریان در کجا صورت گرفت؟ منصوریان که ماهها بیکار بود پس کجا ایشان مورد تفحص قرار گرفتند؟ آیا بازرسان فدراسیون گزارش کارهای او را به قطبی میدادند؟ آیا قطبی از کارآگاهان خصوصی برای زیر نظر گرفتن منصوریان بهره گرفت و یا اینکه تعریفهای چرب و نرم این و آن را به اسم زیر نظر گرفتن منصوریان بهره گرفت و یا اینکه تعریفهای چرب و نرم این و آن را به اسم زیر نظر گرفتن به خورد آن چند دانشجوی علاقمند در هواپیمای حامل قطبی به اصفهان داده شده بود؟
4ـ قطبی میگوید: من سیستم تیم ملی را عوض نکردم و از سیستم مورد علاقهام بهره نمیگیرم زیرا تیم ملی سالهاست با سیستم 1ـ3ـ2ـ4 بازی میکند و من نمیتوانم سیستم مورد علاقهام یعنی 3ـ3ـ4 را برگزینم میپرسیم اگر قرار بود تیم ملی با همان سیستمهای سرمربی یا سرمربیان سابق بازی کند پس چرا سرمربی عوض شده است؟ از سوی دیگر، تا آنجا که همه میدانند قطبی در پرسپولیس هم همین سیستم یعنی با تک مهاجم به زمین میرفت و قصه علاقه قطبی به بازی هجومی از آن فیلمهایی است که او بارها خواب آن را دیده و ... .
5ـ اما بخش مهم این مصاحبه، انتقاد ایشان از حضور بیش از اندازه دایی در تیم ملی است که جوانان را سوزانده است. میگوییم ایشان که مرتب دم از رفتار غیرحرفهای مربیان ایرانی میزند چرا خود علیه سرمربی سابق تیم ملی آن هم با مردم حرف میزند؟ از سوی دیگر، دایی نزدیک به چهار سال است که در تیم ملی بازی نمیکند چرا در این چهار سال کسی به جای او انتخاب نکردند؟
همین آقای قطبی کسی نبود که با اصرار کریمی را که از تیم ملی خداحافظی کرد، دوباره به تیم ملی دعوت کرد؟ ایشان خود کسی نیستند که بارها از ضرورت دعوت مجدد از مهدویکیا و هاشمیان سخن گفتهاند؟ آیا خود ایشان با ژستی هنری دم از جوانگرایی نزدند و بار دیگر همان تیم دایی را به میدان نیاوردند؟
از ایشان میپرسیم خود ایشان که دم از جوانگرایی میزنند چند چهره جوان در پرسپولیس و تیم ملی معرفی کردند؟ آیا همان دایی سوزاننده نسل جوانان کسانی چون حاجصفی، خلعتبری، شجاعی، زنیدپور، کریم انصاریفرد، رافخایی و ... را در تیم ملی و سایپا معرفی نکرد؟ راستی رل اعتقاد به جوانگرایی چقدر سخت به قطبی میآید.
6ـ و سرانجام داد و بیداد قطبی با خبرنگاران در فرودگاه و هواپیما جالب بود. ایشان چه حرفی با مردم میزدند که حاضر نبودند در جمع خبرنگاران بزنند؟ آیا دو وجه نشان دادن و در میان خبرنگاران داد سخن دادن از احترام و اعتقاد به همکاران داشتن و در خفا علیه آنان سخن گفتن، نمونه دیگری از مردی که هنرپیشگی را بسیار بهتر از فوتبال میداند، نمیتواند باشد؟


