پروین: آقای رئیسجمهور با پیشکسوتهای ورزش و هنر مثل دستمال کاغذی رفتار میکنند!
دلش پر بود، نه برای خودش که حداقل 20 بار گفت: بنویس این حرفها را برای خودم نمیگویم بلکه درد دل ورزش را به آقای رئیسجمهور میگویم تا برای رفع آنها اقدام نمایند. تا به حال پروین را اینگونه مصمم ندیده بودیم.
پروین (سلطان فوتبال ایران) خیلی حرفها داشت برای گفتن البته طبق معمول سرش به کار خودش بود و در حال تأسیس یک بنیاد خیریه و یک آکادمی فوتبال تا سهم و حق خودش را به ورزش ادا کند اما حالا دغدغههایش از خودش و وظایفش بالاتر رفته و به فکر دیگر پیشکسوتان ورزش و هنر افتاده و از آقای احمدینژاد درخواست رسیدگی دارد.
شاید نامه سرآلکس فرگوسن برای حجازی او را تکان داده بود. شاید هم مدتها بود که این حرفها را میخورد و نمیگفت اما در گفتگوی اختصاصی با ایپنا بالاخره حرفهای دلش را گفت.
باید حرفهایم را به آقای احمدینژاد بزنم. حرف زیاد دارم.
* چه میخواهید بگویید، بفرمایید ما مینویسیم.
- بنویسید آقای احمدینژاد، همه جای دنیا آدمهای معروفشان را میآیند سمبل مملکت خودشان میکنند و در جایگاههای درست از آنها استفاده میکنند چرا ما برعکس عمل میکنیم تا آدمی یک کمی معروف میشود میخواهیم او را از بین ببریم! شما ببینید پلاتینی کجاست؟ بکن باوئر کجاست؟ چرا پله و اوزه بیو وزیر ورزش کشورشان هستند اما اینجا پیشکسوتان و بزرگترها وزرش و هنر در خانههایشان هستند و حتی احترام کافی هم نمیبینند؟
* یعنی چه که احترام کافی نمیبینند؟
- خودم را نمیگویم اما برخی از اسطورههای ورزشی ما حتی برای ورود به ورزشگاه آزادی مشکل دارند. در حالی که در ورزشگاههای اروپایی باشگاهها برای پیشکسوتان صندلی خالی قرار میدهند و حتی اگر آنها به ورزشگاه هم نیایند صندلیشان خالی میماند! اینجا آن وقت اسطورههای ورزشی ما باید هفتخوان رستم را رد کنند تا جایی برای نشستن در آزادی پیدا کنند؟
* دقیقا از آقای رئیسجمهور چه انتظاری دارید؟
- باید شرایط را به گونهای ترسیم کند که مسئولان برای زحمتکشان ارزش قائل شوند! من علی پروین و ناصر حجازی و... 45 سال خاک ورزش را خوردهایم تا شدهایم پروین و حجازی اما برخی یک شبه میآیند و میخواهند همه این امتیازها را بدست آورند البته آنها علی پروین نمیشوند اما من میگویم بهزادی، جباری، جاسمیان، حجازی و غیره از راه ورزش و از راه خاک خوردن شدهاند پیشکسوت ورزشی؛ میگویم چرا هنرمندان و هنرپیشهها هم چنین مشکلاتی دارند؟ این معضل فقط در فوتبال به وجود نیامده در بقیه جاها هم دیده میشود! علی پروین شدن که جرم نیست! آیا جرم است که من را یا حجازی را یا مشایخی را مردم دوست دارند؟
یکی باید بپرسد که کاشانی، حجازی، کارو، جانملکی، حاجیلو، چنگیز، بهزادی، روشن و... الان دقیقا کجا هستند و چکار میکنند؟ چه کاری انجام میدهند که آن کار را بهتر از ورزش بلدند و اعتبارش را دارند؟ این آدمها را باید تحویل بگیرند. باورکنید توقع ما پول نیست! حتی پست و مقام هم نیست بلکه توقع احترام داریم.
* این یعنی به احترام کافی گذاشتن به پیشکسوت شما قانع هستید؟
- من که اصلا چیزی نمیخواهم! از قول من بنویس من نه پست میخواهم، نه مقام و نه پول. من به هر چه که میخواستم به لطف خدا در این فوتبال رسیدهام من درد ورزش هنر و پیشکسوتان را میگویم.
ناصر ملکمطیعی را چند روز پیش دیدم. افتاده حال بود. این مرد به آرام و بیصدا بود! میدانی او چقدر زحمت کشیده برای این مملکت؟ چقدر جوانها مثل من رفتهاند و نشستهاند پای فیلمهای این مرد؟ ایرج قادری الان کجاست؟ چرا کار نمیکند؟ چرا از تجربه اینها استفاده نمیشود؟ چرا عزت و احترام کافی نمیبینند؟
* علی آقا شما از استیلآذین پیشنهاد دارید؟
- آقای هدایتی لطف دارند اما بازگشت برای من بسیار سخت است با این وضعیت که هیچ چیز سرجایش نیست من چطور برگردم؟ احترام نیست و به جای همه آنها پول شده معیار! در ضمن من حرفم چیز دیگری بود و شما چیز دیگری میپرسی!
* نه هدف داشتم. میخواستم بگویم خود شما هم با وجود پیشنهاد کار وسط گود نمیآیید پس چرا انتظار دارید دیگران برای پروینها کارهایی انجام بدهند، مگر شما عصاره این ورزش نیستید؟
- من میگویم سخت است. محیط ورزشی نیست. آبرویم را از سر راه نیاوردهام که، 45 سال طول کشیده تا شدم علی پروین.
* برای بکن باوئر و پلاتینی هم سخت است اما میآیند؟
- بله اما شرایط را هم برایشان مهیا میکنند! آنها امنیت شغلی دارند. دایی را دیدید؟ با یک باخت برکنارش کردند! شما فکر میکنید حرف من دقیقا چیست؟ اینکه احترام الکی به پیشکسوت بگذارند؟ نه ما تشنه قدرت و صندلی که نیستیم تحت هر شرایطی برگردیم! مهم این است که ما تجربهمان را به کار بگیریم اما به شرط احترام! من که سهم خودم را جور دیگری انجام میدهم اصلا هم بحث خودم نیست.
ما با کمک دوستانی چون همین آقای پرورش و آقای ذوقی یک بنگاه خیریه داریم درست میکنیم تا به مردم و ورزشکاران کمک کنیم یک آکادمی فوتبال هم داریم تأسیس میکنیم تا بچهها را از پایه برای فوتبال آماده کنیم. من درد خودم را که ندارم. حرف من این پیشکسوتهای متخصصی است که باید احترامشان حفظ شود. اینها دستمال کاغذی نیستند که وقتی احتیاجشان داریم بیایند و وقتی کارمان تمام شد آنها را کنار بگذاریم آنها چند دهه زحمت کشیدهاند تا آبرو جمع کنند!
* سرآلکس فرگوسن از انگلستان برای حجازی نامه داد! سرآلکس که نه، منچستریونایتد و بخش فرهنگیاش چنین کردند آن هم در حالی که باشگاههای ما اصلا واحد مشخصی به نام فرهنگی که کارمند و دفتر و دستک داشته باشد ندارند! و فقط بیانیههای تند و مصاحبههای تندتر را از آنها میبینیم که نه تنها ورزشی نیست بلکه ضدارزش هم هست!
- بله حرف من هم همینهاست. آقای احمدینژاد! چرا در کشور خودمان هیچکس هیچ کاری مثلا برای ناصر انجام نمیدهد؟ البته حجازی محتاج هیچکس نیست. دوستان و دوستداران زیادی هم دارد که پول که سهل است جان هم برایش میدهند یکی از آنها هم خود من! اما حرف من حرف احترام است، عزت است، تخصص است.
* دلیلش ظاهرا این است که ورزشیها خانهداری میکنند و غیرورزشیها ورزش را اداره میکنند؟
- حرفتان درست است اما من منظورم پست و مقام نیست. عزت و احترام است. پیشرفت در ورزش است. ما پیشکسوتان خوره پست و مقام نیستیم. به لطف خدا عزتی در میان مردم داشته و داریم که به آن افتخار میکنیم.
* سرآلکس نامه برای حجازی مینویسد اینجا باشگاههایمان بعضا با مربیانی که آنها را قهرمان هم کردهاند یک سال تمام تهمت میزنند و بیانیه میدهند و به نوعی با شخصیتش بازی میکنند!
- بله، وقتی میبرند خودشان بردهاند وقتی میبازند آن پیشکسوت خط داده! من نمیدانم این خط دادن یعنی چه؟ یعنی 2 نفر را میگذارند آن بالا که فحش بدهند و تیم تو گل بخورد؟ احترام یعنی همین حرفها! شما ببینید از میان 18 تیم لیگ برتری یکی از مدیران هم ورزشی نیست! یعنی این همه پیشکسوت باشگاهها هیچکدام نمیتوانستند مدیرعامل یکی از این باشگاهها باشند؟
حرف زیاد است. من نمیخواهم احترام کسی را از بین ببرم و البته احترام خودم را هم باید حفظ کنم. برای همین نمیتوانم برخی حرفها را بگویم چون فردا علیه من حرف میزنند! به همین دلیل هم هست که دوست دارم مستقیم با آقای احمدینژاد صحبت کنم تا ایشان به صورت مستقیم درد ورزش را از زبان ما بشنود و حرفهایم اثر درستی داشته باشد وگرنه دوباره فردا چند نفر شروع میکنند به تخریب علی پروین که درد پیشکسوتان را میگوید!
الان شما ببینید سوپراستارهای این مملکت را تحویل نمیگیرند! حتی یک تشکیلات منسجم نداریم که این عزیزان را عزت بگذارد.
* تشکیلات منسجم یعنی چه علیآقا؟ چرا عقبنشینی میکنید؟ وظیفه و حق همینهاست که ورزش و هنر را بسازند. به ورزش نگاه کنید. شده وبلاگنویسی؟ شده دعوا و ناسزا گفتن! انگار هر کس بیشتر ناسزا بگوید مدیرتر و تواناتر است و کاپ قهرمانی را باید به او بدهند! مگر شما مدیرعامل پرسپولیس نبودید؟ تازه با آقایان زم و محلوجی درگیری شدیدی در مورد مالکیت پرسپولیس (از طرف سازمان) داشتید، کجا این حرفها گفته میشد؟ کجا این مصاحبهها با این شکل و شمایل بود؟
- حرف دل ما را میزنی! به راستی از آقایان باید همینها را پرسید. باید پرسید چرا فرگوسن از حجازی دلجویی میکند؟ چرا نباید همینجا در ایران شخصی چنین کند؟ پس مکتب ورزشی چه میشود؟ مرام و مسلک ورزش چه میشود؟ منچستر و فرگوسن از قلب اروپا که ما در عشق، محبت قبولشان نداریم مسلک ورزشی دارند اما اینجا...!
* با این حال معتقدم که شما خودتان هم عقبنشینی کردهاید و باید بیایید، مثل بکنباوئر، پلاتینی، پله، اوزهبیو و...
- دوباره به همان نکته اشاره کردی! ما کار را بلدیم اما امنیت شغلی در ایران نیست. بکنباوئر که میگویید سهام باشگاه بایرن را دارد. در واقع خودش صاحب بایرن است. اینجا هم اگر واقعا باشگاهها خصوصی شوند میتوان با خرید سهم وارد ورزش که تخصص پیشکسوتان است شد. تازه من معتقدم به حکم زحماتی که پیشکسوتان کشیدهاند باید سهمی از سهام را به آنها بدهند چون شاید برخی پول نداشته باشند سهام بخرند اما عشق، تجربه، علم و تخصص دارند و زحماتشان را هم قبلا کشیدهاند که سودش را نبردهاند چون آن زمان اصلا پولی در کار نبود که سودش را ببرند.
با این امنیت شغلیها که نمیتوان کار کرد؟ من علی پروین که نمیتوانم امروز بیایم فردا برکنارم کنند؟ مگر محمد دادکان بدکار کرده بود؟ حتی او را هم برکنار کردند چرا چون امنیت شغلی نیست! وقتی نیست چرا میگویی ما بعضی از ما که دوستانی مثل هدایتی هم داریم که لطف دارند باید برگردیم؟
* خب غیرورزشیها و سیاسیها هم امنیت شغلی ندارند!
آنها چیزی با برکناریشان از دست نمیدهند! تازه مشهورتر هم میشوند اما ما پیشکسوتان آبرویمان را ذرهذره جمع کردهایم، ما ضرر میکنیم.
به هر حال ما که سرمان به تأسیس بنگاه خیریه و آکادمی فوتبالمان که قرار است تا 15 روز دیگر در 22 منطقه تهران تأسیس شود گرم است و کار خودمان را میکنیم اما پیشکسوتان و متخصصها را جذب کنید و به آنها احترام بگذارید. همه حرف من همین بود.
همین محمد پنجعلی یک مصاحبه کرد که خیلی خوشم آمد. آمد و در تلویزیون گفت منتظر هستید من بمیرم وچند دور، دور امجدیه من را بچرخانید و بروید؟
پیشکسوت که میمیرد 2، 3 هزار نفر میآیند امجدیه و وقتی به بهشتزهرا میرسند 50 نفر هم نماندهاند اگر وضع مالیاش بد باشد 4 تا قول دروغ و چاخان هم میدهند و در میروند. آقایان! پهلوان زنده را حفظ کنید!



