داستان خوان آنتونيو سامارانش؛ تنها آن بالا
سامارانش ماند و برقراري دموکراسي در اسپانيا را ديد اما چون هنوز هديهاش را به مردم کاتالونيا نداده بود، بار سنگيني روي شانههايش احساس ميکرد. وقتي در سال 1980 لرد کيلانين ايرلندي صندلي رياست کميته بينالمللي المپيک را خالي گذاشت، سامارانش به عنوان فعال سياسي و ورزشي اسپانيا لايقترين فرد براي جانشيني لرد نام گرفت. سرانجام به قول معروف در و تخته باهم جور شدند و بارسلون در زمره کانديداي ميزباني المپيک قرار گرفت.
کد خبر: ۹۴۸۳۳
| | 6108 بازدید
حالا ديگر فقط کاتالونيا خانه او محسوب نميشود. اصلا هم لازم نيست با يادآوري تلاشهايش براي ميزباني بارسلون، مادريديها را از دوست داشتن مرد مرده باز داشت؛ نشان به آن نشان که رافائل نادال مادريدي قدم رنجه کرد و زير تابوت يکي از بانفوذترين چهرههاي ورزش دنيا را گرفت. به نوشته خراسان؛ مراسم اختتاميه زندگي خوان آنتونيو سامارانش، رئيس سابق کميته بينالمللي المپيک در کليساي اصلي شهر بارسلون انجام گرفت؛ همان جايي که خيلي خوب شهامت جوان پريروز را به ياد دارد.
روگ رئيس فعلي کميته بينالمللي المپيک احتمالا چون واحد تاريخ را ناپلئوني پاس کرده از شهامت سامارانش چيزي نميداند، پس بايد فقط همين حرفهاي کليشهاي را بر زبان بياورد: «به نظر من او پس از بارون پيردوکربرتون (بنيانگذار المپيک نوين) تأثيرگذارترين چهره تاريخ المپيک بود.» شايد به همين دليل نشان رئيس افتخاري و ابدي کميته بينالمللي المپيک، آخرين عنوان او شد. نشان شهامت اما خيلي قبلترها به سينه مرد عجيب پيوند خورد.
داستان يک گزارش
در اوج خفقان دولت ديکتاتور فرانکو، بازيکنان بارسا را تهديد کردند اگر در الکلاسيکو به رئال، تيم حکومت نبازند به زندان ميافتند. در جريان رقابت رگههايي از نافرماني ديده شد. سربازان دولت ناگهان درون ميدان آمدند و با دستگير کردن چند بازيکن فعال در عرصه اعتراضهاي دولتي، اجازه دادند فرانکو به خواستهاش برسد. رئال 11-يک به برتري دست يافت و مطبوعات پايتخت بدون اشاره به اتفاقهاي بازي از يک فتح بزرگ گفتند اما يک روزنامهنگار جسور به تنهايي وظيفه بيرون کشيدن ماه از پشت ابر را برعهده گرفت.
گزارش او به عنوان شاهد عيني بازي در روزنامههاي محلي کاتالونيا بازتاب گستردهاي داشت. هر چه گذشت، بر ارزش آن گزارش جسارتآميز افزوده شد. آگاهي مردم از چگونگي استفاده ابزاري فرانکو از فوتبال يک طرف، دستاويز شدن اقدام سامارانش طرف ديگر. اگر گزارش هاکي باز سابق تيم اسپانيول نبود، تعداد آدمهاي به قتل رسيده توسط فرانکو کمتر جلوه ميکرد. به هرحال يکي از عمده فعاليتهاي ارتش او جلوي در ورودي نوکمپ شکل گرفت؛ زماني که هواداران مبارز آبي و اناريپوشان به خاک و خون کشيده شدند.
چند سال بعد در روزهاي آزادي...
سامارانش ماند و برقراري دموکراسي در اسپانيا را ديد اما چون هنوز هديهاش را به مردم کاتالونيا نداده بود، بار سنگيني روي شانههايش احساس ميکرد. وقتي در سال 1980 لرد کيلانين ايرلندي صندلي رياست کميته بينالمللي المپيک را خالي گذاشت، سامارانش به عنوان فعال سياسي و ورزشي اسپانيا لايقترين فرد براي جانشيني لرد نام گرفت. سرانجام به قول معروف در و تخته باهم جور شدند و بارسلون در زمره کانديداي ميزباني المپيک قرار گرفت.
وقت اداي دين قديمي فرا رسيد. سامارانش فقيد چه خوب با لابيهاي مشروع آن خبر خوب را داد: «شهر بارسلون». او در لحظه اعلام ميزبان المپيک 1992 از همه احساسش کمک گرفت. حالا بارسلون مديون اوست. شايد شرق و غرب هم به همين ترتيب. در سال رياست مرد اسپانيايي، آمريکا المپيک شوروي را تحريم کرد و 4 سال بعد همپيمانان رهبر بلوک شرق از شرکت در فستيوال ورزشي لسآنجلس انصراف دادند. سامارانش ايستاد و سرانجام در المپيک 1988 به رؤياي ديرينهاي که خود با تلاش و اهرمهاي سياسي محقق کرده بود، خنديد؛ اتحاد شرق و غرب.
بازماندهها
از سامارانش و همسر متوفياش 2 فرزند به يادگار مانده. اولي پسري به نام خوان آنتونيو با سابقه حضور 9 ساله در کميته بينالمللي المپيک و دومي دختري است به نام ماريا ترسا با عنوان «رئيس فدراسيون ورزشهاي آبي اسپانيا». او 4 سال ديرتر از برادرش (سال 2004) به جايگاه فعلي تکيه زد.
زندگي شخصي
سامارانش اول دسامبر 1955 با ماريا ترساي 24 ساله ازدواج کرد. اما همه او را نه با اين جشن عروسي بلکه به دليل سمتهايي مانند رياست طولاني مدت بر بزرگترين شرکت سرمايهگذاري اسپانيا ميشناختند. سامارانش بين سالهاي 1967 تا 1971 وزير ورزش و بين سالهاي 1973 تا 1977 شهردار کاتالونيا بود.
ناميده شدن به عنوان سفير کاتالونيا در شوروي سابق به استقبال شرقيها از او و درنهايت تلاش مؤثر خوان آنتونيو در راه اعطاي ميزباني المپيک 1980 به مسکو انجاميد. او روي کرسي خود جا خوش کرد؛ آنقدر که درنهايت رکورد طولانيترين مدت رياست يک اسپانيايي در ورزش را به ثبت رساند. مرگ در بيمارستان پايان او بود، نه پايان شايعات درباره دست داشتن در رسوايي تباني شهر سالت ليک آمريکا براي ميزباني المپيک زمستاني 2002. پايان او بود، نه پايان روزنامهنگار افشاگر روزنامه «پرنسا».
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


