آمريکا و پاراگوئه بر سر دوراهي انتخاب بزرگ پس از يک انتخابات
او از آنجا که نتوانست با موعظه، حقوق تهديدستان و فرومايگان را در کشورش ـ پاراگوئه ـ احقاق نمايد، با روي آوردن به مبارزه با اغنيا و ترتيب دادن تظاهرات خياياني و اعتراض به وضعيت اجتماعي و اقتصادي توده محروم و با پشت کردن به مقام کليسايي خود به صحنه سياسي آمد و بدين گونه، مرد خدا از تربيون وعظ و خطبه پايين آمد.
کد خبر: ۹۵۷۸
| | 4766 بازدید
انتخابات روز يکشنبه بيستم آوريل در پاراگوئه، به ظهور بازيگر جديدي در صحنه تحولات سياسي آمريکاي جنوبي منجر شد؛ اين بازيگر جديد، اين بار نه از جنس سنديکاليستها (لولا) و نه از کودتاگران نادم دهه هشتاد (چاوز) و نه از سرخپوستان سرسخت قومگرا (مورالس ـ بوليوي) و نه از جنس سياستمداران کهنهکار منطقه (خانواده کرچيزا حاكمان آرژانيتن) و يا تکنوکراتهاي راستگراي اصلاحطلب ( کورآ) است، بلکه او يک مسيحي پايبند به کليساي کاتوليک است که روزگاري در منصب اسقفي، موعظهگر مردم فقير و ستمديده بوده است. ليکن از آنجا که نتوانست با موعظه، حقوق تهديدستان و فرومايگان را در کشورش ـ پاراگوئه ـ احقاق نمايد، با روي آوردن به مبارزه با اغنيا و ترتيب دادن تظاهرات خياياني و اعتراض به وضعيت اجتماعي و اقتصادي توده محروم و با پشت کردن به مقام کليسايي خود به صحنه سياسي آمد و بدين گونه، مرد خدا از تربيون وعظ و خطبه پايين آمد و با مشتهاي گره کرده و با فريادهاي بلند، حقوق مردم را از كساني که در سنگرهاي کاپيتاليستي پناه گرفته بودند، طلب کرد. «فرناندو لوگو»، مردي که موهاي سر و رويش به خاکستري ميزند و به کشيش فقرا معروف است، بار ديگر با يادآوري ادبيات کليساي رهاييبخش آمريکاي لاتين، توانست موج هيجانات اجتماعي ناشي از عصيان مردم عليه توسعه فقر در کشورش را به جرياني سياسي تبديل كند و بدين گونه، احزاب چپگراي حرفهاي پاراگوئه با اغتنام از فرصت به دست آمده و با حلقه زدن به دور او، زمينه شکست و سقوط حزب حاکم را فراهم آوردند.
حزب «کلرودا» در حالي اين مبارزه نفسگير را به لوگو واگذار کرد که در محاصره هيجانات برخاسته از روي کار آمدن دولتهاي چپ و فرياد مردمي که در داخل خيابانهاي «آسانسيون» عدالت را طلب ميکردند، گرفتار شده بود و بدين ترتيب، ابتکار عمل را از دست داد.
بسياري از جمله اسقفهاي وابسته به کليساي کاتوليک، با وارد آوردن اتهامات بي پايه به لوگو و بهانهجوييهاي بسيار از جمله اينکه مرد کليسا نميتواند وارد سياست شود، تلاش داشتند مانع پيروزي او شوند، ولي تقدير چنين بود که فرناندو لوگو به عنوان نامزد حزب ائتلاف ميهني براي اصلاحات با به دست آوردن 41 درصد آرا در مقابل 31 درصد آرا بر رقيب راستگرايش، خانم «اوه لار» از حزب کلرادو به پيروزي برسد و بدين ترتيب، يکي ديگر از حلقههاي دولتهاي راستگراي مورد حمايت ايالات متحده آمريکا در منطقه آمريکاي جنوبي نابود و يک حلقه به دولتهاي چپگراي منطقه آمريکاي جنوبي اضافه شود.
اما چه عواملي باعث شد تا فرناندو لوگو به پيروزي برسد؟ گرايش او در دولتداري چيست و آينده پاراگوئه چه خواهد بود؟
تقويت جنبش اجتماعي چپ در منطقه آمريکاي لاتين و به دنبال آن، روي کار آمدن دولتهاي چپگرا در اين منطقه از سال 1999 و با روي کار آمدن دولت چاوز آغاز شد و به نظر ميرسد اين روند دستكم براي يک دهه ديگر ادامه داشته باشد. موج ظهور دولتهاي چپ و رويكرد عمومي به آنها، نتيجه منطقي شکاف طبقاتي و توسعه فقر در اين منطقه است که در دوران دولتهاي راستگراي وفادار به سياستهاي کاپتاليستي و نئوليبراليستي به وجود آمد. عقدههاي ناشي از سرخوردگي اجتماعي از گسترش فقر و شکاف طبقاتي در حالي که شاخصهاي کلان اقتصادي، پيشرفتهاي اغواگرايانهاي را اريه ميدادند، سرانجام با فروپاشي اتحاد جماهير شوروري و بنبست رسيدن کمونيسم و پايان جنگ سرد سر باز کرد.
پايان جنگ سرد موجب شد تا توجه ايالات متحده آمريکا به جنبش چپگرايي کاهش يابد. اطمينان آمريکا به شکست اردوگاه کمونيسم و از بين رفتن چريکهاي چپگراي وابسته به شوروي و يا وارد شدن بخش عظيمي از آنها به جرگه فعاليتهاي سياسي، موجب آزاد شدن نيروي عظيم و تازه نفسي در صحنه سياسي منطقه شد که در نخستين هماورد سياسي در ونزوئلا به پيروزي چاوز انجاميد و در آخرين هماوردي نيز در پاراگوئه، چپها با شکست حزب حاکم که بيش از شصت سال زمام امور را در دست داشت، اردوگاه چپ را تقويت کردند.
جنبش چپ در آمريکاي لاتين، نتيجه فرآيند و تحولات اجتماعي و اقتصادي است. يک روند است که ناشي از مبارزه بين فقرا و اغنيااست. چپ در آمريکاي لاتين هرچند داراي قرائتهاي يکساني نيست، ولي همه آنها از يک زيربناي اساسي بهرمندند که از خصلت آرمان جويانه عدالتخواهي و محو فقر سخن ميگويند. با اين نگرش چپ در اين منطقه يک جريان عدلتخواه بر مبناي تحقق عدالت اقتصادي و اجتماعي است تا يک جريان سياسي مبارزهجو عليه بازيگران اصلي نظام بينالملل.
فرناندو لوگو در مصاحبهها و اظهارنظرهاي خود تا پيش از پيروزي به اين نکته تصريح داشته است که به دنبال اصلاحات فراگير سياسي و اقتصادي در کشورش است؛ اصلاحاتي که در آن، عدالت برقرار و فقر محو شود. در اين ميان، برخورد ايالات متحده آمريکا با لوگو و برنامههاي اصلاحاتي او از اهميت خاصي برخوردار است. چنانچه آمريکا با چشمان باز واقعيتهاي جامعه پاراگوئه را بپذيرد و به انتخاب مردم احترام بگذارد، دليلي براي تنش بين آمريکا و پاراگوئه نخواهد بود و بدين ترتيب، لوگو نيز مجبور نخواهد بود در واکنش به سياستهاي منفي آمريکا به سمت چاوز و با مورالس برود و در اين موقعيت، محور چپهاي برزيل ـ آرژانتين ـ پاراگوئه و اروگوئه و شيلي تقويت خواهد شد. در غير اين صورت، پاراگوئه براي حفظ خود، مجبور خواهد شد دست چاوز را که براي اتحاد به سويش دراز شده است، بفشارد؛ اين آزموني بزرگ براي آمريکا و پاراگوئه است که پس از يک انتخابات، در بازي بزرگ يارگيري در آمريکاي لاتين چگونه عمل کنند.
محمد علي ضيايي
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


