فوتباليهايي كه هنرمند حادثه ديده زمين فوتبال را فراموش كردهاند!
گل؛ 9 سال پيش يكي از نادرترين حوادث ورزشي را در كشورمان شاهد بوديم جايي كه دو تيم نوژن مازندران و پرسپوليس تهران برگزاركننده ديدار جامحذفي كشور بودند. هنوز دقايقي از بازي نگذشته بود كه ناگهان سقف جايگاه ورزشگاه شهيد متقي ساري به علت حجم زياد تماشاگراني كه به طور غيرقانوني روي آن رفته بودند فرو ريخت و بسياري از هموطنان شمالي كشورمان را مجروح كرد.
پس از اين حادثه بازي نيمه تمام ماند تا ماموران آتشنشاني و اورژانس به كمك صدمه ديدگان بشتابند. يكي از مجروحان اين حادثه وحشتناك مسعود كاتوزيان نقاش و هنرمندان كشورمان بود كه در اثر اين سانحه ضربه مغزي و دچار شكستگي لگن و دست و پا شده بود، كه هنوز هم وي به علت اين حادثه دلخراش در بيمارستان بستري است! البته خيلي ديگر از هموطنانمان در اين حادثه مجروح شدند ولي وضعيت كاتوزيان از همه وخيمتر بوده است.
براي اينكه از وضعيت كاتوزيان كه در بيمارستان پارس تهران بستري است بيشتر جويا شويم با همسر وي تماس داشتيم كه با گلهمندي از مسوولان استاني، به خصوص تربيتبدني و نيز اهالي فوتبال مدعي شد: «كمك مالي كه نميكنند هيچ، اصلا حال و احوال مسعود را هم نميگيرند و اصلا برايشان مهم نيست كه چه بر سر ما آمده است.»
خانم كاتوزيان كه دل پردردي داشت گفت: «دقيقا 9 سال از آن اتفاق شوم ميگذرد 16 ارديبهشت سال 80 بود. شوهرم خونريزي مغزي كرد و تمام بدنش از كار افتاد او بدنش جواب نميداد و حتي قدرت تكلمش را هم از دست داده بود. او حتي قدرت بلعيدن غذا را هم نداشت و با تمام اين سختيها و مشكلات فقط من بودم و اما دريغ از يك كمك از سوي مسوولان. اگر كمكي هم بوده از سوي دوستان و خانوادههايمان بوده است.»
وقتي از خانم كاتوزيان ميپرسيم تربيتبدني يا مسوولان استاني هيچ اقدامي نكردهاند ميگويد: «چرا نه اينكه نكرده باشند اما در مقابل هزينههايي كه تا به امروز انجام دادهايم بسيار ناچيز بوده است! سهبار مغز، سه بار پاهاي چپ و راست و چهار بار لگن ايشان را جراحي كرديم. هزينه اين جراحيها يك طرف، هزينه بستري و هزينه سرسامآور فيزيوتراپي و لكنتدرماني از سوي ديگر كه طي اين چند سال هميشه هزينههاي آن را پرداخت كردهايم.»
موضوع وقتي جالب ميشود كه خانم كاتوزيان ميگويد: «پولي را كه از تربيتبدني گرفتم از طريق حكم دادگاه بوده است.» در اين ميان به جز اجحافي كه از لحاظ مادي در حق آنها كردهاند بايد گفت از لحاظ معنوي هم در حق آنها كار خاصي انجام ندادهاند.
خانم كاتوزيان ميگويد: «آقايان فقط سال اول به ما سر ميزدند و حال و احوال ميپرسيدند بعد از آن ديگر ما را فراموش كردهاند. البته بايد اذعان كنم كه فقط از تربيتبدني آمدند، اما از مسوولان استاني مثل استاندار يا معاونانشان، فرماندار و... اصلا سراغ ما را هم نگرفتند كه بگويند مردهايد يا زنده؟»
خانم كاتوزيان از ميان چهرههاي ورزشي كه به شوهرش سر زدهاند فقط نام مسوولان فدراسيون سواركاري، واليبال و كشتي را ميبرد. اعظمي، داورزني و طالقاني چهرههاي ورزشي هستند كه به ديدن مسعود كاتوزيان رفتهاند. موضوع وقتي جالبتر ميشود كه ميبينيم حادثه در زمين فوتبال رخ داده است ولي هيچ نامي از فوتباليستها يا مسوولان اين رشته نميبينيم. براي اينكه اشتباهي در اين خصوص نكنيم دوباره از خانوم كاتوزيان ميپرسيم آيا هيچ فوتبالي به ديدن شوهر شما نيامده؟ كه با صراحت ميگويد: «متاسفانه هيچيك از اهالي فوتبال، چه فوتباليست و چه مسوولانش حال شوهرم را نپرسيدند چه برسد به كمك مالي!»
اينجا بايد گفت گلي به جمال غيرفوتباليها! خانم كاتوزيان در حال حاضر وضعيت جسمي شوهرش را زياد خوب قلمداد نميكند چرا كه به خاطر پروتزي كه در لگن ايشان كار گذاشتهاند پاي راستش از ران به بالا آبسه كرده است و او بايد آنتي بيوتيكهاي بسيار قوي مصرف كند كه همين مساله باعث ضعف شديد بدني او شده است. خانم كاتوزيان شاغل است و در حال حاضر تمام مخارج سنگين درمان شوهرش را به تنهايي به دوش ميكشد.
البته او از كمكهاي خانوادههايشان نيز تشكر ميكند كه در اين راه دست او را گرفتهاند. كاتوزيان در پايان از جامعه هنرمندان به خصوص نقاشان هم گله دارد، چرا كه آنها هم حال شوهرش را جويا نشدهاند. مسعود كاتوزيان يكي از نقاشان بزرگ ايران بوده كه آوازهاش خارج از مرزهاي ايران هم پيچيده بود و حتي گويا در كشورهاي خارجي هم نمايشگاه بر پا كرده بوده است اما پس از اين اتفاق هيچيك از هنرمندان از او سراغي نگرفتهاند.
متاسفانه مسعود كاتوزيان چند سال است كه فراموش شده است. ايكاش مسوولان فوتبال كشور و سازمان تربيتبدني خصوصا در استان مازندران در اين خصوص يك اقدام خيرخواهانه انجام دهند يا حداقل به لحاظ معنوي حال و احوال او را جويا شوند.


