گفتگو با آندرانيك تيموريان:
فرگوسن هم به ايران بيايد موفق نميشود
شما ببينيد علي دايي را آوردند تيم ملي و تنها همان ابتدا از او حمايت كردند. ولي بعد از يك سال او را هم كنار گذاشتند و حمايتش نكردند. من به صراحت ميگويم اگر در اين شرايط ما فرگوسن را هم بياوريم نميتواند نتيجه بگيرد. حتي بزرگترين مربي دنيا هم براي كاركردن زمان ميخواهد. اين كه شما سرمربي را بياوري و در كوتاهمدت از او بهترين نتايج را بخواهي كاري اشتباه است. پس برنامهريزي بلندمدت چه ميشود؟ بعد از هر تغييري زمان ميبرد تا تيم شما به حالت عادي برگردد. متاسفانه ما هيچ امكاناتي به مربي نميدهيم و بهترين نتايج را ميخواهيم.
کد خبر: ۹۷۱۵۴
| | 1944 بازدید
گفتگو خيلي ناگهاني به مسير اصلياش وارد ميشود؛ جايي كه آندو صدايش را بالا ميبرد. كلمات را پي هم ميچيند بدون يك جا افتادگي. ميگويد اينقدر صريح است كه حقيقت را بگويد، بيآنكه ترسي داشته باشد. براي هر سوالي، توضيحي ابتدايي دارد. وقتي به تيم ملي ميرسد، صدايش را بلندتر ميكند. سريع بدون مكث؛ به صورت غيرمستقيم از مسوولان فدارسيون فوتبال انتقاد ميكند. ميگويد، با شرايطي كه فوتبال ايران دارد، فرگوسن هم بيايد موفق نميشود. نام سرمربي منچستر را كه ميآورد، با التهاب بيشتري سخن ميگويد. سخن از حمايتهاي پوچ از مربيان تيم ملي و اين كه با هر شكست نبايد دست به تغييرات روي نيمكت زد: «متاسفانه در ايران از مربي توقع دارند يكماهه تيم را قهرمان دنيا كند.» آندو، همان گراندويي كه در بولتون روزهاي خوشي را سپري كرد، جدا از تيم ملي روزهايي تكراري را در فولام سپري ميكند. روزهايي كه با بيرون ماندن از تركيب گره خورده. تيموريان ميگويد: «ولي يادتان باشد من پيش از اينها تواناييام را ثابت كردم.» گفتگو با او همينجا تمام نميشود. تيموريان در روزهاي ملالآور خود در فولام حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.همه دوست دارند بدانند سرانجام وضعيت تو در فولام به كجا رسيد. اين كه چيزي تغيير كرده يا همه چيز مانند گذشته است.
حقيقت اين است كه در اين مدت خودم هم اذيت شدم و دوست نداشتم اوضاع اينطور پيش برود. جديدترين اتفاقي كه افتاد حضورم روي نيمكت تيم بود. متاسفانه مربي در اين مدت حتي به من فرصت نميداد در فهرست تيم باشم، ولي براي بازي اين هفته مقابل اورتون در گوديسون پارك روي نيمكت نشستم. بازي خوبي بود كه متاسفانه ما در دقايق آخر روي يك اتفاق گل خورديم و بازي را 2 بر يك باختيم. اميدوار بودم براي تيم بازي كنم. حتي چند بار گرم كردم ولي روي هاجسون ترجيح داد اين بار هم بازي نكنم.
تنها 3 بازي تا پايان فصل باقي مانده. با توجه به شرايط خط هافبك تيم فكر ميكني مربي به تو بازي بدهد يا اين فصل را بدون حتي يك بازي تمام خواهي كرد؟
فولام نه شانس قهرماني دارد و نه خطر سقوط را احساس ميكند. تيم در رده يازدهم يا دوازدهم باقي ميماند و مربي ترجيح ميدهد به بازيكنان خسته استراحت بدهد. اين فرصتي است براي بازيكناني كه در طول فصل براي تيم بازي نكردهاند. اصلا به همين دليل بود كه او بعد از ماهها مرا روي نيمكت نشاند. نميدانم واقعا در 3 بازي بعدي چه اتفاقي خواهد افتاد، اما دوست دارم حداقل در اين 3 بازي براي تيم به ميدان بروم. هر تصميمي كه مربي برايم بگيرد به آن احترام ميگذارم. ولي بايد تاكيد كنم من هم دوست دارم مثل هر كس ديگري بازي كنم و خيلي دوست داشتم اين اتفاق در بازي با اورتون بيفتد.
كه البته بعيد به نظر ميرسد رخ دهد. روي هاجسون ظاهرا اصلا علاقهاي به استفاده از تو ندارد.
من بايد ابتدا توضيح بدهم كه بازي نكردنم دليل بر بد بودنم نيست. اين دليل نميشود قضاوت كنيد من از بازيكنان ديگر ضعيفتر هستم. من تواناييهاي خودم را قبل از اين نشان دادهام. اگر اشتباه نكنم در بولتون نزديك به 30 بازي كردم و همانجا تواناييام را در فوتبال جزيره نشان دادم. نميدانم بگويم متاسفانه يا خوشبختانه، ولي فولام اينقدر خوب نتيجه گرفته كه مربي به تركيب تيم دست نزد. ما نه تنها در ليگ بقاي خود را تثبيت كرديم بلكه در اروپا همه را شگفتزده كرديم. فولام در يورو ليگ تيمهايي مانند شاختاردونتسك قهرمان دوره آخر جام يوفا را شكست داد و يوونتوس بزرگ را از پيشرو برداشت.
ما در مرحله نيمه نهايي هم هامبورگ را در زمين خودش بدون گل متوقف كرديم و اميدواريم در بازي برگشت ببريم و به فينال برسيم. همين مساله كار را براي روي هاجسون سختتر كرده است. من منتظر اين هستم كه او به من شانس بدهد ولي نهتنها برخي از بازيكنان هم پستي من بلكه تعدادي از بازيكنان ديگر هم كار برايشان سخت شده. مربي تركيب مورد علاقهاش را پيدا كرده و در چنين شرايطي به آن دست نميزند. تعويضهاي او هم مشخص است. به همين خاطر شرايط براي بازيكنان ديگر سخت شده. من از اين بابت نميتوانم به هاجسون خرده بگيرم چون طبيعي است كه مربي برنده دست به تركيب تيمش نزند. اميدوارم تيم چه با من و چه بدون من در ادامه فصل هم موفق باشد و در اروپا به جام برسد.
اين روزها در ايران حرف از بازگشت تو به ليگ برتر يا يكي از ليگهاي عربي است. اين شايعات را تاييد ميكني يا تكذيب؟ بارها گفتهاي توانايي ادامه فوتبال در اروپا را داري.
من در 22 سالگي از ايران ترانسفر شدم و به انگليس آمدم. فكر كنم تجربه خيلي خوبي كسب كردم چون نياز بود اين تجربه را به دست بياورم. 5/4 سالي است در اينجا حضور دارم كه مطمئن هستم در آينده همين مساله به من خيلي كمك خواهد كرد. فقط يك سال و نيم در تيم ملي بودم كه به اينجا رسيدم. الان هم دوست دارم در اروپا ادامه بدهم چون به اين راحتي نتوانستم به انگليس بيايم. من تازه 27 ساله شدهام و ميتوانم در اين قاره به فوتبالم ادامه بدهم. اگر پيشنهاد خوب اروپايي بيايد با آغوش باز آن را ميپذيرم و شك نكنيد قلبا دوست دارم در اروپا بمانم. من شرايط ماندن در اين فوتبال را دارم چون از نظر فيزيكي و بدني كاملا آماده هستم و ميتوانم دوباره ادامه بدهم. اما همه چيز بستگي به شرايط زندگيام دارد. به هر حال يك وقتهايي تغيير و تحولاتي در زندگي آدم رخ ميدهد كه شايد اين مسائل خصوصي روي تصميم آدم تاثيرگذار باشد. من منتظرم ببينم بعد از پايان فصل چه شرايطي برايم پيش ميآيد. در اين صورت ميتوانم براي آينده تصميم بگيرم.
البته حرف از اين بود كه به پرسپوليس ميآيي؟ بايد اين خبر را جدي گرفت يا...
من فقط ميگويم كه بابت انتشار چنين خبرهايي متاسفم. از قول من چيزهايي مينويسند كه صحت ندارد. نزديك به 3 ماه است كه تلفنهاي ايران را جواب نميدهم و خيلي كم اتفاق افتاده با كسي حرف بزنم. ولي نميدانم بعضي اين حرفها را از كجا ميآورند و از قول من چنين چيزهايي را مينويسند. همينجا اعلام ميكنم بنده نه تنها با پرسپوليس و استقلال بلكه با هيچ تيم ديگري در ايران مذاكره نكردهام. من بازيكني هستم كه اگر حرفي زده باشم آن را تكذيب نميكنم. مطمئن باشيد اگر با اين باشگاه مذاكره كرده بودم صراحتا خبرش را اعلام ميكردم ولي وقتي چنين اتفاقي نيفتاده چرا بايدچنين حرفي بزنم.
ظاهرا از دست برخي از روزنامهها خيلي ناراحت هستي؟
فقط اين را بگويم كه انگليس با اين عظمتش تنها 4روزنامه ورزشي دارد. اينجا ليگهاي زيادي وجود دارد و فقط بايدخودتان بياييد ببينيد فوتبال چقدر حرفهاي است، اما در ايران ما 100 تا روزنامه ورزشي داريم كه اين اصلا خوب نيست.
اگر موافق باشي درباره قرعهكشي جام ملتها حرف بزنيم. ايران با عراق، كرهشمالي و امارات در يك گروه قرار گرفت. تو از اين قرعه راضي هستي؟
پيش از هرچيز بايد بگويم فوتبال در آسيا به سرعت درحال پيشرفت است. تيمها نسبت به سالهاي گذشته خيلي پيشرفت كردهاند و خود را بالا كشيدهاند. به جرات ميتوان گفت ديگر هيچ تيم آساني در آسيا وجود ندارد. سه تيمي كه با ما در يك گروه هستند هر كدام قدرتي براي خود محسوب ميشوند. عراق كه در دوره قبل قهرمان شد و 2 تيم كره و امارات هم در مقدماتي جام جهاني واقعا خوب كار كردند. اما در مجموع به نظر من اين قرعه بدي نيست. بهتر از گروههاي ژاپن، عربستان و كرهجنوبي است. فكر كنم قرعه آنها نسبت به ما سختتر است و كار راحتي نخواهند داشت. من از همگروهي با امارات، كره و امارات راضي هستم و اميدوارم بتوانيم به مرحله بعد برويم و به اهدافي كه داريم برسيم.
در اين مدت اتفاقات جالبي در تيم ملي رخ داد كه بيشك در جريان آن هستي. يك روز حرف از ماندن قطبي بود و يك روز حرف از رفتن او. حتي سران فدراسيون مذاكره با مربيان خارجي را تاييد كردند. نظر تو به عنوان بازيكني كه چند سال است در تيم ملي بازي ميكند، در اين باره چيست؟
فكر كنم بايد از گذشته شروع كنم و توضيح بدهم. از قبل از جام جهاني كه برانكو سرمربي تيم ملي بود تا بعد از رفتن او و آمدن امير قلعهنويي و مربيان بعدي، هميشه اين حرفها وجود داشته. اين مسائل در فوتبال ما عادي شده. قصد ندارم از قطبي يا مربي ديگري حمايت كنم. نميخواهم خوب يا بد او، دايي، برانكو يا قلعهنويي را بگويم. ولي من فكر ميكنم مردم ايران بايد صبر بيشتري داشته باشند و حوصله به خرج بدهند. فكر نميكنم هيچ مربي بتواند در عرض يك ماه ايران را قهرمان دنيا كند. متاسفانه در ايران از يك مربي در كوتاهمدت چنين انتظاري دارند. فكر ميكنيد چرا بحرين در چند سال گذشته اينقدر پيشرفت كرده و حالا تبديل به يك تيم خوب شده؟ به خاطر اين كه مسوولان فوتبال اين كشور 5 سال است از ميلان ماچالا در هر شرايطي حمايت ميكنند. اين ميشود كه بحرين در پليآف جام جهاني حتي عربستان را هم شكست ميدهد. اگر كمي خوششانس بودند حتي ميتوانستند به جام جهاني بروند. با اين كه در اين چند سال بحرين شكستهاي بدي هم داشته، اما مسوولان فوتبال اين كشور از ماچالا حمايت كردهاند. حتي بعد از حذف از جام جهاني هم اين حمايت همچنان پابرجاست و شك نكنيد اين تيم در جام ملتها ميتواند براي هر تيمي دردسرساز شود.
البته كه اين حمايت در فوتبال ايران وجود ندارد. پس فكر ميكني حضور مربي خارجي هم به تيم ملي كمك نخواهد كرد؟
شما ببينيد علي دايي را آوردند تيم ملي و تنها همان ابتدا از او حمايت كردند. ولي بعد از يك سال او را هم كنار گذاشتند و حمايتش نكردند. من به صراحت ميگويم اگر در اين شرايط ما فرگوسن را هم بياوريم نميتواند نتيجه بگيرد. حتي بزرگترين مربي دنيا هم براي كاركردن زمان ميخواهد. اين كه شما سرمربي را بياوري و در كوتاهمدت از او بهترين نتايج را بخواهي كاري اشتباه است. پس برنامهريزي بلندمدت چه ميشود؟ بعد از هر تغييري زمان ميبرد تا تيم شما به حالت عادي برگردد. متاسفانه ما هيچ امكاناتي به مربي نميدهيم و بهترين نتايج را ميخواهيم.
مثلا چه امكاناتي؟
متاسفانه ما با تيمهاي بزرگ دنيا نميتوانيم بازي كنيم؛ اين يك امتياز منفي است. تمام تيمها برنامه بازيهاي دوستانه خود را در فيفاديت بستهاند و خارج از برنامه با تيمي بازي نميكنند. متاسفانه فيكس شدن برنامه آنها به ضرر ماست، چون مجبوريم برويم با تيمهاي ضعيف بازي كنيم. در چنين شرايطي مربي خارجي بزرگ هم بيايد بايد چكار كند؟ حداقل ما بايد از كسي كه آورديم حمايت كنيم. به نظر من يك مربي براي موفقيت در ايران خيلي كار دشواري دارد و بايد سختكوش باشد. بايد برنامهريزي خوب و بلندمدتي داشته باشد. اين كار تنها در حالتي ممكن است كه مسوولان حمايت لازم را انجام دهند نه اين كه بعد از 4 برد و 2 شكست، سريع بروند دنبال مربي جديد. اين عوض و بدل كردن به نظرم كار درستي نيست.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


