نگاهي به عملكردمان در پيشگيري از ناهنجاريهاي اخلاقي
محمد يزدي زاده
کد خبر: ۹۷۵۱۶
| | 7489 بازدید
آيت الله مكارم شيرازي؛ صبر دربرابر بدحجابي جايز نيست.
اين روزها موضوع مفاسد اجتماعي و اخلاقي و وضعيت ظاهري جوانان در كوچه و خيابان ها صداي همه را در آورده است. بگونه اي كه كار به مجلس شوراي اسلامي و نماز جمعه تهران و علما و روزنامه ها هم كشيده شده است. تا جايي كه رهبر معظم انقلاب هم در ديدار پرسنل نيروي انتظامي با ايشان فرمودند: در برخورد با افرادي كه تعمدا يا از روي بي توجهي چهره جامعه را از لحاظ ديني، نجابت و عفاف خارج مي كنند نيز بايد برخوردي قوي و صحيح انجام شود. والبته توصيه آقاي رئيس جمهور وعلما و ائمه محترم جمعه به توبه همگاني به دليل افزايش فساد اخلاقي و اجتماعي نيز خود مويد و نشانگر عمق فاجعه است.
خبرها و نوشته هاي اخير با عناوين معاشقه آشكار در پارك ها و كوه ها ، افزايش متلك پراني به ناموس مردم حتي بانوان محجبه، گسترش سريع و خارج از كنترل واسفناك بدحجابي- بهتراست بگوييم بي حجابي- افزايش روابط نامشروع و طلاق ، رواج پارتي هاي شبانه، رواج مصرف مشروبات الكلي در بين جوانان، رواج تاتو و خالكوبي، بغل كردن سگ و ميمون در كوچه و بازار توسط جوانان، رواج لباسهاي مستهجن و زننده ، رواج كلاسهاي رقص يا همان حركات موزون و امثالهم، نويسنده را عليرغم ميل باطني وادار به نگارش اين مطالب نمود؛ تا شايد تا دير نشده مسئولين امر و البته مردم هم دست به كار شوند و چاره اي كارساز بيانديشند.
اگر چند سال پيش چنين خبرهايي را مي شنيديم و چنين صحنه هايي را مي ديديم ، تقريبا باور كردنشان سخت بود؛ ولي هم اكنون وضعيت به گونه اي شده است كه مردم ما آمادگي شنيدن و ديدن حتي بمراتب بدتر و خانمان سوزتر از آن را هم دارند و به آنها عادت كرده اند. ومهمتر اينكه اينگونه رفتارها و ناهنجاري ها به سرعت در حال گسترش است و فراموش نكنيم كه ما صحبت از يك كشور اسلامي و حكومت اسلامي مي كنيم و اگر به رفتار جوامع غربي خرده مي گيريم و جامعه غرب را فاسد مي دانيم، بايستي بدانيم كه آنها داعيه اسلام و مسلماني و دينداري ندارند و خيلي از رفتارهاي اجتماعي آنان مورد تاييد اديانشان هم هست و اصراري هم بر دينداري وهدايت مردم ندارند.
ولي ما چه؟ ما 31 سال پيش حكومت اسلامي را بنا نهاديم تا به مردم دنيا بويژه غرب نشان دهيم كه جامعه فرهنگي و اخلاقي و انساني يعني جامعه ايران پس از انقلاب؛ خواستيم بفهمانيم كه در زمان پهلوي اول، كشف ناجوانمردانه حجاب و رواج بي بندوباري كار استعمارپير انگليس بود تا ما را به خودمان واگذارد تا از چيزي سر در نياوريم؛ خواستيم به دنيا ثابت كنيم كه آزادي واقعي به معناي برهنگي فرهنگي و فرهنگ برهنگي و رواج بي بند و باري و فحشا نيست؛ خواستيم به جهانيان بفهمانيم كه خانواده ها و جوانان ما با غيرت و جوانمرد هستند و اجازه نمي دهند جامعه را لا اباليگري و بي اخلاقي فرا بگيرد؛ ولي حالا چه؟
27 سال پيش در شهر شيراز پس از اينكه حضرت آيت الله حائري شيرازي امام جمعه وقت نويسنده و همسرش را به عقد هم درآوردند و ساعتي بعد در حافظيه بر روي نيمكتي در حال گفتگو بوديم ، پس از چند دقيقه مامورين كميته وقت سررسيدند و تذكر دادند كه از هم فاصله بگيريد و اينقدرنزديك هم ننشينيد! اما امروز دختران و پسران جوان(نامحرم نه عقدكرده) دور از چشم والدين خود آن هم با ظواهري زننده در پارك ها و كوهها معاشقه مي كنند.
افراط و تفريط!
آنچه كه گفته شد تنها گوشه اي از معضلات و ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقي و فرهنگي است و پرواضح است كه قصد نويسنده از بيان حقايق فوق به هيچ عنوان سياه نمايي نيست؛ لكن سخن اينجاست كه چرا علت يا علل اصلي اين همه حوادث و اتفاقات بعضا دردناك و باورنكردني، ريشه يابي و تجزيه و تحليل علمي وصادقانه و واقع بينانه نمي شوند تا بتوان راه حل موثر و كارآمد براي رفع و اصلاح آنان يافت؛ و اگر هم مي شوند، اصولا دلايل غيرواقعي و غير منطقي و فرافكنانه مطرح و به جامعه القاء مي شود.
به عنوان مثال يكي از علت هاي اصلي بي اخلاقي ها و هنجارشكني ها و انحرافات جوانان كه بيان مي شود و خيلي هم معروف و نقد و بدون هزينه است، همين داستان تهاجم فرهنگي غرب و علل خارجي و نيروهاي ماورايي مي باشد، و كاملا بديهي و واضح است كه دست هيچ كس هم به آنها نمي رسد تا محاكمه و مجازات شوند و خيالمان هم راحت است كه علت اصلي را پيدا كرده ايم و تا مي توانيم بايستي در سخنراني ها و تحليل هايمان همه تيرهايمان را به سوي آنها نشانه رويم.
در اينكه بيگانگان و تهاجم فرهنگي يكي از عوامل ديرينه و موثر ناهنجاري هاي فرهنگي و انحرافات اخلاقي و اجتماعي است، هيچ شكي در آن نيست؛ ولي آيا همه علل و عوامل همين است؟! و هيچ كس و هيچ چيز ديگر مقصر نيست؟! آيا عدالت اسلامي اينگونه است كه براي فرار از مسئوليت ها و پاسخگويي ها همه تقصيرها را به گردن ديگران بيندازيم؟!
آيا مي توان سوال كرد مواد مخدر يا مشروبات الكلي كه تريلي تريلي كشف و امحاء مي شوند، چگونه و از كجا وارد اين سرزمين مي شوند ؟
آيا مي توان پرسيد مواد مخدر و مشروبات الكلي چگونه و توسط چه كساني در مدارس و دانشگاهها توزيع مي شوند؟
آيا مي توان پرسيد نهادهاي تربيتي و فرهنگي مدارس و دانشگاهها چه برنامه هاي مفيد و سازنده و موثري، حداقل در اين 5 سال گذشته براي هدايت و روشنگري و جذب جوانان و نوجوانان داشته اند؟
آيا مي توان پرسيد علت افزايش سن ازدواج جوانان و آمار طلاق چه كسي يا چه چيزي است؟ جامعه؟ والدين؟ گراني و بيكاري؟ كاهش معنويات و اخلاقيات و خانواده محوري؟ يا بيگانگان و تهاجم فرهنگي غرب؟ واقعا كداميك؟
آيا جز اين است كه در اين سال هاي اخير به جاي عملگرايي به سمت شعارگرايي و سخنوري و خطابه روي آورده ايم و آن چنان غرق مسائل گوناگون سياسي شده ايم، كه ديگر فرصت و مجال فكر كردن و انديشيدن به نيازهاي اصلي و حياتي آحاد جامعه بويژه جوانان اين مرز وبوم نيافته ايم.
آيا غير از اين است كه بخش اعظمي از مشكلات و ناهنجاري هاي اخلاقي و فرهنگي جامعه نتيجه عملكرد ضعيف و سوء مديريت بخش هاي فرهنگي و تربيتي و اعتقادي و اقتصادي جامعه مي باشد و اساسا بجاي پاسخگويي مناسب و عالمانه و مشفقانه به سوالات و شبهات گوناگون و روزافزون جامعه بويژه جوانان و نوجوانان، پاسخهايي نه چندان شايسته و بعضا دفع كننده و نااميدكننده ارائه و آنان را در وادي سرد و بي انتهاي سرگرداني و گمراهي و استيصال به حال خودشان رها كرده ايم.
آيا چرا وقتي صحبت از ناهنجاري ها و انحرافات اخلاقي مي شود، توجه غالب به سمت شمال شهر و خانواده هاي مرفه و... معطوف مي شود؟ چه منظوري از اين برخورد داريم؟ تا بحال سري به وسط و جنوب شهر و محله هاي فقير نشين و متوسط نشين زده ايد تا ببينيد مثلا در خانه هاي چهارراه مولوي و يا ميدان شوش گيرنده هاي ماهواره اي از نان شبشان هم براه تراست و جوانان چگونه مي گردند و رفتار مي كنند؛ يعني اينجا صحبت از خانواده هاي سنتي و متدين است و بخش مهمي ازهمين نوجوانان و دختران و پسراني كه امروز در باره شان حرف مي زنيم، از فرزندان همين خانواده هاي متدين و مسلمان و شهيد داده جنوب تهران و حتي شمال تهران هستند؛ ولي حالا چه شده است كه راه خود را گم كرده اند؟
آيا مسئول همه اين مشكلات نيروي انتظامي است؟! در اينكه نيروي انتظامي وظيفه برقراري امنيت جامعه و برخورد با متخلفين اجتماعي و اخلاقي را دارد، هيچ شكي در آن نيست و انصافا به وظايفش خوب هم عمل كرده است؛ ولي آيا مسئول فرهنگي و تربيتي و اخلاقي جامعه هم نيروي انتظامي است؟ صدا و سيما، آموزش و پرورش، سازمان جوانان، حوزه هاي علميه، سازمان ها ونهادهاي فرهنگي و تربيتي و دهها موسسه و مركز دولتي و غيردولتي و امثالهم چه مسئوليتي دارند و با بودجه هاي فراواني كه در اختيار دارند، تا چه حد به مسئوليت هاي اصلي خود عمل كرده اند؟ كدام طرح ها و برنامه هاي سازنده و كاربردي و راهبردي را ارائه و اجرا كرده اند؟ آيا جز اين است كه در برخي از اين دستگاه ها مشغول كارهاي روزمره و ايجاد پست هاي سازماني جديد و غيرضروري بويژه در بخش هاي اداري و لجستيكي هستند و در واقع عمدتا درگير امور حاشيه اي و غير حرفه اي مي باشند؟
چرا صدا و سيمايي كه بيشترين مخاطب را در جامعه دارد ويكي از موثرترين و مقتدرترين وسايل تبليغي و آموزشي و فرهنگي بي رقيب و انحصاري كشور بشمار مي رود و بايستي خود در كردار و گفتار صادق و بي ريا باشد، براي فرار از واقعيت هاي تلخ جامعه خودمان و سرپوش گذاردن بر آنان، خبرنگارانش را به دورترين نقاط غرب دنيا مي فرستد تا گزارش مثلا لگد شدن پشه اي توسط كودكي و يا آتش گرفتن گاراژ خودروهاي اسقاطي و يا داستان معشوقه فلان نخست وزير را با آب و تاب وآن هم در اخبار سراسري و براي چند روز متوالي به نمايش بگذارد؛ و اينگونه القاء نمايد كه هرچه فساد و تباهي و انحراف و لاقيدي است، در آن سوي آب هاست و اينجا هيچ خبري نيست!
آن وقت انتظار داريم كه جوانان از اينگونه برخوردهاي ضدونقيض درس صداقت و راستي و اخلاق بياموزند. در حالي كه مي تواند و بايستي با ساختن و پرداختن برنامه هاي سازنده و مفيد و جذاب و هنرمندانه - نه همچون سريال دارا و ندار كه مملو بود ازهمه نداشته ها و نخواسته ها و لودگي ها و بي حرمتي ها- و فارغ از ايده هاي نامعقول خنداندن اجباري خلق الله، با همتي عالي كمر به هدايت و پرورش افكار نوجوانان و جوانان جامعه ببندد.
آيا كسي مي تواند اين حقيقت را انكار كند كه بسياري از اين نابساماني ها و انحرافات اخلاقي و فرهنگي و تربيتي، معلول هستند نه علت؟ آيا تا كجا مي توانيم با معلول ها مبارزه كنيم؟ آيا يك پزشك حاذق هيچگاه مي تواند به جاي تشخيص علت بيماري و درمان آن، بيمار خود را كه همان معلول است ، سرزنش و تنبيه كند؟ و با يك آمپول هوا او را خلاص كند؟! البته كه مي تواند توصيه هاي اكيد كند تا آنجايي كه ممكن است مثلا فلان رژيم غذايي را رعايت نمايد. آيا ما هم در حوزه و عرصه فرهنگي و اخلاقي و تربيتي همچون پزشك حاذق عمل كرده ايم؟ آيا هيچگاه به معناي واقعي آن به دنبال علت ها و ريشه ها بوده ايم؟ يا نه! بلافاصله دست به تيغ جراحي برده ايم.
بدون ترديد دين مبين اسلام بهترين و متعالي ترين و سازنده ترين راه ها و روش هاي تربيتي و انسان سازي را همچون گوهري گرانبها در ژرفاي خود جاي داده است و بايستي آن ها را كشف كرده به درستي و با ظرافت بكار بنديم. شايسته جمهوري اسلامي نيست كه پس از گذشت 31 سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كه بر پايه هاي اخلاقي و انساني و رحماني نهاده شده است، شاهد رواج اباحيگري و لاابلاليگري و بدحجابي يا همان بي حجابي و انحرافات اخلاقي و اجتماعي باشيم.
فرموده اند، النجاه في الصدق، يعني نجات و رستگاري در راستگويي وصداقت است. آيا وقت آن نرسيده است كه در بيان مشكلات جامعه و ريشه يابي آنها فارغ از گرايش ها و ملاحظات سياسي، با مردم و جوانانمان واقع بينانه ترو روراست تر و صادقانه تر و شفاف تر صحبت كنيم و همفكري نماييم تا خود مردم و جوانان با جان و دل و مشتاقانه و داوطلبانه و عاشقانه در جهت حل مشكلات و معضلات كشور و وطن خودشان گام بردارند.
اين روزها موضوع مفاسد اجتماعي و اخلاقي و وضعيت ظاهري جوانان در كوچه و خيابان ها صداي همه را در آورده است. بگونه اي كه كار به مجلس شوراي اسلامي و نماز جمعه تهران و علما و روزنامه ها هم كشيده شده است. تا جايي كه رهبر معظم انقلاب هم در ديدار پرسنل نيروي انتظامي با ايشان فرمودند: در برخورد با افرادي كه تعمدا يا از روي بي توجهي چهره جامعه را از لحاظ ديني، نجابت و عفاف خارج مي كنند نيز بايد برخوردي قوي و صحيح انجام شود. والبته توصيه آقاي رئيس جمهور وعلما و ائمه محترم جمعه به توبه همگاني به دليل افزايش فساد اخلاقي و اجتماعي نيز خود مويد و نشانگر عمق فاجعه است.
خبرها و نوشته هاي اخير با عناوين معاشقه آشكار در پارك ها و كوه ها ، افزايش متلك پراني به ناموس مردم حتي بانوان محجبه، گسترش سريع و خارج از كنترل واسفناك بدحجابي- بهتراست بگوييم بي حجابي- افزايش روابط نامشروع و طلاق ، رواج پارتي هاي شبانه، رواج مصرف مشروبات الكلي در بين جوانان، رواج تاتو و خالكوبي، بغل كردن سگ و ميمون در كوچه و بازار توسط جوانان، رواج لباسهاي مستهجن و زننده ، رواج كلاسهاي رقص يا همان حركات موزون و امثالهم، نويسنده را عليرغم ميل باطني وادار به نگارش اين مطالب نمود؛ تا شايد تا دير نشده مسئولين امر و البته مردم هم دست به كار شوند و چاره اي كارساز بيانديشند.
اگر چند سال پيش چنين خبرهايي را مي شنيديم و چنين صحنه هايي را مي ديديم ، تقريبا باور كردنشان سخت بود؛ ولي هم اكنون وضعيت به گونه اي شده است كه مردم ما آمادگي شنيدن و ديدن حتي بمراتب بدتر و خانمان سوزتر از آن را هم دارند و به آنها عادت كرده اند. ومهمتر اينكه اينگونه رفتارها و ناهنجاري ها به سرعت در حال گسترش است و فراموش نكنيم كه ما صحبت از يك كشور اسلامي و حكومت اسلامي مي كنيم و اگر به رفتار جوامع غربي خرده مي گيريم و جامعه غرب را فاسد مي دانيم، بايستي بدانيم كه آنها داعيه اسلام و مسلماني و دينداري ندارند و خيلي از رفتارهاي اجتماعي آنان مورد تاييد اديانشان هم هست و اصراري هم بر دينداري وهدايت مردم ندارند.
ولي ما چه؟ ما 31 سال پيش حكومت اسلامي را بنا نهاديم تا به مردم دنيا بويژه غرب نشان دهيم كه جامعه فرهنگي و اخلاقي و انساني يعني جامعه ايران پس از انقلاب؛ خواستيم بفهمانيم كه در زمان پهلوي اول، كشف ناجوانمردانه حجاب و رواج بي بندوباري كار استعمارپير انگليس بود تا ما را به خودمان واگذارد تا از چيزي سر در نياوريم؛ خواستيم به دنيا ثابت كنيم كه آزادي واقعي به معناي برهنگي فرهنگي و فرهنگ برهنگي و رواج بي بند و باري و فحشا نيست؛ خواستيم به جهانيان بفهمانيم كه خانواده ها و جوانان ما با غيرت و جوانمرد هستند و اجازه نمي دهند جامعه را لا اباليگري و بي اخلاقي فرا بگيرد؛ ولي حالا چه؟
27 سال پيش در شهر شيراز پس از اينكه حضرت آيت الله حائري شيرازي امام جمعه وقت نويسنده و همسرش را به عقد هم درآوردند و ساعتي بعد در حافظيه بر روي نيمكتي در حال گفتگو بوديم ، پس از چند دقيقه مامورين كميته وقت سررسيدند و تذكر دادند كه از هم فاصله بگيريد و اينقدرنزديك هم ننشينيد! اما امروز دختران و پسران جوان(نامحرم نه عقدكرده) دور از چشم والدين خود آن هم با ظواهري زننده در پارك ها و كوهها معاشقه مي كنند.
افراط و تفريط!
آنچه كه گفته شد تنها گوشه اي از معضلات و ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقي و فرهنگي است و پرواضح است كه قصد نويسنده از بيان حقايق فوق به هيچ عنوان سياه نمايي نيست؛ لكن سخن اينجاست كه چرا علت يا علل اصلي اين همه حوادث و اتفاقات بعضا دردناك و باورنكردني، ريشه يابي و تجزيه و تحليل علمي وصادقانه و واقع بينانه نمي شوند تا بتوان راه حل موثر و كارآمد براي رفع و اصلاح آنان يافت؛ و اگر هم مي شوند، اصولا دلايل غيرواقعي و غير منطقي و فرافكنانه مطرح و به جامعه القاء مي شود.
به عنوان مثال يكي از علت هاي اصلي بي اخلاقي ها و هنجارشكني ها و انحرافات جوانان كه بيان مي شود و خيلي هم معروف و نقد و بدون هزينه است، همين داستان تهاجم فرهنگي غرب و علل خارجي و نيروهاي ماورايي مي باشد، و كاملا بديهي و واضح است كه دست هيچ كس هم به آنها نمي رسد تا محاكمه و مجازات شوند و خيالمان هم راحت است كه علت اصلي را پيدا كرده ايم و تا مي توانيم بايستي در سخنراني ها و تحليل هايمان همه تيرهايمان را به سوي آنها نشانه رويم.
در اينكه بيگانگان و تهاجم فرهنگي يكي از عوامل ديرينه و موثر ناهنجاري هاي فرهنگي و انحرافات اخلاقي و اجتماعي است، هيچ شكي در آن نيست؛ ولي آيا همه علل و عوامل همين است؟! و هيچ كس و هيچ چيز ديگر مقصر نيست؟! آيا عدالت اسلامي اينگونه است كه براي فرار از مسئوليت ها و پاسخگويي ها همه تقصيرها را به گردن ديگران بيندازيم؟!
آيا مي توان سوال كرد مواد مخدر يا مشروبات الكلي كه تريلي تريلي كشف و امحاء مي شوند، چگونه و از كجا وارد اين سرزمين مي شوند ؟
آيا مي توان پرسيد مواد مخدر و مشروبات الكلي چگونه و توسط چه كساني در مدارس و دانشگاهها توزيع مي شوند؟
آيا مي توان پرسيد نهادهاي تربيتي و فرهنگي مدارس و دانشگاهها چه برنامه هاي مفيد و سازنده و موثري، حداقل در اين 5 سال گذشته براي هدايت و روشنگري و جذب جوانان و نوجوانان داشته اند؟
آيا مي توان پرسيد علت افزايش سن ازدواج جوانان و آمار طلاق چه كسي يا چه چيزي است؟ جامعه؟ والدين؟ گراني و بيكاري؟ كاهش معنويات و اخلاقيات و خانواده محوري؟ يا بيگانگان و تهاجم فرهنگي غرب؟ واقعا كداميك؟
آيا جز اين است كه در اين سال هاي اخير به جاي عملگرايي به سمت شعارگرايي و سخنوري و خطابه روي آورده ايم و آن چنان غرق مسائل گوناگون سياسي شده ايم، كه ديگر فرصت و مجال فكر كردن و انديشيدن به نيازهاي اصلي و حياتي آحاد جامعه بويژه جوانان اين مرز وبوم نيافته ايم.
آيا غير از اين است كه بخش اعظمي از مشكلات و ناهنجاري هاي اخلاقي و فرهنگي جامعه نتيجه عملكرد ضعيف و سوء مديريت بخش هاي فرهنگي و تربيتي و اعتقادي و اقتصادي جامعه مي باشد و اساسا بجاي پاسخگويي مناسب و عالمانه و مشفقانه به سوالات و شبهات گوناگون و روزافزون جامعه بويژه جوانان و نوجوانان، پاسخهايي نه چندان شايسته و بعضا دفع كننده و نااميدكننده ارائه و آنان را در وادي سرد و بي انتهاي سرگرداني و گمراهي و استيصال به حال خودشان رها كرده ايم.
آيا چرا وقتي صحبت از ناهنجاري ها و انحرافات اخلاقي مي شود، توجه غالب به سمت شمال شهر و خانواده هاي مرفه و... معطوف مي شود؟ چه منظوري از اين برخورد داريم؟ تا بحال سري به وسط و جنوب شهر و محله هاي فقير نشين و متوسط نشين زده ايد تا ببينيد مثلا در خانه هاي چهارراه مولوي و يا ميدان شوش گيرنده هاي ماهواره اي از نان شبشان هم براه تراست و جوانان چگونه مي گردند و رفتار مي كنند؛ يعني اينجا صحبت از خانواده هاي سنتي و متدين است و بخش مهمي ازهمين نوجوانان و دختران و پسراني كه امروز در باره شان حرف مي زنيم، از فرزندان همين خانواده هاي متدين و مسلمان و شهيد داده جنوب تهران و حتي شمال تهران هستند؛ ولي حالا چه شده است كه راه خود را گم كرده اند؟
آيا مسئول همه اين مشكلات نيروي انتظامي است؟! در اينكه نيروي انتظامي وظيفه برقراري امنيت جامعه و برخورد با متخلفين اجتماعي و اخلاقي را دارد، هيچ شكي در آن نيست و انصافا به وظايفش خوب هم عمل كرده است؛ ولي آيا مسئول فرهنگي و تربيتي و اخلاقي جامعه هم نيروي انتظامي است؟ صدا و سيما، آموزش و پرورش، سازمان جوانان، حوزه هاي علميه، سازمان ها ونهادهاي فرهنگي و تربيتي و دهها موسسه و مركز دولتي و غيردولتي و امثالهم چه مسئوليتي دارند و با بودجه هاي فراواني كه در اختيار دارند، تا چه حد به مسئوليت هاي اصلي خود عمل كرده اند؟ كدام طرح ها و برنامه هاي سازنده و كاربردي و راهبردي را ارائه و اجرا كرده اند؟ آيا جز اين است كه در برخي از اين دستگاه ها مشغول كارهاي روزمره و ايجاد پست هاي سازماني جديد و غيرضروري بويژه در بخش هاي اداري و لجستيكي هستند و در واقع عمدتا درگير امور حاشيه اي و غير حرفه اي مي باشند؟
چرا صدا و سيمايي كه بيشترين مخاطب را در جامعه دارد ويكي از موثرترين و مقتدرترين وسايل تبليغي و آموزشي و فرهنگي بي رقيب و انحصاري كشور بشمار مي رود و بايستي خود در كردار و گفتار صادق و بي ريا باشد، براي فرار از واقعيت هاي تلخ جامعه خودمان و سرپوش گذاردن بر آنان، خبرنگارانش را به دورترين نقاط غرب دنيا مي فرستد تا گزارش مثلا لگد شدن پشه اي توسط كودكي و يا آتش گرفتن گاراژ خودروهاي اسقاطي و يا داستان معشوقه فلان نخست وزير را با آب و تاب وآن هم در اخبار سراسري و براي چند روز متوالي به نمايش بگذارد؛ و اينگونه القاء نمايد كه هرچه فساد و تباهي و انحراف و لاقيدي است، در آن سوي آب هاست و اينجا هيچ خبري نيست!
آن وقت انتظار داريم كه جوانان از اينگونه برخوردهاي ضدونقيض درس صداقت و راستي و اخلاق بياموزند. در حالي كه مي تواند و بايستي با ساختن و پرداختن برنامه هاي سازنده و مفيد و جذاب و هنرمندانه - نه همچون سريال دارا و ندار كه مملو بود ازهمه نداشته ها و نخواسته ها و لودگي ها و بي حرمتي ها- و فارغ از ايده هاي نامعقول خنداندن اجباري خلق الله، با همتي عالي كمر به هدايت و پرورش افكار نوجوانان و جوانان جامعه ببندد.
آيا كسي مي تواند اين حقيقت را انكار كند كه بسياري از اين نابساماني ها و انحرافات اخلاقي و فرهنگي و تربيتي، معلول هستند نه علت؟ آيا تا كجا مي توانيم با معلول ها مبارزه كنيم؟ آيا يك پزشك حاذق هيچگاه مي تواند به جاي تشخيص علت بيماري و درمان آن، بيمار خود را كه همان معلول است ، سرزنش و تنبيه كند؟ و با يك آمپول هوا او را خلاص كند؟! البته كه مي تواند توصيه هاي اكيد كند تا آنجايي كه ممكن است مثلا فلان رژيم غذايي را رعايت نمايد. آيا ما هم در حوزه و عرصه فرهنگي و اخلاقي و تربيتي همچون پزشك حاذق عمل كرده ايم؟ آيا هيچگاه به معناي واقعي آن به دنبال علت ها و ريشه ها بوده ايم؟ يا نه! بلافاصله دست به تيغ جراحي برده ايم.
بدون ترديد دين مبين اسلام بهترين و متعالي ترين و سازنده ترين راه ها و روش هاي تربيتي و انسان سازي را همچون گوهري گرانبها در ژرفاي خود جاي داده است و بايستي آن ها را كشف كرده به درستي و با ظرافت بكار بنديم. شايسته جمهوري اسلامي نيست كه پس از گذشت 31 سال از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كه بر پايه هاي اخلاقي و انساني و رحماني نهاده شده است، شاهد رواج اباحيگري و لاابلاليگري و بدحجابي يا همان بي حجابي و انحرافات اخلاقي و اجتماعي باشيم.
فرموده اند، النجاه في الصدق، يعني نجات و رستگاري در راستگويي وصداقت است. آيا وقت آن نرسيده است كه در بيان مشكلات جامعه و ريشه يابي آنها فارغ از گرايش ها و ملاحظات سياسي، با مردم و جوانانمان واقع بينانه ترو روراست تر و صادقانه تر و شفاف تر صحبت كنيم و همفكري نماييم تا خود مردم و جوانان با جان و دل و مشتاقانه و داوطلبانه و عاشقانه در جهت حل مشكلات و معضلات كشور و وطن خودشان گام بردارند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
لگن شام و نهار هيچ!
سيستم تربيتي ما بر كتمان و عدم درك نيازها بنا شده است و پاسخگوي نسل جوان ما نيست ، سيستمي است كسل كننده كه امكان يك زندگي بالنده و توام با ارتباط انساني زن و مرد را از بين مي برد و مردم را دچار گرسنگي جنسي مي كند. و لعنهم الله قوم الظالمين
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



