رويارويی سه جريان تحجر، نفاق و التقاط
استاد شهيد مطهري مبارزه در سه جبهه
کد خبر: ۹۶۲۸۶
| | 5826 بازدید
حبيب ترکاشوند
امروز سيويكمين سالروز شهادت استادي است كه بايد از او تحت عنوان ايدئولوگ بزرگ انقلاب ياد كرد. استادي كه حضرت امام مطالعه آثار ايشان را بلااستثنا براي همه اقشار خصوصاً قشر جوان توصيه كرد. هرچند سخن از ابعاد پيچيده اين شخصيت و علامه بزرگ در اين چندخط نميگنجد، امّا برآنيم تا دريچهاي روشن از زندگي و مبارزات اين استاد شهيد را در عصر خود واكاوي كنيم و آن مجاهدت ايشان در راه مبارزه با نفاق و التقاط است.
در برابر تحجر ونفاق و التقاط
شايد بتوان مبارزات فكري و عقيدتي شهيد مطهري را در سه جبهه مجزا تقسيم كرد. اولين وجه مبارزه اين استاد شهيد مبارزه با استبداد است. پس از تبعيد حضرت امام از ايران به تركيه و پس از آن عراق، طيف فكري اسلام ناب و مبتني بر فقاهت و درعين حال زدوده شده از سنتهاي غلط تاحدودي در انزواي فكري قرار گرفت. در اينجا بود كه شهيد مطهري احساس تكليف كرد و علم روشنگري را برداشت. يكي از اقدامات ايشان در اين زمينه تأسيس حسينيه ارشاد بود كه در آن با روشي بليغ، تحريفات، برچسبها، كجفهميها و سنتهاي غلط از دامن اسلام زدوده و چهره واقعي اسلام به نمايش گذاشته ميشد. به ميزان فعاليتهاي همهجانبه رژيم در غربي كردن رفتارها و گرايشات مردم، جريان اسلام ولايتي با هدف ژرفا بخشيدن به علايق ديني مردم و نسل جوان بدون اينكه نشان دهد آموزشهاي سياسي ميدهد، با اجراي طرحهاي فرهنگي و اجتماعي به اهداف سياسي نيز دست يافت. شهيد مطهري چون درك هوشيارانه از وضعيت روز جامعه داشتند چون معتقد بود «هر نهضت اجتماعي بايد پشتوانهاي از نهضت فكري و فرهنگي داشته باشد» مباني فكري و نظري انقلاب را بيش از پيش توسعه داد.
او در مبارزه با رژيم براساس شرايط، شيوه خود را تغيير ميداد چنانچه ساواك او را يك روحاني افراطي و بدگو ميدانست كه مترصد فرصت بود تا به دستگاه ضربه بزند. دومين جبههاي كه مقابل شهيد مطهري قرار داشت سنگر دشوار متحجرين بود. از آنجا كه اين جريان از درون افراد مؤمن به اسلام بودند، مبارزه با آنان سخت ظريف و پيچيده بود. مبارزه با اين تفكر كه سطح و پوسته دين را گرفته و به محتوا و روح دين توجه ندارند كار بسيار دشواري بود. استاد مطهري هنگام بحث درباره تحول در حوزه در كنار امام (ره) قرار داشتند، اما نفوذ متحجرين اجازه نداد طرح مذكور پياده گردد و چنان شد كه اين شهيد مجبور شد راهي تهران شود. وي با اينكه خود فردي بسيار عابد، زاهد و ملتزم به احكام شريعت بود اما هيچگاه تكبعدي به مسائل نمينگريست. وي با زدودن چهره اسلام از پيرايهها مانع دور شدن جوانان از اين دين شد. سومين چهرهاي كه شهيد مطهري مقابل آن قرار داشت جريان التقاط بود.
جريانات التقاطي آن روز به دو گروه التقاطي چپ و راست تقسيم ميشدند اما به دليل جذابيت افكار چپ براي جوانان آن روز، نفوذ اين جريان بيشتر از جريانات راست التقاطي بود. اين جريان، بياعتمادي نسبت به توان ايدئولوژي جريان اسلام ناب را در مبارزه عملاً هدف خود قرار داده بود و چون نسبت به شرايط روز معترض بود رفتهرفته پايگاه دانشجويي و روشنفكري محكمي يافت. به لحاظ تشكل و سازماندهي، سازمان مجاهدين خلق سمبل اين جريان بود كه استاد مطهري هرگز درمقابل اسلامنمايي آنان تسليم نشد. ايشان با ديدگاهي عميق و همهجانبه به مبارزه با جريان التقاطي موجود رفت هرچند او را متهم كردند كه چون عثمان زندگي ميكند و دم از علي(ع) ميزند.
پديده نفاق از نگاه استاد مطهري
يكي از اصول مبارزاتي شهيد مطهري، مبارزه با پديده خطرناك نفاق در جامعه بود. شهيد مطهري در يك سخنراني حدود سال 50 به روشني خطر اين تفكر را براي جامعه اسلامي تشريح ميكند. ايشان با بيان اينكه قرآن در مقابل مؤمنين، دو دسته منافقين و كفار را ميآورد كه در كتابهاي آسماني گذشته بيسابقه است، با استناد به آيات قرآن، وضعيت منافقان را از كافران بدتر ميداند. ايشان با برشمردن آيات قرآن درباره نفاق، اهميت اين مسأله را شرح ميدهد و ميگويد: هرچند بشر پيش رفته و تكامل پيدا كرد، (نميخواهم بگويم خود اين يك تكامل است ولي از تبعات تكامل است) قدرتش بر تصنع هم ـ كه نفاق نوعي تصنع است ـ افزايش پيدا كرده است. شهيد مطهري با بيان اينكه نفاق در عصر كنوني نسبت به صدر اسلام هزاران درجه بيشتر شده است نام اين دوره را «عصر نفاق» ميگذارد و تصريح ميكند بزرگترين ماشين اختراع شده كنوني، ماشين «قلب حقايق» است.
پيامبر براي تنزيل ميجنگيد، علي (ع) براي تأويل
ايشان با مقايسه دوران امام علي (ع) با پيامبر، دوران امامت و جنگهاي حضرت امير را بسيار دشوارتر ترسيم ميكند و از زبان خود حضرت ميآورد كه «پيغمبر بر تنزيل ميجنگيد و من بايد بر تأويل بجنگم» و توضيح ميدهد كه : پيغمبر با تنزيل ميجنگيد يعني با دشمن روبهرو بود يا ميخواست روبهرو شود، آيهاي در مورد معين نازل ميشد. در همان موردي كه آيه نازل ميشد همه مسلمين ميدانستند كه اين آيه قرآن مال همينجاست. ميرفتند و ميجنگيدند. ديگر براي كسي شك و شبههاي باقي نميماند. اما علي(ع) بايد با تأويل بجنگد. يعني آيه قرآن همين آيه قرآن است اما شأن نزول، آن شأن نزول نيست. مربوط به زمان پيغمبر است. روح همان روح است، روح همان دستور است ولي شكل فرق كرده است.
جهل و بيبصيرتي، ابزار نفاق
شهيد مطهري در ادامه اين جلسه به ابزار نفاق و منافق اشاره ميكند و با اشاره به حديثي از پيامبر كه از دو چيز ابراز نگراني ميكنند يعني نفاق و منافق و ديگري امت نادان و جاهل، فقر معنوي و انديشه توده مردم را ابزار منافق براي نفوذ در جامعه برميشمرد.
خصوصيات منافق
ايشان با بيان اينكه نميتوان منافق را در دنيا از بين برد، ميآورند كه :بشر وقتي در جامعه قرار گرفت و ديد اگر بخواهد برخلاف اصولي كه مردم جامعه به آن اعتقاد دارند تظاهر كند جامعه او را در هم ميكوبد فوراً تظاهر ميكند به همان لباس در ميآيد ولي جامعه بايد خودش آگاه باشد و گول تظاهر و فريب را نخورد.
درس شهيد مطهري براي امروز
با ژرفانديشي در انديشههاي ناب شهيد مطهري در حقيقت چشمانداز امروز و فرداي جامعه ما معين ميشود و تكليف افرادي كه با نقاب اسلام و امام به پايههاي اين نظام ضربه وارد ميكنند و چارچوب فكري نظام اسلامي و باورهاي مردم را مورد هدف قرار دادهاند، مشخص خواهد شد. با تبيين اين انديشههاي ناب ديگر نميتوان ادعاي دروغين راه امام را داشت اما بر انديشههاي ناب آن بزرگمرد خنجر كشيد. ديگر نميتوان نقاب داخل بودن در كشتي اسلام را داشت اما بيمحابا ارزشهاي اسلامي را مورد هجمه قرار داد و با دشمنان قسم خورده نظام اسلامي همپيمان و همنوا شد.
منبع: جوان
امروز سيويكمين سالروز شهادت استادي است كه بايد از او تحت عنوان ايدئولوگ بزرگ انقلاب ياد كرد. استادي كه حضرت امام مطالعه آثار ايشان را بلااستثنا براي همه اقشار خصوصاً قشر جوان توصيه كرد. هرچند سخن از ابعاد پيچيده اين شخصيت و علامه بزرگ در اين چندخط نميگنجد، امّا برآنيم تا دريچهاي روشن از زندگي و مبارزات اين استاد شهيد را در عصر خود واكاوي كنيم و آن مجاهدت ايشان در راه مبارزه با نفاق و التقاط است.در برابر تحجر ونفاق و التقاط
شايد بتوان مبارزات فكري و عقيدتي شهيد مطهري را در سه جبهه مجزا تقسيم كرد. اولين وجه مبارزه اين استاد شهيد مبارزه با استبداد است. پس از تبعيد حضرت امام از ايران به تركيه و پس از آن عراق، طيف فكري اسلام ناب و مبتني بر فقاهت و درعين حال زدوده شده از سنتهاي غلط تاحدودي در انزواي فكري قرار گرفت. در اينجا بود كه شهيد مطهري احساس تكليف كرد و علم روشنگري را برداشت. يكي از اقدامات ايشان در اين زمينه تأسيس حسينيه ارشاد بود كه در آن با روشي بليغ، تحريفات، برچسبها، كجفهميها و سنتهاي غلط از دامن اسلام زدوده و چهره واقعي اسلام به نمايش گذاشته ميشد. به ميزان فعاليتهاي همهجانبه رژيم در غربي كردن رفتارها و گرايشات مردم، جريان اسلام ولايتي با هدف ژرفا بخشيدن به علايق ديني مردم و نسل جوان بدون اينكه نشان دهد آموزشهاي سياسي ميدهد، با اجراي طرحهاي فرهنگي و اجتماعي به اهداف سياسي نيز دست يافت. شهيد مطهري چون درك هوشيارانه از وضعيت روز جامعه داشتند چون معتقد بود «هر نهضت اجتماعي بايد پشتوانهاي از نهضت فكري و فرهنگي داشته باشد» مباني فكري و نظري انقلاب را بيش از پيش توسعه داد.
او در مبارزه با رژيم براساس شرايط، شيوه خود را تغيير ميداد چنانچه ساواك او را يك روحاني افراطي و بدگو ميدانست كه مترصد فرصت بود تا به دستگاه ضربه بزند. دومين جبههاي كه مقابل شهيد مطهري قرار داشت سنگر دشوار متحجرين بود. از آنجا كه اين جريان از درون افراد مؤمن به اسلام بودند، مبارزه با آنان سخت ظريف و پيچيده بود. مبارزه با اين تفكر كه سطح و پوسته دين را گرفته و به محتوا و روح دين توجه ندارند كار بسيار دشواري بود. استاد مطهري هنگام بحث درباره تحول در حوزه در كنار امام (ره) قرار داشتند، اما نفوذ متحجرين اجازه نداد طرح مذكور پياده گردد و چنان شد كه اين شهيد مجبور شد راهي تهران شود. وي با اينكه خود فردي بسيار عابد، زاهد و ملتزم به احكام شريعت بود اما هيچگاه تكبعدي به مسائل نمينگريست. وي با زدودن چهره اسلام از پيرايهها مانع دور شدن جوانان از اين دين شد. سومين چهرهاي كه شهيد مطهري مقابل آن قرار داشت جريان التقاط بود.
جريانات التقاطي آن روز به دو گروه التقاطي چپ و راست تقسيم ميشدند اما به دليل جذابيت افكار چپ براي جوانان آن روز، نفوذ اين جريان بيشتر از جريانات راست التقاطي بود. اين جريان، بياعتمادي نسبت به توان ايدئولوژي جريان اسلام ناب را در مبارزه عملاً هدف خود قرار داده بود و چون نسبت به شرايط روز معترض بود رفتهرفته پايگاه دانشجويي و روشنفكري محكمي يافت. به لحاظ تشكل و سازماندهي، سازمان مجاهدين خلق سمبل اين جريان بود كه استاد مطهري هرگز درمقابل اسلامنمايي آنان تسليم نشد. ايشان با ديدگاهي عميق و همهجانبه به مبارزه با جريان التقاطي موجود رفت هرچند او را متهم كردند كه چون عثمان زندگي ميكند و دم از علي(ع) ميزند.
پديده نفاق از نگاه استاد مطهري
يكي از اصول مبارزاتي شهيد مطهري، مبارزه با پديده خطرناك نفاق در جامعه بود. شهيد مطهري در يك سخنراني حدود سال 50 به روشني خطر اين تفكر را براي جامعه اسلامي تشريح ميكند. ايشان با بيان اينكه قرآن در مقابل مؤمنين، دو دسته منافقين و كفار را ميآورد كه در كتابهاي آسماني گذشته بيسابقه است، با استناد به آيات قرآن، وضعيت منافقان را از كافران بدتر ميداند. ايشان با برشمردن آيات قرآن درباره نفاق، اهميت اين مسأله را شرح ميدهد و ميگويد: هرچند بشر پيش رفته و تكامل پيدا كرد، (نميخواهم بگويم خود اين يك تكامل است ولي از تبعات تكامل است) قدرتش بر تصنع هم ـ كه نفاق نوعي تصنع است ـ افزايش پيدا كرده است. شهيد مطهري با بيان اينكه نفاق در عصر كنوني نسبت به صدر اسلام هزاران درجه بيشتر شده است نام اين دوره را «عصر نفاق» ميگذارد و تصريح ميكند بزرگترين ماشين اختراع شده كنوني، ماشين «قلب حقايق» است.
پيامبر براي تنزيل ميجنگيد، علي (ع) براي تأويل
ايشان با مقايسه دوران امام علي (ع) با پيامبر، دوران امامت و جنگهاي حضرت امير را بسيار دشوارتر ترسيم ميكند و از زبان خود حضرت ميآورد كه «پيغمبر بر تنزيل ميجنگيد و من بايد بر تأويل بجنگم» و توضيح ميدهد كه : پيغمبر با تنزيل ميجنگيد يعني با دشمن روبهرو بود يا ميخواست روبهرو شود، آيهاي در مورد معين نازل ميشد. در همان موردي كه آيه نازل ميشد همه مسلمين ميدانستند كه اين آيه قرآن مال همينجاست. ميرفتند و ميجنگيدند. ديگر براي كسي شك و شبههاي باقي نميماند. اما علي(ع) بايد با تأويل بجنگد. يعني آيه قرآن همين آيه قرآن است اما شأن نزول، آن شأن نزول نيست. مربوط به زمان پيغمبر است. روح همان روح است، روح همان دستور است ولي شكل فرق كرده است.
جهل و بيبصيرتي، ابزار نفاق
شهيد مطهري در ادامه اين جلسه به ابزار نفاق و منافق اشاره ميكند و با اشاره به حديثي از پيامبر كه از دو چيز ابراز نگراني ميكنند يعني نفاق و منافق و ديگري امت نادان و جاهل، فقر معنوي و انديشه توده مردم را ابزار منافق براي نفوذ در جامعه برميشمرد.
خصوصيات منافق
ايشان با بيان اينكه نميتوان منافق را در دنيا از بين برد، ميآورند كه :بشر وقتي در جامعه قرار گرفت و ديد اگر بخواهد برخلاف اصولي كه مردم جامعه به آن اعتقاد دارند تظاهر كند جامعه او را در هم ميكوبد فوراً تظاهر ميكند به همان لباس در ميآيد ولي جامعه بايد خودش آگاه باشد و گول تظاهر و فريب را نخورد.
درس شهيد مطهري براي امروز
با ژرفانديشي در انديشههاي ناب شهيد مطهري در حقيقت چشمانداز امروز و فرداي جامعه ما معين ميشود و تكليف افرادي كه با نقاب اسلام و امام به پايههاي اين نظام ضربه وارد ميكنند و چارچوب فكري نظام اسلامي و باورهاي مردم را مورد هدف قرار دادهاند، مشخص خواهد شد. با تبيين اين انديشههاي ناب ديگر نميتوان ادعاي دروغين راه امام را داشت اما بر انديشههاي ناب آن بزرگمرد خنجر كشيد. ديگر نميتوان نقاب داخل بودن در كشتي اسلام را داشت اما بيمحابا ارزشهاي اسلامي را مورد هجمه قرار داد و با دشمنان قسم خورده نظام اسلامي همپيمان و همنوا شد.
منبع: جوان
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


